معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦
متن آموزشی مقطع دیپلم و بالاتر
شريعتى سبزوارى محمدباقر
متن درسی مقطع دیپلم و بالاتر
امامت و رهبری در اسلام (١٢)
آینده بشر و جامعه آرمانی
محمدباقر شریعتی سبزواری
رسالت پیامبران
در مقاله پیشین، مهدویت از نظر ادیان الهی و دیدگاه دانشمندان مطرح شد و دیدیم كه ادیان گذشته و برخی از دانشمندان معاصر، همه بر اصل ظهور یك انسان كامل برای تحقق عدالت و فضیلت و نجات بشر اتفاق نظر دارند و بر این باورند كه مهدویت در حقیقت، مژده بهروزی بشر در مقیاس جهانی است، چرا كه این تفكر نویدبخش برقراری عدل مطلق در جهان و محو ظلم و تبعیض و زور و تزویر از ساحت زندگی انسانهاست. اگر قرآن را به عنوان سخنگوی تمام پیامبران پیشین و اعجاز ماندگار مذاهب موجود جهان بپذیریم و به عبارت بهتر اگر این كتاب را ترجمان ندای وجدان و مطالبات انسانهای آزاده و با كرامت بشماریم، باید به دو رسالت مهم انسان كه در این كتاب تشریح شده، گردن نهیم؛ زیرا تمام پیامبران الهی این دو رسالت را سرلوحه دعوت خویش قرار دادهاند: یكی معنویتگرایی و دیگری عدالتخواهی است.
١ ـ معنویت گرایی
بشر فطرتآ دینباور و معنویتگراست. در تمام دورانها انسانها همواره تابع دین و مسلك و به دنبال پرستش خدای یگانه بودهاند، لیكن محسوسپرستی و بیسوادی و تبلیغات سردمداران شرك آنان را به بتپرستی به عنوان مظاهر «الله» دعوت كردهاند.
پیامبران الهی به برقراری ارتباط بندگان با خدای جهان و به عبارت برتر، سوق افراد بشر به سوی خداپرستی پرداختند و خواستار عبودیت و آزادی آنان از بردگی مظاهر شرك و عبودیت غیر از خدا بودند. این حقیقت را در جمله لا اله الا الله كه شعار تمام رسولان است، میتوان یافت؛ چرا كه آنان مردم را به توحید در عبادت یعنی یكتاپرستی و اینكه معبود مقدس و قدرت مطاعی جز الله نیست و نباید باشد، دعوت میكردند. از اینرو پیامبر اسلام حتی اهل كتاب را نیز به توحید دعوت كرده است: «قل یا اهل الكتاب تعالوا الی كلمه سواء بیننا و بینكم الا نعبد الا الله و لا نشرك به شیئآ و لا یتّخذ بعضنا بعضاً اربابآ من دون الله». پیامبران الهی به انسانها تأكید كردهاند كه نباید طوق بندگی غیر خدا را به گردن اندازند و در برابر سایر معبودها خضوع و اطاعت كنند؛ زیرا معبود حقیقی، خالق عالم است و تمام كرنشها و خضوعها باید برای او باشد و بس: «افّ لكم و لما تعبدون من دون الله افلا تعقلون». این آیه با شدیدترین آهنگ بتپرستی را محكوم میكند. رسولان الهی در واقع خواستار عمل به تعهدات فطری از سوی بشر شدهاند.
٢ ـ عدالتمحوری
برقراری عدالت و تأمین حقوق واقعی همه انسانها رسالت دیگر انبیاست. قرآن میفرماید: «لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الكتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط؛ ما رسولان خود را همراه معجزات و برهان و میزان و معیارهای عقلانی و كتاب آسمانی فرستادیم تا مردم را متوجه سازند تا خود به عدالت قیام كنند». عدالتی كه برگرفته از عقل سلیم و فطرت پاك و برآمده از كتاب و سنّت است، خواسته تمام منادیان ادیان و عدالتخواهان دنیاست. قرآن نیز به این حقیقت اشاره میكند: «ان الذین یكفرون بآیات الله و یقتلون النبیین بغیر حق و یقتلون الذین یأمرون بالقسط من الناس فبشّرهم بعذاب الیم؛ كسانی كه به آیات الهی كفر میورزند و پیامبران را به ناحق به قتل میرسانند و همچنین مردمی را كه به قسط و عدالت دعوت میكنند و جانشان را در این راه میگذارند، میكشند (و هر زمان از كشتن آزادیخواهان و عدالتطلبان دریغ ندارند)، پس آنان را به عذاب دردناكی نوید ده.»
