معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٠
نگرشی بر احکام
نگرشی بر احكام
فلسفه پوشش در فرهنگ اسلام و غرب و علل بد حجابی
محمدباقر شریعتی سبزواری
اهمیت پوشاندن موهای زنان
پوشاندن موهای سر و سایر مواضع زینت، نه فقط یك دستور استحبابی، بلكه از ضروریات اسلام و فرایض مهم دینی است و در قرآن مجید و احادیث پیامبر و امامان معصوم، به صورت متواتر و صریح مطرح گردیده است. در سوره احزاب میفرماید: «یا ایها النبی قل لازواجك و بناتك و نساء المؤمنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلك ادنی أن یعرفن فلا یؤذین؛ای پیامبر، به زنان و دخترانت و نیز به بانوان مؤمن بگو كه خویشتن را با لباس سراسری بپوشانند. این امر نزدیكترین راهی است كه (به عفت و حرّیت) شناخته شوند و مورد آزار بلهوسان قرار نگیرند». با نگاهی به جامعه كنونی خود نیز در مییابیم كه جوانان و مردان هوسباز بیشتر متعرض بانوانی میشوند كه حجاب كامل ندارند.
خداوند در سوره نور نیز میفرماید: «به بانوان مؤمن فرمان بده تا مواضع زینت و جمال خود را از نامحرمان بپوشانند». بدون شك موهای سر بانوان از مصادیق روشن جمال و زیبایی است. اگر خانمی موی سر نداشته باشد، حاضر است هزینههای سنگینی بپردازد تا موهایش ترمیم شود. پوشاندن موها از جاذبه و زیبایی زن میكاهد و به همین دلیل، بسیاری از بانوان مؤمن و حتی زائر عتبات مقدسه، دانسته یا ندانسته، تمایل به پوشاندن موهای جلو سرشان ندارند و اصرار دارند مقداری از موها از چادر یا روسری بیرون بماند كه بر دیگر بانوان واجب است این منكر رایج را از راههای صحیح و محبتآمیز گوشزد كنند. در این مقاله برآنیم تا علل و عوامل پوشش ناقص بانوان را بررسی كنیم.
تأثیر جهانبینی در پوشش
بهتر است ابتدا به مقایسه جهانبینی دینی با فرهنگ غربی و سپس به علل این پدیده نوظهور در بلاد اسلامی بپردازیم.
بیتردید جهانبینی هر ملتی نقش تعیینكنندهای در بسیاری از شئون زندگی دارد كه به حكم «ظاهر عنوان و نماد باطن است»، در نوع لباس و شكل پوشش نیز اثر محسوس و ملموس میگذارد. كیفیت پوشش زنان و مردان علاوه بر اینكه تابع شرایط اقتصادی، اجتماعی و جغرافیایی است، به شدت از جهانبینی و ارزشهای حاكم بر فرهنگ و تاریخ آن جامعه نیز سرچشمه میگیرد. شاید بتوان گفت سنّتها و عادات جاری در زندگی، بسته به نوع بینش و فرهنگی است كه جوامع درباره «انسان» دارند. در فرهنگ و تمدن غرب، «انسان» یك عنصر مادی است كه در تمام عرصهها لازم است حضور فعال داشته باشد. وانگهی غربیها با ترویج مكتب اومانیسم (اصالت انسان) و سكولاریسم (حذف دین از سیاست)، دین و معنویت را از صحنه زندگی خارج ساخته و آن را به كلیساها، كنیسهها، مسجدها و سایر پرستشگاهها منتقل كردهاند. از نظر آنان اخلاق و معنویت باید به حاشیه زندگی رانده شود و از حیات مادی جدا باشد و میبینیم كه فرهنگ و تمدن غربی از همین شیوه پیروی میكند.
گلوی غرب برون داد چون صدای تمدن به گوش شرق رسانید چون ندای تمدن
وفا و عاطفه و رحم و مهر و صدق صفا شدند جمله به قربان خاك پای تمدن
مكن سؤال كه او شتابكنان وداع كرد و روان گشت در فضای تمدن
شراب و رقص و ملاقاتهای نامشروع وفور یافته از پرتو لقای تمدن
جلوه و نمودار یك زندگی مادی با تمام ابعادش در جوامع غربی به گونهای است كه در آن معنویت و دین اصالت خود را از دست داده است. انسان در این بینش خلیفه خدا و حامل روح الهی نیست، بلكه تركیبی از همان چشم و گوش و عقل و هوش و مو و چهره و اندام است. از اینرو لباس در این فرهنگ وسیلهای برای پوشش بدن نیست، بلكه برای آرایش تن و زیبایی اندام است.
