معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - من اشرف مخلوقاتم - احمدی دوستدار ساناز
من اشرف مخلوقاتم
احمدی دوستدار ساناز
«به ياد آور هنگامي را که به فرشتگان گفتيم براي آدم سجده و خضوع کنيد، همگي سجده کردند جز ابليس که سر باز زد و تکبر ورزيد و به سبب نافرماني و تکبرش از کافران شد.»
بقره، آيهي ٤٣
وقتي مرا آفريدي چهار فصل دلم را به پاييز دادي؛ انگار که در تمام لحظههاي برگريزم باران ميبارد! باران ميبارد و من دلواپس شعرهايم نيستم که جامانده بر شاخهي درختها؛ شعرهايي که پر از آواز گنجشکها و خلسهي عميق نارونهاست.
وقتي مرا آفريدي، ستارهها را برايم گذاشتي توي آسمان که شبهاي تنهاييام بيفانوس نباشد. وقتي مرا آفريدي، سلول به سلول عاشقم کردي و دلتنگ. تبارک الله داشت خلقتم، نداشت؟
مشتي آب و خاک را به هم سرشتي و شدم اشرف مخلوقات. هفت آسمان به پايم افتادند و سجده کردند، الا ابليس که سر باز زد از تحسين آفرينش تو. ميترسم از تکبر. ميترسم از غرور که هفتصد سال عبادت را بر باد ميدهد. ميترسم از آنکه خودم را ببينم و تو را نه؛ که بيتو گم ميشوم در خاموشي لحظههاي بيباران. وقتي مرا آفريدي کوهها تو را سر به سجده نهادند تا ابد و آسمان محو رحمتت شد. مرا آفريدي و در رگهايم شوق پرواز دواندي و اکنون من بيبال، سالهاست در هواي ملکوت تو پرواز ميکنم به عشق.