عدالت خواهی بشر
میل به عدالتطلبی یك احساس دائمی و ذاتی در تمام عصرها و نسلها است؛ چرا كه تنها از نوع ساختار جسمانی و روحانی انسان مایه میگیرد. امروز دنیا به سوی تحقق عدالت پیش میرود. فریاد عدالتخواهی آزادیخواهان بشر حتی زمامداران جهان پیوسته گوشها را مینوازد. آنان مشروعیت و مقبولیت حكومت خود را در تحقق این شعارها میدانند؛ چرا كه مردم طالب عدالت و رفع تبعیض و ستمسوزیاند، آنهم عدالت راستین، نه به معنای «كار به اندازه طاقت و خرج به قدر احتیاج» كه افلاطون گفته است، بلكه عدالت به معنای اعطا به میزان حق هر كسی. به عبارت دیگر، هر صاحب حقی باید به حقوقش برسد و این امری حقیقی است كه از استعداد و ظرفیت عقلانی و میل طبیعی انسان برمیخیزد و از فعالیت و تلاش به وجود میآید.
آرزوی عدالت
در اسلام عدالت مفهوم گسترده و وسیعی دارد كه شامل زمین و آسمان و انسان و حیوانات هم میشود: «بالعدل قامت السّموات و الارض». عدالت در قانون، فراهم ساختن امكانات مساوی و ساز و كارهای لازم برای همه مردم، تأمین آزادیهای مشروع، حق اشتغال و اجرای عادلانه سیاستهای اقتصادی را در تولید و توزیع میطلبد. بشر در مقام اجرای عدالت اجتماعی به این معناست و درصدد تحقق این آرزو است كه روزی عدالت و كرامت بر تاریخ و سرنوشت جوامع انسانی حكومت كند و جنگ و خونریزی و تبعیض و ظلم از زندگیاش برطرف شود و به جای آن صلح و صفا در میان خانوادههای بشری گسترش یابد و دنیا همچون شهری آرمانی و مدینهای فاضله اداره شود. هر چند تحقق این آرمانهای جهانی نزدیك است، لیكن تأملات عقلانی میگوید تحقق آن در صورتی امكانپذیر است كه رهبر صالح و عادل و آگاه با مقبولیت جهانی، ظهور كند و با همیاری نخبگان، فرهیختگان، دانشمندان و عدالتطلبان این خواسته را به منصه ظهور برساند.
مهدویت و امید
اصولا كمترین نقش اعتقاد به مهدویت در حیات بشر، امید به ظهور حكومت عدل جهانی و نویدبخش یك زندگی مرفّه، مترقی و متعالی است. زوال یأس و پوچگرایی از بركات چنین ایمان و اعتقادی است؛ چون این باور مقدس كه مطابق عقل و دین است، به خوبی بیانگر آینده روشن و برداشته شدن صفبندیهای قومی و مرزبندیهای سیاسی و جغرافیایی است؛ آرزویی كه خواسته وجدانهای بیدار و حساس انسانهاست.
