علوم سیاسی
(١)
چكيده پاياننامههاى رشته علوم سياسى دانشگاه باقر العلوم عليه السلام -
١ ص
(٢)
ملخص المقالات -
٢ ص
(٣)
The Abstracts of Articles -
٣ ص
(٤)
بحران علم سياست در ايران - رنجبر مقصود
٤ ص
(٥)
نقد و تكملهاى بر «فى مصادر التراث السياسى الاسلامى» - شکوهى ابوالفضل
٥ ص
(٦)
رفتار سياسى آية الله مدرس از منظر امام خمينى - برزگر ابراهیم
٦ ص
(٧)
انتقال قدرت از قاجاريه به پهلوى - واعظ نفيسه
٧ ص
(٨)
انديشههاى سياسى، فلسفى و دينى سيدجمال - کالن ابراهيم
٨ ص
(٩)
مبادى نظرى انديشه سياسى ابوريحان بيرونى - مقيمى غلامحسن
٩ ص
(١٠)
گزارشى از ارزيابى تحليلى انتقادى - تقوی سید محمدناصر
١٠ ص
(١١)
چشم انداز علم سياسى اسلامى و ايرانى نوين - صدرا على رضا
١١ ص
(١٢)
طرح نامه فقه سياسى - لک زايى نجف
١٢ ص
(١٣)
آزادى بيان در اسلام - لک زايى شريف
١٣ ص
(١٤)
بررسى تطبيقى رفتار سياسى مليون جبهه ملى و نهضت آزادى - شهيدى محمود
١٤ ص
(١٥)
گفتمان اسلامگرايان در برابر پست مدرنيته پست مدرنيسم نشان بحران مدرنيسم - منظور پرويز
١٥ ص
(١٦)
تحولات و خط سير انديشه اسلامى معاصر1 - ميلاد زکى
١٦ ص
(١٧)
آشفتگى مفاهيم سياسى در ايران معاصر - حقيقت سيد صادق
١٧ ص

علوم سیاسی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - چكيده پاياننامههاى رشته علوم سياسى دانشگاه باقر العلوم عليه السلام

چكيده پايان‌نامه‌هاى رشته علوم سياسى دانشگاه باقر العلوم‌ عليه السلام‌



عنوان: رابطه حكومت دينى و كثرت گرايى سياسى (با تأكيد بر نظام جمهورى اسلامى ايران)
استاد راهنما: حجةالاسلام دكتر نجف لك زايى‌
استاد مشاور: حجةالاسلام دكتر منصور ميراحمدى‌
دانشجو: محمود شريعتى‌
مقطع: كارشناسى ارشد

اين پژوهش از منظر انديشه دينى، رابطه حكومت دينى و كثرت گرايى سياسى را با توجه به مورد جمهورى اسلامى مورد كاوش قرار داده است. در فصل نخست مفهوم حكومت دينى و كثرت گرايى سياسى، مورد ارزيابى قرار گرفت و در آن روشن شد كه مفهوم حكومت دينى تعابير و تعاريف گوناگونى دارد و مفهوم كثرت گرايى سياسى، شيوه‌اى از زندگى اجتماعى كه در آن، احزاب و گروه‌ها و جريانات فكرى به صورت داوطلبانه در عرصه جامعه به فعاليت و كسب قدرت مى‌پردازند، تعريف گرديد.
در فصل دوم اين پرسش مطرح شده كه حكومت دينى چه نسبتى با كثرت گرايى سياسى دارد. ديدگاه‌هاى مختلف بر اساس مبانى معرفتى و انسان شناختى خويش تلاش كرده‌اند تا به اين پرسش پاسخ دهند. ديدگاه سنت گرا معتقد است هويت و مشروعيت حكومت دينى در اعتقاد و التزام به ولايت فقيه تحقق خواهد پذيرفت و جايگاه مردم از باب كارآمدى و نه مشروعيت بخشى تجلى مى‌يابد. ديدگاه نوگرا معتقد است حكومت دينى در چارچوب ولايت فقيه با توجه به رضايت خدا و مردم مشروعيت و هويت پيدا خواهد كرد. اين ديدگاه با توجه به مبانى تئوريك خود در باب حكومت، استعداد پذيرش برخى از مؤلفه‌هاى مدرن را داراست كه بر اين اساس به مشاركت و رضايت مردم در اداره جامعه توجه مى‌كند. روشنفكران دينى معتقدند حكومت دينى برآيند خواست مردم مسلمان است و همين امر موجب مشروعيت و هويت آن خواهد گرديد. اين رهيافت مشروعيت حكومت را بر مبناى تز ولايت فقيه، امرى خاتمه يافته تلقى مى‌نمايد و با نگرشى متكثرانه به ساخت نظام سياسى معنا مى‌بخشد. در فصل سوم با مرور بر تحولات بعد از انقلاب، سياست جمهورى اسلامى در قبال الگوى كثرت گرايى سياسى مورد بررسى قرار گرفت. سال‌هاى نخستين انقلاب را در مواجهه با اين الگو مى‌توان دوران سياست درهاى باز به حساب آورد، اما عوامل بازدارنده‌اى چون فرهنگ سياسى ادامه اين روند را با مشكلاتى مواجه كرد، تا جايى كه در برخى از مقاطع سياست‌هاى انقباضى در قبال آن اجرا شده است. عنوان: مواضع علماى شيعه در دفاع از استقلال ايران معاصر
استاد راهنما: حجةالاسلام دكتر نجف لك زايى‌
استاد مشاور: دكتر مصطفى ملكوتيان‌
دانشجو: ناصر كشاورزى‌
مقطع: كارشناسى ارشد

