معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - موضوع پژوهش ١ - انصارى عليرضا
موضوع پژوهش ١
انصارى عليرضا
در ادامه بررسى ويژگىهاى برجسته امامان معصوم (عليهم السلام)، در اين شماره به ستمستيزى و روشهاى مبارزه امام كاظم (ع) عليه حكومتهاى ظلم و جور مىپردازيم.
تولد و شهادت
نام امام هفتم شيعيان، «موسى»، لقبش «كاظم»، مادرش بانويى با فضيلت به نام «حميده»، و پدرش حضرت امام صادق (ع) است. او در سال ١٢٨ ه . ق در سرزمين «ابواء» (يكى از روستاهاى اطراف مدينه) چشم به جهان گشود و در سال ١٨٣ يا ١٨٦ هجرى به شهادت رسيد.
خلفاى معاصر حضرت
از سال ١٤٨ هجرى كه امام صادق (ع) به شهادت رسيد، دوران امامت حضرت كاظم (ع) آغاز گرديد. آن بزرگوار با خلفاى زير معاصر بود:
١ ـ منصور دوانيقى (١٣٦ ـ ١٥٨)؛
٢ ـ محمد معروف به مهدى (١٥٨ ـ ١٦٩)؛
٣ ـ هادى (١٦٩ ـ ١٧٠)؛
٤ ـ هارون (١٧٠ ـ ١٩٣).
اوضاع سياسى و اجتماعى
يكى از پرسشهاى مهم در زندگى امام كاظم (ع) اين است كه چرا آن حضرت دست به قيام مسلحانه نزد؟
در پاسخ مىگوييم: وضع سياسى و اجتماعى عصر امام نشان ميدهد كه شرايط براى قيام مسلحانه فراهم نبوده است، زيرا در روزگار بنى عباس به ويژه هارون، عرصه چنان بر اهلبيت (عليهم السلام) تنگ بود كه كسى توان فعاليت سياسى و حتى فرهنگى نداشت. راويان حديث جرئت نداشتند آشكارا از امام كاظم (ع) نام ببرند و مطالب گرانبهاى تفسيرى، فقهى، عرفانى و علمى او را نقل كنند. به همين دليل آنان آثار گرانبها و مطالب مستند حضرت را به صورت كنايه و اشاره مىنوشتند و براى يكديگر مىخواندند، و با عبارتهاى زير از امام ياد مىكردند: سمعت ابا ابراهيم، سمعت ابا الحسن، روى عن العبد الصالح، قال العالم او السيد، حدثنى الرجل و يا كتبت اليه... .
از سوى ديگر، سياست و مشى حكومت ، ستيز با شيعه بود. ضمن اينكه نظام استبدادى بنى عباس از موسى بن جعفر (ع) و پيروانش وحشت داشت و كينه و حسد خويش را از راههاى مختلف نشان ميداد.
هارون نيز روش هادى را ادامه داد و فدك را غصب كرد و نگذاشت منافع آن به حضرت موسى بن جعفر (ع) و اهل بيت برسد. او با گماردن مأموران ويژه، ارتباط مالى امام و شيعيان را قطع كرد تا جايى كه آن بزرگوار بارها از سختى معيشت خويش مىناليد . افزون بر آن، هارون هر از گاهى براى آن حضرت مزاحمت فراهم مىكرد و او را از مدينه به بغداد و يا بصره منتقل مىنمود و به بهانه اينكه مردم را به سوى خود مىخواند و كارش به اختلاف و خونريزى ميانجامد، به زندانش ميافكند.
هارون در سال ١٧٠ ه . ق در برابر قبر پيامبر خدا (ص) براى فريب افكار عمومى چنين گفت: اى پيامبر خدا! براى كارى كه تصميم
گرفتهام انجام دهم از تو پوزش مىطلبم؛ مىخواهم موسى بن جعفر (ع) را زندانى كنم، زيرا او مردم را به خويش دعوت مىكند و با اين كار در پى اختلاف ميان امت تو و ريختن خون آنهاست.
به هر روى، وضع جامعه عصر امام كاظم (ع) به گونهاى بود كه قيام مسلحانه ره به جايى نمىبرد. به همين دليل آن حضرت تصميم گرفت از راههاى ديگرى با حكومت طاغوت مبارزه كند، كه در ادامه به بعضى از آنها اشاره مىكنيم.
