علوم سیاسی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٢ - حوزه مطالعاتى انقلاب اسلامى - عيسى نيا رضا
حوزه مطالعاتى انقلاب اسلامى
عيسى نيا رضا
تاريخ دريافت: ٢٨/٧/٨٤
تاريخ تأييد: ١٤/٨/٨٤
تبيين مرزهاى يك دانش با دانشهاى ديگر از لوازم آن دانش به شمار مىرود. در دانش انقلاب اسلامى نيز صاحبنظران بايد تبيين كنند كه قلمرو و مرز اين دانش چيست؟ آيا دانش انقلاب اسلامى، چه با نام «جامعهشناسى انقلاب» و چه «تاريخ انقلاب اسلامى»، يك دانش مستقل است و مرزى براى آن مىتوان ترسيم كرد، يا اين كه زير مجموعه علوم سياسى است و يا مىتواند يك حوزه علمى ميان رشتهاى باشد؟ عواملى چون تخصصى شدن و گرايشى شدن علوم و اهميت مسايل انقلاب اسلامى و نقش آن در حيات فردى و جمعى جوامع، ضرورت انجام اين كار را بيشتر مىكند. در اين راستا مقاله حاضر به تشريح محورهاى زير مىپردازد:
١. ترسيم وضعيت و ظرفيتهاى موجود در زمينه انقلاب اسلامى در ايران؛
٢. ترسيم وضعيت مطلوب در زمينه انقلاب اسلامى؛
٣. خلأها و نيازهاى كنونى و آتى پژوهش در اين گرايش؛
٤. چالشها و موانع و عوامل محدود كننده توسعه اين گرايش؛
٥. راهكارها و برنامههاى پيشنهادى جهت توسعه اين گرايش.
واژههاى كليدى: انقلاب اسلامى، روششناسى، وضعيت آموزشى، وضعيت پژوهشى.
مقدمهبا بيان خاطرهاى تلخ از استاد درس «تئورىهاى انقلاب»، بحث را آغاز مىكنم كه وقتى مباحث تئورىها را مطرح و تشريح مىكرد، پرسيدم انقلاب اسلامى ايران در كجاى اين مباحث و بر اساس كدام تئورى تشريح مىگردد؟ او با تحكم پاسخ داد اصلاً انقلاب اسلامى، انقلاب محسوب مىشود؟!!! در حالى كه در همان زمان بزرگترين نظريهپردازان انقلاب از جمله تدا اسكاچ پل بر اين باور بودند كه انقلاب اسلامى ايران تمام ضوابط يك انقلاب بزرگ را داراست و تبيين آن نيز به مانند انقلابهاى بزرگ گذشته تاريخ جهان يكى از كانونهاى توجه انديشمندان و نويسندگان مختلف علوم انسانى بود.
به هر حال، با توجه به تخصصى شدن و گرايشى شدن علوم در دنياى امروز و با عنايت به اينكه تأسيس علم براساس نياز شكل مىگيرد، و نيز با نظر به اينكه بزرگترين انقلاب قرن در جغرافياى ايران شكل گرفته و با توجه به اهميت مسايل انقلاب اسلامى و نقش آن در حيات فردى و جمعى جوامع، آيا ما بهطور ويژه تربيت متخصصانى در اين گرايش در سطوح مختلف را احساس كردهايم و گامهايى برداشتهايم يا نه؟ آيا اصلاً چنين گرايش خاصى ضرورت دارد؟ تبيين اين مسأله نيازمند اطلاعاتى است كه در ادامه آن را پى مىگيريم. وضعيت آموزش و تربيت نيروى انسانى در دانشگاهها و حوزههاى علميه در گرايش انقلاب اسلامى
حوزه مطالعاتى انقلاب اسلامى در ايران، كه به بركت بزرگترين انقلاب قرن بيستم، دو دهه از عمرش را سپرى مىكند، از لحاظ منابع نيروى انسانى وضعيت مطلوبى ندارد. با نگاه تخصصىتر مىتوان گفت كه اصلاً وضعيت مستقلى براى آن تعريف نشده است. اگرچه در دانشگاهها و مراكز علمى قدمهايى درباب ارائه درس انقلاب اسلامى توسط مؤسساتى همچون معاونت امور اساتيد و دروس معارف اسلامى برداشته شده است، اما اين درس را غالباً اساتيد و دانشآموختگان رشته علوم سياسى، كه خروجى دانشگاههاى ايران هستند نه معاونت امور اساتيد، در دانشگاههاى ايران تحت عنوان مدرسان دروس عمومى پىگيرى و تدريس مىكنند. علاوه بر معاونت امور اساتيد و دروس معارف اسلامى، مؤسسه ديگرى كه هم به تدريس درس انقلاب اسلامى و هم به تربيت نيروى انسانى در حوزه مطالعاتى انقلاب اسلامى پرداخته، پژوهشكده امام خمينى و انقلاب