عجز انسان امروز در رفع مشكلات
بسیاری از نوابغ سیاسی و اجتماعی بر این باورند كه امروزه آحاد ملتها از مسابقات تسلیحاتی كشورهای غرب و شرق به ستوه آمدهاند و از حكومتهای استبدادی خسته و ملول شدهاند. آنان هر روز شاهد تبعیضها، زورگوییها، كشت و كشتارها، تناقضات و شكاف طبقاتی هستند و از این وضعیت رقتبار افسرده و فرسوده شدهاند و راهی برای برونرفت میجویند. آنان امیدوارند كه دستی از غیب برون آید و كاری بكند. آلوین تافلر، سیاستمدار آمریكایی كه برای حل بحران كنونی نظریه «موج سوم» را مطرح كرده است و اعترافات عجیبی دارد، مینویسد: «فهرست مشكلاتی كه جامعه ما (غرب) با آن مواجه است، تمامی ندارد. در حال نزاع و فرو رفتن در غرقاب بیكفایتی و فساد میباشیم. بوی انحطاط اخلاقی هم مشام ما را میآزارد و در نتیجه موج ناخشنودی و فشار برای تغییرات، فضا را انباشته كرد. در پاسخ به این فشارها، هزاران طرح ارائه میشود كه همگی ادعا دارند اساسی و بنیادی و حتی انقلابی میباشند، لیكن بارها و بارها مقررات، قوانین و طرحها و دستورالعملهای جدید كه همگی به منظور حل مشكلات و خروج از بنبستها تهیه و تدوین شدهاند، كمانه میكنند و بر وخامت اوضاع و مشكلات ما میافزایند و این احساس عجز و یأس را دامن میزند كه راه حلهای معمولی ثمری ندارد. این احساس برای هر نظام دموكراسی خطرناك است و نیاز به دست غیبی شبیه به وجود مرد «سوار بر اسب سفید» و سایر ضربالمثلها را تداعی میكند.»
نیاز به رهبر توانا و انسان كامل
در این شرایط جامعه برای تحقق اهداف متعالی خود به رهبری توانا و آگاه به زمان و تمام علوم و بالأخره انسان كامل، بیشتر احساس نیاز میكند و این ایده و آرمان با ظهور مهدی موعود(عج) بیش از هر كس و هر چیزی تناسب دارد؛ چرا كه پیامبر(ص) فرمود: «آگاه باشید كه مهدی وارث تمام علوم است و بر تمام دانشها احاطه دارد.»
خلق عالم در انتظار حكومت تازه و ظهور عدالت همهجانبه و آمدن مصلح دادگری به سر میبرد كه مگر او برون آید و كاری بكند. فقط او میتواند بیسامانیها را سامان بخشد و پریشانیها را از میان بردارد. این انتظار كه از عقل و فطرت نشئت یافته، در اشعار فارسی و عربی و ادبیات جهان انعكاس وسیعی دارد.
خلق از ظلم و ستم خسته شده مصلح دادگری میجویند
شده در گوشه خلوت هر یك راز دل با دگری میگویند
تا به كی اینهمه خونریزی و جنگ سر زند زین بشر بیفرهنگ
حافظ كه به لسان الغیب معروف است، آرمان مستضعفان و مظلومان را به گونه زیباتری به نظم كشیده و آینده بسیار امیدبخشی را فرا راه بشر مظلوم ترسیم كرده و ندای وجدان و خواست فطرت انسانها را به تصویر كشیده است:
مژده ای دل كه مسیحا نفسی میآید كه ز انفاس خوشش بوی كسی میآید
از غم و درد مكن ناله و فریاد كه دوش زدهام فالی و فریادرسی میآید
كس ندانست كه منزلگه مقصود كجاست این قدر هست كه بانگ جرسی میآید
زآتش وادی ایمن نه منم خرّم و بس موسی اینجا به امید قبسی میآید
خبر بلبل این باغ بپرسید كه من نالهای میشنوم كز قفسی میآید
شاعر دیگری آرمان بشر را بدین گونه ترسیم میكند:
شام سیهم را سحر آید روزی زان گمشده یارم خبر آید روزی
زان دلو تهی كه در چَه انداختهام نومید نِیم كه پُر بر آید روزی
علوم مادی نیز با وجود اختراعات و ابزارهای اطلاعاتی، زمینه انتقال پیام مصلح كبیر را به تمام جهانیان فراهم ساخته است.