شيوههاى مبارزه امام
١ ـ فر هنگ سازى براى تشكيل حكومت
خلفاى معاصر امام از جمله هارون ميدانست كه امام كاظم (ع) و پيروانش، وى را غاصب خلافت پيامبر و زمامدار ستمگرى ميدانند كه با زور و قدرت، سرنوشت مسلمانان را در دست گرفته است و اگر روزى قدرت را به دست آورند، در نابودى حكومت او لحظهاى درنگ نخواهند كرد. از سوى ديگر، دشمنان نيز ميدانستند كه امام در صدد تشكيل حكومت است و آن را حق خود ميداند. از اينرو نسبت به آن حضرت، حساس و در صدد از بين بردن او بودند.
در مقابل، امام كاظم (ع) نيز از راههاى مختلف سعى مىكرد فرهنگ تشكيل حكومت اسلامى در جامعه نهادينه شود. اين امر بسيار مهم بود، زيرا اين انديشه به وجود ميآمد كه حكومت از آنِ خاندان پيامبر است و بنى عباس، آن را غصب كردهاند. گفت و گوى زير كه ميان پيشواى هفتم و هارون رخ داده به خوبى از اهداف عالى امام در زمينه تشكيل حكومت اسلامى و نيز از نيات پليد هارون، پرده بر ميدارد.
روزى هارون (شايد به منظور آزمايش و كسب آگاهى از آرمان امام هفتم) به آن حضرت اعلام كرد كه حاضر است «فدك» را به او برگرداند. امام (ع) فرمود: در صورتى حاضرم فدك را تحويل بگيرم كه آن را با تمام حدود و مرزهايش پس بدهى. هارون پرسيد: حدود و مرزهاى آن كدام است؟ امام فرمود: اگر حدود آن را بگويم هرگز پس نخواهى داد. هارون اصرار كرد و سوگند ياد نمود كه اين كار را انجام خواهد داد. آنگاه امام حدود آن را چنين تعيين فرمود: حدّ اولش، عدن؛ حدّ دومش، سمرقند؛ حدّ سومش، آفريقا و حدّ چهارمش مناطق ارمنيه و بحر خزر است. هارون كه با شنيدن هر يك از اين حدود، تغيير رنگ ميداد و به شدت ناراحت مىشد، نتوانست خود را كنترل كند و با خشم و ناراحتى گفت: در اين صورت چيزى براى ما باقى نمىماند. امام فرمود: ميدانستم كه نخواهى پذيرفت و به همين دليل از گفتن آن امتناع داشتم.
٢ ـ نفوذ در حكومت
يكى از روشهاى بسيار مهم مبارزه امام، نفوذ در حكومت غاصب بود. اين روىكرد هم موجب حفظ شيعيان مىشد و هم امام از سياستهاى حكومت آگاهى مىيافت، و در سمت و سوى مبارزه امام و شيعيان تأثيرگذار بود؛ بدين معنا كه راهكارهاى مناسبى براى مبارزه عليه حكومت و حفظ شيعيان پيشبينى مىنمودند. بدين منظور امام براى سامان دادن به مبارزات سياسى و حمايت از نيروهاى شيعى، برنامهاى تدارك ديد كه بر اساس آن نيروهاى فعال و مطمئن، در مسئوليتهاى كليدى حكومت قرار مىگرفتند كه يكى از اعضاى فعال آن، «على بن يقطين» بود. وى بارها از امام (ع) خواست كه اجازه دهد از مسئوليتهاى خويش در حكومت بنى عباس كنار رود، لكن امام (ع) بدان رضايت نداد و او را با كلمات زير دلگرم نمود كه شايد خداوند به وسيله تو شكسته احوالىها را جبران و آتش فتنه مخالفان را از دوستان خويش دفع كند. بعضى از ثمرات نفوذ افراد مؤمن در دستگاه خلافت جور بدين قرار است:
١ ـ ٢ ـ رساندن اطلاعات داخلى حكومت به امام ٧
مرحوم مجلسى مىنويسد: زمانى كه قيام شهيد حسين (فخ) سركوب شد، سرهاى آنان به همراه عدهاى اسير براى موسى فرزند مهدى، از خلفاى بنى عباس، فرستاده شد. او دستور داد كه اسرا كشته شوند و از ديگر علويان سخن به ميان آورد تا اينكه به نام امام موسى بن جعفر (ع) رسيد و با خشم زياد اظهار داشت كه حسين (فخ) به دستور او قيام كرده است، زيرا او وصى اين خاندان است. خدا مرا بكشد اگر
او را زنده نگه دارم. در اين زمان بود كه على بن يقطين، واقعه را به صورت مكتوب به حضور امام تقديم داشت و آن حضرت را از اين تصميم با خبر نمود.
