معرفت اخلاقی - موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی (ره) - الصفحة ٦ - تبيين معناي خلافت الهي از منظر جلالالدين دواني و غياثالدين منصور دشتكي
سال چهارم، شماره اول، بهار و تابستان ١٣٩٢، ص ٩٣ ـ ١١١
Ma'rifat-i Ākhlaqī, Vol.٤. No.١, Spring & Summer ٢٠١٣
نقي سنايي*
چکيده
اوقات فراغت مهمترين و دلپذيرترين اوقات آحاد بشر و بخشي از ساعات زندگي روزانه انسانها است که فرد با رضايتخاطر به استراحت، تفريح، توسعه آگاهيها يا مشارکت اجتماعي ميپردازد و داوطلبانه پس از رهايي از الزامات شغلي، خانوادگي و اجتماعي بدان مشغول ميشود. سؤال اصلي تحقيق اين است که اوقات فراغت با رويکرد جامعهشناختي و روانشناختي و اخلاقي داراي چه مفهومي ميباشد؟ آيا بين اوقات فراغت و وقت آزاد همساني وجود دارد؟ اوقات فراغت در ارتباط با کار، بازي، تفريح، سرگرمي و ورزش به چه معناست؟
اين نوشتار، در پاسخ به سؤالات تحقيق، ضمن بهرهوري از منابع مختلف کتابخانهاي با روش توصيفي - تحليلي، و با هدف بررسي و تبيين ساختار مفهومي اوقات فراغت، بر آن است که اوقات فراغت بخشي از اوقات آزاد انسان است، و اينکه نحوه گذران اوقات فراغت براي افراد، امري آزاد و انتخابي است. گذران اوقات فراغت موجبات آرامش جسمي و روحي، رضايتخاطر، و رفع خستگي ناشي از کار را فراهم ميكند. در پايان، به اهميت اوقات فراغت در زندگي همچون زماني براي فرهنگسازي، فرصتي براي اشتغال و تهديدي براي سلامت اخلاقي جامعه تأکيد گرديده و ويژگيهاي آن، از جمله جدا بودن وقت فراغت از کار، وجود ميل و فعاليت دلخواه و نداشتن انگيزه و نفع اقتصادي پرداخته شده است.
کليدواژهها: فراغت، وقت آزاد، کار، تفريح، سرگرمي.
* دانشجوي دكتري اخلاق اسلامي دانشگاه معارف قم [email protected]
دريافت: ١٥/ ٢/ ١٣٩٢ – پذيرش: ٢٠/ ٧/ ١٣٩٢
مقدمه
اوقات فراغت را ميتوان مهمترين فرصتها و ساعات در زندگي انسانها دانست. چنانکه براي مؤمنان لحظات نيايش با معبود، براي عالمان و انديشمندان دقايق تفکر و تأمّل، براي هنرمندان زمان ساختن و ابداع، و براي عدهاي اگر طرح و برنامه مشخصي براي استفاده از آن نداشته باشند، ملالآورترين لحظات خواهد بود. اين اوقات، نزديکترين پيوند را با زندگي معنوي و فرهنگي افراد برقرار ميکند، اوقاتي که با ميل و اختيار در راه آموختن، آفريدن، پژوهش، تربيت، مشارکتهاي داوطلبانه اجتماعي، و... صرف ميگردد.
ازآنجاييكه انسان در اوقات فراغت ميتواند همان چيزي را که ميپسندد انجام دهد، شخصيت اصلي خود را بازمييابد و آن را ابراز ميکند، ازاينرو، قابليتهايش غالباً در عرصههاي اوقات فراغت جلوهگر ميشود (مهدوينژاد، ١٣٨٨، ص ٧). فعاليتهاي چنين اوقاتي آنقدر اهميت دارد که از آن بهمثابه آيينه فرهنگ ياد ميکنند (سازمان ملي جوانان، ١٣٨١، ص ١٥).
براي درک بهتر اصطلاح «اوقات فراغت»، نگاهي به تاريخچه اين پديده، مفيد است؛ زيرا آنچه امروزه تحت عنوان اوقات فراغت بيان ميشود، در طول تاريخ دستخوش تغيير و تحولات زيادي شده است. ازاينرو، نبايد برداشت امروزي از اوقات فراغت را به گذشته نسبت دهيم، بلکه بايد کوشش کنيم تا مفهوم اوقات فراغت را در هر دوره زماني بهتر درک کنيم. براي نمونه، آنچه كه در يونان باستان بهعنوان اوقات فراغت مطرح بود، نميتوان با مفهوم اوقات فراغت امروزي قابل مقايسه دانست؛ زيرا شرايط اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي کاملاً دگرگون شده است. افزون برآن، خود مفهوم اوقات فراغت در طول تاريخ پيوسته در حال تغيير بوده است.
اوقات فراغت در دوران باستان ويژه طبقه مرفه بود. در قرون وسطي، تحت تأثير کامل فرهنگ مسيحيت قرار داشت. ازاينرو، اوقات فراغت ارزش بيشتري پيدا کرده بود. در عصر جديد و در پايان قرون وسطي و آغاز صنعتيشدن جوامع غربي رابطه بين کار و اوقات فراغت بهطور اساسي دچار تغيير و تحول شد. چنانکه اوقات فراغت بهعنوان زمان تلف شده و کار بهعنوان ارزش مطرح ميشد (جلالي فراهاني، ١٣٩١، ص ٢١-٢٣). در کشور ما اوقات فراغت از زمان قاجار مورد توجه قرار گرفت (سازمان ملي جوانان، ١٣٨٤، ص ٤).
در رابطه با موضوع تحقيق، تاآنجاکه مورد بررسي قرار گرفته، تحقيق و تأليف مستقلي تدوين نشده است. هرچند در مورد اوقات فراغت کتاب و مقالات مفيدي انجامشده است. ازاينرو، با التفات به تحقيقات انجام شده، اين مقاله حاضر تلاش دارد تا مفهوم اوقات فراغت را تحليل، و آن را از مفاهيم همگن همچون کار، بازي، تفريح بازشناسد.
مفهومشناسي اوقات فراغت«اوقات فراغت» از دو کلمه «اوقات» و «فراغت» ترکيب شده و ضروري است پيش از بيان تعريف و مفهوم آن، بهمعناي لغوي اين دو کلمه اشاره شود.
١. معناي لغوي «وقت»«وقت» را در فرهنگ لغات به معاني متعدد بهکار رفته است. از آن جمله: «وقت» مقداري از زمان است و هر زماني که محدوديت و نهايتي داشته باشد، موقت گفته ميشود (فراهيدي، ١٤٠٩ق، ج ٥، ص ١٩٩). «اوقات» جمع وقت؛ يعني هنگامها، روزگارها، ساعات، ازمنه (معين، ١٣٦٣، ج ١، ص ٤٠٤).
