علوم سیاسی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - چكيده پايان نامه ها
چكيده پايان نامه ها
انديشه سياسى آيه الله طالقانى
استاد راهنما: دكتر حاتم قادرى
استاد مشاور: حجه الاسلام و المسلمين ابوالفضل شكورى
دانشجو: على شيرخانى
مقطع: كارشناسى ارشد علوم سياسى
آيه الله طالقانى با عنايت به استبداد در ايران و انحراف مشروطه و دغدغه هاى
ايشان در اين خصوص, معتقد به اصلاح نظام سياسى در ايران, تحديد آن به قوانين
مشروطه و رعايت مردم سالارى و دموكراسى توإم با حكومت دينى بود.
وى باتوجه به انديشه توحيدى خود در تكوين و تشريع, معتقد است حاكميت اصلى و
اولى بر جهان هستى, از آن خداست و پس از او, حاكميت در زمين, از آن انسان است.
از آن جا كه انسان ها در زمين به علت روحيه استخدام طلبى دچار اختلاف و پراكندگى
شدند, خداوند پيامبران را بر آنان مبعوث كرد, و در نظر شيعه پس از خاتم
پيامبران, ائمه: حاكميت دارند. در عصر عدم حضور امام, نوبت به فقهاى عادل و
عدول مومنان مى رسد و به علت تعدد فقها و عدول مومنان, انتخاب و گزينش حاكم به
وسيله رإى مردم, معقول ترين و مطلوب ترين راه به نظر مى رسد.
با اين بيان, طالقانى به حكومت هاى مردم سالار نزديك مى شود و داشتن ابزارها و
نهادهاى مردم سالارى را در حكومت هاى دينى لازم مى داند. حكومت مردم سالارى كه ايشان
ارائه مى دهد, تكيه بر آراى عمومى مردم و باتوجه به معيارها و موازين متكامل و
متحول اسلام مى باشد. وى جهت برقرارى قسط و عدل در جامعه, نظام شورايى را در كليه
سطوح جامعه مناسب مى داند و اعتقاد دارد كه حضور مردم در شوراها و اداره جامعه
نه تنها اهداف حكومت دينى را تضمين مى كند, بلكه از انحراف و فساد حكومت نيز
جلوگيرى مى كند.
حوزه عمومى در ايران پس از انقلاب اسلامى
استاد راهنما: دكتر عباس منوچهرى
استاد مشاور: حجه الاسلام والمسلمين دكتر داود فيرحى
دانشجو: مهدى براتعلى پور
مقطع: كارشناسى ارشد علوم سياسى
يكى از مهم ترين و متإخرترين نظريات در رابطه دولت و جامعه, نظريه حوزه عمومى
است. اين نظريه وضعيت موجود را در جوامع مدرن بحرانى دانسته و خروج از آن را
تنها از طريق به رسميت شناختن سه حوزه متمايز اقتصادى, فرهنگى و سياسى ممكن
مى داند. حوزه اقتصادى, علايق خصوصى و جزئى افراد در تمامى فعاليت هاى آنها را در
جهت كسب منافع شخصى شامل مى شود. در مقابل, حوزه سياسى به اداره علايق كلى و
انضمامى افراد كه به شكل قدرت عمومى نمايان مى شود, ارتباط پيدا مى كند. در حد
فاصل ميان اين دو حوزه, حوزه عمومى قرار دارد. اين حوزه به مجموعه اى از كنش ها و
نهادهاى فرهنگى اطلاق مى شود كه اين امكان را به افراد مى دهد تا فراتر از منافع
خصوصى و جزئى و فارغ از دخالت قدرت دولتى در باره مسائل كلان و عمومى به اظهار
نظر و بحث و گفت وگوى آزاد پرداخته و از اين طريق به اجماع, توافق و علايق كلى و
انضمامى دست يابند.
اين رساله با بهره گيرى از مبناى تئوريك بالا به بررسى رابطه موجود بين نگرش هاى
سياسى ـ دينى كنونى ايران در مورد حوزه عمومى و جدال فضيلت و آزادى مى پردازد.
