معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - موضوع پژوهش ٢ - محدثى جواد

موضوع پژوهش ٢
محدثى جواد

هر شناختى، به دليل افزودن بصيرت انسان، راه بهتر زيستن و بهتر انديشيدن و بهتر عمل كردن را به او مي‌آموزد. شناختهاى فراوانى وجود دارد كه مىتواند براى انسان جاذبه و فايده داشته باشد، اما برخى از آنها ضرورىتر و كارسازتر است. در سلسله مباحث گذشته كه از شناختهاى ضرورى با شما سخن مىگفتيم، موضوعاتى مانند خودشناسى، حجّتشناسى، هستىشناسى و دشمنشناسى را بحث كرديم. يكى ديگر از اين معرفتهاى لازم و اولويّت دار، «آسيبشناسى» يا «آفتشناسى» است، كه در اين پژوهش عرضه مىگردد. آفت چيست؟ پيش از شناخت آسيبها و آفتها، بايد اصل آفت را شناخت. آفت، هر بيمارى و بلاى شديد را گويند كه در انسانها پيدا مىشود. آفت، حالت و وضعيتى است كه وقتى در چيزى پيدا شود، آن را فاسد و خراب مىكند، بهره‌ورى از آن را با مشكل مواجه مىسازد، آن چيز را در جهت عكس آنچه مطلوب است قرار مي‌دهد و از ارزش و اعتبار مي‌اندازد. مثلاً وقتى يك مزرعه دچار آفت مىشود، محصول خوب و كافى از آن به دست نمي‌آيد. اگر يك خانه و آپارتمان دچار آسيب شود، ديگر قابل سكونت نخواهد بود، يا اگر جسم انسان دچار عارضه و آسيبى گردد، شخص بيمار مىشود و از تلاش مفيد و ادامه زندگى مىماند. اينجاست كه شناخت آسيبها و آفتها سبب مىشود هم خطرهاى پيش رو را در زمينههاى مختلف بشناسيم، هم علت به وجود آمدن آنها را كشف كنيم، هم بتوانيم از بروز آفتها پيشگيرى كنيم، هم در صورت بروز و پيدايش، آفت زدايى كنيم، تا هر موضوع يا پديده‌اى بتواند در مسير درست خود مورد بهرهبردارى قرار گيرد. ضرورت آفتشناسى به اين مثال دقت كنيد: كسى براى درس خواندن، زحمت زيادى مىكشد، ولى بازده او بسيار اندك است، يا كسى براى پرورش گل و گياه، بسيار خرج مىكند و زحمت مىكشد، اما تلاش او به ثمر نمي‌رسد و صاحب باغ و بوستان و گلخانه نمىشود. لابد يك جاى كار اشكال دارد كه مانع دست يافتن او به هدف مىشود. اگر آن نقطه آسيب را نشناسد، هميشه تلاشهايش بىثمر خواهد ماند. بنابر اين گام نخست در رشد او، شناخت آسيبهاست. اين آفتها، همچنان كه اشاره شد، گاهى در مسائل فكرى و اعتقادى است كه سبب مىشود انسان از داشتن يك ايمان و عقيده سالم و صحيح و قوى محروم شود و اگر اخلاق و عقايد انسان فاسد شود، به زندگى مطلوب نمي‌رسد و در جامعه شخصيت پيدا نمىكند. گاهى در مسائل رفتارى و معاشرتى است كه موجب مىگردد انسان نتواند رابطه خوبى با ديگران داشته باشد، يا از رابطه‌اى كه دارد بهرهبردارى خوب كند. يا در مسائل كسب و درآمد و امور معيشتى و گذران زندگى است، يا در دوستىها و رفاقتهايى است كه با ديگران دارد، يا در مسائل تحصيلى و آموزشى است، يا در رابطه ميان معلم و شاگرد، يا پدر و مادر با فرزندان يا زن با شوهر است، يا عرصههاى ديگر كه بىشمار است. اجمال قضيه اين است كه اگر آسيبشناسى در