پرتوي از روشنائي

پرتوي از روشنائي - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ٩

كار انقلاب ما هم همين بود كه در مقابل معيارهاى باطل و غلط مادى جهانى بايستد و آنها را عوض كند . دنياى امروز , دنياى دروغ , زور , شهوترانى و دنياى ترجيح ارزشهاى مادى بر ارزشهاى معنوى است . دنيا اين است مخصوص امروز هم نيست . قرنهاست كه معنويت در دنيا رو به افول و ضعف بوده است . قدرتمندها تلاش كردند معنويت را از بين ببرند . صاحبان قدرت , پول پرستها و سرمايه دارها يك نظام و بساط مادى در دنيا چيدند كه در رأس آن قدرتى مثل قدرت آمريكاست كه از همه دروغگوتر , فريبگرتر , بى اعتناتر نسبت به فضايل انسانى و بى رحمتر نسبت به انسانهاست . چنين قدرتى در رأس است و دوستان او هم در مراتب بعد قرار ميگيرند . اين وضع دنياست . انقلاب اسلامى يعنى زنده كردن دوباره اسلام , زنده كردن ( ان اكرمكم عندا . . . اتقيكم ) و انقلاب آمد تا اين بساط و اين ترتيب غلط جهانى را بشكند و يك ترتيب جديدى درست كند . اگر ترتيب جهان , ترتيب مادى باشد , معلوم است كه افرادى شهوتران , فاسد , رو سياه و گمراه مثل محمدرضا بايد در رأس كار باشند و يك انسان با فضيلت و منور مثل امام بايستى يا در زندان و يا در تبعيد باشد . در چنان وضعيتى در جامعه جاى امام نيست . وقتى زور , فساد , دروغ و بى فضيلتى حاكم است , آن كسى كه داراى فضيلت , صدق , نور , عرفان و توجه به خداست جايش يا در زندانهاست و يا در مقتل ومذبح و گودال قتلگاه است . وقتى كسى مثل امام بر سر كار آمد يعنى ورق برگشت . شهوترانى , دنيا طلبى و وابستگى و فساد در انزوا رفت و تقوى , زهد , صفا و نورانيت , جهاد , دلسوزى براى انسانها , رحم و مروت و برادرى و ايثار و از خود گذشتگى روى كار آمد . امام كه روى كار ميايد يعنى اين خصلتها و اين فضيلتها روى كار ميايد . اين ارزشها