بر اين اساس, پرسش اصلى اين است كه محور اصلى تمايز بين نگرش هاى سياسى ـ دينى
كنونى ايران در مورد حوزه عمومى چيست؟ در فرضيه پيشنهادى, محور اين تمايز تقابل
غايت گرايى ـ انسان گرايى, اخلاق گرايى ـ حقوق گرايى و ساختار اجتماعى ـ سياسى
عمودى با ساختار اجتماعى ـ سياسى افقى دانسته شده است. بدين ترتيب, اين پژوهش
نخست در مرحله توصيف, امكان و عدم امكان حوزه عمومى را در هر يك از نگرش ها مورد
بررسى قرار مى دهد و سپس در مرحله تبيين, چرايى آن را در جدال فضيلت و آزادى
جست وجو مى كند. بر اين اساس, اين پژوهش حول سه نگرش فضيلت مدار, آزادى محور و
گزينشى ـ تركيبى سامان يافته است.
تحول نظرى فقه سياسى شيعه از مشروطيت تا انقلاب اسلامى
استاد راهنما: حجه الاسلام والمسلمين سيدمحمدتقى آل سيدغفور
استاد مشاور: دكتر عليرضا صدرا
دانشجو: عباس حيدرى
مقطع: كارشناسى ارشد علوم سياسى
شكل گيرى اجتهاد دين شناختى جامع گفتمان ولايت را در فقه سياسى شيعه در دوره
مشروطيت و پس از آن مسلط ساخت و گفتمان حسبه را در حاشيه قرار داد. اين پژوهش
به تبيين عوامل شكل گيرى اين اجتهاد مى پردازد و همراه با ملاحظه بعضى از اصول
معرفت شناسى و بايدها و نبايدهاى مكتب هرمنوتيك, چارچوبى نظرى را طراحى مى كند و
در پرتو آن, عوامل زير را به عنوان عوامل ذهنى و عينى شكل گيرى اجتهاد جديد در
فقه سياسى شيعه, در دوره مورد نظر, شناسايى مى كند: ١. بسط تحقيقات اصولى; ٢.
گرايش فلسفى فقها; ٣. افزايش نفوذ اجتماعى فقها; ٤.همكارى متقابل استبداد و
استعمار.
تطور مفهوم حاكميت در انديشه سياسى اهل سنت
(مقايسه دوره ميانه و معاصر)
استاد راهنما: دكتر عليرضا صدرا
استاد مشاور: حجه الاسلام والمسلمين نجف لك زايى
دانشجو: محمد حيدرىزاد
مقطع: كارشناسى ارشد علوم سياسى
انديشه سياسى اهل سنت بر اساس واقعيت هاى عينى و تحولات تاريخى شكل گرفته و
نسبت به آنها متإخر بوده است و هميشه با توجه به شرايط و زمينه هاى متفاوت
بيرونى و واقعيت هاى تاريخى, در دوره هاى مختلف تاريخى, تحول و تطور يافته است.
در يك منظر مى توان گفت انديشه سياسى اهل سنت تاريخمند است و در اين تاريخمندى
علت وجودى مى يابد; به اين معنا كه اگر دهه اول تاريخ اسلام حذف شود, كليت انديشه
سياسى اهل سنت حذف مى گردد و اين پيوستگى انديشه با واقعيت هاى تاريخى در حيات
سياسى اهل سنت باعث شده مفاهيم سياسى در پى تحولات و شرايط زمانه متحول گردد.