در اين پژوهش براى نخستين بار كاركرد و نقش علماى شيعه در جهت استقلال كشور مورد بررسى قرار گرفت. پرسش اصلى اين است كه «استقلال ايران معاصر از سوى چه نيروهايى مورد تهديد قرار گرفته و علماى شيعه با استناد به كدام مبانى و چه نوع موضع‌گيرى‌هايى به دفاع از استقلال ايران و دفع تهديدات مذكور پرداخته‌اند؟» در پاسخ به سؤال، اين فرضيه مطرح شده است كه استقلال ايران معاصر از سوى حاكمان قاجار و پهلوى و نيز دولت‌هاى بيگانه تهديد شده و علماى شيعه، با استناد به مبانى دينى و با اتخاذ مواضع سياسى، فرهنگى و اقتصادى نقش تعيين كننده‌اى در دفع تهديدات و دفاع از استقلال ايران معاصر داشته‌اند. براى اثبات و تأييد فرضيه در فصل اول به تبيين مفهوم استقلال و بررسى اجمالى آن در متون دينى پرداخته شده است. در ادامه با بررسى مبانى رفتار سياسى علماى شيعه مشخص شد كه همه علماى شيعه در اتخاذ مواضع، از اصول ثابتى تبعيت مى‌كرده‌اند و آن اصول به عنوان مبانى شكل دهنده رفتار سياسى آنان در اين حركت‌ها محسوب مى‌گرديده است. برخى از اين اصول و مبانى به طور غير مستقيم در مواضع آنان قابل مشاهده است، نظير (مبانى فقهى) اجتهاد، قاعده نفى سبيل، امر به معروف و نهى از منكر، اصل تكليف و اصل مصلحت اسلام و مسلمانان، و بعضى از اين مبانى به طور غيرمستقيم در موضع‌گيرى آنان تأثير داشته است، مانند (مبانى فلسفى و كلامى) معرفت‌شناسى، هستى‌شناسى، انسان‌شناسى، رهبرى، (مبانى اخلاقى) مبارزه با موانع درونى كمال و سعادت و مبارزه با موانع بيرونى كمال و سعادت. بر پايه همين مبانى برگرفته از دين است كه چارچوب نظرى اين پژوهش پايه‌ريزى شده است. در فصل دوم، عوامل تهديد كننده استقلال ايران معاصر، به اين دليل مورد بررسى قرار گرفت تا مشخص گردد كه ضرورت موضع‌گيرى علما و ديگر اقشار براى حفاظت از استقلال به چه دلايلى بوده است، زيرا وجود خطرات و تهديدات مقدمه براى دفاع از استقلال بوده است. در فصل سوم عوامل تأمين كننده استقلال ايران در دوره معاصر مورد تحقيق قرار گرفته است. نتيجه به دست آمده اين است كه علما به دليل نقش كليدى يعنى رهبرى قيام‌ها و تبعيت مردم از آنان، داراى نقش مؤثر در حفظ استقلال ايران معاصر بوده‌اند. در فصل چهارم و پنجم به مواضع و روش‌هاى سياسى، اقتصادى و فرهنگى علماى شيعه در دوره قاجار و پهلوى پرداخته شده است. علماى شيعه با اتخاذ مواض
ع و روش‌هاى گوناگون سياسى، اقتصادى و فرهنگى كه بر اساس مقتضيات زمانى و مكانى و جريان‌هاى تاريخى صورت گرفته، به رهبرى جامعه شيعى و صيانت از آن در قبال تهديدات اقدام مى‌كرده‌اند. عنوان: تحولات فكرى جامعه اسلامى (ازرحلت حضرت‌رسول‌صلى الله عليه وآله تاپايان حكومت حضرت‌على‌عليه السلام)
استاد راهنما: دكتر عليرضا صدرا
استاد مشاور: حجةالاسلام دكتر نجف لك زايى‌
دانشجو: داود رادمند
مقطع: كارشناسى ارشد