٢. معناي لغوي فراغت«فراغت» در فرهنگ لغات بهمعاني متعدد به کار رفته است از جمله:
«فراغت» در زبان فارسي بهمعناي فرصت و مهلت، آسايش و آرامي و استراحت، ضد گرفتاري از کار و شغل (دهخدا، ١٣٦٥، ج ١١، ص ١٧٠٢٠). در فرهنگ معين، «فراغت» به معاني ذيل آمده است: ١. پرداختن از فراغ؛ ٢. آسايش، استراحت، آسودگي، آرامش؛
چنانکه نظامي در خسرو و شيرين گويد:
چو برگفت اين سخن شاپور هُشيار فراغت خفته گشت و عشق بيدار
(نظاميگنجوي، ١٣٧٦، ص ٣٦)
٣. بياعتنايي، وارستگي؛ ٤. فرصت، مجال (معين، ١٣٦٣، ج ٢، ص ٢٥٠٤).
فراغت بهمعناي آسودگي و آسايش و آسودگي از کار و شغل آمده است (عميد، ١٣٧٨، ص ٩٠٦).
«فراغت» لغتي است عربي که از ريشه فَرَغَ گرفته شده است و معاني مختلف دارد. مهمترين معاني «فراغت» عبارتند از: وسعت، پايان يافتن کاري، دست کشيدن از کار، فرصتي که پس از پايان يک کار در اختيار انسان قرار ميگيرد، جدايي از چيزي يا کاري (شريفي، ١٣٩١، ص ٧١). چنانکه سعدي شيرازي ميسرايد:
سلسله مـوي دوست حلقه دام بـلاست هر که دراين حلقه نيست فارغ ازاين ماجراست
(سعدي، ١٣٦٧، ص ٧١٣)
«فراغت» در لغت عربي بهمعناي اضطراب و «فراغ» بهمعناي آسايش است (معين، ١٣٦٣، ج ٢، ص ٢٥٠٤). «فَرَغَ مِنَ العَمَلِ» يعني کارش تمام شد، از کار دست کشيد. «فَرَغَ وَ فَرِغَ مِنَ الشَّيءِ» چيزي را به پايان رسانيد. «اَلفِرغ» يعني بيکاري، فراغت، تهي بودن «اَلفَرِغ» يعني بيکار، خالي، تهي (بندرريگي، ١٣٦٦، ص ٤١٥). «اَلفَراغَهُ»: اَلجَزَعُ وَ القَلَقُ، قَالَ: يکادُ مِنَ الفَراغَهِ يستَطارُ (حسيني زبيدي، ١٤١٤ق، ج ١٢، ص ٥١).
همچنين فراغت يعني بيتابي، اظهار حزن و دلتنگي، و اضطراب، بيآرامي.
٣. تعاريف اوقات فراغتدر علوم مختلف از جمله جامعهشناسي و روانشناسي راجع به اوقات فراغت تعاريفي ارائه شده است:
الف. رويکرد جامعهشناختيدر عصر حاضر، انديشه دربارة فراغت کموبيش با پيدايش جامعهشناسي فراغت، يعني دانشي که در نظر دارد اين مسائل را بهوسيله روشهاي علمي مورد بررسي قرار دهد و تفکري سازمانيافته ايجاد کند، مرتبط است. از منظر جامعهشناختي، براي فراغت دو شرط قابل تصور است:
١. آنکه فعاليتي باشد فارغ از اجبارهاي اجتماعي مذهبي و عمومي، که در آن نوعي گزينش يا انتخاب آزاد مطرح است.
٢. اينکه کاري که فرد از طريق آن، معيشت خود را تأمين ميکند و بايد از ساير فعاليتها جدا باشد.
«فراغت» واقعيتي است کاملاً تازه که با جامعه صنعتي و پديدة شهرنشيني بهوجود آمده است و آن را نميتوان با بيکاري قرون گذشته مقايسه کرد (سازمان ملي جوانان، ١٣٨١، ص ٤٩). البته اوقات فراغت در جامعة صنعتي، ماهيتي پيچيده و ناهمگون پيدا کرده است. درحاليکه اين پديده اجتماعي ميبايد اعضاي جامعه را به يکپارچگي و يکدلي رهنمون سازد (جليلي، ١٣٨٧، ص ١١٠).
«اوقات فراغت» يک مفهوم فرهنگي، و جزئي از نظام فرهنگي است و در ارتباط با خرده نظام شخصيتي، در پي تحقق مطلوبيت فردي اعضاي جامعه بوده، کارکرد عمده آن، علاوه بر تأمين نيازهاي فراغتگران، نوعي کارکرد اجتماعي در راستاي اجتماعي شدن و انتقال ارزشها و هنجارها، تأمين حيات اجتماعي و ايجاد تعادل و توازن در نظام اجتماعي است (ريتزر، ١٣٧٤، ص ١٣٥-١٣٦).
برخي جامعهشناسان در تعريف «اوقات فراغت»، به ويژگيهاي آن، عدهاي به اهداف، و گروهي به آثار و نتايج آن توجه کردهاند. چنانکه آلن بيرو به نقل از ژوفر دومازيه (۱۹۷۲) جامعهشناس فرانسوي، با توجه به همه موارد مزبور، جامعترين تعريف را ارائه كرده، مينويسد:
اوقات فراغت دربرگيرندة مجموعهاي از اشتغالات است که فرد با کمال ميل بدان ميپردازد. خواه به منظور استراحت، خواه براي ايجاد تنوع و خواه با هدف گسترش اطلاعات و آموزش خويشتن (بدون توجه به اهداف مادي) و خواه براي مشارکت اجتماعي آزاد، بعد از آنکه از الزامات حرفهاي، خانوادگي و اجتماعي فارغ گشت (بيرو، بيتا، ص ٢٠٣).
از آنچه گذشت، ميتوان گفت: فراغت کامل داراي خصايص زير است: رها بودن از وظايف اجتماعي و جدايي از اجبارها؛ هدف و حيثيت مادي نداشتن و جدايي از تأمين معيشت؛ نشاطآور و شادمانيآور بودن و احساس لذت بردن و انجام آزادانه و داوطلبانه.
ب. رويکرد روانشناختيبراساس نظرات روانشناختي، انسان داراي يک مجموعه نيازهاي اساسي است که در مراحل مختلف نمود پيدا ميکنند. نيازهاي اوقات فراغت، بهطور عمده نيازهاي ثانويه و بيانگر حالات رواني اجتماعي انسان هستند که به مرور زمان و در شرايط متفاوت اجتماعي بين افراد مطرح ميشوند (جليلي، ١٣٨٧).
اوقات فراغت با رويکرد روانشناختي، به زماني اطلاق ميشود که انسان هيچ کار موظفي نداشته و با ميل و علاقه به امر خاصي ميپردازد. چنانکه آمده است:
منظور از اوقات فراغت، فرصت و زماني است که انسان مسئوليتپذير، هيچگونه تکليف يا کار موظفي را عهدهدار نبوده، زمان در اختيار اوست که با ميل و انگيزه شخصي به امر خاصي بپردازد. به ديگر سخن، فراغت زماني است که پس از به انجام رساندن کار و تکليف موظف روزانه، باقيمانده است و انسان، فرصت مييابد که با رغبت و علاقه و انگيزه شخصي، فعاليت يا برنامه خاصي را انتخاب و پيگيري نمايد (افروز، ١٣٧٠).
