توبه
(١)
سخن ناشر
١ ص
(٢)
فرصت و زمان توبه
٢ ص
(٣)
خسارت اول گناه، پوشاندن لباس ذلّت
٤ ص
(٤)
خسارت دوم گناه، دورى از قرب حق
٦ ص
(٥)
خسارت سوم گناه، مرگ قلب
٧ ص
(٦)
يك نمونه از گناه باطن
١١ ص
(٧)
گناه حرامخوارى
١٧ ص
(٨)
گلايه نكردن از بلا
٢١ ص
(٩)
معاشرت با اهل فساد، از نقاط بسيار خطرناك
گناه
٢٢ ص
(١٠)
مصعب بن عمير و گسستن رابطه خويشاوندى
٢٥ ص
توبه - حسین انصاریان - الصفحة ٥ - خسارت اول گناه، پوشاندن لباس ذلّت
«خف»؛ يعنى سبك، بىارزش و بىمقدار. «... فَأُولئِكَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُم بِمَا كَانُوا بِآيَاتِنَا يَظْلِمُونَ.»[١] اينها در قيامت مىبينند و مشاهده مىكنند كه با گناه، تمام سرماى وجودشان را تباه كرده و در زندگىشان چيزى كه در ميزان قيامت قابل وزن باشد تا بر آن پاداش داده شود، نمانده است[٢] يعنى خسران اصل وجود، تباهى اصل وجود؛ يعنى اين قدر بىمقدار و بىارزش شدند كه انگار از آنها چيزى نمانده كه آن را به حساب بياورند. اگر اين گناهان ظاهر و آشكار هم باشند، در ميان خانواده، جامعه و آشنايان، آبروىشان رفته و پيش چشم ديگران هم پست و بىمقدار و بىاعتبار مىشوند. اين خسارت، تنها يك خسارتِ گناه است: «».[٣]
[١] ١. اعراف/ ٩.
[٢] ١. همان.
[٣] ٢. صحيفه سجاديه، همان.