آنچه اين رساله دنبال آن است, نشان دادن تطور مفهوم حاكميت در انديشه سياسى اهل
سنت در دو دوره حساس ميانه و معاصر است. مفهوم حاكميت دوره ميانه بر محور حاكم
مى گردد, يعنى حكومت با حاكم يك چيز است و با توجه به شرايط خاص دوره ميانه بحث
اين است كه حق اعمال قدرت و اراده از آن كسى است كه بتواند در شرايط بحرانى
موجود امنيت و وحدت و حفظ شريعت را به ارمغان آورد; از اين رو تمام مسائل مربوط
به حاكميت از جمله شروط و صفات حاكم, شيوه هاى نيل به حاكميت و الگوهاى حكومتى
متناسب با شرايط زمانى تغيير مى يابد. با توجه به واقعيت قدرت سلاطين در كنار
خلافت از تمام شروط حاكم صرف نظر شده و تنها به شوكت و قدرت بسنده مى شود و
همچنين شيوه استيلا در دست يابى به قدرت به عنوان شيوه مشروع وارد انديشه سياسى
اهل سنت مى گردد.
در دوره معاصر, تحولات داخلى و خارجى در جهان اسلام و مطرح گشتن انديشه هاى جديد
در جهان معاصر و عرضه شدن مفاهيم جديد در عرصه انديشه از يك طرف و از طرف ديگر,
وقوع بحران خلافت در جهان اسلام, انديشه سياسى اهل سنت را به شدت تكان مى دهد, چرا
كه خلافت محور فقه سياسى اهل سنت در تاريخ بوده است. با توجه به اين شرايط,
انديشمندان اهل سنت در پاسخ گويى به مسائل پيش آمده, نظريات متفاوتى ارائه
كرده اند. برخى با بيان تفكيك دين از سياست, نظام خلافتى در اسلام را امرى سياسى و
غيرشرعى دانسته و به سكولاريسم روى مىآورند و امر حكومت و حاكميت را به عهده
مردم مى گذارند و برخى با تإكيد بر مبانى اسلامى از يك طرف و واقعيت هاى موجود در
جهان و تإثير افكار جديد از طرف ديگر, دولت دينى و حكومت اسلامى را ارائه
مى دهند و بدين صورت بين مبانى اسلامى و عناصر دمكراتيك در مقوله حاكميت جمع
مى كنند.
خط مشى هاى عمومى حكومت در نهج البلاغه
استاد راهنما: دكتر سيدرحيم ابوالحسنى
استاد مشاور: حجه الاسلام والمسلمين سيدمحمدتقى آل سيدغفور
دانشجو: محمدمهدى ماندگار
مقطع: كارشناسى ارشد علوم سياسى
از آن جا كه نهج البلاغه نمايشگاه معارف حكومت امام على٧ و از غنى ترين و
اصيل ترين متون و منابع سياسى اسلامى شيعى محسوب مى شود, نيازمند تبيين, تجزيه و
تحليل دقيق مباحث, اعم از خطبه ها, نامه ها و كلمات قصار آن حضرت است.
تلاش اين تحقيق بر اين بوده كه اولا, چارچوبى نظرى از كارويژه هاى اساسى دولت و
حكومت براساس ديدگاه هاى عالمان سياسى, به خصوص صاحبان ديدگاه ساختارى ـ كاركردى
تدوين كند كه نتيجه آن قالب بندى وظايف و كارويژه ها در پنج محور عمده است;
ثانيا, مبانى خط مشى گذارى حكومت حضرت از جمله اهداف حكومت را اصول حاكم بر
خطمشى هاى حكومتى, دسته بندى وظايف حكومت را تنظيم و بررسى كند; ثالثا, در پنج
فصل, مباحث فرهنگ سازى, مشروعيت سازى, توزيع قدرت, نظم و امنيت, توزيع كالا و
خدمات (تإمين رفاه و آسايش), در نهج البلاغه, را مورد بررسى قرار دهد. خاتمه
تحقيق را نتيجه گيرى تشكيل مى دهد كه شامل شش نتيجه مفهومى و موضوعى از بحث
مى باشد.