دربارة پيدايش فراغت و گرايش انسان به آن، سه نظريه وجود دارد:
١. اولين نظريه اين است که مبناي تفريح، مذهب است. چنانچه در جوامع اوليه، عملاً رسوم مذهبي از بازي و تفريح جدا نبوده است و رقص و آواز و نمايش رابطه تنگاتنگ با سنن مذهبي داشته است (زاهدي اصل، بيتا، ص ٩).
٢. دومين نظريه راجع به فراغت، فرضيه غريزي «بازي و تفريح» است. چنانکه کارل گروس (١٨٩٨) دانشمند و مربي برجسته آلماني در کتاب بازي و مرد بر اين باور است که بازي انسان، مانند بازي حيوانات از يک نياز فطري سرچشمه ميگيرد و وظيفه اصلي بازي در سنين کودکي، آماده سازي طفل براي بزرگسالي است (همان).
٣. سومين نظريه، فرضيه مبتني بر «استراحت و کسب لذت» است. چنانکه هربرت اسپنسر فيلسوف انگليسي (١٨٢٠-١٩٠٣)، علت گرايش انسان به تفريح را رها شدن وي از نيروهاي اضافي ميداند، و مورتين لازاروس روانشناس آلماني، عامل تفريح را نياز بشر به استراحت و جبران خستگي بيان ميکند (همان).
از ديدگاه روانکاوي، بازي و هنر بهعنوان يک عامل مؤثر آموزش و تعليم و تربيت، بايد بهطور اصولي بررسي شود. همچنين بهعنوان يکي از اساسيترين جنبههاي خوبي و رفتار آدمي ارزيابي گردد (مقصودي، ١٣٤٩، ص ٣٧).
بنابراين، طبق ديدگاه روانشناسي، انسان در ايام فراغت درصدد يافتن پاسخ به نيازهاي اساسي خود است، يا به دنبال تفريح و سرگرمي است يا اينکه در جستوجوي استراحت، آرامش جسمي و روحي و رهايي از يکنواختي ميباشد.
ج . رويكرد اخلاقيدر اين بخش، به برخي آراء و ديدگاههاي فلاسفه و علماي اخلاق دربارة اوقات فراغت اشاره ميشود. با اين توضيح که ارسطو بيش از همه به مسئله اوقات فراغت پرداخته است. چنانکه ايورموريش به نقل از ارسطو ميگويد:
اوقات فراغت فينفسه شاديبخش و خوشحالکننده و منشأ لذت است. طعم اين لذت را کساني ميچشند که داراي اوقات فراغت هستند و افراد پرمشغله از آن محروماند. بنابراين، تعدادي رشته يادگيري و تربيتي وجود دارد که تحصيل در آنها بايد با ديد لذت بردن از اوقات فراغت باشد و به خاطر خودشان براي آنها ارزش قائل شويم (ايورموريش، ١٣٧٣، ص ٩٩).
جلالي فراهاني نيز به نقل از ارسطو آورده است که او در نوشتههايش از «زمان اضافي»، «زمان براي خود» يا «زمان آرامش» صحبت کرده است، و ميگويد: «ما کار ميکنيم تا اوقات فراغت داشته باشيم، جنگ ميکنيم تا در صلح زندگي کنيم» (جلالي فراهاني، ١٣٩١، ص ٢١).
خواجه نصير الدين طوسي (۵۷۹ ق) در رابطه با اوقات فراغت معتقد است:
براي آموختن فنّ و حرفهاي که در حدود سنين نزديک به ١٣ سالگي و بعد از اين سن است ورزش و حداقل استراحت فعال لازم است؛ يعني حرکت بدني و فعاليت بدني مختصري که رفع کسالت حاصل از تحمل تعليم در او حاصل گردد و خستگي ذهني ناشي از فشار فکري و توجه بيش از حدّ مرتفع گردد (سازمان ملّي جوانان، ١٣٨١، ص ٤٩).
معدنکن، به نقل از محمد قطب در خصوص توصيه اسلام نسبت به استفاده صحيح از اوقات فراغت مينويسد:
اسلام يکي از وسايلي که براي تربيت و علاج انسان مهمّ ميداند، تخليه بارهايي است که گاه گاه در جسم و جان انبوه ميشود؛ چون هنگاهي که اين بارها (نيروها) بيش از حد معيني در يکجا جمع ميشود و بدون يک هدف علمي در يک جا بمانند، به وجود انسان ضرر ميزنند و بسياري از امراض رواني به علت تجمع نيروهايي است که بدون استفاده در يکجا انبار شده و در راه طبيعي خود بهکار برده نميشوند و راه صحيح خود را نمييابند (معدنکن، ١٣٦٩، ص ٣٢).
اوقات فراغت بهمعناي زمانها و فرصتهايي است که فرد در استراحت و آسايش از کار رسمي و شغل اصلي خود به سر ميبرد. از نظر اسلام، اوقات فراغت بهمعناي اوقات و زمانهاي آزادي از قيود و محدوديتهاي قانوني و اخلاقي، و اوقات بيمسئوليتي نيست؛ زيرا انسان تا زماني که از عقل و اختيار و آگاهي برخوردار است، داراي مسئوليت ميباشد (شريفي، ١٣٩١، ص ٩١).
٤. تفاوت اوقات فراغت و وقت آزادفراغت و وقت آزاد دو مفهوم متفاوت هستند، با اين تفاوتها:
١. هرکس ميتواند وقت آزاد داشته باشد، ولي هرکس نميتواند فراغت داشته باشد.
٢. وقت آزاد به روش مخصوصي از جمع کردن نوع خاصي از زمان اشاره دارد، حال آنکه فراغت به حالتي از بودن و شرايطي از آدمي اطلاق ميشود که کمتر بهدست ميآيد.
٣. وقت آزاد هم وقت فراغت را دربرميگيرد و هم تمامي فعاليتهايي را که خارج از حوزه کار در برابر فرد قرار دارند. نياز فرد به غذا خوردن، خوابيدن، مراقبت از سلامت يا مراقب ظاهر خود بودن، وظايف خانوادگي، وظايف اجتماعي و مسئوليتهاي مذهبي را بايد در وقت آزاد انجام داد (سازمان ملي جوانان، ١٣٨١، ص ٤).
٤. وقت آزاد زماني است که انسان پس از انجام همه وظايف و مسئوليتهاي خود در اختيار دارد، اما اوقات فراغت، زماني است در طول زمان آزاد، که انسان از نظر فکري رها از هرگونه اجبار و مسئوليت است. ازاينرو، اوقات فراغت نسبت به وقت آزاد شخصيتر بوده و جزيي از آن بهشمار ميآيد (جلالي فراهاني، ١٣٩١، ص ٦-٧).
لازم به يادآوري است از ٢٤ ساعت شبانهروز ميتوان دو جدول ذيل را ارائه نمود:
١. ديدگاه متعارف: در اين ديدگاه وقت فراغت، وقت خارج از کار موظفي است.

