نماز الهی وشیطانی - حسین انصاریان - الصفحة ٢٠ - نمازهاى نمونه عصر ما

كليد آن اتاق هم در جيبش بود. من كه مى‌خواستم بروم ناهار حاضر كنم، ايشان درب را از پشت كليد مى‌كرد، و نماز ظهر و عصر را كه هشت ركعت است و مى‌شود آن را در پنج دقيقه خواند، بيش از يك ساعت، طول مى‌داد و من پشت درب اتاق ايشان معطل مى‌شدم تا سلام نماز دوم آقا را بشنوم. در ضمن، پيراهنى را هم حاضر كنم تا ايشان بتواند پيراهنش را عوض كند. از بس كه اشك سيل‌وارش در نماز، اين پيراهن را خيس مى‌كرد.

جوان! چنين نمازى را نمى‌گوييم بخوان. از دست ما هم بر نمى‌آيد. بر مى‌آيد؟ ايشان آن وقت اين نماز را نقاشى مى‌كرد، عين انبيا و ائمه، آن را نقاشى مى‌كرد. ما حالا بياييم يك نمازى نقاشى كنيم كه حداقل شاخ نداشته باشد؛ دم نداشته باشد؛ سم نداشته باشد؛ لب و گونه‌اش كج نباشد. بزرگان چنين نمازى مى‌خواندند. من اين ماجرايى را كه مى‌گويم، با چشم خودم ديده بودم. اين ماجرا را ديگر كسى برايم تعريف نكرده است. البته، من چند تا نماز ديده‌ام كه هنوز در لذت آن چند تا