آنچه در اين تحقيق مدّ نظر قرار گرفت، بيان و چگونگى شكل‌گيرى تحولات فكرى جامعه اسلامى از رحلت حضرت رسول‌صلى الله عليه وآله تا پايان حكومت امام على‌عليه السلام در عرصه‌هاى مختلف سياسى، اجتماعى و اقتصادى است. در انديشه دينى، اعتقاد بر اين است كه با ظهور اسلام و هجرت رسول اكرم‌صلى الله عليه وآله به مدينه، زمينه‌هاى تشكيل حكومت اسلامى مهيّا گرديد. اين امر منجر به بيان افكار و فرهنگ جديد شد كه جامعه اسلامى عربستان را صاحب حكومت، تمدن و ايدئولوژى الهى گردانيد. حضرت رسول‌صلى الله عليه وآله، در جريان تغيير، تبديل و گذار از جامعه جاهلى به جامعه اسلامى، در صدد پياده كردن اين انديشه دينى بود. امّا على رغم تمام تلاش‌هايى كه حضرت براى اتحاد و اعتلاى جامعه اسلامى بر پايه اصول و ارزش‌هاى اسلامى انجام داد، شاهد بوديم كه بعد از حيات ايشان، به تدريج بى‌پيرايگى حكومت دينى پيامبر با نوعى باز توليد ارزش‌هاى جاهلى، آميزش غير متجانس با فرهنگ‌هاى غير دينى، و نظام طبقاتى اقتصادى و بعدها اجتماعى (در دوره خليفه سوم) روبرو شد كه حفظ حكومت و امنيت به اهداف اساسى چون عدالت اجتماعى و روح آزادگى دينى رجحان يافت.
بر همين اساس، اين نوشتار بر آن است تا به اختصار ضمن برشمردن مؤلفه‌هاى اصلى و تأثيرگذار بر تغيير و تحول‌هاى موجود در دوره هر يك از خلفا، چگونگى بازگشت به ارزش‌هاى جاهلى را بيان كرده تا از اين طريق بتوان تبيين روشن و صحيحى از نوع تحولات فكرى جامعه اسلامى در زمان مورد نظر ارائه كرد. عنوان: انديشه و عملكرد سياسى شيخ عبدالكريم زنجانى‌
استاد راهنما: حجةالاسلام دكتر نجف لك زايى‌
استاد مشاور: حجةالاسلام دكتر داود فيرحى‌
دانشجو: يوسف خان محمدى‌
مقطع: كارشناسى ارشد

شيخ عبدالكريم زنجانى (١٢٦٣ - ١٣٤٧ش) يكى از فيلسوفان و مراجع تقليد ناشناخته جهان تشيع است، كه بيش از هفتاد جلد اثر در موضوعات فلسفه اسلامى، فقه سياسى، كلام و اعتقادات، اخلاق و ... بر جاى گذاشته است. در اين پژوهش در تبيين انديشه و عمل سياسى زنجانى، انديشه و مواضع سياسى او متأثر از مبانى فكرى اسلامى و از نوع اصلاحى و در پى سامان بخشى به جهان اسلام، از طريق احياى انديشه سياسى اسلام و تشكيل حكومت اسلامى قلمداد شده است. زنجانى خصومت‌هاى مذهبى، تجمد، تحجر و شيوع افكار انحرافى را مهم‌ترين عوامل عقب ماندگى جهان اسلام مى‌دانست و براى خروج جهان اسلام از انحطاط و عقب ماندگى، راه كارهايى را ارائه داده است. وى براى ايجاد وحدت بين مذاهب اسلامى، فعاليت‌هاى گسترده‌اى را با همكارى رؤساى دانشگاه الازهر مصر انجام داد، و در پى تأسيس «مجلس اعلاى اسلامى» بود، كه علماى طراز اول جهان اسلام در آن جمع شوند، و براى مشكلات و معضلات جهان اسلام راه كار ارائه بدهند. براى غلبه بر قشرى‌گرايى و تحجر به علوم عقلى تأكيد مى‌كرد، و معتقد بود كه علما بايد در امور سياسى و اجتماعى جهان اسلام دخالت كنند و با توجه به معضلات اجتماعى جهان اسلام توليد علم بكنند. به نظر ايشان، تشكيل حكومت اسلامى از ضرورى‌ترين نيازهاى جهان اسلام است. حكومت بر اساس شايسته سالارى، عدالت محورى، و حضور و مشاركت مردم در حكومت اسلامى بر مبناى مشورت و شورا و نظارت مردم بر عملكرد حاكمان اسلامى از شاخصه‌هاى حكومت اسلامى مد نظر اوست. عنوان: مفهوم نبى و جايگاه آن در فلسفه سياسى شيعه‌
استاد راهنما: حجةالاسلام دكتر منصور ميراحمدى‌
استاد مشاور: دكتر سيد صادق حقيقت‌
دانشجو: طيبه محمدى كيا
مقطع: كارشناسى‌