اسلامى است. اين پژوهشكده با تأسيس گروههاى جامعهشناسى انقلاب اسلامى و تاريخ انقلاب اسلامى گامى در اين حوزه مطالعاتى برداشته است. با اين وجود حوزه مطالعات انقلاب اسلامى به دليل عدم استقلال و جزيرهاى ديدن، در حاشيه افتاده است و از فقر منابع نيروى انسانى متخصص و متعهدى كه در اين دانش خاص تربيت شده باشند رنج مىبرد. توضيح مطلب اينكه حوزه مطالعات انقلاب اسلامى در ايران معمولاً يكى از موضوعات اصلى دانش جامعهشناسى محسوب مىگردد؛ بنابراين در دانشگاهها جايگاه اندكى را بعد از انقلاب اسلامى، در رشته تخصصى علوم سياسى و ديگر رشتهها پيدا كرده است. اما متأسفانه در حوزههاى علميه در حد همين فعاليت اندكى كه دانشگاهها درباره حوزه مطالعاتى انقلاب اسلامى دارند، پرداخته نشده و حوزههاى علميه به چنين مطالعاتى بهايى ندادهاند. حتى به جرأت مىتوان گفت ضرورتى جهت تربيت نيروى انسانى در چنين گرايشى در بين مسؤولان حوزه احساس نشده است؛ در حالى كه معمولاً نظامهاى سياسى براى مشروعيتبخشى قدرت، دانشهاى متعددى را جهت جامعهپذيرى و مشروعيتبخشى خود، در مراكز علمى ارائه مىكنند. ١. وضعيت حوزه مطالعات انقلاب اسلامى در دانشگاهها
الف) جايگاه و وضعيت گرايش انقلاب اسلامى در رشته علوم سياسى
براى روشنتر شدن وضعيت گرايش انقلاب اسلامى در رشته علوم سياسى در دانشگاههاى ايران در سه سطح از آن بحث مىكنيم. ١. سطح كارشناسى علوم سياسى٣
از مجموع ٢٠ واحد دروس عمومى فقط ٢ واحد با عنوان «انقلاب اسلامى و ريشههاى آن» به حوزه مطالعاتى انقلاب اختصاص پيدا مىكند و از مجموع دروس اصلى ٨ واحد تحت عناوين زير به حوزه دانشى انقلاب اسلامى مربوط مىگردد: ١- انقلاب اسلامى ايران؛ ٢- حقوق اساسى در جمهورى اسلامى ايران؛ ٣- تاريخ و روابط خارجى ايران؛ ٤- سياست خارجى در جمهورى اسلامى ايران. البته اين دروس با هدف آشنا كردن دانشجويان با مفاهيم، مبانى اجتماعى، ماهيت و فرآيند انقلاب اسلامى و پيامدهاى آن و همچنين آشنايى با ساختار و كارويژههاى سيستم سياسى در ايران مىباشد. ٢. در سطح كارشناسى ارشد علوم سياسى٤
دروس كارشناسى ارشد علوم سياسى بهصورت دروس اختصاصى، اجبارى ٢٠ واحد و اختيارى ٨ واحد، است كه از دروس اختصاصى اجبارى، تنها ٤ واحد به نوعى در ارتباط با گرايش انقلاب اسلامى است كه عبارتند از: ١- سمينار انقلاب اسلامى ايران و بازتاب آن بر مسايل استراتژى منطقه و جهان؛ ٢- سمينار جنبشهاى اسلامى در قرن بيستم و تأثير انقلاب اسلامى بر آنها.
اما از دروس اختصاصى اختيارى كه مجموعاً ٤٤ واحد مىباشد (البته از ٤٤ واحد فقط ٨ واحد بهصورت اختيارى گذرانده مىشود) ١٠ واحد مربوط به گرايش افكار و انديشههايى است كه مواد درسى آن ارتباط مستقيمى با حوزه مطالعاتى انقلاب اسلامى ندارد و ١٠ واحد درسى مربوط به گرايش ايران است كه ٨ واحد درسى مرتبط با انقلاب اسلامى تحت اين عناوين مىباشد: ١- سمينار تحولات سياسى اجتماعى ايران از ١٢٢٤ تا ١٣٥٧؛ ٢- روابط خارجى ايران با قدرتهاى بزرگ ١٣٥٧ - ١٣٢٠؛ ٣- روابط خارجى ايران با كشورهاى جهان سوم قبل و بعد از انقلاب اسلامى؛ ٤- ايران و نهضتهاى رهايىبخش پس از جنگ جهانى دوم، كه دانشجو را با روابط ايران با نهضتهاى آزادى بخش قبل و بعد از انقلاب اسلامى آشنا مىكند. ٨ واحد مربوط به گرايش مسايل سياسى و اقتصادى جهان سوم و ١٦ واحد مربوط به گرايش روابط بينالمللى و سياست خارجى است كه از مجموع ٢٤ واحد درسى دو گرايش اخير، درسى كه مربوط به حوزه مطالعاتى انقلاب اسلامى باشد تدارك ديده نشده است.