حكومت اسلامى در انديشه سياسى شهيد ثانى
استاد راهنما: حجه الاسلام والمسلمين دكتر داود فيرحى
استاد مشاور: حجه الاسلام والمسلمين محمدجواد ارسطا
دانشجو: سيد محمدرضا موسويان
مقطع: كارشناسى ارشد علوم سياسى
زين الدين عاملى معروف به شهيد ثانى از فقيهان بزرگ شيعه در عصر صفوى و عثمانى
است و پژوهش حاضر با بررسى حكومت اسلامى در انديشه سياسى شهيد ثانى درصدد اثبات
اين فرضيه برآمده كه ميان مبانى كلامى ـ فقهى شهيد ثانى و نظريه حكومت وى رابطه
مستقيمى است و حكومت اسلامى از منظر وى مبتنى بر آن مبانى شكل مى گيرد.
در فصل اول اين پژوهش, مبانى كلامى و مبانى فقهى حكومت مورد مطالعه و بررسى
قرار گرفته است كه در بخش مبانى كلامى به ديدگاه هاى بنيادى وى در زمينه هاى
انسان شناسى, هدايت, عدالت و امامت اشاره شده است.
فصل دوم (نظريه حكومت), به مباحث حكومت و انواع آن در عصر غيبت, اختيارات و
وظايف حكومت و روابط متقابل مردم و حاكمان مى پردازد. تإمين مصالح عمومى
به عنوان محور اصلى اين تحقيق, اساسى ترين هدف حكومت اسلامى بوده و حاكم و رهبر,
براى تحقق بخشيدن به آن هدف, به اين مقام منصوب شده است.
براساس خاستگاه الهى, حكومت ها, در بخش سوم, به مطلوب و نامطلوب(جور) تقسيم
شده اند و در اين راستا حكومت پيامبر و امام معصوم و حكومت فقيه جامع الشرايط در
عصر غيبت (ولايت فقيه) مطلوب تلقى شده و ساير حكومت ها و قدرت هاى سياسى موجود
مبتنى بر خاستگاهى غير وحيانى نامطلوب محسوب مى شوند.
در بخش چهارم, حاكم و رهبر سياسى اجتماعى در گستره مصالح عمومى جامعه به
اتخاذ تصميم پرداخته و در مناصب افتا (مقننه), قضا (قضاييه) و برپايى احكام
انتظامى اسلام (مجريه) انجام وظيفه مى كند و ولى فقيه در عصر غيبت در واقع همان
اختيارات حكومتى امام را دارا مى باشد.
مشاركت و نظارت مردم در امور حكومت و روابط متقابل فرد و حاكم در بخش پنجم
مورد توجه قرار گرفته و فرد در صور مختلف حسبه, امر به معروف و نهى از منكر و
شورا به ايجاد ارتباط متقابل با حاكمان مى پردازد. شهيد ثانى براى كيفيت زيست
مردم در حكومت هاى نامطلوب(جور) به راهكارهايى توجه كرده كه ضمن تقبيح حكومت
جور, تا حد امكان به برپايى و احياى آموزه هاى الهى حتى در قالب مشاركت در امور
حكومتى حاكم جائر اقدام شود.
در واقع با توجه به مبانى كلامى انسان شناسى, هدايت, عدالت و امامت, امام معصوم
به عنوان رهبر سياسى جامعه از جانب خداوند منصوب شده و فقيه جامع الشرايط در عصر
غيبت داراى همان اختيارات و وظايفى است كه امام در امر حكومت داراست و نقش مردم
در اين حكومت, علاوه بر حمايت و اطاعت از آن, در مشاركت و نظارت تجلى مى كند.
بررسى انديشه سياسى آيه الله سيدحسن مدرس
استاد راهنما: حجه الاسلام والمسلمين سيد على ميرموسوى
استاد مشاور: حجه الاسلام والمسلمين نجف لك زايى
دانشجو: على اكبر قادرى
مقطع: كارشناسى علوم سياسى
در ((بررسى انديشه سياسى آيه الله سيد حسن مدرس)) به بيان نظام سياسى مطلوب در
فلسفه سياسى به طور عام و نظام سياسى در ايران به طور خاص پرداخته و در ادامه,
انواع نظام هاى سياسى در زمان آيه الله مدرس ذكر كرده ايم و نيز نظام سياسى كه
مورد نظر ايشان بوده و دلايل مطلوبيت آن بيان شده است; نظامى كه مد نظر مدرس
بوده, سلطنتى مشروطه است در آن شاه تحت قانون قرار مى گيرد. در ادامه ديدگاه هاى
شهيد مدرس درباره مسائل اجتماعى, اقتصادى, فرهنگى و حكومتى را ارائه كرده ايم.