فلسفه مهدویت
آرمان مهدویت و ظهور منجی جهان بشریت، آروزیی موهوم، خیالی و ذهنی نیست؛ چنانكه آرزویی كودكانه هم نیست كه هدف فقط انتقام از ستمگران باشد، بلكه واقعیتی است كه از سرّ سویدای انسان مایه گرفته و با عقل و منطق درآمیخته است. یك فلسفه بزرگ جهانی است كه مبتنی است بر: ١ ـ خوشبینی به زندگی سعادتمندانه بشر و نابود نشدن دنیا، ٢ ـ پیروزی حكومت عقل بر جهل و سقوط حاكمیت خشم و شهوت، ٣ ـ غلبه حق و عدالت بر باطل و ظلم و جنایت، ٤ ـ آغاز حكومت صالحان، پاكان و مستضعفان و پایان حاكمیت فاسدان و زورمندان. پشتوانه این اندیشه، تمام ادیان و مذاهب معروف جهان است كه با نوید دانشمندان و نوابغ عالم نیز دمساز و همآهنگ است.
نگاه خوشبینانه به تكامل انسان
پرسشی كه باید پاسخ داده شود، این است كه آیا آحاد و جوامع بشری اكنون به درجهای از تكامل رسیدهاند كه خود زمینهساز این زندگی عالی و آرمانی باشند؟ یا هنوز به این مرتبه نرسیدهاند؟
بعضی از بدبینان معتقدند كه بشر با گوری كه خود به دست خویش كنده، چند گام بیشتر فاصله ندارد، فشار چند دكمه كافی است كه كار زمین و زمان را یكسره كند.
برخی دیگر این حیات معقول را از تكامل ماشین میدانند و این معجزه را از بت تكنولوژی میطلبند. آنان بر این باورند كه به یمن تكامل ابزار تولید، دنیا در جهت تحقق جامعه سوسیالیستی حركت خواهد كرد. اینان نام آن را سوسیالیسم علمی میگذارند و این امر را ناشی از جبر ماشین میدانند.
گروهی آینده زندگی انسان را تاریك و سیاه میشمارند و معتقدند سران دنیا مردم را با بمبهای اتمی به نابودی میكشانند، بلكه كره زمین را از مجموعه هستی حذف و نابود خواهند ساخت؛ چرا كه امروز ابرقدرتها بر كوههایی از باروت نشستهاند و با فشار دادن یك دكمه به آسانی میتوانند دنیا را به نابودی بكشانند.
لیكن خوشبینان و متفكران كه اكثریت قاطع ساكنان كره زمین را تشكیل میدهند، میگویند در سایه تكامل همهجانبه علمی و اخلاقی، بشر به سوی زندگی درخشان و تشكیل «آرمانشهر» حركت میكند؛ چرا كه قانون تكامل منحصر در پیشرفتهای علمی نیست، بلكه وجدان، اندیشه، اخلاق و معنویت را نیز در بر گرفته است و این نوع تكامل در حال شكوفایی است. فریاد حقوق بشر، نفرت از جنگ و خونریزی، طرح حكومت واحد جهانی، حمایت از زندانیان سیاسی و آزادیهای مدنی و دعوت به صلح و گفتوگو، نشانههایی روشن بر تكامل بشر در عرصههای مختلف فكری، فرهنگی، روحی و معنوی است.
شكفتن خصلتهای انسانی
از جانب دیگر همانگونه كه پیشرفتهای روز افزون علم و تكنیك بسیاری از كارهای ناممكن را ممكن ساخته، روزی نیز فرا خواهد رسید كه وجدان و تمایلات انسانی و آرمانهای انساندوستانه مانند ظلمستیزی و عدالتخواهی همانند علم و دانش سیر تكاملی خود را به مرحله قابل قبولی برساند و تمام تباهیها و سیاهیها را از زندگی بشر بردارد. اگر امروز دروغ، تقلب، مكر و فریب در ذهن بشر به طور جدی در حال منفور شدن است، میتوان امیدوار شد كه خصلتهای انسانی در حال شكفتن است؛ چنانكه حتی بیشتر مردم اروپا و آمریكا غالبآ دروغگو را قابل معاشرت نمیدانند و رئیس جمهور آنان از دروغهای خود به گونهای آشكار در تلویزیون عذرخواهی میكند؛ هرچند كه ممكن است او در صدد فریبكاری هم باشد.
