مادر امام عصر - حسین انصاریان - الصفحة ٢٦ - راز دستور امام هادى (ع) به روايت نرجس

مريم (ع) به شمعون بن صفا، جد مادرى‌ام گفت، به اين وصلت رضايت بده كه عزت و شرف خانوادگى تو در اين وصلت است.

من در اين جا بر روى كلمه‌اى اصرار كنم و رد بشوم: با خانواده‌اى ازدواج بكنيد كه باعث عزت و شرف شما باشد.

در آن عالم رؤيا، عيسى مسيح (ع) به شمعون بن صفا گفت، اين ازدواج را بپذير كه اين پيوند مايه عزت و شرف است. پيغمبر (ص) پول كلانى را كه نمى‌خواست مهر كند و كاخ هم كه نمى‌خواست به عروس و داماد بدهد. مسيح (ع) كه عزت و شرف را در پاكى‌ها مى‌ديد: «إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً».[١] گفت، قبول دارم. پيغمبر (ص) به مسيح (ع) فرمود، من خودم عقد اين پسر و دختر را مى‌خوانم، و سپس خطبه عقد را خواند و من از خواب بيدار شدم. از آن وقت من غرق در تعجّب هستم كه اين چه خوابى بوده؟ من از ترس كشته شدن، بيم داشتم كه ماجراى خوابم را براى پدر و پدربزرگم بگويم و در


[١] ١. احزاب: ٣٣.