كارها نداشته باشيم، آنچه كه مىتواند نيرو بخش يا وحدت آفرين باشد، تبديل به ضعف مىگردد يا تفرقه‌افكن مىشود؛ آنچه مىتواند عامل رشد گردد، سبب عقبماندگى مىشود؛ آنچه مىتواند تأمين كننده سلامتى باشد، تبديل به عنصرى بيماري‌زا مىشود، و آنچه مىتواند ايمان و اراده‌اى روشن و قوى به ما بدهد، سبب شك و ترديد و تزلزل اعتقادى و بىهويّتى فرهنگى و ضعف شخصيت مىشود. پس، از مهمترين شناختها، شناختِ آسيبها و آفتهاست. در اين پژوهش، به يكى از موضوعها و آفتهاى آن مىپردازيم تا زمينه شناخت آفت در عرصههاى ديگر را نيز به ما بشناساند. موضوع مورد بحث ما، آفتهاى علم است. آفتهاى علم علم در زندگى انسان، نقش روشنگرى در درون، هدايتگرى در بيرون، رساندن به خدا، ايجاد و افزايش كمالات در صاحب علم، راهى براى كسب آخرت و حتى دنياى مطلوب، گامى براى رها شدن از تعلّقات دنيوى، وسيله‌اى براى كشف حقايق و رهايى از اوهام است. اگر علم نتواند اين آثار را در انسان داشته باشد، معلوم مىشود جايى از كار دچار مشكل و آسيب شده كه دانش نتوانسته تأثير خود را بر دانشمند بگذارد. بعضى از اين آفتها بر اساس آنچه در قرآن و روايات است، از اين قرار است: ١ ـ غرور و تكبّر معروف است درختى كه پربار باشد، شاخههايش آويختهتر است. انسانى هم كه بار علم و معرفت داشته باشد، بايد متواضع و خاكسار باشد. وجود تكبّر و غرور در انسان كه از راه معلومات به دست آيد، آفت علم است. عالِم آفت زده كسى است كه مغرور دانستههاى خود باشد. بعضىها چون غرور دارند، از گفتنِ «نمي‌دانم» در موردى كه علم و اطلاع ندارند، پرهيز مىكنند و ديگران را هم به اشتباه مي‌اندازند. امام صادق (ع) فرمود: «اذا سئل الرّجل منكم عمّا لا يعلم، فليقل: لا ادرىü؛ هر گاه از يكى از شما چيزى پرسيدند كه نمي‌دانست، بايد بگويد: نمي‌دانم.» يكى از شاگردان مرحوم علامه طباطبائى مىگويد: «من در طول سى سال كه افتخار درك محضر ايشان را داشتم، هرگز كلمه «من» از ايشان نشنيدم. در عوض، عبارتِ «نمي‌دانم» را بارها در پاسخ به سؤالات از ايشان شنيده‌ام؛ همان عبارتى كه افراد كم مايه، از گفتن آن عار دارند، ولى اين درياى پر تلاطم علم و حكمت، از فرط تواضع و فروتنى، به آسانى مىگفت.» بعضى از صاحبان علم، خود را برتر از ديگران مىپندارند، به آنان تكبّر مىفروشند، به افراد كم سواد، بى اعتنايى مىكنند، از مشورت با ديگران پرهيز دارند و از انتقادپذيرى مىگريزند. اينها از نشانههاى «آسيبِ كبر» در وجود صاحبان دانش است. كسى كه به شاگرد خود تكبّر داشته باشد، يا در برابر استاد خود فروتنى و خضوع نكند، دچار اين آفت است. رسول خدا (ص) فرمود: «تواضعوا لمن تعلّمون منه و تواضعوا لمن تعلّمونه، و لا تكونوا جبابرة العلماء؛ در برابر كسى كه از او دانش مي‌آموزيد و به كسى كه به او علم ياد مي‌دهيد، متواضع باشيد و دانشمندانِ جبّار و طغيانگر نباشيد.» در روايات اسلامى كسانى كه علم مي‌آموزند تا به رخ ديگران