شاهد گفتارم خاطره یكی از همرزمان شهید بابایی است. وی كه تیمسار خلبان و از دوستان صمیمی و اقوام سببی است، نقل میكند: در ایالت فلوریدای آمریكا، دوره خلبانی را میگذرانیدم و با یك دانشجوی مسیحی در خوابگاهی زندگی میكردم. یك روز با ماشین خود همراه دوستم برای گذرانیدن تعطیلات به «پنسی كولا»، از شهرهای فلوریدا، رفتیم. اما من با سرعت غیرمجاز حركت میكردم. ناگهان پلیس ماشین ما را متوقف كرد. از من پرسید: آیا میدانستید كه سرعت شما مجاز نیست؟ گفتم: بله. با تعجب پرسید: پس چرا با این سرعت حركت میكردید؟ گفتم: افرادی ما را تعقیب میكردند و من برای اینكه زودتر خود را به پلیس برسانم، بر سرعت خود افزودم. پلیس عذر مرا پذیرفت و گفت: هرگاه چنین خطری را احساس كردید، پلیس در خدمت شما خواهد بود و جریمه نكرد و رفت. در این میان دوستم ساكت نشسته بود و به گفتوگوی ما گوش فرا میداد و چیزی نگفت؛ اما هنگامی كه یك كیلومتر از جایگاه پلیس دور شدیم، دوستم گفت: ماشین را نگهدار، من میخواهم پیاده شوم و از این تاریخ دیگر نمیخواهم با شما دوست باشم. هر چه گفتم كه من از ترس جریمه سنگین، دروغ گفتم. وی عذر مرا نپذیرفت و پیاده شد. وقتی به خوابگاه آمدم، دیدم به مسئول خوابگاه گفته كه من به عللی نمیخواهم در این اتاق باشم و جای خود را تغییر داده بود. تعجب من در این بود كه اونه دروغ مرا پیش پلیس افشا كرد و نه در خوابگاه علت جدا شدن از من را به كسی بازگو ساخت. در واقع اخلاق اسلامی را عینآ درباره من رعایت كرده بود. این كار او تداعیگر همان كلام مولی علی(ع) است كه فرمود: «الله الله فی القرآن لا یسبقكم بالعمل غیركم؛ شما را به قرآن، دیگران در عمل به مضامین آیات بر شما پیشی نگیرند.»
این تیمسار خلبان میگفت: در میان مردم فلوریدا و سایر ایالات متحده، به قدری دروغ و تهمت منفور است كه از هزار انسان یك تن دروغگو پیدا نمیشود: «فاعتبروا یا اولی الابصار».
جداً مایه عبرت و پند است. در حالیكه شیعه علوی باید در صداقت و عفت كلام نمونه باشد، اما متأسفانه وعده دروغ و ادعاهای واهی در میان ما معمول و متداول شده است.
سخن سربسته گفتم با حریفان خدایا زین معما پرده بردار
نفرت از مكر و فریب و دروغ و محبوبیت عدالت و اخلاق، نشانه همان تكامل فكری و اخلاقی است كه آثار خود را در میان كشورهای اسلامی و غیر اسلامی نشان میدهد. اینكه سردمداران دنیا دم از حقوق بشر میزنند و ظلم و تجاوز را محكوم میسازند، به خاطر حساسیت ملتهای آنان است، وگرنه سیاستمداران غالبآ به وجدان اخلاقی اهمیت نمیدهند و جز كسب قدرت و تداوم آن فضیلتی را نمیشناسند. اگر حكومت اسرائیل، فلسطینیها را به خاك و خون میكشد، در واقع به خواسته ملت اسرائیل جامه عمل میپوشاند. امروز اغلب ملتها نفرت خود را از جنگ و آدمكشی اعلام میدارند و به تفاهم و مذاكره بیشتر روی میآورند.
