پرتوي از روشنائي - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ١٩
بودند كه اگر به آنها گفته مى شد كه قيام كنيم يا نه ؟ و آنها مى دانستند كه اين كار به دنبال خود مشكلات و دردسرهايى دارد , به شما پاسخ منفى مى دادند و سراغ تكاليف درجه دو مى رفتند كما اين كه ديديم عده اى هم همين كار را كردند . در ميان كسانى كه حركت نكردند و با امام حسين ( ع ) نيامدند , آدمهاى مومن و متعهد هم وجود داشت . اين جور نبود كه همه ء آنها اهل دنيا باشند . در ميان سران و برگزيدگان آن روز دنياى اسلام , انسانهاى مؤمن و كسانى كه مى خواستند طبق وظيفه عمل كنند هم بودند , لكن تكليف اصلى را نمى فهميدند , وضعيت زمان را تشخيص نمى دادند , دشمن اصلى را نمى شناختند و كار اصلى و محورى را با كارهاى درجه دو و سه اشتباه مى كردند و اين همواره يكى از ابتلائات بزرگ دنياى اسلام بوده و ما هم ممكن است امروز به آن دچار بشويم . ممكن است ما هم آنچه را كه مهم تر است با چيزهاى كم اهميت تر اشتباه بكنيم . بايد آن وظيفه ء اساسى را كه قوام و حيات جامعه , بسته به آن است پيدا كرد . يك روز در همين كشور ما مبارزات ضد استعمارى و ضد استبدادى و ضد دستگاه كفر طاغوت مطرح بود . بعضى ها اين تكليف اصلى را تشخيص نمى دادند و به كارهاى ديگر چسبيده بودند . اين افراد كه احيانا تدريس يا تأليفى هم داشتند يا اداره ء يك حوزه كوچك تبليغى و هدايت دينى جمع محدودى از مردم بر عهده ء آنها بود , فكر مى كردند كه اگر به مبارزه بپردازند اين كارها معطل خواهد ماند ! اينها مبارزه ء به آن عظمت و اهميت را ترك مى كردند , براى اينكه از اين كارها باز نمانند ! اين يعنى اشتباه در شناختن آنچه كه لازم , مهم و اهم است . حسين بن على ( ع ) در بيانات خود به همه فهماند كه چنان شرائطى , واجب ترين كارها براى دنياى اسلام , مبارزه با اصل قدرت طاغوتى و اقدام