٢ ـ ٢ ـ پشتيبانى مالى از امام ٧
مرحوم كشّى در رجال خود مىنويسد: على بن يقطين، نامهها و اموال فراوانى را توسط دو نفر از معتمدان خويش براى امام ارسال كرد. قرار ملاقات در بيرون مدينه در محلى به نام «بطن الرمه» بود. امام شخصاً طبق قرار در آن مكان حضور يافت و اموال را از آنان تحويل گرفت. سپس نامههايى از آستين خود بيرون آورد و فرمود: اينها جواب نامههاى شماست، برگرديد و آن را به على بن يقطين برسانيد.
٣ ـ ٢ ـ كمك مالى به شيعيان
على بن يقطين براى كمك مالى به شيعيان و حمايت از آنان، هر سال عدهاى را از طرف خود به حج مىفرستاد و به اين بهانه، پولهاى فراوانى به آنها مىپرداخت. مرحوم قمى از قول يونس مىنويسد كه در يكى از سالها براى على بن يقطين ١٥٠ حجگزار برشمردند. همچنين در مواردى كه شيعيان مىبايست ماليات بپردازند به ظاهر از آنها مىگرفت، ولى به صورت پنهانى به آنان بر مىگرداند.
٣ ـ رازدارى (تقيّه مداراتى)
يكى از روشهاى مبارزه امام عليه حكومت، تقيّه بود.اين امر در سازماندهى و حفظ ياران بسيار مؤثر بود، زيرا موجب مىشد كه نيروها شناسايى نشوند و شيعيان به سازماندهى خود بپردازند تا در فرصت مناسب عليه حكومت مبارزه كنند. بدين سان حضرت به ياران خود
دستور داد كه در بعضى موارد تقيّه كنند. در حقيقت، تقيّه مداراتى تغيير روش مبارزه بود. معمر بن خلاد كه از ياران موسى بن جعفر (ع) بود، از آن حضرت پرسيد: چگونه بايد در برابر حاكمان ستمگر ايستاد و از اسلام پاسدارى كرد؟ امام در پاسخ، از قول جدّش امام باقر (ع) نقل كرد كه مىفرمود: رازدارى و با پوشش عمل كردن، از برنامههاى دينى من و پدران من است؛ آنكه عمل به تقيّه نمىكند ايمان ندارد.
٤ ـ مبارزه منفى
يكى از روشهاى امام در برخورد با حكومت جور، مبارزه منفى عليه آن بود كه در قالبهاى مختلف از جمله عدم مساعدت مالى به حكومت، ظهور مىنمود. روزى امام كاظم (ع) صفوان بن مهران جمال را احضار كرد. وى هر سال در موسم حج، شترانش را در اختيار هيئت خاصى از دربار هارون مىگذاشت تا به حج بروند و مراسم به جاى آورند و يا احياناً بر مراسم حج نظارت داشته باشند. هنگامى كه صفوان خدمت امام كاظم (ع) رسيد، فرمود: صفوان! يك عمل تو همه كارهاى زيبايت را زير سؤال برده است؟ با تعجب پرسيد: فدايت شوم مگر چه كردهام؟ امام فرمود: كرايه دادن شترها به هارون براى مراسم حج، كار مناسبى نيست. عرض كرد: من براى سفر حج كرايه ميدهم و خودم همراه آنان نيستم، بلكه عدهاى از غلامان را مىفرستم. امام فرمود: صفوان! دوست ندارى ستمگران زنده بمانند تا اجاره شترهايت را بعد از حج پرداخت كنند؟ عرض كرد: البته كه دوست دارم. حضرت فرمود: هر كس بقاى هارون و هيئت حاكمهاش را دوست بدارد، از آنان است و هر كس از ايشان باشد به جهنم فرو ميافتد.