تمام اینها نشانه شكوفا شدن وجدان و عقل و فطرت انسانهاست. روزی خواهد رسید كه ملل جهان از حاكمیت عدالت، قانون، و همزیستی مسالمتآمیز و گفتگوی سازنده بهرهمند خواهند شد.
رشد علمی انسانها
روزی فرا میرسد كه همه در پرتو تكامل و عقل، اندیشههای دینی آیین اسلام را به رسمیت بشناسند و با آگاهی و آزادی دین حنیف را بپذیرند؛ چرا كه فقط تفكرات اسلامی است كه آیندهای روشن و عادلانه را نوید میدهد و پیشگویی میكند كه در عصر ظهور، جن و انس با قدرت علم و ایمان، تمام كرات آسمانی را تسخیر خواهند كرد و به مسافرت فضایی خواهند پرداخت. قرآن میفرماید: «یا معشر الجن و الانس ان استطعتم ان تنفذوا من اقطار السّموات و الارض فانفذوا لا تنفذون الّا بسلطان؛ ای گروه جنیان و آدمیان، اگر میتوانید از مرزهای كرات آسمان و زمین عبور كنید، پس اگر قدرت دارید، عبور كنید، ولی بدانید كه جز با تسلط بر علم و ایمان راستین نمیتوانید زمین و آسمان را زیر سلطه و نفوذ خود قرار دهید.»
آری، باید بشر در علم و ایمان به اوج خود برسد تا در سایه سلطنت علمی و ایمانی بتواند به كرات آسمانی مسافرت كند. البته این سلطنت علمی و ایمانی فقط در عصر ظهور منجی جهان پیدا میشود؛ چرا كه در احادیث شیعه و سنی آمده است: كلیه علوم و دانشهای بشری ٢٧ رشته است و بشر تا كنون به دو حوزه علم دست یافته است و ٢٥ رشته دیگر به وسیله مصلح كبیر حضرت مهدی(عج) ارائه میشود؛ از جمله مسافرت به كرات آسمانی و استفاده از منابع زمین و هوا و دریا.
در احادیث عصر ظهور میخوانیم كه در سایه پیشرفت علمی، برادری در دورترین نقطه عالم و برادر دیگری در این سوی دنیا یكدیگر را میبینند و به آسانی با هم حرف میزنند و بُعد مسافت مانع از گفتوگو و دیدن آن دو نمیشود. از اینجا معلوم میگردد كه در عصر ظهور افراد بشر در تمام رشتههای علمی و تكنولوژیهای جدید پیشرفت چشمگیر و خارقالعاده پیدا میكنند و به قول انیشتین در آن عصر و زمان است كه مغز انسان با تمام ابعادش به كار خواهد افتاد و هدف پیامبران تحقق خواهد یافت: «و یثیروا لهم دفائن العقول». امام علی(ع) میفرماید: «یكی از حكمتهای بعثت انبیا این است كه گنجینههای نهفته و استعدادهای عقلانی بشر را برانگیزانند». هنگامیكه از تمام ظرفیتهای عقلانی استفاده شود، مشكلی برای انسان نخواهد ماند.
راز طول عمر انسان
دیری نمیگذرد كه بشر به راز و رمز طول عمر نیز دست پیدا خواهد كرد؛ به طوری كه با كشف و رعایت قواعد بهداشت و اصول تغذیه صحیح، صدها سال در دنیا ماندگار خواهد شد؛ چنانكه امروز میگویند مرگ و میرها، معلول علل و عواملی است كه اگر از طریق علم و دانش علل پیری و عوامل مرگ و میرها بررسی شود و بتوان كلیه موانع تداوم زندگی بشری را برداشت، بسا ممكن است عمر انسانها به هزاران سال برسد. دانشمند شهیر آلمانی میگوید: «مرگ لازمه قوانین طبیعی نیست. در عالم طبیعت از عمر ابد گرفته تا عمر یك لحظهای، همه نوعش هست. آنچه طبیعی و فطری است، عمر جاودانی و ابدی است. بنابراین افسانه عمر ٩٦٩ ساله متوشلح نه مردود عقل است و نه مردود علم. در همین زمان ما میزان طول عمر بسیار بالا رفته است و دلیلی ندارد كه بالاتر نرود.»