البته دین اسلام، ما را یكسره از جسم و تن و دنیا و لذایذ آن جدا نمیسازد، بلكه آمده است تا ما را از افراط و تفریط در ماده و معنا هر دو باز دارد و به اعتدال برساند؛ زیرا انسانی كه فقط به دنیا و منافع آن پرداخته و به كلی خویش را از معنویت جدا ساخته، به مثابه آن است كه یكپای خود را به گاری (از نظر دنیوی) و پای دیگرش را به سفینه فضایی(از نظر علمی) بسته باشد كه نتیجه آن دو شقه شدن او است.
اسلام با وجود حساسیت در شكستهشدن قداست پوشش و عفاف زنان، هرگز آنان را از حضور در عرصههای سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و تجاری منع نمیكند، بلكه در بعضی از موارد حضورشان را در مسائل اجتماعی واجب و مطلوب میشمارد؛ مانند حضور در حج، جهاد، نماز جمعه و مراكز آموزشی برای كسب تخصص لازم.
پاسخ به چند سؤال
شاید این شبهه در ذهن بعضی افراد باشد كه حجاب برای زن به منزله پردهنشینی بانوان است و باعث محدودیت و مهجوریت آنها از جامعه میشود؛ چنانكه ساركوزی، رئیس جمهور فرانسه، اظهار میداشت كه حجاب، بانوان را از هویت اصلی باز میدارد و از مزایای اجتماعی محروم میسازد.
در پاسخ باید بگوییم: پوشش اسلامی بازگشت زن به هویت اصلی است و مردان بوالهوس را از تمتعاتی چون چشمچرانی و... باز میدارد. از حسن اتفاق پوشش، وقار و عظمتی به زن میدهد كه از حقوق اجتماعی خویش دفاع كند و نامحرمان را از كامیابیها محروم سازد. همین پوشش در الجزایر عامل جهاد در برابر ارتش سرّی فرانسه بود. به همین دلیل سردمداران فرانسوی نسبت به حجاب اسلامی كینه دارند.
برخی دیگر میگویند: اسلام با وجوب حجاب، زنان را به دست شوهر و یا خانواده زندانی ساخته و به طور كامل خروج و فعالیت زنان را وابسته به رضایت آنان كرده است. این سخن نیز نادرست است؛ چون در بینش قرآنی قانون پوشش و حجاب زن نه مربوط به خواسته مرد است و نه خانوادهاش، تا رضایت و عدم رضایت آنها كارساز باشد، بلكه حجاب مربوط به شخصیت اوست و یك مسئولیت الهی بر دوش زن میباشد. به همین جهت، در فرهنگ غرب اگر زن همسرداری روابط نامشروع داشته باشد، با جلب رضایت همسر مسئله خاتمه مییابد، ولی پاسداشت حرمت زنان در اسلام، اختصاص به خودشان و شوهر و خانواده و برادر و خواهر و فرزند ندارد. از اینرو اگر تمامی بستگان به روابط نامشروع او راضی شوند، اسلام باز هم رضایت نمیدهد و اگر زن توبه واقعی نكرده باشد و گناهش با موازین شرعی ثابت گردد، حد شرعی را بر وی اجرا میسازد؛ چرا كه عفت و حجاب زن، حقالله است، نه حقالناس.
آسیبهای بدحجابی
اسلام معتقد است برهنگی و بدحجابی ارزش زن را كاسته، او را به انحطاط اخلاقی میكشاند، تا آنجا كه او مجبور است در جامعه بر «زن بودن» خود تكیه كند، نه به انسان بودن. در بینش الهی و معنوی این حقیقت درباره زنان روشن است كه لباس را برای بهتر نشان دادن بدن به مردان نمیپوشند، بلكه پوشش وسیلهای برای پنهانسازی زیباییهای خود از چشم نامحرمان و ابزاری برای حفظ بدن از سرما و گرماست. حجاب برای آنان یك حریم و یك سنگر حفاظت است. آنان میخواهند با پوشش مناسب، از تحریكات جنسی كاسته شود، نه اینكه بر التهابات بیفزایند.