روابط ديپلماتيك از ديدگاه قرآن و سنت
استاد راهنما: سيد صادق حقيقت
استاد مشاور: محمد ستوده
دانشجو: غلامعلى شيخى
مقطع: كارشناسى علوم سياسى
يكى از پديده هاى قرن اخير, روابط ديپلماتيك است كه در حيات سياسى همه كشورها
به صورت اصلى مسلم پذيرفته شده است. رعايت اصول روابط ديپلماتيك يك رشته
محدوديت هايى را براى كشورها ايجاد مى كند; به طور مثال روابط ديپلماتيك دو كشور
منوط به پذيرش عهدنامه هاى وين است. از طرفى بعضى از اصول مسلم فقه شيعه, دولت
اسلامى را ملزم مى كند كه چنانچه مسلمانى در بلاد كفر از ما كمك بخواهد, او را
يارى كنيم و يا پذيرش اصل ولايت مطلقه فقيه تمامى مسلمانان را موظف مى كند كه از
وى اطاعت كنند و حال آن كه شايد فردى از افراد مسلمان در محدوده جغرافيايى حوزه
دولت اسلامى نباشد و يا پذيرش اصل جايز بودن جهاد ابتدايى در عصر غيبت كبرا نيز
چنين احكام فراملى را براى ما واجب مى كند.
حال اين سوال مطرح مى شود كه دولت اسلامى چگونه مى تواند در حين رابطه با ديگر
كشورها و عمل به عهدنامه هاى بين المللى, ملتزم به اصل ولايت مطلقه فقيه باشد و
يا جهاد ابتدايى را در عصر غيبت امام معصوم٧ جايز بداند؟ چنين به نظر مى رسد اصل
ديگرى به نام اصل ((إوفوا بالعقود)) راهگشاى اين مشكل باشد, اصلى كه در اسلام
بسيار به آن تإكيد شده است.
قاعده نفى سبيل درسياست خارجى جمهورى اسلامى ايران
استاد راهنما: محمد ستوده
استاد مشاور: حجه الاسلام والمسلمين نجف لك زايى
دانشجو: حسين ابوالفضلى
مقطع: كارشناسى علوم سياسى
قاعده ((نفى سبيل)) يكى از قواعد مهم در سياست خارجى دولت اسلامى است, اما در
عين حال نحوه ارتباط آن با سياست خارجى چندان مشخص نشده و معلوم نيست كه قاعده
مورد نظر چگونه در سياست خارجى جاى مى گيرد و كدام چارچوب مفهومى مى تواند آن را
مورد مطالعه و بررسى قرار دهد. به همين مناسبت سوال اصلى كه در اين پژوهش مطرح
شده اين است كه چگونه مى توان قاعده نفى سبيل را در سياست خارجى جمهورى اسلامى
ايران مطالعه كرد؟ در پاسخ به اين سوال, با توجه به دو مفهوم ((استراتژى)) و
((توان ملى)), سعى شده است قاعده نفى سبيل در ابعاد نظرى و عملى مورد مطالعه
قرار گيرد. در اين پژوهش از طريق سياست ((نه شرقى و نه غربى)) جمهورى اسلامى
ايران با قاعده نفى سبيل ارتباط برقرار شده است. با توجه به اين كه مفهوم قاعده
نفى سبيل و هم سياست نه شرقى و نه غربى, استقلال است, از اين رو سياست فوق وظيفه
راهبردى قاعده نفى سبيل را در سياست خارجى عهده دار است; همچنين توان كلى نقش
قابل ملاحظه اى در ايجاد قدرت و استقلال براى پيشبرد سياست خارجى دارد. با توجه به
اين كه اكثر مفسران قاعده نفى سبيل را مشروط به توانايى و قدرت مسلمانان
كرده اند, از اين رو ارتباط آن با سياست خارجى مشخص مى شود و نشان مى دهد كه قاعده
نفى سبيل كه اشاره به برترى مسلمانان بر كفار و عدم سلطه آنان بر مسلمانان
دارد, در صورتى عملى مى شود كه امكانات بالقوه مسلمانان تبديل به امكانات بالفعل
شود; به همين دليل به امكانات و محدوديت هاى محيطى قاعده اشاره شده است. در
پايان آمده كه قاعده مزبور در طى دو دهه گذشته مورد نظر سياست خارجى جمهورى
اسلامى ايران بوده و هست و در راستاى عملى كردن آن تلاش هايى هم صورت گرفته است.