٢. ديدگاه نگارنده که در آن سه وقت براي انسان متصور شده است: وقت کار که موظفي، اجباري و با برنامه است. وقت آزاد که غيرموظفي، اختياري ولي با برنامه است. مانند رفتن به مهماني يا مهماني دادن که با برنامه همراه ميباشد. وقت فراغت که در دلِ وقت آزاد قرار دارد و بخشي از آن ميباشد.

سطوح مختلف فراغت را ميتوان به شرح ذيل ذکر نمود:
الف. خلأ فراغت«خلأ فراغت» را فراغت بدون برنامه هم ميگويند. در فراغت بدون برنامه، مشکلات عديدهاي بهوجود ميآيد که معمولاً بزهکاري و انحرافات مختلف، محصول فراغت بيبرنامه است. ايستادن سرکوچه يا سرگذر و پرسه زدن در خيابانها، شيوههاي اصلي گذران فراغت بيبرنامه است. اين نوع گذران فراغت، عواقب نامطلوب فردي و اجتماعي را در پي دارد (سازمان ملي جوانان، ١٣٨١، ص ٢٩٣). البته به نظر ميرسد، شيوه گذران فراغت بيبرنامه در روزهاي تعطيل به مراتب بيشتر از روزهاي کار ميباشد.
لازم به يادآوري است که خلأ فراغت و اوقات فراغت بدون برنامهريزي را ميتوان فراغت بيمارگونه نام نهاد، چون با اتلاف وقت و بيهودگي همراه است و بر اثر آن مشکلات بسياري گريبانگير فرد و جامعه ميشود.
ب. فراغت انفعالي (غيرفعال)«فراغت انفعالي»، به نوعي از فراغت اطلاق ميگردد که فرد بدون انجام واکنش، در معرض عمل يک محرک ديگر است، بهطوري که انسان پذيراي محرکهاي بيروني است و از خود تحرک و ابتکار شايان ذکري ارائه نميدهد. درنتيجه، بهراحتي تأثير پذيرفته و گاهي بدون اينکه متوجه باشد تحت تأثير پيامهايي قرار ميگيرد که از طريق رسانههاي مذکور تبليغ و القا ميگردند. تماشاي تلويزيون، گوش دادن به راديو، استفاده از اينترنت، انجام انواع بازيهاي رايانهاي در زمره فراغت انفعالي طبقهبندي ميگردند.
بنابراين، در اين شيوه گذران فراغت، فرد در معرض بمباران پيام ارسالي قرار ميگيرد، بدون اينکه خود بتواند نقشآفريني کند. درنتيجه، و به مرور زمان ابتکار عمل از دست وي خارج و به موجودي بيخاصيت تبديل ميشود (همان، ص ٢٩٤).
لازم به يادآوري است که براي فراغت، کارکردهاي متعدد جسمي و روحي است که کارکرد جسمي از طريق ورزش و ديگر فعاليتهاي بدني انجام ميشود و کارکرد روحي بهوسيله آموزش، رفع خستگي، استراحت و... انجام ميگردد.
ج. نيمهفراغت«نيمهفراغت» وضعيتي است که طي آن کار و فراغت توأمان انجام ميشود. در اين شرايط لذت، کار و بالتبع آن درآمد درهم ميآميزند. ازاينرو، به آن نيمهفراغت ميگويند. کارهاي هنري و تزئيني، نقاشي، مجسمهسازي، موسيقي و...، که هم بهدنبال لذت، کسب درآمد هم نسبتاً اموري اختياري و ارادي هستند مشمول وضعيت فوق ميگردند (همان، ص ٢٩٥).
د. فراغت فعالمطلوبترين شيوه گذران فراغت، فراغت فعال است. در اين شيوه، اهداف عمومي فراغت تحقق مييابد، هم خستگي مرتفع ميشود، هم لذت کسب ميگردد و هم تحول و تعالي شخصيت مدنظر ميباشد. در فراغت فعال، انسان داراي تحرک و حضور ملموس و مؤثر در عرصه عمل است و بر شرايط تأثير گذارده و آن را تغيير ميدهد. ازاينرو، فراغت به رشد و پويايي شخصيت کمک ميکند و روشهاي مواجهه مطلوب، کارآمد و مؤثر با محيط پيرامون و عناصر آن را تعليم ميدهد. گردشگري، صله رحم و ديدار با خويشاوندان، مطالعه، ورزش کردن از شيوههاي مطلوب گذران اوقات فراغت ميباشند.
لازم به يادآوري است با بهرهوري از متون ديني، ميتوان اقسام فراغت را به مثبت و منفي تقسيم کرد:
امام سجاد (ع) در خصوص فراغت مثبت ميفرمايد:
خداوندا، اگر ما را فراغت و آسايشى مقدر فرمودهاى، چنان كن كه به هنگام آسايش در امان مانيم: نه گناهى ما را گرفتار سازد و نه ملالتى به ما رسد، تا فرشتگانى كه گناهان ما را مىنويسند، با صحيفه اعمال ما بىآنكه در آن گناهى نوشته شده باشد از نزد ما بازگردند و فرشتگانى كه ثوابهاى ما را مىنويسند، شادمان با صحيفهاى نوشته از اعمال نيك ما به نزد تو آيند (صحيفه سجاديه، ١٣٧٥، ص ٧٦).
امام علي (ع) نيز فرمودند: «شبزندهداري با ياد خدا، فرصتي است براي افراد سعادتمند، و تفريح و آسايشي است براي اولياي خدا» (تميميآمدي، ١٤١٠ق، ص ٤٠٤).
اين كلام از پيامبر اکرم (ص) را ميتوان فراغت منفي تلقي نمود: «دو نعمت است که بسياري از مردم در مورد آنها مغبون هستند: تندرستي و آسايش» (نهجالفصاحه، ١٣٨٦، ص ٤١٠-٤١١).
همچنين امام محمدباقر (ع) فرمودند:
حضرت موسيبن عمران در پيشگاه الهي عرض کرد، پروردگارا، کداميک از بندگانت نزد تو بيشتر مورد بغض است. فرمود، آنکه شبها چون مرداري در بستر خفته و روزها را به بطالت و تنبلي ميگذراند» (مجلسي، ١٤٠٣ق، ج ٧٣، ص ١٨٠).