از اینرو در زبان فارسی به لباس «تنپوش» گفته میشود كه از مصدر پوشیدن گرفته شده است. در عربی «لُبس» از مصدر «لَبس» به معنای به اشتباه افتادن و شناخته نشدن است. در زبان انگلیسی كلمهdress كه ریشه در واژه لاتینی دارد و از diechus گرفته شده، به مفهوم مرتب كردن و آراستن میباشد و پیداست كه در زبان انگلیسی آراستگی به معنای زیبایی است. به پوشش و عفت در لغت فرانسه habit به معنای رخت و لباس و halite به معنای جای گرفتن و ساكن شدن و منزل كردن گفته میشود.
بیتأثیری حجاب در حضور اجتماعی زنان
با حضور زنان در جامعه، نیمی از اعضای جامعه فعال و با عدم حضور آنان نیمی از آن فلج میگردد، اما این حضور اجتماعی باید توأم با حفظ كرامت و عفت عمومی باشد؛ چرا كه جامعه یعنی تبدیل شدن «منها» به «ما». وقتی زن وجود خود را فقط در «بدن و اندام زیبای» خود بداند، به جای پرداختن به مشكلات اجتماعی، مقدار زیادی از وقت خود را به اندام و آرایش اختصاص میدهد و نگاه دیگران را نیز به خود معطوف و مشغول میسازد و به طور ناخودآگاه روحیه منیت، خودپرستی، هرزگی، جلوهگری، خودنمایی و طنّازی خویش را در برابر بوالهوسان و جوانان مجرّد به نمایش میگذارد، بر خلاف زنی كه با پوشش كامل وارد عرصه جامعه میشود و ضمن پایبندی به حدود اسلامی، به وظایف تحصیلی و شغلی خود نیز عمل میكند؛ همانگونه كه در مراسم حج عمره با وجود پوشیدن لباس احرام كه فقط دست و صورتشان پوشانده نمیشود، همه مناسك خود را انجام میدهند، بدون آنكه باعث جلب توجه مردان شوند. زنان و مردان با گذرانیدن این مراحل تربیتی و تمرین اطاعت، فضای عفت و پاكی را به ارمغان آورند. اگر زن با یك لباس ساده تمام بدن و سر و موها جز چهره و دستها را تا مچ بپوشاند، كفایت میكند. چنین حجابی نه تنها مانع از هیچگونه فعالیت اجتماعی نمیشود، بلكه بر شعاع فعالیت زنان میافزاید. به عكس آن تبرّج، خودنمایی و پوشیدن لباسهای تنگ و مدهای رنگارنگ، بانوان را به آزادی روابط جنسی و فساد اخلاقی تشویق میكند و كار و فعالیت آنها را بسیار تنزل میدهد. شهید مطهری مینویسد: «اسلام میخواهد با وجوب حجاب، انواع التذاذات جنسی و لذایذ عاطفی را از نظر بصری و لمسی به محیط خانوادگی و در كادر ازدواج قانونی اختصاص دهد و محیط اجتماعی برای كار و فعالیت باشد و بس، عكس سیستم غربی كه كار و فعالیت را با لذتجویی و كامروایی درهم آمیخته است. اسلام میخواهد این دو محیط را از هم تفكیك كرده باشد.»
همانگونه كه گفته شد، قرآن حجاب را نوعی حرمت برای زنان مسلمان در خارج از خانه میداند. به همین دلیل نگاه به زنی كه خود حجاب را رعایت نكند، بدون انگیزه شهوانی و آلوده و بدون خوف افتادن در گناه، حرمت ندارد؛ مانند زنان بادیهنشین و اهل كتاب و بانوان غیر مسلمان یا زنان سهلانگار كه از این احترام و حرمت نظر بیبهرهاند. البته مقصود برخی از این بانوان جلب توجه و نگاه مردان و بوالهوسان نیست، لیكن نتیجه در معرض دید قرار گرفتن موها آن است كه چشمچرانان از این گناه در امان نمیمانند.
در آیاتی كه از سورههای احزاب و نور نقل كردیم، خدای متعال به پیامبرش دستور میدهد كه زنان مؤمن خویشتن را با جلباب (حجاب سراسری) بپوشانند تا به بدی شناخته نشوند و مورد اذیت و آزار نامحرمان قرار نگیرند. آری، چشم مشاهده میكند و دل به دنبال آن كشیده میشود و اینگونه زنان ممكن است مورد آزار و اذیت قرار گیرند و حرمت آزادی آنان شكسته شود.