چون صفوان سخنان امام را شنيد همه شترهاى اجارهاى خويش را فروخت. وقتى هارون متوجه شد او را احضار و سرزنش كرد. صفوان گفت: من پير شدهام و توان ندارم. غلامان هم كارها را به طور شايسته و درست انجام نميدهند. هارون با عصبانيت رو به صفوان كرد و سرى تكان داد و گفت: خاموش! من ميدانم چه كسى به شما فرمان ميدهد. كار موسى بن جعفر است. صفوان گفت: من با موسى بن جعفر (ع) ارتباط ندارم، او در كارهاى من دخالتى نمىكند. هارون در پايان گفت: اگر سابقه همكارى تو نبود، نابودت مىكردم.
مبارزه منفى امام هفتم (ع) با حكومت هارون چنان بود كه شايعه فتواى حضرت مبنى بر حرمت ولايت و حاكميت هارون در جامعه وجود
داشت و كمترين مسامحهاى از حضرت در برخورد با حكومت بنى عباس ديده نمىشد.
٥ ـ تربيت انديشمندان فكرى و سياسى
امام كاظم (ع) با اينكه از سوى حكومت هارون تحت فشار بود و بخش عمدهاى از عمرش را در زندان گذراند، انديشمندانى تربيت كرد كه در برابر حكومت جور و گروههاى انحرافى ميايستادند و در عرصه علمى و اجتماعى از وثاقت و اطمينان بالايى برخوردار بودند. امام ميدانست كه هدايت شيعيان و مبارزه با حكومت، نياز به انسانهاى سياستمدار، متديّن و عالم دارد تا مسير او را ادامه دهند. شاگردان امام نيز با روشهاى گوناگون به مبارزه عليه حكومت اقدام مىكردند. حتى بعضى از شاگردان و تربيت يافتگان امام با بيان جاىگاه حكومت و امامت و اينكه حكومت، حق خاندان پيامبر (ص) است، با حكومت وقت مبارزه مىكردند. بعضى از آنها همانند يونس بن عبدالرحمان، صفوان بن يحيى، محمد بن ابى عمير، عبدالله بن مغيره، حسن بن محبوب سراد و احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى، از اصحاب اجماع شمرده شدهاند. عظمت اين بزرگان چنان بود كه راويان و محدّثان هرگاه حديث و روايت خود را منتهى به يكى از افراد
فوق ميديدند، آرامش خاطر پيدا مىكردند. آنان تأليفات فراوانى داشتند و برخى از آنها سالهاى بسيارى را در زندان گذرانده بودند؛ همانند:
١ ـ يونس بن عبدالرحمان: او استعداد بسيار بالايى داشت. در مقابله با افراد و گروههاى مخالف، نزديك به هزار جزوه و مقاله نوشت، تا جايى كه گفته شد: دانش ائمه اهل بيت (عليهم السلام) به چهار نفر منتهى مىگردد: سلمان فارسى، جابر، سيد و يونس بن عبدالرحمان.
درباره يونس نوشتهاند: وى زياد به حج رفت و خود مىگفت: در محضر معصوم بيست سال گوش دادم و بعد از آن بيست سال پرسيدم و بيست سال هم به پرسش ديگران پاسخ دادم.
٢ ـ محمد بن ابىعمير: وى تأليفات فراوانى داشت و بسيار زاهد و متّقى بود. وى را به زندانهاى طولانى مدت محكوم كردند، لكن از ترس اينكه مبادا كتابها و تأليفاتش را نابود كنند، مبلغ يكصد و بيست هزار درهم به سندى پرداخت و بعد از مدتى از زندان خارج شد و به سراغ كتابها و تأليفات دفن شده در گوشه منزلش رفت، ولى همه آنها را پوسيده و نابود شده يافت. شايد همين وضعيت سبب گرديد كه آنچه بعداً نقل كرد به صورت مرسله باشد؛ لكن اطمينان و وثاقت بالاى وى باعث گرديد كه روايات مرسلهاش همانند رواياتِ مستند
ديگران، معتبر به شمار آيد.