برنارد شاو میگوید: «از اصول علمی مورد پذیرش همه دانشمندان بیولوژیست این است كه برای عمر بشر نمیتوان حدی تعیین كرد و حتی دیرزیستی مسئله مرزناپذیری است.»
پروفسور اتینگر مینویسد: «به نظر من با پیشرفت تكنیكها و كاری كه ما شروع كردهایم، در قرن بیست و یكم بشر خواهد توانست هزاران سال عمر كند.»
اگر اضطراب و استرس، عدم رعایت بهداشت، پرخوری، كمبود تغذیه، آلودگیهای محیط زندگی، گازهای گلخانهای، دود ماشین، اعتیاد به سیگار و مواد مخدر و سایر عوامل مرگآفرین در میان نبود، عمر افراد بشر از این محدوده میگذشت و او میتوانست صدها سال در دنیا زندگی كند. بشری كه امروز با پیشرفت اندكی از دانشهای مادی و روحی، از طریق قدرت اسپرتیسم و مانیتیسم و اسپری توالیسم و علوم غریبه، در صدد تسخیر ارواح و موجودات غیبی برای حل مشكلات بزرگ زندگی است، چگونه نمیتواند بر طول عمر خود بیفزاید؟! همان نیروهای مرموزی كه ستونهای سنگی و بلند اهرام مصر را در عصر فراعنه بالا برده و روی هم گذاشته، با اینكه در آن روزگار جرثقیل و دستگاههای بالابر و نظایر آنها وجود نداشت. بشر كنجكاو اكنون میخواهد بفهمد آن نیروها چگونه تسخیر شدند و اكنون كجا هستند؟ چگونه آنها را باید احضار كرد تا رازهای زندگی را از آنان آموخت؟
مرتاضان هندی چهل روز در بشكهای كه دهانه آن قیر اندود شده، بدون هوا و اكسیژن زندگی میكنند و با چند عدد بادام به سر میبرند و در پرتو ریاضت از گذشته و آینده یك انسان خبر میدهند. آنان از چه قدرت مكنونی استفاده میكنند كه با موازین علوم روز و حواس ظاهری قابل توجیه نیست؛ در حالیكه قدرت آنان هم واقعیت عینی و قطعی است؟! این نكته نشان میدهد كه ما هنوز بسیاری از اسرار را نفهمیدهایم و علم ما در برابر جهل ما، چونان قطرهای است در برابر اقیانوسها. از اینرو بیشك اگر بشر به نیروهای مرموز درونی و برونی خویش دست یابد، تحولی بیسابقه و پیشرفتی بیاندازه در جهان به وجود میآورد و با ظهور مصلح جهانی و تكامل علمی و معنوی، تمام امكانات طبیعی و نیروهای مرموز غیبی همانند عصر حاكمیت سلیمان نبی به صحنه آورده میشود و دنیای دیگری را میسازد؛ دنیایی كه عدل مطلق بر سراسر زندگی بشر و حتی حیوانات نیز جاری خواهد شد و گرگ و گوسفند با هم مأنوس میگردند و در كنار هم زیست میكنند. اصولا مهدی موعود طرحی نو دراندازد و بنای رفیعی از عدل و داد بسازد.