در سوره نور به گونه مبسوط میفرماید: «و قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهنّ و یحفظن فروجهن و لا یبدین زینتهنّ الا ما ظهر منها و لیضربن بخمرهن علی جیوبهنّ و لا یبدین زینتهنّ الا لبعولتهنّ او آبائهن؛به زنهای مؤمن بگو: چشمان خود را از نامحرمان
فروپوشند و عفت خود را حفظ كنند و زینتها و زیباییهای خود را، جز آنچه طبیعتآ نمایان است، با مقنعه زیر گلو و سینهها را بپوشانند و زیباییهای خود را در برابر نامحرمان ظاهر نسازند. فقط در مقابل شوهران، پدران، برادران و سایر محارم میتوانند نمایان سازند.»
به مردان مؤمن نیز میفرماید: «قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم؛ به مردان مؤمن نیز بگو باید از چشمچرانی خودداری كنند» و عفت خود را نگهدارند؛ چنانكه زنها نباید كاری كنند كه موجبات تحریك جوانان را فراهم آورند و لذایذ جنسی و عاطفی را از چارچوب مشروع و معقول خارج سازند.
فتوای مراجع تقلید
پوشاندن موها و همه مواضع زینت، واجب است. در این زمینه تمام مراجع تقلید در رسالهها بدین مضمون میفرمایند: واجب است زن بدن و موی خود را از نامحرم بپوشاند، بلكه بنابر احتیاط واجب بدن و موی خود را از پسر نابالغی كه زشت و زیبا را تشخیص میدهد نیز بپوشاند، ولی اگر قصد نشان دادن صورت و دستهای خود را به نامحرم داشته باشند و مرد نیز به قصد لذت به آن بنگرد، در این صورت ملزم است آنها را نیز بپوشاند و همچنین اگر زن بداند كه نامحرم به قصد لذت به وی نگاه میكند؛ اگر چه خودش به قصد نگاه كردن نامحرم صورت و دستانش را ظاهر نساخته باشد. برخی از مراجع احتیاط واجب كردهاند از چنین افرادی نیز باید چهره و دستهای خود را بپوشاند.»
در میان فقهای سنّی و شیعه از گذشته تاكنون هیچ فقیهی نگفته كه پوشانیدن «چند تار مو» بر زنان مسلمان واجب نیست و اشكالی ندارد، بلكه همه آنان بر وجوب پوشاندن همه موها در زیر مقنعه و یا روسری فتوا دادهاند و از سوی دیگر بر مردها نیز نگاه به موی زن و سایر مواضع زینت، اگر چه به قصد لذت نباشد، حرام تلقی شده است. فقط صورت و دستها تا مچ استثنا گردیده است كه آن هم مشروط بر این است كه ساده و بدون آرایش باشد.
علل بدحجابی
اكنون از بانوان مسلمان این پرسش را داریم: با تمام تأكیداتی كه اولیای اسلام و مراجع تقلید بر پوشش كامل اندام بانوان عمومآ و پنهان ساختن «موها» به گونه اخص دارند، چرا غالب بانوان محترم حتی زائران امام هشتم و زوار مكه و عتبات به این دستور الهی و آسمانی بیاعتنا یا بیتوجه میباشند و عمدآ یا سهوآ قسمتی از موهای خود را بیرون میگذارند و در معرض دید نامحرمان قرار میدهند؟ نگارنده یقین دارد كه بسیاری از بانوانی كه حجاب ناقص دارند و بخشی از موها را بیرون میگذارند، پایبند به دین و رساله مراجع تقلید هستند. از اینرو باید دست اندركاران دین و فرهنگ بهخصوص آموزش و پرورش ریشه اصلی این عمل ناهنجار را پیدا كنند و تا علتهای اصلی روشن نشود، نصیحت و تذكر و مواعظ تأثیر چندانی نخواهد داشت.
به اعتقاد نگارنده، به بركت جمهوری اسلامی در جامعه ما بانوان ما تا حدی در حجاب به باور و ایمان رسیدهاند و بسیاری از آنان فرهنگ حجاب كامل را پذیرفتهاند كه این عمل آنان قابل تقدیس و تمجید است. با اینهمه در خصوص پوشش موها و برخی از مواضع زینت بعضی از بانوان هنوز به مرحله ایمان و یقین نرسیدهاند كه با عذرخواهی از كلیه بانوان محترم به چند علت میپردازیم و از خوانندگان استدعا داریم از نقد و حلّ این موضوع دریغ نورزند و نظرات خود را به مجله ارسال كنند.