جدول شماره ١
جدول مربوط به حوزه مطالعاتى انقلاب اسلامى در مقطع كارشناسى ارشد علوم سياسى %%
| تعداد واحد و نوع درس |
دروس مربوط به حوزه مطالعاتى انقلاب اسلامى | |||
| اجبارى ٢٠ واحد |
از مجموع ٢٠ واحد درسى اجبارى صرفاً ٤
واحد درسى زير ارائه مىشود: ١. سمينار انقلاب اسلامى ايران و بازتاب آن بر مسايل استراتژى منطقه و جهان؛ ٢. سمينار جنبشهاى اسلامى در قرن بيستم و تأثير انقلاب اسلامى بر آنها. |
|||
| اختيارى ٨ واحد از ٤٤ واحد درسى ارائه شده در چهار گرايش | گرايش ايران | گرايش افكار و انديشههاىسياسى | گرايش مسايل سياسى اقتصادى جهان سوم | گرايش روابط بينالمللى و سياستخارجى |
| از ١٠ واحد درسى ٨ واحد با عناوين زير مىباشد: ١. سمينار تحولات سياسى از و اجتماعى ايران از ١٢٢٤ تا ١٣٥٧؛ ٢. روابط خارجى ايران با قدرتهاىبزرگ١٣٥٧-١٣٢٠؛ ٣. روابط خارجى ايران با كشورهاى جهان سوم قبل و بعد از انقلاب اسلامى؛ ٤. ايران و نهضتهاى رهايىبخش از جنگ جهانى دوّم |
١٠ واحد هيچى |
از ٨ واحد هيچى |
از ١٦ واحد هيچى |
|
٣. در سطح دكتراى علوم سياسى٥
در مقطع دكتراى علوم سياسى، دروس به دو صورت: ١ - دروس مشترك اجبارى كه در كل ١٥ واحد درسى را شامل مىشود كه ٥ واحد آن مربوط به ايران و جمهورى اسلامى ايران مىباشد؛ تحت عناوين: الف) جامعهشناسى سياسى ايران و ب) مسايل توسعه سياسى در ايران؛ ٢ - دروس گرايشى كه از ميان گرايشهاى چهارگانه (انديشههاى سياسى ١٢ واحد - جامعهشناسى سياسى ١٢ واحد، مسايل ايران ١٢ واحد و سياستگذارى عمومى ١٢ واحد) فقط در گرايش مسايل ايران، دو درس با عناوين زير به حوزه مطالعاتى انقلاب اسلامى مربوط مىشود:
١ - انقلاب اسلامى ايران در ابعاد تاريخى، فرهنگى و اجتماعى و سياسى و ٢ - بررسى سياست خارجى ايران در قرن ١٩ و ٢٠ تا انقلاب اسلامى. جدول شماره ٣
جدول مربوط به حوزه مطالعاتى انقلاب اسلامى در مقطع دكتراى علوم سياسى %%
| تعداد واحد و | دروس مربوط به حوزه مطالعاتى انقلاب اسلامى نوع درس | |||
| مشترك اجبارى ١٥ واحد |
٥ واحد از ١٥ واحد ١. جامعهشناسى سياسى ايران؛ ٢. مسايل توسعه سياسى در ايران. |
|||
| اختصاصى يا گرايشى ١٢ واحد |
گرايشانديشههاى | گرايشجامعهشناسى | گرايشجامعهشناسى | گرايشسياست |
| سياسى | سياسى | ايران | گذارىعمومى | |
| - | - | ١- انقلاباسلامى ايران ابعاد تاريخى، فرهنگى،اجتماعى و سياسى؛ ٢. بررسى سياست خارجى ايران در قرن ١٩ و ٢٠ تا انقلاب اسلامى. |
- | |
ب) جايگاه و وضعيت حوزه مطالعاتى انقلاب اسلامى در رشتههاى غير علوم سياسى
حوزه مطالعاتى انقلاب اسلامى در رشتههاى غير علوم سياسى، وضعيت بسيار رنجآورترى در دانشگاههاى ايران دارد. مسؤولان مملكتى، چه در ردههاى پايين و چه ميانه و بالا، بايد با مسايل كشورشان اعم از مسايل علمى و عملى آشنايى كامل داشته باشند كه از آن جمله، دانش انقلاب اسلامى است. كسب اين اطلاعات و آشنايى بايد از فيلتر دانشگاه باشد، اما دانشگاهها به اين نوع مسائل كمتر توجه دارند يا حداقل توجهشان به چند واحد دروس عمومى بوده است. با اينكه با قاطعيت مىتوان گفت بيشترين تعداد مسؤولان مملكتى در جمهورى اسلامى دانشآموخته رشتههاى غير علوم سياسى هستند، حتى مسؤولانى كه در رديف مسؤوليتهاى سياسى اعم از دولتى و غيردولتى (از دبير كلى حزب گرفته تا ...) قرار دارند. در حالى كه همين افراد تنها دو واحد درس مرتبط با حوزه مطالعاتى انقلاب اسلامى تحت عنوان انقلاب اسلامى و ريشههاى آن در مقطع كارشناسى - در كنار ديگر واحدهاى دروس عمومى - گذراندند البته همين درس دو واحدى را هم با اساتيدى كه از طريق معاونت امور اساتيد دروس معارف اسلامى قم، گزينش شدهاند، مىگذرانند.