اين پژوهش در مقام تبيين «مفهوم نبى و جايگاه آن در فلسفه سياسى شيعه» است. فصل اول نگاهى به مباحث اساسى هستى‌شناسى فارابى و انسان‌شناسى و جايگاه و مقام انسان در هستى دارد و ارتباط او با نظريه فيض و عقول و صدور را مطرح كرده و به تعريف غايت سعادت از نظر فارابى و انواع مدينه و توصيف مدينه و نيز به مدينه‌هاى مضاد با مدينه فاضله مى‌پردازد. در ادامه با توجه به تأكيد فارابى به بحث رياست، سعى بر آن است تا دلايل اهميت اين موضوع و سير رياسات ممكن و مطلوب در مدينه فاضله مورد بررسى قرار گيرد، كه در نهايت به طرح بحث نبوت و سياست انجاميده و تأكيد بر آن است كه كل مباحث مطروحه در ذيل مفهوم نبى داراى كارويژه و معناى سياسى مى‌شوند و اگر ارتباط مباحث را با بحث نبوت در نظر نگيريم، به طور كلى فلسفه سياسى فارابى به عرصه ظهور نخواهد رسيد. فصل دوم، به بررسى مفهوم و جايگاه نبى در فلسفه سياسى ابن سينا اختصاص يافته است. در آن، پس از طرح مباحث هستى‌شناسى ابن سينا، با در نظر داشتن تحول برترى شرع در كليت فلسفه وى، بحث سياست و مدنيت، تعاون و همكارى در ميان افراد جامعه آمده است.
پس از طرح بحث نبوت و سياست در حكمت سينايى، بحث استخلاف و جانشينى مطرح شده است. در انتها نتيجه‌گيرى كلى كه به طور مفهومى به بيان نهايى آراى دو فيلسوف متقدم شيعى در باب نبوت و سياست و شكل‌گيرى و تطور فلسفه سياسى شيعه مى‌پردازد، آمده است. عنوان: تحولات خلافت عباسيان و ولايتعهدى امام رضاعليه السلام‌
استاد راهنما: حجةالاسلام دكتر سيد محمد تقى آل سيد غفور
استاد مشاور: دكتر حسن حضرتى‌
دانشجو: اسماعيل نعمتى‌
مقطع: كارشناسى‌

اين پژوهش به تحولات عباسيان، تا عصر مأمون و انگيزه‌هاى وى، از واگذارى ولايتعهدى به امام رضاعليه السلام‌و همچنين به موضع‌گيرى امام در مقابل اقدامات مأمون و نتايج تحميل ولايتعهدى به آن حضرت مى‌پردازد كه در سه بخش ارايه شده است: بخش اول، به چارچوب نظرى مى‌پردازد كه ضمن تعريف مشروعيت، انواع مشروعيت از ديدگاه ماكس وبر را بيان مى‌كند. بخش دوم، به تحولات خلافت عباسيان و علل پيروزى و ماهيت خلافت آنها و قيام‌هاى علويان تا عصر مأمون مى‌پردازد. بخش سوم، ضمن آشنايى با مأمون، انگيزه‌ها و اهداف وى از واگذارى ولايتعهدى به امام رضا و عكس العمل و نحوه رفتار آن حضرت در مقابل مأمون را بررسى مى‌كند. عنوان: دموكراسى از ديدگاه امام خمينى(ره)
استاد راهنما: حجةالاسلام دكتر منصور ميراحمدى‌
استاد مشاور: حجةالاسلام دكتر داود فيرحى‌
دانشجو: محسن كبيرى آستانجين‌
مقطع: كارشناسى‌