نقش روحانيت شيعه
در بسيج سياسى انقلاب اسلامى
استاد راهنما: حجه الاسلام والمسلمين محمدتقىآل سيدغفور
استاد مشاور: حجه الاسلام والمسلمين محمدجواد ارسطا
دانشجو: محمدمهدى ساورچمنى
مقطع: كارشناسى علوم سياسى
رساله حاضر نقش روحانيت شيعه را در بسيج سياسى تبيين مى كند. در هر جامعه اى
ارزش ها, اعتقادات و احساسات مشتركى وجود دارد كه بايد مورد احترام قرار گيرد كه
اگر مورد احترام قرار نگيرد و زير پا گذاشته شود, به خصوص در جوامع مسلمان,
زمينه پيدايى انقلاب را فراهم سازد و بديهى است كه هيچ انقلابى بدون بسيج امكان
پذير نيست; از اين رو با توجه به شكاف هاى ايجاد شده در جامعه, به ويژه در
ارزش هاى مشترك و اعتقادات مذهبى و دينى, نيروهاى بسيج گر فعال مى شوند و دست به
بسيج سياسى مى زنند. در ايران روحانيت شيعه داراى جايگاه و قداستى ويژه است; از
اين رو قدرت زيادى براى بسيج در جامعه داراست و به همين سبب در انقلاب اسلامى
توانست با تمسك به اهرم هايى مانند لباس روحانيت, منابر, مساجد, تكايا و رابطه
مقلد و مقلد و مهم تر از همه داشتن رهبرى خردمند و هوشمندى همانند امام
خمينى(ره) دست به بسيج سياسى بزنند.
آسيب شناسى انقلاب اسلامى ايران
استاد راهنما: عبدالوهاب فراتى
استاد مشاور: حجه الاسلام والمسلمين منصور ميراحمدى
دانشجو: محمود شريعتى
مقطع: كارشناسى علوم سياسى
اين پژوهش در سه فصل تنظيم شده كه به اختصار توضيح داده مى شود. در فصل اول
آسيب هايى كه در انقلابات و حكومت ها به وقوع پيوسته بررسى شده است. در اين راستا
اين نتيجه به دست آمده كه حكومت هاى غير دينى و دينى در يك نقطه به هم مى رسند و
آن استبداد است. برينتون در بررسى چهار انقلاب دنيا به اين نتيجه مى رسد كه
انقلابيونى كه عليه استبداد به مبارزه برخاسته بودند خود گرفتار استبداد ديگرى
شدند. استاد مطهرى بزرگ ترين عامل شكست انقلاب را سلب آزادى تفكر از جامعه مى داند.
كواكبى هم با بررسى حكومت عثمانى به اين نتيجه مى رسد كه قدرت سياسى براى
مشروعيت بخشيدن خويش لباس دين برتن مى كند.
