نماز الهی وشیطانی - حسین انصاریان - الصفحة ١٩ - نمازهاى نمونه عصر ما

نبود كه بتواند اين پيشنهادها را قبول بكند. پدر، مادر، عمو و دايى، جوان را دَور مى‌كنند و مى‌گويند، اين دخترى كه با او روى هم ريخته‌اى، به درد دنيا و آخرتت نمى‌خورد و با خانواده‌ات هم جور در نمى‌آيد. جوان مى‌گويد، مرغ يك پا دارد. اگر اين دختر را براى من گرفتيد، من زن مى‌گيرم، و اگر هم او را براى من نگرفتيد، يا من زن نمى‌گيرم يا اين كه خودم را مى‌كشم. در عالم معنا هم، امثال آقاى بروجردى اين طور شده بودند. او مى‌گفت، من وقتى ركوع مى‌روم، در محضر محبوبم مى‌روم و كَيف مى‌كنم. تو مى‌گويى، من حضور در چنين محضرى را كم كنم كه من نمى‌توانم. آن وقت گاهى كه نمى‌توانست براى نماز به مسجد اعظم بيايد، من خادم ايشان را ديده بودم، البته، خود ايشان را هم ديده بودم و در نماز ايشان هم بوده‌ام، خادم ايشان مى‌گفت، اگر وقت ظهر، كارهاى آقاى بروجردى اين قدر شديد و متراكم بود كه ديگر نمى‌رسيد به مسجد اعظم برود، وضو را كه مى‌گرفت، به درون اتاقش مى‌رفت، در حالى كه‌