بكشند و مغرورانه با ديگران رفتار كنند، بسيار نكوهش شده‌اند. ٢ ـ حسد حسد آن است كه انسان چشم ديدن موقعيت و امتياز ديگران را نداشته باشد. گاهى بعضى افراد به ثروت و مقام اشخاص حسد مي‌ورزند و يا به مقام علمى و شهرت اجتماعى آنان حسادت مىكنند. علم و دانش، چيزى است كه ديگران هر چه بدانند، چيزى از ما كم نمىشود، ما هم هر چه بخواهيم علم كسب كنيم، مانع و مزاحمى در كار نيست، پس چرا بايد حسد داشت؟ حسد، به جسم حسود هم زيان مي‌رساند؛ به تعبير امام على (ع): «عجبت لغفلة الحُسّادِ من سلامة الاجساد.» دانشمندى كه به ديگران حسد بورزد، دچار آفت شده است. در حديثى پيامبر خدا (ص) فرموده‌اند: خداوند شش گروه را به دليل شش خصلت به دوزخ مىبرد؛ يكى از آنان، دانشمندانند كه به سبب حسد، گرفتار جهنم مىشوند: «و العلماء بالحسد». اگر به يك دانشمند، يا همكلاسى و هم‌دوره‌اى اين احساس را داشتيم كه چرا او در علم و دانش از ما جلو افتاده و بيشتر از ما مي‌داند، بدانيم كه دچار اين آسيب شده‌ايم. از يكى از علماى بزرگ كه زندگى پر رونقى داشت، نزد يكى ديگر از علماى بزرگ كه او هم موقعيت علمى و مرجعيت داشت، حرفهايى مي‌زدند و از نوع زندگى آن مرجع نخست، پيش نفر دوم انتقاد مىكردند، تا به اين وسيله حرفى از او درباره آن ديگرى بشنوند. مرحوم شيخ انصارى كه همان مرجع بزرگ و ساده‌زيست بود، براى خنثى كردن نقشه آن شخص، در جوابش گفت: مرحوم صاحب جواهر، شوكت اسلام را نگاه مي‌دارد و من زهد اسلام را. شهيد مطهرى نيز داستان مفصّلى را از برخورد دو عالم بزرگ، يكى سيدحسين كوهكمرى و ديگرى شيخ انصارى نقل مىكند كه به خوبى گوياى آن است كه هر دو از آفت حسد به دور بودند. مرحوم كوهكمرى وقتى مقام علمى شيخ انصارى را دانست، خودش به اتفاق شاگردانش درجلسه درس او شركت كرده و از درس او بهرهمند شدند. ٣ ـ دانش بدون عمل ثمر علم اى پسر عمل است ورنه تحصيل علم دردسر است انسان در پى دانش مي‌رود كه به دانستهها و آموختههايش عمل كند، وگرنه آموختن و عمل نكردن، كارى است بيهوده و يكى از آفتهاى علم است و موجب نفرت اجتماعى مىشود. در اين مورد، در ادبيات و اشعار و داستانهاى ما نكات فراوان و نمونههاى هشدار دهنده‌اى وجود دارد. علم بدون عمل، مثل دانش طبّ است كه كسى پزشك شود و به مداواى ديگران بپردازد، اما به دانش پزشكى خود عمل نكند و در پنجه بيمارىهاى مختلف دست و پا بزند. اين كلام حضرت على (ع) كه فرمود: «عِلمٌ بلا عَمَلٍ كَشَجرٍ بلا ثمر»، اشاره به همين آفت است؛ يعنى علم بدون عمل، همچون درختِ بىثمر و ميوه است، عالم بدون عمل هم همانند درختِ بىبرگ و بار است. در سخن ديگرى حضرت على (ع) فرمودند: «آفة العلم ترك العمل به؛ آفت دانش، عمل نكردن به آن است.» سعدى گويد: علم چندان كه بيشتر خوانى چون عمل در تو نيست نادانى امام امت (ره) نيز فرموده است: «علم تنها، اثر ندارد، بلكه گاهى مضرّ است. علم بدون عمل، بىنتيجه است. علم و