%% %%
براساس مشى و سيره پژوهشكده امام خمينى و انقلاب اسلامى، دانشآموختگان دانشگاهها با اين مواد درسى تشريح شده كافى نبوده و تأمينكننده مباحث و مسائل انقلاب اسلامى نيستند، زيرا اين پژوهشكده كه در سال ١٣٧٥ با هدف پژوهش در جوانب مختلف حيات و انديشه امام و معرفى ديدگاههاى ايشان و انقلاب اسلامى ايران در مجامع علمى داخل و خارج كشور تأسيس شد پنج گروه آموزشى و پژوهشى را فعال كرد كه دو گروه آن تحت عنوان گروه جامعهشناسى انقلاب اسلامى و گروه تاريخ انقلاب اسلامى است كه اختصاصاً به كارهاى آموزشى و پژوهشى انقلاب اسلامى مىپردازند. اين پژوهشكده كه يكى از اهدافش، بررسى و شناخت ابعاد مختلف انقلاب اسلامى بود، به دليل اين كه يكى از برنامههاى آن تربيت نيروهاى متخصص و متعهد براى تأمين اين هدف بوده است، در مقطع كارشناسى ارشدِ رشته جامعهشناسى انقلاب اسلامى براساس مجوز وزارت علوم در اسفند ١٣٧٧ اقدام به پذيرش دانشجو كرد. بدين صورت براى اولينبار يك رشته مستقل در نظام دانشگاهى كشور با عنوان رشته جامعهشناسى انقلاب اسلامى تأسيس گرديد كه برنامههاى درسى آن براساس مصوبه شوراى عالى برنامهريزى شامل دروس اختصاصى و پايه - دروس عمومى - و دروس پيشنيازى است. تعداد واحدهاى پيشنياز ٢٤ واحد و واحدهاى دروس عمومى ٥ واحد و كليه واحدهاى دروس پايه و اختصاصى ٢٧ واحد بوده كه از مجموع ٥٦ واحد درسى در اين رشته ١٦ واحد مربوط به حوزه مطالعاتى انقلاب اسلامى مىباشد كه عبارتند از: ١- زندگى علمى، سياسى امام خمينى؛ ٢- جامعهشناسى سياسى ايران معاصر؛ ٣- نظريههاى انقلاب با تأكيد بر رويكردهاى جامعهشناختى؛ ٤- انديشه سياسى اجتماعى امام خمينى؛ ٥- بررسى مقايسهاى انقلاب اسلامى با ديگر انقلابها؛ ٦- نقد و بررسى و تبيين انقلاب اسلامى؛ ٧- بررسى جنبشهاى اسلامى معاصر.٦
٢. وضعيت پژوهش در حوزههاى علميه و دانشگاهها در گرايش انقلاب اسلامى
شاخصهايى كه براساس آن مىتوان وضعيت پژوهشى اين حوزه مطالعاتى را در حوزه و دانشگاه بررسى كرد عبارتند از: ١- پاياننامههاى مرتبط با انقلاب اسلامى؛ ٢- نشريات و كتب مرتبط با انقلاب اسلامى؛ ٣- سايتها و ٤- برگزارى همايشها و نشستهاى علمى تخصصى در مراكز آموزشى و پژوهشى در ايران.
با جستوجوى ناقصى كه انجام شده مىتوان گفت حوزه مطالعاتى انقلاب اسلامى در بخش پژوهشى از بخش آموزشى غنىتر است و در اين زمينه كارهاى تحقيقاتى بيشترى صورت گرفته است.
الف) پاياننامههاى مرتبط با مباحث انقلاب اسلامى ايران
درباب پاياننامههاى مرتبط با مباحث و مسائل انقلاب اسلامى، آمار ارائه شده نشان مىدهد كه تا سال ١٣٧٨، دانشگاه تهران ٤١ پاياننامه، دانشگاه شهيد بهشتى ١٤ پاياننامه، دانشگاه تربيت مدرس ٢١ پاياننامه، دانشگاه امام صادق ٤٩ پاياننامه، دانشگاه آزاد اسلامى ٢٢ پاياننامه و دانشكده بينالملل وزارت امور خارجه ١٢ پاياننامه، و مجموعاً ١٥٩ پاياننامه در زمينه انقلاب اسلامى دفاع شده است. علاوه بر دانشگاههاى ايران، بخشى از پژوهشهاى مورد نظر درباره انقلاب اسلامى، پژوهشهاى دانشگاهى خارج از كشور است كه توجه به آنها مىتواند به جوانب و دامنه بحث كمك كند. اين پاياننامهها كه فقط به زبان انگليسى است، درباره تاريخ ايران از انقلاب مشروطه به بعد در حوزههاى زير نگاشته شدهاند:
١- حوزه روابط بينالملل ١٦٣ رساله؛ ٢ - حوزه تاريخ ١٤ رساله؛ ٣ - جامعهشناسى سياسى ١٨٠ رساله؛ ٤ - انديشه سياسى ٢٣ رساله؛ ٥ - اقتصاد سياسى ١٢٦ رساله؛ ٦ - حقوق سياسى و بينالمللى ١٢ رساله.٧ ب) بخش نشريات و كتب
كتب و نشريات متعددى به حوزه مطالعاتى انقلاب اسلامى پرداختهاند كه بهطور خلاصه در ذيل به آن اشاره مىگردد. ١. نشريات
- پژوهشكده امام خمينى و انقلاب اسلامى از سال ١٣٧٥، فصلنامه متين را منتشر مىكند. در هر شمارهاى از آن مقالاتى به انقلاب اسلامى اختصاص داده شده و تا به حال ٢٣ شماره از آن انتشار يافته است؛
- مؤسسه نشر آثار امام خمينى فصلنامهاى با عنوان حضور منتشر مىكند كه به موضوعات انقلاب توجه داشته و تا به حال ٥٣ شماره آن را منتشر كردهاند؛
- مراكز ديگرى هم در نشريات تخصصى خود به اين حوزه مطالعاتى پرداختهاند و مقالات خوبى ارائه كردهاند كه از جمله آنها:
١. فصلنامه علوم سياسى مؤسسه آموزش عالى باقرالعلومعليه السلام قم است كه به مناسبت يكصدمين سال ميلاد امام خمينى ويژهنامهاى را در تابستان ١٣٧٨ به همراه مقالاتى درباره انقلاب اسلامى به چاپ رساند. همچنين اين فصلنامه در شماره ١٦ زمستان ١٣٨٠ به مسائل انقلاب اسلامى اختصاص پيدا كرده بود.