٦. بررسي مفاهيم همگندر اينجا جهت دريافت مفهوم «فراغت» و «اوقات فراغت»، مفاهيم کار، بازي، تفريح، سرگرمي، ورزش بررسي ميشوند:
الف. کاردر يک نگاه کلي، کار هر فعاليتي است که از طريق آن کالايي و يا خدماتي براي استفاده فوري و يا مبادله توليد ميشود. براساس اين تعريف کلي، کار فعاليت فکري، عملي و عاطفي انسان است که اولاً، غايتمند و ثانياً، اجتماعي است. کار و فراغت بهعنوان دو نياز اساسي بشر، در پي انقلاب صنعتي و بسط مناسبات سرمايهداري از يکديگر منفک شدند. همچنانکه کار عملِ خلاق مولد و تغييردهنده است، فراغت نيز فعاليت نسبتاً خودانگيخته و آزادانه فرد در بازآفريني خود، خود ـ بيانگري و بازيابي خويشتن دانسته ميشود. در جوامع پيش سرمايهداري، کار و فراغت در هم ادغام و از يکديگر نامتمايز بودند. در چنين جوامعي، نه اينکه زمان فراغت يا حتي سرگرمي وجود نداشت، اما فراغت و سرگرمي و در کل بازي بيشتر بهصورت آيينها و جشنهاي ديني يا غيرديني نمود مييافت که درواقع، بخشي از روند کار محسوب ميشد (قاضي مرادي، ١٣٨٧، ص ١٦-٢٠).
افزون بر اين، اوقات فراغت زاييدة صنعت ميباشد. از دوران شهرنشيني و صنعتيشدن، اوقات فراغت کمکم معنا پيدا کرده است. از آغاز شهرنشيني و صنعت طي سنوات ١٧٥٠ تا ١٩٠٠ و انقلاب صنعتي، که در انگلستان به وقوع پيوست، کار بر مردم مسلط گشت. روانشناسان اوليه درصدد افزايش بهرهوري و توليد بودند و انسان کارگر بهمثابه يک ابزار بود. روانشناسي نوين و روندهاي مديريت کلاسيک و بهدنبال آن نئوکلاسيک، موجب توجه به افراد شد، موقعيتي را فراهم آورد تا در ساعاتي از کار، افراد به فعاليت آزاد يا استراحت بپردازند (سازمان ملي جوانان، ١٣٨٤، ص ٥).
ب. بازيبين اوقات فراغت و بازي رابطه وجود دارد، چنانکه در بسياري از جنبههاي اوقات فراغت، بازي نقش مهمي ايفا ميکند. مثل اينکه عدهاي شطرنج بازي ميکنند. بازي يکي از جنبههاي مهم زندگي است، به نحوي که هونيزينگا جامعهشناس هلندي از نخستين نظريهپردازان بازي، آن را يکي از بنيادهاي فرهنگ و گسترش تمدن بهشمار ميآورد (همان، ص ٤).
بازي نوعي فعاليت فراغتي است که داراي سه خصيصه ميباشد: انگيزههايي دروني، فردي و خودانگيخته دارد؛ با رفتارهاي شاد، شوخ و سبکبال همراه است؛ گرايش به واقعگريزي و اهداف غيرجدي دارد.
اگرچه معمولاً اصطلاح فراغت را براي بزرگسالان بهکار ميبرند، ولي در حقيقت بازي بخش مهمي از فراغت همگان محسوب ميشود. طبق پژوهشهاي جديد روانشناختي، بازي نقش بسيار مؤثري در تکامل شخصيت و سلامت رواني کوچک و بزرگ ايفا ميکند (مهندسان مشاور فر نهاد، ١٣٨٣، ص ٢٧-٢٨).
ج. تفريحتفريح نوعي فعاليت فراغتي است که اغلب بر هدفهاي جمعي و سازمان گروهي استوار است. ازاينرو، معمولاً بهعنوان يک نهاد اجتماعي تلقي ميشود که هدفهايي جامعهپسند مثل تجديد قوا و مشارکت اجتماعي دارد. مانند رفتن به ورزشگاه، سمينار، تئاتر، موزه، سير و سياحت. بنابراين، خصايص تفريح عبارت است از: فعاليت جمعي، سازماندهي، و سودمندي اجتماعي که ممکن است در ديگر فعاليتهاي فراغتي وجود نداشته باشد (همان، ص ٢٧).
چارلز آ. بوچر (١٩٨٤) در کتاب مباني تربيت بدني، براي تفريح شش هدف را ذکر ميکند. درواقع، وي فعاليتهاي مربوط به اوقات فراغت را شرح ميدهند:
١. فعاليتي که بهطور خصوصي و با ميل شخصي انجام ميشود؛ ٢. روابط انساني در آن آزاد است؛ ٣. علاقه فرد در آن مطرح است و مهارت او افزايش مييابد؛ ٤. بهداشت و آمادگي بدني را به همراه دارد؛ ٥. موجب بروز خلاقيت و اظهار وجود ميشود؛ ٦. شرايط مناسب محيطي را براي گذراندن اوقات فراغت فراهم ميسازد (اوست و ابوچر، ١٣٧٤، ص ٣٨).
لازم به يادآوري است که مفهوم فراغت و بازي و تفريح داراي مضامين مشترک ميباشند از قبيل آزادي و رهايي، خودانگيختگي، تجربه دروني، لذت و رضايت، عدم ضرورت (مهندسان مشاور فر نهاد، ١٣٨٣، ص ٢٧).
در حقيقت، تفريح و سرگرمي يکي از راههاي گذران اوقات فراغت است؛ بهعبارت ديگر، محصول اوقات فراغت است. بنابراين، با اوقات فراغت متفاوت است. تفريح ميتواند يکي از مهمترين و ضروريترين کارها در اوقات فراغت باشد، هر انساني نيازمند اوقاتي است که در آن به تفريح و سرگرمي بپردازد (شريفي، ١٣٩١، ص ٧٣ و ٨٣).
تفريح داراي سه رکن است: گردشگر، گردشگاه، کارکرد گردشي. در اين منظر جايگاههاي تفريح در گذران اوقات فراغت سه حالت دارند:
١. در خانه (فردي مثل استراحت و مطالعه، يا جمعي مثل مهماني و ورزش)؛ ٢. درونشهري (فضاي بسته مثل سينما و موزه، فضاي باز مثل پارک و خيابان)؛ ٣. برونشهري (کشوري مثل ايرانگردي يا جهانگردي).
دراين راستا، يکي از تلاشهاي ويژه در امر فعاليتهاي تفريحي و پُر کردن مؤثر اوقات فراغت، اردوهاي ورزشي و فوق برنامه در نظامهاي آموزشي است (قاسمي و ديگران، ١٣٩٠، ص ١٧٠).
با توجه به مطالب مزبور در بازي و تفريح، بايد افزود که فراغت پديدهاي فراگير و چندبُعدي است که با زمان، فعاليت و کيفيت تجربه دروني انسان ارتباط دارد. از اين نظر، ميتواند جوانب بسياري از بازي و تفريح را شامل شود.
د. سرگرميدرواقع واژة سرگرمي (Amusememt يا Entertainemt) گاه در معناي تفريح و بازي بهکار ميرود، ولي ميتوان گفت: سرگرمي نوعي گذران فراغت است که جنبة خلاقيت و فعاليت در آن کمتر وجود دارد و بيشتر معطوف به وقتگذراني، مشغول بودن و گريز از يکنواختي و حتي وقتکشي است. مثل پرسه زدن در خيابان، بازي با دستگاههاي ماشيني، شرطبندي. امروزه با توجه به گسترش جامعهشناسي فراغت و روانشناسي پرورشي، سعي ميشود که از طريق برنامهريزي فراغت، پديده سرگرمي مورد نظارت و هدايت قرار گيرد و محتواي آن با اهداف فراغت دمسازتر گردد (مهندسان مشاور فر نهاد، ١٣٨٣، ص ٢٨).
