پرتوي از روشنائي

پرتوي از روشنائي - الخامنئي، السيد علي - الصفحة ١٠

مطرح ميشود . اگر اين ارزشها را نگهداشتيد نظام امامت باقى مى ماند . آنوقت امثال امام حسين بن على ( ع ) ديگر به مذبح برده نميشوند . اما اگر اينها را از دست داديم چه ؟ اگر روحيه بسيجى را از دست داديم چه ؟ اگر بجاى توجه به تكليف و وظيفه و آرمان الهى به فكر تجملات شخصى خودمان افتاديم چه ؟ اگر جوان بسيجى , مؤمن و با اخلاص را كه هيچ چيز نميخواهد جز ميدانى براى مجاهدت در راه خدا , در انزوا قرار داديم و يك آدم پرور , افزون خواه , پر توقع و بى صفاى بى معنويت مسلط كرديم چه ؟ در اين صورت همه چيز دگرگون خواهد شد . اگر بين رحلت رسول اكرم ( ص ) و شهادت جگر گوشه اش در صدر اسلام پنجاه سال فاصله بود . ممكن است در روزگار ما اين فاصله كمتر بشود و فضيلتها و صاحبان فضايل زودتر به مذبح بروند . نبايد بگذاريم چنين چيزى پيش بيايد . بايد در مقابل انحرافى كه ممكن است دشمن بر ما تحميل بكند , بايستيم . عبرت گيرى از عاشورا اين است . نگذاريم روح انقلاب و فرزندان انقلاب در جامعه منزوى بشوند . عده اى مسائل را اشتباه گرفته اند . البته بحمدالله امروز مسئولين ما دلسوز و علاقه مندند و رئيس جمهورى انقلابى و مؤمن بر سر كار است و ميخواهند كشور را بسازند . يك عده اى سازندگى را با مادى گرايى اشتباه گرفته اند . سازندگى چيزى و مادى گرى چيز ديگرى است . سازندگى يعنى اينكه كشور آباد بشود و طبقات محروم به نوايى برسند . برادران و خواهران ! سالهاى سال اين كشور را ويران كرده اند و بعد از انقلاب هم بمدت هشت سال بوسيله مهاجمين خارجى همان كارها را ادامه دادند . آيا اين شوخى است ؟ كشور بايد ساخته شود و سازندگى وتلاش لازم دارد . از پايان جنگ تا به امروز هنوز سه سال واندى بيشتر نمى گذرد . از پايان جنگ تا امروز هنوز چيزى