١ ـ اهمیت ندادن
شاید بسیاری از دوشیزگان و بانوان خانهدار و یا تحصیلكرده گمان میكنند بیرون گذاشتن مقداری از موها در برابر سایر مشكلات اجتماعی چندان اهمیت ندارد و حداكثر این عمل یك گناه كوچك و به اصطلاح صغیره است؛ در صورتی كه در جامعه ما گناهان بزرگتری رایج و معمول است، ولی حافظان نظام اسلامی چندان اهمیت نمیدهند.
در پاسخ آنان میگوییم: قبول داریم كه بر باد دادن حیثیت مردم از بدحجابی به مراتب خطرناكتر است؛ چون حرمت مؤمن از كعبه بالاتر است و قرآن هم میفرماید: «انّ الّذین یحبّون ان تشیع الفاحشه فی الذین آمنوا لهم عذاب ألیم فی الدنیا و الآخره؛ تحقیقآ كسانی كه اشاعه فحشا را در میان مؤمنان دوست داشته باشند، خداوند عذاب دردناكی در دنیا و آخرت برای آنان فراهم میسازد». مقصود از اشاعه فحشا، بدگویی و افشای عیوب مؤمنان است، اعم از عیوب مالی تا معایب اخلاقی.
همچنین امام صادق(ع) فرمود: «من روی علی مؤمن روایه یرید بها شینه و هدم مروّته لیسقط من أعین الناس أخرجه الله عزوجل من ولایته الی ولایه الشیطان؛هر كس مطالبی را به ضرر مؤمنی نقل كند و قصدش رسوا كردن و كوبیدن شخصیت او باشد تا بدین وسیله از چشمان مردم بیفتد و در مقابل بر حیثیت و شخصیت خودش افزوده شود، خداوند متعال او را از حوزه ولایت خود بیرون و داخل ولایت شیطان میكند.»
تمام گلایهها و گفتههای برخی از خواهران صحیح است، لیكن باید توجه داشته باشید كه جرم و گناه بزرگ دیگران مجوّزی برای ارتكاب گناه ما نمیشود. در قرآن میفرماید: «و لا یجرمنكم شنأن قوم علی الّا تعدلوا اعدلوا هو أقرب للتّقوی؛ جرم و جنایت دیگران باعث نشود كه شما هم از مسیر عدالت منحرف شوید. شما عدالت بورزید كه به تقوا نزدیكتر است»؛ یعنی به مظالم و مفاسد دیگران توجه نكنید، بلكه بر خلاف عصیان دیگران، طبق انصاف و عدالت رفتار كنید؛ زیرا قرآن میفرماید: «كل نفس بما كسبت رهینه؛ هر انسانی در گرو اعمالی است كه انجام میدهد». در سوره زلزال نیز میفرماید: «فمن یعمل مثقال ذره خیرآ یره ی و من یعمل مثقال ذره شرّآ یره؛ هر كس ذرهای عمل خوب یا بد داشته باشد، آن را میبیند و به جزا و پاداش میرسد.»
با این حساب، غیبت و تهمت كه در مقیاس وسیعی در میان مردم و برخی از مسؤلان وجود دارد، هرگز نمیتواند عمل بدحجابی بانوان را مشروعیت بخشد و بهانهای برای انجام این گناه باشد.
٢ ـ غفلت
ممكن است برخی از بانوان مسلمان به دلیل گرفتاریها و اشتغالات زندگی از پوشش موی سر غافل شوند. در این صورت تذكر مشفقانه و منطقی میتواند غفلت را برطرف كند و آن بانوی عفیف را به پوشاندن بیشتر موها وادار كند. اغلب بانوان در این مسئله گرفتار غفلتاند. مشكلات اقتصادی و فقر فرهنگی و مالی و بیتوجهی دستاندركاران به مطالبات بر حق بانوان آنان را به این نوع غفلتها وادار میسازد.
٣ ـ عادت
ممكن است برخی از بانوان از دوران كودكی تاكنون بر این رویه عادت كرده باشند، لیكن مجرّد عادت مجوّزی برای تداوم گناه نیست. بعضی از مسلمانهای صدر اسلام به برخی معاصی مانند قماربازی و شراب خواری عادت كرده بودند، لیكن به مجرّد ظهور اسلام عادتها را كنار گذاشتند و شیشههای شراب و آلات قمار را به دور انداختند.
* * *