ه . ورزشورزش همواره بازتاب اصليترين ارزشهاي مجموعه فرهنگي است که در آن انجام ميشود و بهعنوان منتقلکنندة فرهنگي عمل ميکند. حاصل آنکه، مهمترين ويژگي ورزش در هر موقعيتي، نتيجه هنجارهاي فرهنگي است. بنابراين، ورزش با استفاده از رسانه بازي رقابتي، چيزي درباره ارزشهاي مشترک جامعه بيان ميکند. اينکه ورزش ماهيتاً شبيه بازي است يا شبيه کار، بايد گفت: در موقعيتهايي، ورزش در زمان فراغت بهصورت بازي انجام ميشود. در مواقعي ديگر، با جديت و جهتگيري وظيفه انجام ميشود که به کار شبيه ميگردد (سازمان ملي جوانان، ١٣٨١، ص ٢٠).
٧. رابطه مفهوم فراغت، بازي، کار و غير بازي
با توجه به نکات مزبور ميتوان بين کار، فراغت، بازي و غير بازي بهگونة ذيل رابطه برقرار نمود:
با توجه به مدل فوق، فعاليت را ميتوان با توجه به ميزان کار، فراغت، بازي و غيربازي تعريف کرد:
در ربع ١: فعاليتهايي قرار دارند که هدفمند هستند و شبهکار ميباشند و انسان از آنها لذت ميبرد مثل بازي در کار.
در ربع ٢: شامل اشکالي از رفتار مثل بازي هنگام فراغت و فعاليتهاي لذتبخشي ميشود که انسان بهسادگي آنها را انجام ميدهد.
در ربع ٣: اشکالي از کار قرار ميگيرد که براي فرد لذتبخش نيستند، ولي شخص نسبت به آن اهداف متعهد است و احساس وظيفه ميکند.
در ربع ٤: فعاليتهايي هستند که ظاهراً مربوط به فراغت ميباشند و کاملاً براي آن انجام ميشوند، اما هيچ احساس لذتي در فرد ايجاد نميکند و نوع خستگي و جان کندن در آنها مشاهده ميشود (سازمان ملي جوانان، ١٣٨١، ص ١٩).
٣. ويژگيهاي اوقات فراغتمهمترين و بارزترين ويژگيهاي اوقات فراغت به شرح ذيل ميباشند:
١. فراغت از کار رسمي و روزانهيکي از شاخصههاي اوقات فراغت اين است که انسان از کار رسمي و روزانه خود فارغ باشد. شايد همين ويژگي است که موجب شده است برخي افراد، اوقات فراغت را بهمعناي اوقات بيکاري تلقي کنند. اوقات فراغت اوقاتي است که از کار رسمي و روزانه فارغ ميشويم. فراغت از کارهاي رسمي، بهمعناي بيکاري نميباشد (شريفي، ١٣٩١، ص ٧٣). چنانکه غلامعلي افروز به نقل از جي بي نيش در کتاب فراغت و تفريحات سالم ميآورد: «فراغت مربوط به اوقاتي از زندگي انسان ميشود که از کار کردن آزاد است يا در خواب نيست» (افروز، ١٣٧٠، ص ١٢٤).
٢. وجود ميل و فعاليت دلخواه و در نهايت داشتن حقّ انتخابعدهاي از صاحبنظران تنها داشتن حق انتخاب را بهعنوان بارزترين ويژگي اوقات فراغت برشمردند. همان گونهکه برخي معتقدند که بارزترين ويژگي اوقات فراغت، وجود نيروي انگيزه و عامل مهم انتخاب است. به دليل وجود همين ميل و انگيزه شخص و انتخاب آزادانه، بهرهوري از اوقات فراغت، هر هدفي را که به همراه داشته باشد، قطعاً براي فرد خوشايند و مطلوب است (افروز، ١٣٧٠، ص ١٢٥). به ديگر سخن، اينکه فرد در اين ويژگي از روي اجبار و اکراه، کار و فعاليت خود را انتخاب نميکند، بلکه با اختيار تام و ميل دلخواه اقدام به انجام کار و فعاليت مينمايد.
٣. نداشتن انگيزه و نفع اقتصاديعدهاي از انديشمندان، علاوه بر دو ويژگي مزبور، به نداشتن انگيزههاي اقتصادي در اوقات فراغت اشاره نمودند. براي نمونه، در تعريف اوقات فراغت آوردهاند که اوقات فراغت، ساعاتي که بايد بدون اجبار صرف اموري شود که شخص به آن تمايل دارد و تا حد ممکن نبايد با نفع اقتصادي همراه باشد يا منبع درآمدي براي شخص محسوب گردد (کوهستاني و ديگران، ١٣٧٨، ص ٦٤-٦٥). نداشتن انگيزه و نفع اقتصادي از ويژگيهايي است که اوقات فراغت را از اوقات اشتغال تفکيک ميکند؛ زيرا در اوقات فراغت غالباً افراد انگيزه مادي و سودجويانه ندارند (شريفي، ١٣٩١، ص ٧٤).
اهميت اوقات فراغت در زندگيبحث در مورد پُر نمودن بهينه اوقات فراغت از آن جهت مهم است که اين اوقات همچون شمشيري دو لبه است؛ لبهاي از آن ميتواند رشددهنده و اصلاحگر باشد و لبهاي ديگر زايلکننده نيروي جواني و حتي بيهودگي و فسادانگيز. به همين دليل ميتوان ادعا نمود نحوه گذراندن اوقات فراغت، چه از جنبههاي مثبت و سازنده و چه از جنبههاي مخرب و فساد انگيز، در حدي است که ساير جنبههاي زندگي هر فرد را بهطور چشمگيري تحتالشعاع قرار ميدهد. بنابراين، فعاليتهاي مربوط به اوقات فراغت بسته به سازنده يا نامطلوب بودن آن، در رشد و شکوفايي و يا بعکس در تخريب و انحطاط شخصيت نوجوانان و جوانان مؤثر است (کريميان، ١٣٨٨، ص ١١٣). ازاينرو، عدم توجه به اوقات فراغت مخاطراتي را به همراه خواهد داشت. چنانکه اوقات فراغت در عصر ما بهجاي آنکه ارزش و اعتبار فرهنگي پيدا کند ممکن است، وسيلهاي براي لذتجويي و عامل غفلت و فراموشي شود. گرچه فراغت، نتيجه گزينش آزاد انسان در برابر فرصتهاي زندگي است، ولي عدم توجه به نحوه گذران آن منجر به فاجعه خواهد شد.