٢. فصلنامه انقلاب اسلامى، كه اولين شمارهاش را نهاد نمايندگى رهبرى در دانشگاهها در قم به چاپ رساند و شمارههاى بعدى را گروه معارف دانشگاه اصفهان منتشر مىكند.
٣. فصلنامه انديشه انقلاب اسلامى، كه ستاد دهه فجر منتشر مىكند. ٢. كتب
درباره حوزه مطالعاتى انقلاب اسلامى در داخل و خارج ايران كتب زيادى نگاشته شده است. براى نمونه به برخى از كتابشناسىها در اين خصوص اشاره مىكنيم.
١. «كتابشناسى انقلاب اسلامى» اثر پرويز سعادتى، كه ٣٠٤ كتاب منتشر شده طى سالهاى ١٣٥٠ تا ١٣٧٢ را در بر مىگيرد. دفتر ادبيات انقلاب اسلامى اين مجموعه را در سال ١٣٧٧ تهيه كرده است؛٨
٢. «انقلاب اسلامى در پاياننامههاى دانشگاههاى جهان» كه در سه جلد توسط مركز اسناد انقلاب اسلامى تدوين و در سال ١٣٧٨ چاپ گرديد. پاياننامههاى گردآورى شده در اين مجلدات فقط پاياننامههاى تدوين شده به زبان انگليسى است كه بهعنوان پژوهشهاى دانشگاهى خارج از كشور در دوره دكترى در حوزههاى مختلف درباره تاريخ ايران از انقلاب مشروطه به بعد، تهيه شده است. اين سه جلد كتاب در مجموع ٥١٨ رساله را معرفى مىكند.٩
٣. «انقلاب اسلامى ايران در دايرةالمعارفهاى جهان» برگردان ٦٦ مدخل درباره انقلاب اسلامى ايران از ده دايرةالمعارف مشهور انگليسى و فرانسوى است. محققان با استفاده از اين منبع به قوت و ضعف تصوير انقلاب اسلامى ايران در خارج از كشور پى مىبرند و در امور تحقيقاتى خويش آن نقايص را جبران خواهند كرد؛١٠
٤. «خلاصه پاياننامههاى دكترى و مقالات خارجى درباره امام خمينى». اين مجموعه شامل ٢١٠ عنوان موضوع (شامل ٢٩ رساله دكترى و ١٨١ مقاله و كتاب در زمينههاى مختلف) كه مركز اسلامى انگليس تدوين كرده و بهوسيله محمدرضا آهنى ترجمه شده و در سال ١٣٧٨ در پژوهشكده علوم انسانى دانشگاه امام حسينعليه السلام منتشر شده است. البته از مجموع ٢٩ نويسنده رسالههاى دكترى ٧٢/٥١ درصد ايرانى بودهاند و بقيه غير ايرانى.١١
٥. «نمايه مقالات منتشره پيرامون انقلاب اسلامى ايران ١٣٧٧ تا ١٣٥٧». اين كتاب توسط كميته پژوهشى و مطالعات ستاد دهه فجر به مناسبت بيستمين سالگرد پيروزى انقلاب اسلامى در سال ١٣٧٨ به كوشش شهرام اصغرنياوند و فاطمه عبادى گردآورى شده است. علاوه بر اين كتاب، در زمينه شناسايى مقالات راجع به انقلاب اسلامى از قبيل نگرش بر نقش روزنامههاى وابسته در روند انقلاب، سالنامهاى را وزارت ارشاد اسلامى در دو مجلد در سال ١٣٦١ چاپ كرد كه در آن حدود ٢٠٠٠ عنوان مقاله معرفى شده است. همچنين كتاب «انقلاب اسلامى مطبوعات و ارزشها» اثر محمد محسنيان كه از طرف سازمان مدارك فرهنگى انقلاب اسلامى در سال ١٣٧٥ با ٤٠٠ عنوان مقاله معرفى شده است.١٢
٦. «چكيده پاياننامههاى انقلاب اسلامى و امام خمينى» اثر على دهقان و اميرحسين كفايى، مركز بازشناسى ايران ١٣٧٨. اين كتاب شامل معرفى پاياننامههاى دانشگاههاى ايران در ٢٠ ساله انقلاب مىباشد.
٧. «كتابشناسى انقلاب اسلامى ايران از ١٣٧٢ - ١٣٥٧» اثر محسن آرمين كه در سال ١٣٧٧ منتشر شده است.