این قلعه كفر را كند بنیان وز شهر الوهی آورد بنّا
خشت آوردش ز قالب وحدت سنگ آوردش ز كوی استغنا
خشت و در و بام او ز هم ریزد خشت و در و بام تازه آرد تا
مانند خلیل خانهای سازد شهریش كند مكان كروبی
سرحلقه دین و قبله دنیا آراستهتر ز نیّر اعظم، پیراستهتر ز ذروه اعلا
رسالت یا كتاب جدید
در احادیث اسلامی آمده كه مصلح آینده، مردم را به یك امر تازه و حكومت نوین دعوت میكند. در آن عصر و زمان تمام بدعتهای دینی و سیاسی از میان میرود و اسلام ناب محمدی با معیارهای تازه بر جامعه بشری عرضه میشود و بشر سرخورده از ادیان كنونی و حكومتهای سركوبگر با عطش خاصی حكومت اسلامی را با معیارهای جدیدش خواهد پذیرفت. به چند نمونه از این احادیث اشاره میكنیم.
١. «اِنّ قائمنا اذ اقام دعا الناس الی امر جدید كما دعا رسول الله؛ هرگاه قائم ما قیام كند، مردم را به امر تازهای دعوت میكند». در ادامه میفرماید: «و انّ الاسلام بدا غریباً و سیعود غریباً كما بدأ فطوبا للغرباء؛ همانگونه كه اسلام در بدو پیدایش غریب بود، به زودی گرفتار غربت خواهد شد. خوشا به حال كسانی كه در غربت اسلام به سر میبرند و به اسلام ناب ملتزماند.»
در روزگار ظهور به قدری آیین محمدی گرفتار بدعتها و تحریفها میشود كه چهره اصلی خود را از دست میدهد و از اسلام جز اسمی و از قرآن جز درسی باقی نمیماند. در آن زمان منكرات معروف و معروفها منكر تلقی میشوند. از اینرو در حدیث فرمودهاند كه هرگاه مصلح آینده بشر ظهور میكند: «یهدم ما قبله كما صنع رسول الله (ص) و یستأنف الاسلام جدیدآ؛تمام مقررات و سنتهای قبلی را ویران میكند؛ همانگونه كه رسول الله(ص) سنتهای جاهلیت را از میان برداشت و اسلام را از نو پایهریزی میكند». به عبارت دیگر، اسلام رسمی را میكوبد و معدوم میسازد؛ همانگونه كه رسول خدا آیین شرك و بدعتآمیز یهود و نصارا را منهدم ساخت و دین تازهای را مجددآ از نو شروع كرد.
راوی از چگونگی سیره و سنت رسول خدا در آغاز بعثت از معصوم پرسید، فرمود: «قال ابطل ما كان فی الجاهلیه و استقبل الناس بالعدل و كذلك القائم(ع) اذا قام یبطل ما كان فی الهدنه ممّا كان فی أیدی الناس و یستقبل بهم العدل؛ همانگونه كه پیامبر سنتهای جاهلیت را نابود ساخت و مردم را به عدل و داد فراخواند، قائم آل محمد نیز وقتی ظهور كند، آنچه در حال صلح و سازش از مقررات دست و پاگیر مسلمانها دارند، از میان برمیدارد و برای آنها عدل و داد را به ارمغان میآورد». در حدیث دیگر فرمود: «اذا قام قائم آل محمد (ص) ضرب فساطیط لمن یعلّم الناس القرآن علی ما انزل الله جل جلاله؛ در قیام قائم آل محمد برای معلمان قرآن خیمهها زده میشود تا قرآن را به مردم برطبق نزول آن بیاموزند». منظور، تعلیم و آموزش قرآن با تفسیر و تبیین مفاهیم صحیح است.
در حدیث دیگر میفرماید: «ان الدنیا لا تذهب حتی یبعث الله عزّوجلّ رجلا منّا أهل البیت یعمل بكتاب الله لا یری فیكم منكرآ الا انكره؛ دنیا به پایان نمیرسد، مگر اینكه خداوند مردی از ما اهل بیت را برانگیزد كه به كتاب خدا عمل كند و منكری در میان شما دیده نمیشود، مگر اینكه عكسالعمل نشان میدهد». منكرات را نابود میكند، معروفها را برپا میسازد و رواج میدهد.
* * *