اوقات فراغت در دنياي معاصر از جهات مختلفي اهميت دارد:
١. زماني براي فرهنگسازييکي از مهمترين جهات اهميت آن اين است که بهترين زمانها براي القاي فکر و انديشه و فرهنگ مورد قبول خود به افراد و جامعه، اوقات فراغت آنان است. با مديريت اوقات فراغت افراد ميتوان باورها، ارزشها، رفتارها و اميال و خواستههايشان را به سمتوسوي موردنظر سوق داد. با عنايت به مجموعه تعاليم اسلامي راجع به اهميت وقت و فرصت از جمله «الفرصهُ تَمُرُّ مَرِّ السَّحابِ» (نهجالبلاغه، ١٣٧٩، ص ٦٢٦) و نکوهش بطالت و لهو و لعب و تنبلي: امام على(ع) «إيّاكُم وَ الكَسَلَ، فَإنَّهُ مَن كَسَلَ لَم يَؤُدُّ حَقَّ اللَّهِ» (حکيمي، ١٣٨٠، ج ٥، ص ٤٩٤)؛ از تنبلى بپرهيزيد؛ زيرا كه آدم تنبل حق خدا را ادا نمىكند؛ ميتوان گفت: نگاه اسلام به مقوله اوقات فراغت، نگاهي تربيتي و اخلاقي است؛ يعني بايد گذران اوقات فراغت، اخلاقي تربيتي شود.
٢. فرصتي براي ايجاد اشتغاليکي از بهترين فرصتها براي ايجاد ميليونها شغل، برنامهريزي براي مديريت اوقات فراغت مردم است. بدينمنظور، اوقات فراغت مردم نياز به کارهاي فرهنگي و اقتصادي و اجتماعي فراواني است. عدهاي بايد امکانات تفريحي و ورزشي موردنياز براي گذران اوقات فراغت را بسازند و از آنها نگهداري کنند و گروهي بايد مکانهاي نمايشي مثل سينماها، خانههاي تئاتر و نمايشگاههاي عکس و فيلم و... را تأمين کنند و بعضي براي ساختن فيلمها خود و صدها نفر را در روزها و سالهاي مختلف مشغول کار سازند. پس يکي از راههاي ايجاد اشتغال در دنياي مدرن، تلاش در جهت پُر کردن اوقات فراغت اقشار مختلف مردم است.
٣. زمانشمولي و فردشمولياوقات فراغت مختص قشر خاص و سن خاص يا زمان خاص نيست، بلکه زمان شمول و فرد شمول است. همه افراد جامعه نهتنها نيازمند داشتن اوقات فراغت هستند، بلکه خواه ناخواه بخش زيادي از زندگي آنان را ميتوان زيرمجموعه اوقات فراغت دانست.
٤. تهديدي براي سلامت اخلاقي جامعهاوقات فراغت براي مؤمنان لحظات نيايش با معبود، براي عالمان دقايق تفکر و تأمل و براي هنرمندان زمان ساختن و ابداع است. در عين حال، براي عدهاي اگر طرح و برنامه مشخصي نداشته باشند، اين اوقات ملالآورترين لحظات خواهد بود. بنابراين، اوقات فراغت در کنار همه خوبيها و برکاتي که دارد، اگر بهدرستي ساماندهي نشود، ميتواند بهعنوان يکي از جديترين تهديدات براي سلامت اخلاقي و رواني جامعه بهشمار آيد. به نظر ميرسد، يکي از مهمترين علل انحرافات و بزهکاريها و کجرويهاي اجتماعي، بيبرنامگي فردي و اجتماعي در حوزه اوقات فراغت است (شريفي، ١٣٩١، ص ٧٤-٧٦).
لازم به يادآوري است که نگرش دين اسلام نسبت به اهميت و نحوه گذران اوقات فراغت، بر جهتگيريهاي عملي انسان تأکيد داشته و وي را مکلف ميکند تا نسبت به گذراندن اوقات فراغتش احساس مسئوليت کند. ازاينرو، نهتنها فرد اوقات فراغت خود را صرفاً براي تأمين خواستههاي نفساني خويش سپري نميکند، بلکه مقداري از اوقات فراغت را نيز صرف امور معنوي و عبادي خواهد کرد (سازمان ملي جوانان، ١٣٨١، ص ٤١). چنانکه خداوند ميفرمايد: «فَإِذا فَرَغْتَ فَانْصَبْ. وَ إِلى رَبِّكَ فَارْغَبْ» (شرح: ٧-٨)؛ پس هنگامي که از کار مهمي فارغ ميشوي به مهم ديگري پرداز و به سوي پروردگارت توجه کن.
از منظر الهي، اوقات فراغت در کنار اوقات کار قرار دارد، و فرصتي است که بايد از آن براي پاسخ دادن به حس کمالجويي انسان بهرهبرداري کرد. پيامبر اكرم(ص) فرمودند: «إغتَنِم خَمساً قَبلَ خَمسٍ شَبابُكَ قَبلَ هَرَمِكَ وَ صِحَّتُكَ قَبلَ سُقمِكَ وَ غِناكَ قَبلَ فَقرِكَ وَ فَراغُكَ قَبلَ شَغلِكَ وَ حَياتُكَ قَبلَ مَوتِكَ» (نهجالفصاحه، ١٣٨٢، ص ٢٢٥)؛ پنج چيز را پيش از پنچ چيز غنيمت شمار: جوانى پيش از پيرى، صحت پيش از بيمارى، ثروت پيش از نيازمندى، فراغت پيش از اشتغال، زندگى پيش از مرگ.
نتيجهگيري١. فراغت زماني است به اينکه آنچه را ميتوانيم يا ميخواهيم انتخاب ميکنيم. با اين بيان که براي انسان دو زمان قابل تقسيم است: زمان کار و زمان خارج از کار. زمان خارج از کار، خود به چهار دسته تقسيم ميشود:
الف. زماني که ارتباط به کار روزانه دارد. مثل رفتوآمدها يا مطالعه مطالبي که مرتبط به کار يا شغل فرد است؛ ب. زماني که براي رفع احتياجات زيستي صرف ميگردد مثل خواب، تغذيه؛ ج. زماني که صرف انجام وظايف و فرائض ديني ميشود؛ د. زمان فراغت يا زمان باقيمانده براي آزاد شدن فکر.
٢. با پيشرفت صنعت و تکنولوژي، اوقات فراغت افراد افزايش يافته و از اهميت بيشتري برخوردار ميباشد.
٣. اوقات فراغت بخشي از اوقات آزاد فرد است.
٤. نحوه گذران اوقات فراغت براي افراد، امري آزاد و انتخابي است نه اجباري.
٥. فعاليتهاي مربوط به اوقات فراغت، بسته به فراغتگر (دارنده فراغت) تعريف ميگردد.
٦. فعاليتهاي اوقات فراغت از چنان اهميتي برخوردار است که ميتوان از آن بهمثابه آيينه فرهنگ جامعه ياد کرد.
٧. خلأ فراغت يا اوقات فراغت بيبرنامه، همان فراغت بيمارگونه است که موجبات اتلاف وقت و بيهودگي را فراهم نموده و بشر را دچار مشکلات عديدهاي ميکند.