تحقيق حاضر به بررسى ديدگاه امام درباره دموكراسى مى‌پردازد و اين فرضيه را مطرح مى‌كند كه پذيرش برابرى سياسى، آزادى سياسى، سيستم نمايندگى و تفكيك قوا در نظريه ولايت فقيه، اين نظريه را به نظريه دموكراسى نزديك مى‌كند، اما پذيرش مرجعيت دين در تعريف و تبيين حدود اين شاخص‌ها در نظريه ولايت فقيه، آن را از دموكراسى دور مى‌سازد. تبيين اين فرضيه، در سه فصل سامان يافته است: در فصل اول، ابتدا به واژه دموكراسى و سپس به نظريات دانشمندان پرداخته و بعد از آن به انواع دموكراسى، و در نهايت شاخص‌هاى دموكراسى را مورد بررسى قرار داده است و آزادى سياسى، برابرى، سيستم نمايندگى و تفكيك قوا به عنوان مهم‌ترين شاخص‌هاى دموكراسى تلقى شده است. فصل دوم اين تحقيق، درباره دموكراسى از ديدگاه امام و شاخص‌هاى آن است كه مباحثى از جمله «آزادى»، «اهميت آزادى» و در نهايت «برابرى»، «سيستم نمايندگى و تفكيك قوا» را مورد ارزيابى قرار داده است.
«دموكراسى و ولايت فقيه» فصل سوم اين تحقيق را نشان مى‌دهد كه در آن ابتدا به «جايگاه آزادى در نظريه ولايت فقيه» پرداخته و مباحثى از جمله «انتخاب كردن ولى فقيه»، «اختيارات ولى فقيه» در دو حوزه «عمومى» و «خصوصى» مطرح شده است. مبحث بعدى در آن، مربوط به «جايگاه برابرى در نظريه ولايت فقيه» است و مباحثى از جمله «حق انتخاب شدن» كه به صورت شرايط ولى فقيه و مناصب و مقامات مطرح شده است و «برابرى» در برابر قانون مورد ارزيابى قرار گرفته است و در نهايت «سيستم نمايندگى و تفكيك قوا» مطرح شده است. عنوان: رهبرى سياسى حضرت على‌عليه السلام در دوران حكومتشان (نظرى - عملى)
استاد راهنما: دكتر عليرضا صدرا
استاد مشاور: حجةالاسلام دكتر منصور ميراحمدى‌
دانشجو: محمود عزيزى‌
مقطع: كارشناسى‌

پژوهش حاضر در صدد پاسخ به اين سؤال است كه مبانى و اصول رهبرى سياسى امام على‌عليه السلام در دوران خلافت ايشان چيست؟ در پاسخ به اين سؤال، آمده است كه اصول و مبانى سازماندهى و راهبرد سياسى امام على‌عليه السلام، ولايت، علم و اجرا بوده است.
فصل اول تحقيق، به آشنايى با مديريت رايج و مديريتى كه مدّ نظر مكاتب غربى است و ارائه يك چارچوب ذهنى و همچنين آشنايى با مكاتب مديريتى اختصاص يافته است. در فصل دوم مبناى نظرى امام على با توجه به فرمانشان به مالك اشتر و ديگر فرمان‌هايش تبيين شده است و در فصل سوم اصول عمليه مديريت امام توضيح داده شده است.
در نتيجه‌گيرى، با توجه به شخصيت كامل و همه جانبه امام و مديريت و رهبرى متعادل و متعالى و نيز عصمت ايشان، خلافت و رهبرى ايشان الگويى براى بشر دانسته شده است. عنوان: سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران در قبال درياى خزر
استاد راهنما: دكتر سيد عبدالقيوم سجادى‌
استاد مشاور: دكتر ناصر قربان نيا
دانشجو: ام البنين توحيدى‌
مقطع: كارشناسى‌