٨. منابع مربوط به انقلاب اسلامى را پژوهشكده امام خمينى و انقلاب اسلامى تا سال ١٣٨١، ٣٩٦٧ منبع معرفى مىكند.١٣ ٣. سايتها
امروزه سايتهاى زيادى درباب اطلاعرسانى در حوزه مطالعات علوم انسانى نقشآفرينى مىكنند؛ از جمله، كتابخانه يOnline Questiaيمىباشد. اين كتابخانه بزرگترين مجموعه كتابها و همچنين مقالات را از مجلات عمومى و تخصصى و روزنامهها عمدتاً به زبان انگليسى گردآورى كرده است. اطلاعات اين كتابخانه تا تاريخ ١٠/١٠/١٣٨٢ را شامل مىشود. اطلاعاتى را كه اين كتابخانه درباره كليد واژههاى انقلاب اسلامى و امام خمينى مىدهد بدين صورت است:
كليد واژه انقلاب اسلامى با ٢٤٠٥ كتاب، ٩٧٧ مقاله از مجلات تخصصى، ٦٢٤ مقاله در مجلات عمومى، ٢٢٠ مقاله در روزنامه و ٢٥ مقاله از دايرةالمعارف را معرفى كرده است. همچنين كليد واژه امام خمينى با ٩٥٧ كتاب، ١٩٣ مقاله در مجلات تخصصى، ٢٣٥ مقاله در مجلات عمومى، ١٠٧ مقاله در روزنامه و ١٠ مقاله در دايرةالمعارف را معرفى كرده است.١٤ ٤. همايشها
همايشهاى برگزار شده درباره انقلاب اسلامى در تهران، قم و اصفهان عبارتند از:
١. كنگره بينالمللى تبيين انقلاب اسلامى، مهر ١٣٧٨ در محل اجلاس سران؛
٢. كنگره امام خمينى و انديشه حكومت اسلامى، بهمن ١٣٧٨ در دانشگاه مفيد قم؛
٣. همايش چالشهاى آينده انقلاب اسلامى، بهمن ٨٠ در پژوهشكده امام خمينى و انقلاب اسلامى تهران؛
٤. كنگره بينالمللى امام خمينى و احياى تفكر دينى، ١٣٧٦ در دانشگاه تهران؛
٥. كنگره بررسى تأثير امام خمينى و انقلاب اسلامى بر ادبيات معاصر، اصفهان، ١٣٧٧؛
٦. همايش انقلاب اسلامى و ريشههاى آن، قم، دانشگاه قم توسط معاونت امور اساتيد و دروس معارف اسلامى قم در سال ٧٤؛
٧. همايش انقلاب اسلامى و نظام سياسى و مسايل آن، در سال ١٣٨٣ در مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى توسط معاونت امور اساتيد و دروس معارف اسلامى قم. چالشها و موانع حوزه مطالعاتى انقلاب اسلامى
در منظر و مرآىِ نهضت آزادانديشى و توليد علم، مباحث ضرورىاى همچون ضرورت توليد علم، بازنگرى در پارادايمهاى علمى، بومى كردن علم، اسلامى شدن رشتههاى علمى، ضرورى بودن نقد روشمند، ضرورت نوانديشى در حوزههاى مختلف علوم، مورد اهميت و دغدغه است. در اين نهضت همچنين بحث است كه توليد علم نيازمند تهيه زمينهها و مقدمات و بسترهاى خاصى است؛ از جمله آنها توجه به اخلاقيات علمى، چون تواضع علمى، بىغرضى، عامگرايى و ايجاد جامعه امن فكرى است. با توجه به مقدمه فوق در ادامه نوشتار به برخى از چالشها و موانع اشاره مىگردد:
١. محدوديت فرهنگى: ما از نظر فرهنگى محدوديتهايى داريم و نمىتوانيم راجع به هر چيزى صحبت و تحقيق كنيم. در حالى كه فشار هنجارى و پيروى دانشمندان از هنجارهاى حاكم در يك محيط مانع پيشرفت علمى مىشود، اگر ما نتوانيم يك ايده جديد را به راحتى مطرح كنيم و از قالبهاى موجود به راحتى بيرون بزنيم در اين صورت توسعه و پيشرفتى در علم نخواهيم داشت. اگر نظام فرهنگى ما مسأله و شناخت علمى را محدود كند يعنى اگر ما بخواهيم يك موضوع را خارج از قالبهاى فكرى معمول فرهنگى بررسى كنيم با انواع توضيحهاى اجتماعى مواجه مىشويم، در حالى كه چنين خصيصهاى، از توسعه و پيشرفت گرايشهاى علمى ممانعت خواهد كرد؛
٢. كمبود دانايىهاى لازم براى اداره سازمانهاى علمى و تحقيقاتى مربوط به حوزه مطالعات انقلاب اسلامى؛
٣. نارسايى نظام اطلاعرسانى در حوزه مطالعاتى انقلاب اسلامى؛
٤. نارسايى نظام آموزشى. توضيح مطلب اينكه ما از يك طرف دادههاى غربى را داريم و از طرفى دادههاى سنتى را، در حالى كه هيچ يك از اين دو بدون پيرايش جوابگوى اين حوزه مطالعاتى نبوده است؛ يافتههاى دانشى غربى بدون اين كه بومى شود مناسب كار ما نيست و همچنين دانشهاى سنتى هم بدون بازسازى بهدرد امروز ما نمىخورد. نتيجه اينكه ما نيازمند به نظام آموزشى جديد در اين رشته علمى خواهيم بود كه نظام آموزشى فعلى چنين توانايى را ندارد؛
٥. فقدان پايگاه اجتماعى براى محققان و بهويژه مدرسان و اساتيد درس انقلاب اسلامى. اكثر اساتيدى كه مسؤوليت تدريس درس انقلاب اسلامى را در دانشگاههاى ايران دارند از كوچكترين حمايتها، چه حمايتهاى مالى و چه حمايتهاى علمى و ... ، محروم هستند.
