معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - ساقيا
ساقيا
کاشانهفروزِ شبْسياهان
اي خاک تو تاج سربلندان
مجنون تو عقل هوشمندان
خورشيد ز توست روشنيگير
بيروشني تو چشمهي قير
بر چشمهي قير اگر بتابي
گيرد فلکش به آفتابي
اي دست مقرّبان آگاه
از دامن عزّت تو کوتاه
هر ره که در آشنايي توست
از پرتو رهنمايي توست
اي هستيبخش هر چه هست است
کس بي تو ز نيستي نرسته است
اي از خم کاف و حلقهي نون
صد نقش بديع داده بيرون
آن نور که از شکاف کاف است
پيداکنِ قاف تا به قاف است
هر بحر کَرَم که صرف کردي
از چشمهي اين دو حرف کردي
رقّام ازل به کلک تقدير
قسّام ابد به تيغ تدبير
ديباچهنويس دفتر عقل
رخشانيبخش گوهر عقل
کاشانهفروز شبسياهان
از مشعل نور صبحگاهان
بر قامت شاهدان نوروز
بيبخيه قبا و پيرهندوز
شيرازهکُنِ جريدهي گُل
دمساز جريدهخوان بلبل
ياريگر هر ز يار مانده
همراه هر از ديار مانده
خارافکن راه سسترايان
خاراکَنِ سدّ تيزپايان
عصيانگاهِ جنايتآمرز
اول گير نهايتآمرز
بگذشت ز حد جنايت من
تا خود چه شود نهايت من
گر بُگدازي گناهکارم
ور بنوازي اميدوارم
بر سستي پيريام ببخشاي
بر عجز فقيريام ببخشاي
زين برف که بر گُلَم نشستهست
بس خار که در دلم شکستهست
خاري که شکست در دل من
روزي که برآيد از گِل من
خواهم که کند به سويت آهنگ
در دامن رحمتت زند چنگ
ليلي و مجنون- عبدالرحمن جامي