مرگ مغزى - ستوده، حميد - الصفحة ٤٤ - سوم سنجه تشخيص مرگ
عنوان و اصطلاح در عرف رواج نداشته است؛ از قبيل نماز، زكات، روزه، حج و .... تفسير اين دسته (موضوعات مستنبطه) را بايد از خود شارع گرفت و از ادلّه شرع، استخراج و استنباط كرد.
٢. موضوعاتى كه قبلًا ميان مردم رواج داشته و شارع آنها را از عرف با همان حدّ و مرزش برداشت كرده و در اين باره اصطلاحى برنساخته است؛ مانند استطاعت، خوف، ضرر، معروف، منكر و .... اين گونه از موضوعات، خود به سه دسته ديگر، تقسيم بندى مىگردد:
يك. موضوعاتى كه تشخيص آن براى عرف عام، كار پيچيدهاى نيست و براى عامه افراد امكانپذير بوده و نيازى به تبعيت از نظر متخصّصان ندارد. مانند صعيد، ضرر، اضطرار، استطاعت وموضوعاتى بسان اينكه آيا اين مايع رنگين خون است يا نه؟ آيا فلان آب گلآلود مضاف است يا مطلق؟ و آيا رؤيت هلال با چشم عادى حاصل شده است يا خير؟
دو. موضوعات عرفى كه نياز به تخصّص علمى خاصّى ندارد، ولى بايد نظر و ارتكاز عرف به صورت دقيق، شناخته شود. از آن جا كه فقيه به خاطر ممارست دائم با مسائل و موضوعات فقهى، در تشخيص اين موضوعات، قوىترعمل كرده و از تفرّس و قدرت انتقال فوق العادهاى نسبت به عرف مردم برخوردار است، مىتواند تشخيص اين موضوعات را بر عهده گرفته و حكم آن را صادر نمايد؛ به عنوان نمونه مىتوان از تغيير تقديرى [١] به رنگ نجس در آبهاى تيره ياد كرد؛ يعنى آيا اينگونه دگرگونى، مصداق عنوان «تغيير» در رواياتى نظير «خلق الله الماء طهوراً لا ينجّسه شىء إلا ما غير لونه أو طعمه او ريحه» [٢] به شمار مىآيد تا سبب نجاست آب كر شود يا خير؟ يا مثال ديگر آنكه، آيا شنيدن آيه سجده از
[١]. منظور از تغيير تقديرى آن است كه مثلًا- آب كمى گلآلود شده و خونى كه در آن ريخته است، به مقدارى است كه اگر آب صاف بود، رنگ آن تغيير مىكرد ولى چون رنگ آن كدر است، فعلًا آثار آن ظاهر نمىشود.
[٢]. محمد بن حسن حرّعاملى، وسائل الشيعة، چاپ اول، (قم: مؤسسه آل البيت (ع)، ١٤٠٩ ق)، ج ١، ص ١٣٥.