منطقه آسياى ميانه پس از فروپاشى اتحاد جماهير شوروى، از نظر ژئوپلتيك و ژئو اكونوميك به قلب زمين تبديل شده كه توجه جهانيان را به خود معطوف ساخته است. سه عامل عمده، ژئوپلتيك اين منطقه را شكل داده است:
١. تحركات و اقدامات كشورهاى اين منطقه در جهت پيشرفت اقتصادى و كاهش تنش‌هاى سياسى؛
٢. تأثير منابع نفت و گاز منطقه در ثبات اقتصاد جهانى؛
٣. حضور بازيگران متعدد فرامنطقه‌اى و چالش‌هايى كه فراروى كشورهاى ساحلى درياى خزر ايجاد كرده است.
در اين پژوهش به دنبال پاسخ گويى به اين سؤال هستيم كه ظرفيت‌ها و موانع سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران در درياى خزر كدامند؟ در پاسخ به اين سؤال، فرضيه اين است كه مهم‌ترين ظرفيت‌ها شامل وجود منافع مشترك اقتصادى و فرهنگى ميان كشورهاى مجاور و مهم‌ترين موانع، سياست مداخله گرايانه آمريكا و گسترش ناتو به شرق مى‌باشد.
پژوهش حاضر در پنج فصل تنظيم يافته است كه در فصول اول تا سوم، چارچوب نظرى، موقعيت جغرافيايى منطقه و بُعد حقوقى موضوع، تبيين شده است. در فصل چهارم، به بررسى مقدورات پرداخته شده كه از جمله آنها، زمينه‌هاى مساعد اقتصادى، و منابع نفتى و گازى و خطوط لوله عبورى آنها، ابعاد فرهنگى و ايدئولوژيك، همكارى در زمينه زيست محيطى و آلودگى، است. در فصل پنجم هم كه مختص به محذورات دستگاه سياست خارجى ايران است، به مسائلى از جمله تمايل برخى از كشورهاى ساحلى درياى خزر به كشورهاى غربى و مشكلات ناشى از نفوذ و دخالت آنها به خصوص آمريكا در منطقه، روشن نشدن وضعيت حقوقى درياى خزر، بهره‌بردارى يكجانبه برخى از كشورها از منابع زير بستر درياى خزر و همچنين ديپلماسى ناكارآمد و غير فعال ايران در اين منطقه، اشاره گرديده است. عنوان: انقلاب و اصلاح از ديدگاه قرآن بر اساس تفسير نمونه و تفسير فى ظلال القرآن‌
استاد راهنما: حجةالاسلام دكتر منصور ميراحمدى‌
استاد مشاور: حجةالاسلام دكتر سيد محمدتقى آل غفور
دانشجو: مرضيه تقوى نيا
مقطع: كارشناسى‌

انقلاب و اصلاح از جمله مفاهيم سياسى هستند كه در قرآن كريم به كار رفته‌اند، به نحوى كه مفهوم اصلاح در دو معناى «اصلاح بين دو نفر و يا دو گروه» و «رفع فساد و نابسامانى» به كار رفته است؛ از سوى ديگر، مفهوم انقلاب كه به معناى «دگرگون شدن و متحول شدن و زير و رو شدن» در قرآن آمده است، از نظر قرآن خود، نوعى اصلاح محسوب مى‌شود. به عبارت ديگر، انقلاب نوعى اصلاح است كه در حوزه‌اى بسيار گسترده رخ مى‌دهد و اثر متحول كننده بنيادينى بر جاى مى‌گذارد. در اين ميان، انديشه و اراده كه مهم‌ترين عامل انقلاب و اصلاح از ديدگاه قرآن هستند، نقشى بسيار مهم در زمينه تحولات دارند به نحوى كه تا افراد جامعه فساد و تباهى را در يك جامعه مشاهده نكنند، و به وضع موجود آگاهى نيابند، و تا نخواهند، نمى‌توان انتظار وقوع اصلاح و يا انقلابى بزرگ، در يك جامعه را داشت. آيه «إنّ اللَّه لا يغيّر ما بقوم حتى يغيّروا ما بأنفسهم» خود گوياى اين مطلب است. عنوان: امامت و خلافت در انديشه غزالى و فيض كاشانى‌
استاد راهنما: حجةالاسلام دكتر منصور ميراحمدى‌
استاد مشاور: حجةالاسلام دكتر نجف لك زايى‌
دانشجو: محمود ابراهيمى وركيانى‌
مقطع: كارشناسى‌

