پرتوي از روشنائي - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ١٨
بسم الله الرحمن الرحيم
به آقايان محترم و علماء , روحانيون و خطباء محترم حاضر در جلسه خوش آمد عرض مى كنم و اين فرصت را براى طرح مسائلى كه امروز به سرنوشت اسلام و انقلاب مربوط است , مغتنم مى شمارم . در قضيه ء حركت عاشورا , نكات بسيار زيادى هست كه اگر دنياى اسلام ومتفكرين جهان اسلام اين حادثه را از ابعاد مختلف بررسى بكنند و شرائط مختلف و مقدمات و مؤخرات آن وآنچه كه اين حادثه را احاطه كرده است را مورد دقت قرار بدهند , مى توانند راههاى زندگى اسلامى و تكاليف نسلهاى مسلمان را در تمام زمانها معين كنند . يكى از اين درسها , اين نكته ء مهم است كه حسين بن على ( ع ) در يك فصل بسيار حساس تاريخ اسلام , وظيفه اصلى را از وظائف گوناگون كه داراى مراتب مختلف اهميت بودند , تشخيص داد و آنرا به انجام رساند و در شناخت آنچه كه در آنروز دنياى اسلام به آن احتياج داشت , دچار تو هم و اشتباه نشد . تشخيص وظيفه ء اصلى همواره يكى از نقاط آسيب پذير زندگى مسلمين در دورانهاى مختلف بوده است . آسيب پذيرى در تشخيص وظيفه ء اصلى , يعنى اينكه آحاد ملت و راهنمايان و برجستگان دنياى اسلام در برهه اى از زمان وظيفه ء اصلى را اشتباه بفهمند يعنى ندانند چه وظيفه اى اصلى است و بايد به آن پرداخت و حتى اگر لازم شد بايد كارهاى ديگر را فداى آن كرد وچه وظيفه اى فرعى و در درجه دوم است . بايد به هر كارى به اندازه ء خودش اهميت داد و براى آن تلاش كرد . در همان زمان كه حضرت ابا عبدالله ( ع ) حركت كرد , كسانى