عمل، دو بالى است كه انسان را به مقام انسانيت مي‌رساند.» علم، يكى از حجّتهاى الهى بر انسان است. كسى كه مي‌داند، مسئول است و مؤاخذه مىشود. اگر بداند و عمل نكند، حجّت بر او تمام است و گرفتار پي‌آمدهاى سوء آن خواهد شد. ٤ ـ كتمان علم دانش، مانند نور روشنگر راه مردم است. كسى كه داناست، هم رسالتش سنگين است و هم بايد ديگران را آگاه كند. يكى از آفتهاى علم، كتمان علم است؛ يعنى كسى چيزى را بداند، ولى به دلايل مختلف آن را كتمان كند و مردم را در بىخبرى بگذارد. در قرآن كريم از كسانى كه به علوم دينى و كتابهاى آسمانى آشنا بودند و در ميان قوم بنى اسرائيل از آگاهان به شمار مي‌رفتند، ولى براى حفظ منافع دنيوى خود آنچه را مي‌دانستند بيان نمىكردند، به شدت انتقاد شده است. قرآن مىفرمايد: «ما از كسانى كه علمِ كتاب به آنان داده شده بود، ميثاق و پيمان گرفتيم كه آن را براى مردم بيان كنند و علم خويش و معارف دينى را كتمان نكنند.» بعضى از معلّمان و استادان، دانش خود را با سخاوت در اختيار دانشجويان قرار نمي‌دهند و از تعلّم شايسته بخل مي‌ورزند. حضرت رسول (ص) فرمود: «من سئل عن علمٍ يعلمه فكتمه، ألجم يوم القيامة بلجام من نار؛ هر كس كه دانشى دارد و چون از او مىپرسند كتمان مىكند، روز قيامت، لجامى از آتش بر دهان او مي‌زنند.» پوشاندن حقيقت و بىخبر نگه داشتن مردم از آنچه بايد بدانند، آفتى است كه سراغ دانايان و اهل علم مي‌آيد و بايد روزى پاسخگوى كتمان خويش باشند. پيامبر خدا (ص) فرمود: هر گاه در امت من بدعتها آشكار شود، آنكه عالم است، بايد دانش خود را آشكار سازد و هر كس چنين نكند، لعنت الهى بر او باد. ٥ ـ دنياطلبى دانش، گوهرى است كه ارزش آن ذاتى است. جويندگان دانش اگر آن را به دليل دست يافتن به «مال» پىجويى كنند، در حقّ علم، ستم كرده‌اند. اگر علم، ارزشمند است، آميخته شدن آن به دنياطلبى، آفتى است كه آن علم و عالم را از ارزش مي‌اندازد، به خصوص اگر كسى علم به دين و معارف الهى و علوم مقدس را براى «دنيا» بخواهد. در اين صورت، به جاى آنكه علم، او را پرواز دهد، زمينگير مىكند و به جاى ارتقاى درجه، او را به سقوط مىكشاند. «يحيى بن معاذ رازى» به دانشمندان دنياطلب مىگفت: اى صاحبان دانش! قصرهايتان قيصرى است و خانههايتان كسروى، جامههايتان طاهرى است و كفشهايتان جالوتى، مركبهايتان قارونى است و ظرفهايتان فرعونى، عزاهايتان جاهلى است و افكارتان شيطانى؛ پس چه چيزتان «محمدى» است!؟ حضرت على (ع) در سخنى درباره دانشمندان دنياطلب مىفرمايد: آنان بار علم را از آن جهت بر دوش كشيدند تا به دنيا برسند، از اين‌رو هم به غضب خدا گرفتار شدند و هم از چشم مردم افتادند. ٦ ـ وابستگى به قدرتها يكى از آفتهاى علم، فروختن دانش به قدرتهاى خودكامه و براى اهداف و مقاصد شوم جبّاران است. در روايات اسلامى از اين نكته به «تقرّب به سلاطين» ياد شده؛ يعنى علم، وسيله و ابزارى براى نزديك شدن به سلطههاى جبّار