٦ ـ حمايت از انقلابيان
گرچه امام خود به دليل فراهم نبودن شرايط، قيام مسلحانه انجام نداد، اما مبارزه امام در قالب ديگر بروز نمود و آن، حمايت از قيامها و نهضتهاى انقلابى بود. از جمله اين قيامها، قيام شهيد فخ (حسين بن على بن حسن المثنى بن الحسن المجتبى ـ عليه السلام ـ) بود،
كه حضرت از آن حمايت كرد.
وى كه از ستمها و فشارهاى روحى فرماندار مدينه به علويان به ستوه آمده بود دست به قيام مسلحانه زد و اين در زمانى بود كه «هادى»، خليفه ستمگر عباسى حكومت را در دست داشت. قرار شد شبانگاهان قبل از اذان صبح حركت آغاز شود. حسين كه رهبرى قيام را عهدهدار بود به خدمت امام موسى (ع) رسيد. حضرت توصيههايى به او فرمود: تو شهيد خواهى شد، ضربهها را نيكو بزن و نهايت تلاش خود را بنما. اين مردم، فاسق هستند، به ظاهر ايمان دارند، اما در باطن، نفاق و شك را پنهان ميدارند. همه ما مملوك خداييم و به سوى او باز مىگرديم.
٧ ـ حفظ نيروهاى كارآمد
امام كاظم (ع) علاوه بر نيرو سازى و تربيت آنها سعى مىكرد نيروهاى قدرتمند، مقاوم و آشنا به مصالح اسلام را حفظ كند و در مقاطع مختلف از آنان بهره بگيرد. همچنين توجه داشت كه در حدّ امكان آنها شناسايى نشوند، بلكه با پوششهاى مختلف چنان عمل كنند كه هيچگونه حساسيتى در حاكمان غاصب عباسى به وجود نيايد. على بن يقطين با تمام اخلاص در خدمت موسى بن جعفر (ع) بود، در حالى كه پست وزارت داشت و خمس اموال خويش را به حضرت ميداد و به وسايط گوناگون به ياران آن بزرگوار مساعدت مىنمود. او زمانى اراده كرد هداياى ارزشمندى را كه به وى ميدادند، به آن امام همام بدهد. در يك مورد او پارچه گرانبهايى را كه هارون به وى هديه داده بود براى آن حضرت فرستاد. لكن امام چون مىخواست اين نيروى ارزشمند را حفظ كند، آن را برگرداند و فرمود: از امروز سعى كن وضوى خويش را بر روش هارون و اهل سنّت انجام دهى.
از سوى ديگر، مأموران هارون مراقب تماسها و چگونگى وضعيت على بن يقطين بودند. آنان گزارشهايى را عليه وى داده بودند كه با موسى بن جعفر (ع) در تماس است و لباس و هديه مخصوص شما را به ايشان داده و حتى وضو و نمازش را بر روش مذهب اهل بيت (ع) انجام ميدهد. هارون در پى اين گزارشها او را احضار كرد و با ناراحتى تمام گفت: اگر چنين ادعايى درست باشد، خون تو را خواهم ريخت... از او پرسيد: آن لباسى را كه هديه دادم چه كردى؟ على پاسخ داد: در داخل بقچهاى گذارده و براى تبرّك آن را حفظ كردهام. هارون يك نفر از كارگزارانش را در پى هديه فرستاد و با آدرسى كه على بن يقطين داده بود، هديه را مُهر شده آوردند.
در مرحله ديگر، جاسوسان هارون گزارش دادند كه او نماز را همانند شيعه مىخواند. هارون مراقبانى بر على گماشت و سرانجام دريافت كه او همچون اهل سنّت نماز مىگزارد. هارون خشم خود را فرو برد و رو به على كرد و گفت: هرگز سخن هيچ سعايت كنندهاى را عليه تو نخواهم پذيرفت.