رساله حاضر در صدد بررسى دو نظريه امامت و خلافت در انديشه غزالى و فيض كاشانى است. سؤال اصلى اين نوشتار، اين است كه مهم‌ترين عوامل شكل‌گيرى نظريه خلافت در انديشه سياسى غزالى و نظريه امامت در انديشه سياسى فيض كاشانى چيست؟ در پاسخ به سؤال اين فرضيه تبيين شده كه توجه به واقعيات زندگى سياسى صدر اسلام و مراجعه به سيره خلفاى راشدين مهم‌ترين عامل طرح نظريه خلافت در انديشه سياسى غزالى و توجه به آرمان‌هاى زندگى سياسى و مراجعه به سيره امامان معصوم‌عليهم السلام مهم‌ترين عامل طرح نظريه امامت در انديشه سياسى فيض كاشانى است.
سنيان از جمله غزالى در مورد خلافت به عنوان پديده‌اى كه در صدر اسلام اتفاق افتاده، نظريات خويش را با آن و به خصوص عمل صحابه تطبيق مى‌دهند و براى خليفه يا امام همان وظايف و اختياراتى را متذكر مى‌شوند كه خلفا آن را دارا بودند. اما شيعيان از جمله فيض كاشانى به امامت به عنوان امرى الهى نگريسته‌اند و نظريات خويش را با نص پيامبر اسلام تطبيق مى‌دهند. براى امام نيز جايگاه و مقامى را قائلند كه خليفه و امام اهل سنّت آن را دارا نيست و آن برخوردارى از منصب الهى در مقام امامت و ويژگى عصمت است.
نتيجه اين كه سنيان نظريات خويش را با امر واقع تطبيق داده و به يك معنا واقع‌گرا هستند و نكته حايز اهميت در نظريات ايشان، تقدم عمل بر نظر است. بر خلاف ايشان شيعه كه نظرياتش از مقوله پيشينى است و از تقدم نظر بر عمل سود مى‌برد. امامت واقعى از نظر ايشان در صدر اسلام به طور كامل اتفاق نيفتاد و حكومت الهى ائمه دوازده‌گانه به صورت يك آرمان باقى ماند. عنوان: جامعه مدنى و ديدگاه‌ها در جمهورى اسلامى ايران‌
استاد راهنما: حجةالاسلام دكتر داود فيرحى‌
استاد مشاور: دكتر شجاع احمدوند
دانشجو: سيد حميدرضا حسينى هاشمى‌
مقطع: كارشناسى‌

اين پژوهش در صدد پاسخ به پرسش از جايگاه جامعه مدنى در بين جناح‌هاى سياسى معتقد به نظريه جمهورى اسلامى در ايران يعنى راست و چپ است. نمايندگان جناح راست از تشكّل‌هايى چون جامعه روحانيت مبارز، جمعيت مؤتلفه اسلامى، جامعه اسلامى مهندسين، جامعه اسلامى دانشگاهيان و جامعه مدرسين حوزه علميه قم، به وجود آمده است و در سوى ديگر، تشكّل‌هايى مثل مجمع روحانيون مبارز، سازمان مجاهدين انقلاب اسلامى، دفتر تحكيم وحدت، حزب مشاركت ايران اسلامى و مجمع مدرسين حوزه علميه قم، جناح چپ را نمايندگى مى‌كنند. برداشت‌هاى متفاوتى كه هر كدام از سنّت و تجدّد، اسلام و جمهوريت، غرب و تعامل يا ستيز با آن دارند، موجب تفاوت آرا در پذيرش جامعه مدنى يا امتناع آن، به عنوان شاخص توسعه، در بين آنان است. فرضيه تحقيق مبتنى بر ميل به امتناع جناح سياسى راست از استقرار جامعه مدنى در ايران (بيش از پذيرش آن) و ميل به پذيرش جناح سياسى چپ براى استقرار جامعه مدنى (بيش از امتناع آن) است. اهميت اين فرضيه، هنگامى آشكار مى‌شود كه بدانيم هژمونى هر كدام از ديدگاه‌ها در عرصه سياسى اجتماعى ايران، سرنوشت تمدّن ادعايى جديد اسلامى را تغيير مى‌دهد. اين تحقيق با نگاه مقايسه‌اى، به ارزيابى مبانى، زمينه‌ها، شرايط و عناصر جامعه مدنى در نزد جناح‌هاى سياسى فوق، كوششى جهت آسيب‌شناسى جايگاه جامعه مدنى در ايران امروز است. عنوان: فلسطين و سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران‌
استاد راهنما: دكتر محمد ستوده‌
استاد مشاور: دكتر سيدعبدالقيوم سجادى‌
دانشجو: سيد محمد موسوى پور
مقطع: كارشناسى‌