و علم فروشى به آنان مىشود. در تاريخ انبياى گذشته، سخن از «بلعم باعورا» است؛ كسى كه علم و دانش خود را در اختيار اهداف شوم و پليد فرعون قرار داد. پيامبر خدا (ص) فرمود: عالمان، امينان پيامبران بر مردم‌اند، تا وقتى كه با سلاطين نشست و برخاست نكنند. هر گاه دانشمندان به دربارها بروند، به رسولان الهى خيانت مىكنند. پس از چنين دانشمندان وابسته به قدرتها بر حذر باشيد. هميشه قدرتهاى خودكامه سعى داشته‌اند كه از چهرههاى موجّه و دانشمندان محبوب و مورد قبول مردم سوء استفاده كنند و به نحوى آنان را بخرند و وسيله پيشبرد مقاصدشان قرار دهند. پيامبر خدا (ص) فرمود: «اذا رأيت العالم يخالط السّلطان مخالطةً كثيرةً فاعلم انّه لُصٌّ؛ هر گاه دانشمند و عالمى را ديدى كه با سلطان خيلى رفت و آمد و رفاقت دارد، بدان كه او دزد است.» آفات ديگر به جز شش آفت ياد شده، در مسئله علم و كسب دانش و به كارگيرى معلومات در ارتباط با ديگران، آسيبهاى ديگرى نيز وجود دارد كه فقط با اشاره به آنها از اين بحث مىگذريم: الف: فرقه سازى و ايجاد مذاهب جعلى از سوى دانشمندان؛ ب: به كارگيرى دانش و ابزار علمى در مقاصد ضدّ بشرى؛ ج: انحصارطلبى در مسائل علمى و فن‌آورى؛ د: تحريف در كتابها و آثار علمى از سوى برخى دانشمندان؛ ه : جدال و كشمكش ميان اهل علم در مباحثههاى علمى؛ و: دانشهاى غير مفيد و بي‌ارزش و غير كاربردى؛ ز: تفاخر علمى و فخرفروشى صاحبان دانش به ديگران؛ ح: ضايعات علمى و هدر رفتن منابع دانش در اثر سهل‌انگارى در حفظ و نگه‌دارى ميراث علمى گذشته؛ ط: علم بدون تقوا و تهذيب نفس. در بررسى آسيبها و آفتهاى علم به اين مقدار بسنده مىكنيم. اميد است شما نيز به سهم خود، در پربار ساختن اين موضوع پژوهش، اقدام كنيد. محورهاى پژوهش لطفاً فقط يكى از محورهاى زير را انتخاب كرده و درباره آن مقاله بنويسيد. ١ . آسيبهاى اجتماعى و اخلاقى در جوانان. ٢ . آفتشناسى در مراسم عزادارى عاشورا. ٣ . آفات حكومت يافتن انسانهاى بي‌دين. ٤ . اينترنت و آثار منفى و آسيبهاى فكرى آن. ٥ . هنرمندان غير متعهّد و آسيبهاى فرهنگى. ٦ . آسيبهاى دوستىها و رفاقتهاى حساب نشده. ٧ . عبادت و آسيبهاى آن. منابع پژوهش ١ . مرحوم محمدتقى فلسفى، گفتار فلسفى (جوان). ٢ . جواد محدّثى، فرهنگ عاشورا. ٣ . جواد محدّثى، هنر در قلمرو مكتب. ٤ . محمدرضا كاشفى، آيين مهرورزى. ٥ . شهيد مطهرى، حماسه حسينى. ٦ . شهيد مطهرى، سيرى در نهج البلاغه. ٧ . محسن فرجى، زندگى در آئينه اعتدال. ٨ . محمد نوروزى، آسيبشناسى رفتارى انسان از ديدگاه قرآن. ٩ . على شكوهى، عوامل و ريشههاى دينگريزى. ١٠ . عباس پسنديده، پژوهشى در فرهنگ حيا. ١١ . محمدرضا كوهى، آسيبشناسى شخصيت و محبوبيت زن. ١٢ . غلامعلى حدادعادل، فرهنگ برهنگى و برهنگى فرهنگى. ١٣ . حميد نگارش، استاد مطهرى و دغدغههاى اسلام اصيل. آخرين مهلت ارسال پژوهش (٣٠/٩/١٣٨٦) مىباشد. به ده مقاله از مجموع مقالات ارسالى