شهيد مطهرى (ره) مىنويسد: على بن يقطين، وزير هارون است، شخص دوم مملكت است، ولى شيعه است، اما در حال استتار. او ظاهرش با هارون است، اما به هدفهاى موسى بن جعفر (ع) خدمت مىكند و امام به او دستورهايى داد و وى اجرا كرد و مصون ماند.
در پايان بايد گفت: شيوههاى مبارزه سياسى امام به موارد ذكر شده خلاصه نمىشود، بلكه امام در قالب دعا، موعظه و حتى زندان رفتن به مبارزه با حاكمان عباسى پرداخت و سرانجام حكومت، آن امام بزرگوار را به شهادت رساند.
شهيد مطهرى (ره) بعد از ذكر عوامل و علل به شهادت رساندن امام كاظم (ع) مىنويسد: خلفا ميديدند كه امامان را از هيچ راهى و به هيچ وجهى نمىتوانند وادار به تمكين بكنند، به همين دليل بهترين راه و آسانترين راه را شهادت آن بزرگواران ميدانستند، با اينكه متوجه بودند كه شهيد كردن ائمه چقدر برايشان گران تمام مىشود.
محورهاى پژوهش:
لطفاً فقط يكى از محورهاى زير را انتخاب كرده و درباره آن مقاله بنويسيد.
١ . صلابت و مدارا در سيره و گفتار امام كاظم (ع).
٢ . فعاليتهاى سياسى امام كاظم (ع).
٣ . سيره امام كاظم (ع) در تربيت فرزندان.
٤ . روش مبارزه امام موسى كاظم (ع) در برابر افكار و عقايد باطل.
٥ . روش مبارزه امام موسى كاظم (ع) با عوام فريبى.
٦ . مواضع امام در برابر قيامهاى آزادىبخش.
٧ . سيره اخلاقى امام كاظم (ع).
٨ . ستمستيزى امام كاظم (ع).
٩ . حلم و تواضع امام كاظم (ع).
١٠ . شيوههاى تبليغى و نصايح امام كاظم (ع).
١١ . چگونگى جمع آورى خمس در زمان امام كاظم (ع).
منابع پژوهش:
١ . عبدالرحيم عقيقى بخشايشى، امام موسى بن جعفر، اسطوره مبارزه و قهرمان مقاومت و پايدارى.
٢ . مصطفى زمانى، امام موسى كاظم (ع).
٣ . سيد كاظم ارفع، امام موسى كاظم (ع).
٤ . سيد مهدى حسينى، بدايع الانوار فى احوال سابع الائمة الاطهار.
٥ . سيدمحمدحسن موسوىكاشانى، بر امام صادق و امام كاظم چه گذشت؟
٦ . مهدى پيشوايى، پيشواى آزاده امام كاظم (ع).
٧ . باقر شريف قرشى، تحليلى از زندگى امام كاظم (ع)، ترجمه محمدرضا عطايى.
٨ . فضل الله كمپانى، حضرت موسى كاظم (ع).
٩ . گروه نويسندگان مؤسسه در راه حق، زندگانى امام هفتم (ع)، حضرت امام كاظم (ع).
١٠ . اكبر نواب شيرازى، زندگانى امام موسى كاظم (ع).
١١ . عماد الدين حسين اصفهانى (عماد زاده)، زندگانى حضرت امام موسى كاظم (ع).
١٢ . هاشم معروف حسنى، زندگى حضرت موسى بن جعفر (ع)، ترجمه عباس خاتمى.
١٣ . محمدجواد نجفى، ستارگان درخشان، ج .٩
١٤ . سيد محمدتقى حكيم، سخنان حضرت موسى بن جعفر (ع).
١٥ . احمد مغنيه، شخصيت حضرت رضا و موسى الكاظم، ترجمه سيدجعفر غضبان.
١٦ . گروه نويسندگان، مجموعه آثار سومين كنگره جهانى حضرت رضا (ع).
١٧ . احمد احمدىبيرجندى، مناقب حضرت موسى بن جعفر در شعر فارسى.
١٨ . مرتضى مطهرى، سيرى در سيره ائمه اطهار (ع).
١٩ . رسول جعفريان، حيات فكرى و سياسى امامان شيعه.
آخرين مهلت ارسال پژوهش (٣٠/٩/١٣٨٦) مىباشد.