٦. متزلزل بودن شأن استادى در اين گرايش و حوزه مطالعاتى و دلگرم نبودن اساتيدى كه به تدريس درس انقلاب اسلامى بهعنوان ٢ واحد درسى در دانشگاه مشغول هستند، زيرا يك فضاى قانونمند و تشكيلاتى و جايگاهى براى اين درس و استاد اين درس در دانشگاهها وجود ندارد؛
٧. ايجاد فضاى روانى نامناسب (در برخى اوقات) در اين گرايش براى اساتيدى كه اشتغال به تدريس آن دارند؛
٨. زايد و بيهودهپندارى برخى از مسؤولان دانشگاهها و دانشجويان از تدريس درس انقلاب اسلامى و حوزه مطالعات انقلاب اسلامى؛
٩. بسنده كردن به گزارشهاى صرف تاريخى در تعداد زيادى از كتب منتشر شده جهت تدريس در دانشگاه؛
١٠. فقدان نگاه دانشى به اين حوزه مطالعاتى در معاونت امور اساتيد و دروس معارف اسلامى.
١١. فقدان يك استراتژى در سطح كشور جهت رفع نواقص و مشكلات اين حوزه مطالعاتى بهعنوان حوزه دانشى؛
١٢. عدم پاىبندى به يك چارچوب نظرى قوى در مطالعات محققان ايرانى خصوصاً در نظريههاى جامعهشناسى انقلاب اسلامى؛
١٣. عدم استناد كافى به شواهد و دلايل اثباتى تجربى در مطالعات محققان خارجى در اين حوزه مطالعاتى؛
١٤. وجود سردرگمى در مباحث و مسايل علم انقلاب اسلامى؛
١٥. در آميخته بودن مرزهاى حوزه مطالعاتى انقلاب با ديگر حوزههاى مطالعاتى همانند جامعهشناسى سياسى؛
١٦. سردرگمى در روششناسىاى كه به بحثهاى انقلاب مىپردازد. آيا اين روشها قابليت پاسخگويى را دارند، آيا اينها با فرهنگ بومى سازگارند و آيا ... ؛
١٧. فقدان طبقهبندى تأليفات و پژوهشهاى علمى در زبان فارسى و تفكيك نشدن آن با رشتههاى ديگر؛
١٨. وجود موانع فكرى و تبليغاتى در توليد دانش انقلاب؛ موانعى همچون، وارداتى معرفى كردن علم انقلاب، تحريف تاريخ و شخصيتهاى اسلامى ايران توسط مادى مسلكان، معرفى انديشمندان اسلامى بهعنوان مخالفان انديشه جديد و عملى ندانستن انديشه آنها در جهان امروز؛
١٩. عدم توجه مسؤولان آموزشى و پژوهشى حوزههاى علميه به حوزه مطالعات انقلاب اسلامى؛
٢٠. طراحى نشدن مفاهيم و مسايل و قلمرو ... حوزه مطالعاتى انقلاب اسلامى. راهكارها
١. توصيف، تبيين و شفافسازى دانش انقلاب اسلامى. از اوليات هر دانش، روشن كردن مرزهاى خود با دانشهاى ديگر است. بنابراين لازم است كه در رشته انقلاب اسلامى صاحبنظران و مؤسسات مسؤول، اين مسائل را بررسى كنند كه قلمرو و مرز گرايش انقلاب چيست؟ آيا مىتوان اين مرز را مشخص كرد؟ دانش انقلاب، چه بهعنوان جامعهشناسى انقلاب و چه بهعنوان تاريخ انقلاب اسلامى، آيا يك دانش مستقل است و مرزى براى آن مىتوان ترسيم كرد و مفاهيم آن را مشخص كرد؛
٢. طراحى و تصويب چگونگى حمايتهاى علمى و اقتصادى از اساتيد حقالتدريس اين حوزه مطالعاتى در گستره وسيعتر از چند عضو هيأت علمى و تعيين جايگاه اجتماعى براى آنان (تهيه طرح ارتقاى كمى و كيفى كارگزاران اين حوزه مطالعاتى)؛
٣. درك ضرورت و حساس بودن اين رشته و حوزه مطالعاتى براى مسؤولان آموزشى و پژوهشى حوزههاى علميه و چگونگى برنامهريزى درسى براى طلاب (رفع بيگانهپندارى اين حوزه مطالعاتى در حوزههاى علميه)؛
٤. ايجاد مؤسسات جهت: الف) تربيت نيروى انسانى كه مديريت و مشاوره در سطوح مختلف تصميمسازى و تصميمگيرى در مسايل انقلاب اسلامى را داشته باشد؛ ب) تربيت نيروى انسانى كه توانايى انجام فعاليتهاى پژوهشى در مراكز تحقيقاتى سياسى - استراتژيك و بينالمللى را دارا باشند؛
٥. گذر از درس عمومى بودن «انقلاب اسلامى» به دروس تخصصى و گذر از متون كمك درسى به متون تخصصى؛
٦. تكميل يا رفع نواقص نظريههاى موجود در رشته انقلاب اسلامى؛
٧. توليد و توسعه دانش جديد با تعيين و تعريف ابواب و فصول و مسائل آن (تخصصى كردن و گرايشى كردن انقلاب اسلامى)؛
٨. جمعآورى و تدوين مسائل رشته علمى انقلاب اسلامى كه در ضمن ابواب و فصول ديگر دانشها پراكنده شده است؛
٩. كوشش براى علمى كردن انقلاب در آثار نويسندگان قديم تا جديد ايران؛
١٠. بررسى كارنامه فعاليت دانشپژوهان حوزه مطالعاتى انقلاب اسلامى پژوهشكده امام خمينى و انقلاب اسلامى و همچنين اساتيد اين درس در دانشگاههاى ايران؛
١١. بررسى عوامل مؤثر بر پيدايى مشكلات رشته انقلاب اسلامى در ايران؛
١٢. بررسى و نقد نگرشهاى حاكم بر آموزش و پژوهش رشته انقلاب اسلامى؛
١٣. بررسى روششناسى رشته انقلاب اسلامى و ميزان پاسخگويى روشهاى موجود به مباحث اين حوزه مطالعاتى؛
١٤. ايجاد كتابخانه تخصصى و سايتهاى تخصصى در اين حوزه مطالعاتى؛
١٥. شناسايى سؤالات و مجهولات اساسى رشته انقلاب اسلامى؛
١٦. ايجاد بانك اطلاعاتى.