مسأله فلسطين همواره در سياست خارجى جمهورى اسلامى ايران يكى از موضوعات اساسى بوده و بخشى از رفتارهاى سياست خارجى ايران را به خود اختصاص داده است. ايران اسلامى در راستاى دفاع از ملل محروم و مسلمان، از حقوق ملت فلسطين دفاع نموده و در اين زمينه متحمل هزينه‌هايى نيز گرديده است. سؤالى كه مطرح است اين كه چگونه مى‌توان رفتار حمايتى ايران را مطالعه كرد و رابطه اين رفتار با منافع ملى ايران چيست؟ بدين منظور تلاش گرديد تا با استفاده از سطح تحليل خرد، رفتار حمايتى ايران تبيين شود و در اين مورد بيان شد كه ايدئولوژى اسلامى مهم‌ترين متغير تأثيرگذار در رفتار حمايتى ايران از ملت فلسطين بوده است. در قسمت بعدى پژوهش، از تاريخچه فلسطين و پيدايش اسرائيل بحث شده است. سياست خارجى ايران كه بر اساس آموزه‌هاى اسلامى است، موظف به مبارزه با دولت اسرائيل جهت احقاق حقوق غصب شده ملت فلسطين در حد توان است. در فصل پايانى، ضمن بيان اهداف سياست خارجى ايران، مواضع كارگزاران سياست خارجى ايران در زمينه‌هاى ماهيت دولت اسرائيل، حمايت از فلسطين، و فرايند صلح خاورميانه بررسى شده و رابطه رفتار حمايتى ايران با منافع ملى ايران مورد بررسى قرار گرفته است. عنوان: آزادى و قانون از ديدگاه امام خمينى(ره)
استاد راهنما: حجةالاسلام دكتر منصور ميراحمدى‌
استاد مشاور: حجةالاسلام دكتر نجف لك زايى‌
دانشجو: مهدى مجيدى‌
مقطع: كارشناسى‌

پاسخ‌گويى به اين پرسش كه «در انديشه سياسى امام خمينى(ره) چه رابطه‌اى ميان آزادى و قانون وجود دارد»، دغدغه اصلى نگارنده در رساله حاضر بوده است. در پاسخ به پرسش، اين فرضيه مطرح شده كه «در انديشه سياسى امام(ره) قانون الهى يكى از مهم‌ترين عناصر تبيين كننده حدود آزادى و عوامل مشروعيت ساز آن به شمار مى‌رود و در نتيجه از نوعى آزادى به نام آزادى قانونى مى‌توان در انديشه سياسى امام(ره) سخن گفت».
در فصل نخست مفهوم آزادى و آزادى از ديدگاه انديشمندان غربى و مسلمان و همچنين مفهوم قانون مورد ارزيابى قرار گرفته است. در فصل دوم به بيان آزادى و انواع آن از ديدگاه امام پرداخته شده است. طبق سخنرانى‌هاى امام ايشان به انواع آزادى از قبيل آزادى مخالفان، آزادى اقليت‌هاى دينى، آزادى احزاب، انجمن‌ها و تشكيل اجتماعات، آزادى مطبوعات، آزادى زنان، آزادى انتخابات معتقد بودند. در فصل سوم، قانون از ديدگاه امام(ره) مورد ارزيابى قرار گرفته است و در اين فصل در بحث حكومت و قانون آمده است كه علاوه بر سه نوع حكومت متداول يك نوع ديگر كه مختص مسلمانان است وجود دارد كه در اين نوع حكومت تنها خداوند شايسته قانون‌گذارى است. در ادامه، جايگاه قانون در حكومت اسلامى بررسى شده است و قانون در حقوق اسلامى به سه دسته تقسيم گرديد: ١. قانون شرع، ٢.قانون اساسى، ٣. قوانين عادى. همچنين در اين فصل به بيان قانون و حكومت از ديدگاه امام(ره) و نيز قانون‌گرايى از منظر ايشان و نوع قانون مورد نظر امام پرداخته شده است. در ادامه انواع احكام مورد نظر امام ارزيابى شده است.
نگارنده در فصل چهارم، رابطه آزادى و قانون در انديشه امام را مورد ارزيابى قرار داده است. رابطه آزادى و قانون از ديدگاه امام اين گونه بررسى شده كه از ديدگاه امام، قانون الهى يكى از مهم‌ترين محدوديت‌هاى آزادى و عوامل مشروعيت‌ساز آن به شمار مى‌رود. در ادامه حدود آزادى از ديدگاه امام تبيين شده است. حدود آزادى از ديدگاه امام عبارت است از: ١. رعايت قوانين اسلام، ٢.اجراى مقررات اسلامى، ٣. نفى فساد و فحشا. در پايان به اين نتيجه رسيديم كه امام معتقد به آزادى قانونى هستند.