مشتركان درباره دو موضوع ارائه شده كه بيشترين امتياز را كسب نمايند، جوايز نفيسى به قيد قرعه اهدا خواهد شد. در ضمن به تعدادى از بقيه مقالات پژوهشگران كه معيارهاى مقالهنويسى در آنها بيشتر رعايت شده باشد، جوايزى اهدا خواهد گرديد. لطفاً قبل از تدوين مقاله، نكتههاى زير را به دقت مطالعه فرماييد: ١ . براى علاقهمندان به تحقيق و مقالهنويسى، دو موضوع پژوهش در نظر گرفته شده است كه مىتوانيد با توجه به استعداد، فرصت و توان علمى خويش، يكى از آنها را به اختيار انتخاب كرده و مقاله بنويسيد. ٢ . تهيه و ارسال منابع معرفى شده، در توان ما نيست. شما مىتوانيد با مراجعه به كتابخانهها، دوستان و...، منابع مزبور و يا كتابهاى مناسب ديگرى را تهيه كنيد. ٣ . لطفاً مقالههاى خود را با خط خوانا و حتماً بر روى يك طرف كاغذ بنويسيد. ٤ . براى سهولت در ارزيابى مقاله، پاورقىهاى هر صفحه را در پايين همان صفحه يادداشت نماييد. ٥ . در صورتى كه نوشته ارسالى صرفاً رونويسى از منابع باشد، امتيازى نخواهد داشت. ٦ . مقالههايى كه خارج از موضوعات پيشنهادى مجله باشد، در مسابقه شركت داده نمىشود. ٧ . مطالب اقتباس شده از ديگران را حتماً با مشخصات كامل بياوريد، در غير اين صورت از امتياز مقاله كاسته خواهد شد. مراحل و نحوه تدوين پژوهش: ١ . ابتدا منابع معرفى شده يا منابع ديگر را مطالعه كرده و مطالب مورد نياز را در برگههاى جداگانه‌اى يادداشت كنيد (فيـش بـردارى). ٢ . آنگاه يادداشتها را با توجه به اصول نگارش مقاله، ردهبندى و تنظيم نماييد. ٣ . سپس مطالب آماده شده را تكميل كنيد. تجزيه و تحليل، استدلال، نقد و پرورش مطالب در اين قسمت انجام مىشود. ٤ . پس از تكميل مطالب، آنها را به صورت يك نوشته منسجم درآوريد. هر بحثى بايد در جاىگاه مخصوص خود قرار گيرد. ٥ . نوشته تنظيـم شـده را چندين بار مطالعه و بازنگـرى كـرده و خطاهاى نگارشى احتمالى را برطرف و سپس آن را پاكنويس كنيد. رديفمعيارهاى ارزيابى پژوهشامتياز ١عنوان بندى دقيق بحث با ترتيبى منطقى ٢ ٢تمركز در موضوع بحث و منحرف نشدن از آن ١ ٣بيان مستدل و علمى مطالب ١ ٤تجزيه و تحليل علمى و پرورش معانى ١ ٥بهرهگيرى از حكمت، داستان، شعر، مثال و... ١ ٦توازن حجم مطالب در محورهاى مختلف بحث ١ ٧مطابق با واقع بودن مطالب و دقت در ارائه صحيح آنها ١ ٨استفاده به جا از آيات و احاديث و صحيح نوشتن آنها ١ ٩سادگى و روانى قلم ١ ١٠تناسب سبك نوشتارى مقاله با موضوع ١ ١١ رعايت عفت قلم و ادب اسلامى و پرهيز از عبارات زايد و نادرست ١ ١٢ نوآورى در ارائه مطالب و شيوه نگارش ١ ١٣ بهرهگيرى از منابع معتبر، ذكر آدرس دقيق مطالب و نقل قولها ١ ١٤ استفاده از معلومات شخصى در تدوين مقاله ٢ ١٥ رعايت اصول نگارش، علائم سجاوندى و تنظيم فنى پاورقىها ١ ١٦ در حد يك مقاله بودن (حداقل پنج صفحه A٤) ١ ١٧ نوشتن بر يك طرف كاغذ، رعايت فاصله بين سطرها و خوانا بودن ١ ١٨ نتيجهگيرى از بحث ١ *جمع كل٢٠