حقوق متقابل مردم و حکومت - قدردان قراملکی، محمدحسن - الصفحة ١٢ -           د) رازداري و عدم تجسس
همانا مردم به عيب و لغزشهايي مبتلايند كه شخص حاكم و حكومتبر پوشاندن آنها از همه سزاوارتر است. آنچه برايت آشكار شدهبپوشان. زشتي و عيوب مردم را، تا آن جا كه ميتواني، بپوشان تاخداوند نيز عيبهاي تو را، به ميزاني كه تو دوست داري لغزشهايمردم را بپوشاني، بپوشاند.
طرد مسؤولان و زيردستاني كه ميكوشند عيوب و كاستيهاي مردم رابراي حاكم بازگو كنند، از لوازم اين آموزه الاهي به شمار ميآيد. دشمنحاكم ميخواند و ميفرمايد:
بايد دورترين و دشمنترين افراد نسبت به تو كساني باشند كه پيوستهعيب مردم ميجويند.
افزون بر اين، حكومت نبايد در امور شخصي و خصوصي شهروندانتجسس و دخالت كند و مراكز اطلاعاتي و قضايي در پي كشف جرم ولغزشهاي مردم برآيند؛ زيرا حاكم ديني در برابر لغزشها و گناهان شخصي وپنهان مردم هيچ مسؤوليت و تكليفي ندارد. حضرت به مالك ميفرمايد:
مالك، در پي كشف آنچه بر تو نهان مانده مباش. همانا داوري دراموري كه بر تو مخفي مانده بر خدا است ... در آنچه برايت آشكار ويقيني نيست، خود را ناآگاه فرض كن. در پذيرش گفتار سخن چينشتاب نگير.
در انديشه حكومتي امام(ع) دولت بايد انديشه كشف جرم خصوصيشهروندان در سر نپروراند و به همه گمان نيك داشته باشد:
اي مالك، ... بايد رفتارت با مردم بر اساس خوش گماني باشد.
از مطالب مذكور روشن است كه نهي حكومت از تجسس و كشف جرممربوط به اعمال و گناهان شخصي شهروندان ميشود، و اين اصل شامل اعمالخلاف عمومي و مخل امنيت و ناقض مصلحت جامعه نميشود. اما نكتهظريف عدم سوء استفاده حكومت از اين استثناء است كه به بهانههاي فوق بهتجسس و ورود به خانههاي مردم و افشاي اسرار آنان دست نزند.