براى پاسخگويى به نيازهاى اطلاعاتى در زمينه مسائل علمى حوزه مطالعاتى انقلاب اسلامى و فهم كاستىها و مشكلات آن نيازمند به بانك اطلاعاتى در موارد زير هستيم: الف) ميزان سرمايهگذارى در فعاليتهاى علمى (تعيين بودجه فعاليتهاى علمى در اين رشته)؛ ب) تعداد پروژههاى علمى؛ ج) شناسايى دقيق تعداد مراكز داراى فعاليتهاى علمى مربوط به اين حوزه مطالعاتى؛ د) شناسايى نيروى انسانى متخصص؛ ه) شناسايى سياستهاى دولت در زمينه فعاليتهاى علمى.پىنوشتها ١. مقاله حاضر بخشى از پژوهشى است كه به سفارش كارگروه علوم سياسى دفتر جنبش نرمافزارى و توسعه علوم اسلامى انجام شده است.٢. دانش آموخته حوزه علميه قم و عضو هيأت علمى پژوهشكده علوم و انديشه سياسى.٣. آمار و ارقام و عناوين درسى اين سطح از جزوه «سرفصل دروس رشته علوم سياسى، مؤسسه آموزش عالى باقرالعلومعليه السلام» اخذ شده است.٤. آمار و ارقام و عناوين درسى سطح كارشناسى ارشد از جزوه مشخصات كلى برنامه و سرفصل دروس دوره كارشناسى ارشد علوم سياسى، گروه علوم انسانى، مصوب سيصد و سى و يكمين جلسه شوراى عالى برنامهريزى مورخه ٢٥/٩/١٣٧٥ مىباشد.٥. آمار و ارقام درسى و عناوين اين سطح از جزوه «مشخصات كلى برنامه و سرفصل دروس دوره دكترى علوم سياسى كميته تخصصى علوم سياسى گروه علوم انسانى مصوب دويست و يازدهمين جلسه شوراى عالى برنامهريزى مورخه ٣٠/١٠/١٣٦٩، وزارت فرهنگ و آموزش عالى شوراى عالى برنامهريزى» جمع آورى شده است.٦. كارنامه پژوهشى پژوهشكده امام خمينى و انقلاب اسلامى، جلد اول، سال ١٣٨٠ و جلد دوم سال ١٣٨١ و جلد سوم سال ١٣٨٢.٧. على دهقان و امير حسين كفايى، چكيده پايان نامههاى انقلاب اسلامى و امام خمينى، مركز بازشناسى اسلام و ايران ١٣٨٧، همچنين رجوع شود به خلاصه پاياننامههاى دكترى و مقالات خارجى درباره امام خمينى و انقلاب اسلامى، ترجمه محمدرضا آهنى، ١٣٧٨.٨. پرويز سعادتى، كتابشناسى انقلاب اسلامى، ١٣٧٧.٩. انقلاب اسلامى در پاياننامههاى دانشگاهى جهان، مركز اسناد انقلاب اسلامى، ١٣٧٨.١٠. محسن مدير شانهچى، انقلاب اسلامى ايران در دايرة المعارفهاى جهان، سازمان فرهنگى و ارتباطات اسلامى، ١٣٧٩.١١. خلاصه پاياننامههاى دكترى و مقالات خارجى درباره امام خمينى و انقلاب اسلامى، ترجمه محمدرضا آهنى، ١٣٧٨.١٢. شهرام اصغرنياوند و فاطمه عبادى، نمايه مقالات منتشره پيرامون انقلاب اسلامى ايران، كميته پژوهش و مطالعات دهه فجر، ١٣٧٧.١٣. كارنامه پژوهشى پژوهشكده امام خمينى و انقلاب اسلامى جلدهاى اول (١٣٨٠) جلد دوم (١٣٨١) و جلد سوم (١٣٨٢).١٤. بولتن گروه، روابط بين الملل مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى، شماره ٢.