در فصل دوم آسيب هاى معرفتى انقلاب مورد بررسى قرار گرفته است. يكى از آسيب هايى
كه از اين ناحيه به انقلاب اسلامى وارد خواهد شد, تبديل سياست دينى به دين سياسى
است; بدين معنا كه دين به صورت ابزارى در خدمت سياست قرار گيرد. براى پرهيز از
چنين آسيبى دو راه پيشنهاد شده است: يكى آن كه جنبه معنوى دين تقويت شده و مورد
اهميت قرار گيرد; دوم آن كه حكومت و حاكمان دينى را نبايد مثل دين مقدس دانست.
ديگر آسيب معرفتى, نگاه سياست مدارانه به ولايت فقيه است; بدين معنا كه عده اى در
صدد تقويت جنبه سياسى و حكومتى ولايت فقيه برآيند و بعد معنوى و ارشادى ولايت
فقيه را كه مى تواند نزد افكار عمومى از استقبال خوبى برخوردار گردد به فراموشى
سپارند.
در فصل سوم آسيب هاى اجتماعى انقلاب بررسى شده است; از جمله آسيب هاى اجتماعى,
افت مشاركت سياسى مردم است كه مرتبط با عملكرد نظام در قبال مردم خويش است.
بحران هويت نسل جوان از ديگر آسيب هاى اجتماعى است كه مشكل را بيشتر متوجه نسل
اول انقلاب مى داند, چرا كه فرهنگ خودى و فرهنگ غرب را براى نسل جوان به خوبى و
صادقانه تبيين نكرده است و اين امر زمينه جذب جوانان را به ديگر فرهنگ ها فراهم
آورده است. سومين آسيب اجتماعى, توطئه زدگى است; بدين معنا كه عده اى با بزرگ
نمايى توطئه بيگانگان در صدد انحراف افكار عمومى از واقعيات و مشكلات جامعه
هستند.
ولايت فقيه از منظر فقه و كلام
بر اساس نظريات آيه الله جوادى آملى
استاد راهنما: حجه الاسلام والمسلمين دكتر داود فيرحى
استاد مشاور: آيه الله محمد محمدى اشتهاردى
دانشجو: حميد رضا اسلامى
مقطع: كارشناسى علوم سياسى
رساله حاضر در يك مقدمه و چهار فصل تنظيم شده است. در مقدمه آن به طرح تحقيق
مسإله پرداخته شده و درباره فرضيه و سوال اصلى و سوالات فرعى و همچنين به
سازماندهى پژوهش و... اشاره گرديده است.
در فصل اول, شرايط زمانى و زندگى نامه آيه الله جوادى آملى و در فصل دوم,
روش شناسى و مبانى فلسفى انديشه ايشان و در فصل سوم, عناصر انديشه سياسى وى و در
فصل پايانى, فصل چهارم, دولت و حكومت در عصر غيبت از ديدگاه ايشان مورد مطالعه
و بررسى قرار گرفته است.
هدف از تإليف اين رساله, اين است كه ما اولا, لزوم حكومت را از ديدگاه يك
انديشمند مشهور شيعه بررسى كنيم و ثانيا, به اين سوال پاسخ دهيم كه آيا در زمان
غيبت معصوم ٧ حكومت وجود دارد يا نه؟ و اگر وجود دارد صاحبان اصلى آن كدامند؟
در پاسخ به پرسش فوق گفته ايم كه در ابتدا وجود حكومت براى جوامع انسانى لازم است
و به ويژه در شيعه كه ما نظام سياسى خاصى داريم كه در زمان امامان, ايشان
حاكمند و در عصر غيبت, مجتهد جامع شرايط اين مسووليت را به عهده دارد; البته
اين مسووليت براى مجتهد يك واجب تخييرى است كه اگر يك مجتهد جامع شرايط اقدام
كرد و تشكيل حكومت داد از ديگران ساقط مى گردد و اين شخص زمام امور جامعه را در
عصر غيبت به دست مى گيرد و بر ديگران حتى مجتهدان همطراز او لازم است كه در مورد
حكومت از او تبعيت كنند.