٨. فراغت معقول و مقبول و مشروع، فراغت فعال ميباشد و آن مطلوبترين شيوة گذران فراغت است.
٩. اوقات فراغت بهترين بستر براي فعاليتها و نوآوريها، در عين حال زمينهساز بسياري از انحرافات ميباشد.
١٠. فراغت با بطالت تفاوت دارد؛ زيرا بطالت و بيکاري بغض و خشم الهي را به همراه دارد، ولي فراغت موجبات آسايش و آرامش را فراهم خواهد نمود.
١١. نتيجه گذران اوقات فراغت، نوعي رضايتخاطر، آرامش و رفع خستگي ناشي از کار ميباشد.
١٢. از منظر دين اسلام، انسان هنگامي از کار مهمي فارغ ميشود، بايد به مهم ديگري بپردازد و به سوي پروردگارش توجه کند. اين يک ضرورت است. طبق بينش اسلامي، اوقات فراغت زمان رهايي از قيود زندگي اجتماعي و تعهدات خانوادگي است، اما نوع تفريح انتخابي ميبايست تضمينکننده سلامت روح و روان انسان باشد.
١٣. عبادات و نيايشها در اوقات فراغت، فرد را به سوي کمال و اعتلاي روحي سوق ميدهد.
منابع
نهجالفصاحه (١٣٨٦)، ترجمة محسن شيرمحمدي، قزوين، سايه گستر.
نهج الفصاحه (١٣٨٢)، ترجمة ابوالقاسم پاينده، چ چهارم، تهران، بينا.
نهجالبلاغه (١٣٧٩)، ترجمة محمد دشتي، قم، تهذيب.
صحيفه سجّاديه (١٣٧٥)، ترجمة عبدالحميد آيتى، چ دوم، تهران، سروش.
افروز، غلامعلي، «هنگامة فراغت، زمينهساز بهداشت رواني و بستر خلّاقيتها» (تابستان ١٣٧٠)، پيوند، ش ١٤٢، ص ١٢٤- ١٣٠.
بيرو، آلن (بيتا)، فرهنگ علوم اجتماعي، ترجمة باقر ساروخاني، تهران، کيهان.
اوست، ديوار و چارلز ابوچر (١٣٧٤)، مباني تربيت بدني و ورزشها، ترجمة احمد آزاد، تهران، کميته ملي المپيک جمهوري اسلامي ايران.
ايورموريش (١٣٧٣)، درآمدي به جامعهشناسي تعليم و تربيت، ترجمة غلامعلي سرمد، تهران، مرکز نشر دانشگاهي.
بندر ريگي، محمد (١٣٦٦)، فرهنگ عربي به فارسي، ترجمة منجد الطلاب، چ پنجم، تهران، اسلامي.
تميميآمدي، عبدالواحدبن محمد (١٤١٠ق)، غررالحکم و دررالکلم، محقق سيدمهدي رجائي، چ دوم، قم، دار الکتاب الإسلامي.
جلالي فراهاني، مجيد (١٣٩١)، مديريت اوقات فراغت و ورزشهاي تفريحي، چ هفتم، تهران، دانشگاه تهران.
جليلي، مهناز، «غنيسازي اوقات فراغت در بسيج خواهران، شيوهها و راهكارها» (١٣٨٧)، مطالعات بسيج، سال يازدهم، ش ٣٨، ص ١٠٧- ١٣٠.
حسيني زبيدي، محمدمرتضي (١٤١٤ق)، تاج العروس من جواهر القاموس، بيروت، دارالفکر.
حکيمي، محمدرضا و ديگران (١٣٨٠)، الحياه، ترجمة احمد آرام، تهران، فرهنگ اسلامي.
دهخدا، علياکبر (١٣٦٥)، لغتنامه دهخدا، بيجا، مؤسسه لغتنامه دهخدا.
ريتزر، جورج (١٣٧٤)، نظريههاي جامعهشناختي در دوران معاصر، ترجمة محسن ثلاثي، تهران، علمي.
زاهدياصل، مجيد (بيتا)، جامعهشناسي فراغت (جزوه درسي)، قم، دفتر همکاري حوزه و دانشگاه.
سازمان ملّي جوانان (١٣٨١)، بررسي وضعيت اوقات فراغت جوانان، تهران، مؤسسه فرهنگي اهل قلم.
سازمان ملّي جوانان (تابستان ١٣٨٤)، گزارش اوقات فراغت جوانان طي سالهاي ١٣٨٠ الي ١٣٨٢، معاونت مطالعات و برنامهريزي.
سعدي، مصلحالدين، (١٣٦٧)، کليات سعدي، تصحيح ذکاء الملک (محمدعلي فروغي)، چ ششم، تهران، جاويدان.
شريفي، احمدحسين (١٣٩١)، هميشه بهار ( اخلاق و سبک زندگي اسلامي)، قم، معارف.
عميد، حسن (١٣٧٨)، فرهنگ فارسي عميد، چ پانزدهم، تهران، اميرکبير.
فراهيدي، خليلبناحمد (١٣٤٩ق)، کتاب العين، چ دوم، قم، هجرت.
قاسمي، حميد و ديگران ١٣٩٠، اصول سازمان و مديريت ورزشي، چ دوم، تهران، علم و حرکت.
قاضي مرادي، حسن (١٣٨٧)، کار و فراغت ايرانيان، چ دوم، تهران، اختران.
کريميان، حسين، «نيمنگاهي به اوقات فراغت؛ زمينهها و راهكارها» (١٣٨٨)، معرفت، سال هجدهم، ش ١٤١، ص ١١١- ١٢٦.
کوهستاني، حسينعلي و ديگران (١٣٧٨)، پژوهشي در اوقات فراغت و راههاي بهرهوري از آن، مشهد، تيهو.
مجلسى، محمدباقر (١٤٠٣ق)، بحارالأنوار، چ دوم، بيروت، دار إحياء التراث العربي.
معدنکن، ايراندخت (١٣٦٩)، نقش ورزش در جلوگيري از انحرافات اخلاقي جوانان، بيجا، سازمان برنامه و بودجه.
معين، محمد، (١٣٦٣)، فرهنگ فارسي، چ ششم، تهران، اميرکبير.
مقصودي، ناهيد (١٣٤٩)، سرپرستي و نظارت در کوششهاي فوق برنامه، پاياننامه كارشناسي ارشد، فلسفه اخلاق، تهران، دانشگاه تهران.
مهدوينژاد، محمدجواد (١٣٨٨)، «معماري اوقات فراغت در نظام توسعه فرهنگي شهر تهران»، در: مجموعه مقالات همايش اوقات فراغت در شهر تهران، تهران، مؤسسه نشر شهر.
مهندسان مشاور فر نهاد (١٣٨٣)، تدوين راهبردي ملّي گذران فراغت جوانان، مباني نظري گذران فراغت جوانان، سازمان ملّي جوانان.
نظاميگنجوي، الياس (١٣٧٦)، خسرو و شيرين، تصحيح برات زنجاني، چ هفتاد و ششم، تهران، دانشگاه تهران.