معارف اسلامی

معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥

گزیده ای از پژوهش های ارسالی شماره ٧٥ - پژوهش ٢


گزیده‌ای از پژوهش‌های ارسالی شماره ٧٥ ـ موضوع پژوهش (٢)

شیعه‌شناسی

اصطلاح شیعه

كلمه شیعه در عربی، در اصل به معنای یك، دو و یا گروهی از پیروان است. در قرآن مجید، این لفظ چندین بار به این معنا به كار رفته است. برای مثال، در آیه پانزدهم سوره قصص، خدای متعال درباره یكی از پیروان حضرت موسی به عنوان «شیعه موسی» سخن می‌گوید. در جایی دیگر، حضرت ابراهیم به عنوان «شیعه نوح» معرفی شده است.

در آغاز تاریخ اسلام، لفظ «شیعه» به معنای اصلی یا لغوی‌اش، برای پیروان افراد مختلفی به كار می‌رفت. برای مثال، در برخی از روایات، از شیعه علی بن ابی طالب و در برخی روایات دیگر از شیعه معاویه بن ابی سفیان سخن به میان آمده است. اما این لفظ به تدریج معنایی ثانوی یا اصطلاحی پیدا كرد و بر اساس این معنا فقط بر پیروان امام علی(ع) اطلاق می‌گردد كه به امامت او معتقدند.

شهرستانی در كتاب خویش كه از منابع برجسته مربوط به «فرق و مذاهب اسلامی» است، چنین می‌نویسد: شیعه، كسانی هستند كه از امام علی(ع) به طور خاص پیروی كردند و به امامت و خلافت او بنابر اراده و تعالیم صریح حضرت محمد(ص) ایمان آوردند. این تعریف، بسیار دقیق است، زیرا شیعیان، خود معتقدند كه دلیل پیروی ایشان از علی(ع) خواست پیامبر(ص) است و نه تصمیم شخصی ایشان در انتخاب رهبر. برخلاف غیر شیعه كه پنداشتند پیامبر(ص) مسئله تعیین جانشین خود را به مردم واگذار كرده است، و پس از ارتحال ایشان، از كسی پیروی كردند كه در سقیفه، انتخاب شد.

لیدا یوسفی، شماره اشتراك ٨٥٢٦

* * *

تاریخ شیعه

اسم شیعه، نخستین بار در زمان پیامبر(ص) و از زبان خود آن حضرت درباره پیروان علی(ع) به كار برده شد. این نكته در روایات بسیاری آمده است اما معلوم نیست واژه شیعه از چه زمانی به صورت اسم خاص برای این گروه از مسلمانان اطلاق شده است، زیرا در زبان پیامبر(ص) این واژه به صورت اضافه یعنی «شیعه علی» به كار رفته است. حتی در نهج‌البلاغه هم به صورت مضاف به كار رفته است: «...و وثبوا علی شیعتی».

كسانی كه نخستین بار شیعه نام گرفتند چهار تن هستند: سلمان، ابوذر غفاری، مقداد و عمار یاسر. اینان اعتقاد داشتند كه رهبری مسلمانان پس از پیامبر(ص) حقِ علی(ع) است و این عقیده را ابراز و از آن دفاع می‌كردند و شعار آنان این بود: «و اللّه لو ضربونا حتی یبلغونا سعفات هجر لعلمنا انا علی الحق و انهم علی الباطل؛ به خدا سوگند، اگر ما را به قدری بزنند تا به منطقه خرمای هجر برانند و مجبور به عقب‌نشینی كنند، هر آینه یقین داریم كه ما بر حقیم و معاویه بر باطل است.»

پس از این چهار تن، افراد شاخص دیگری چون: كمیل، مالك اشتر، ابوایوب انصاری، ابوحمزه ثمالی، زراره بن اعین، محمد بن مسلم، هشام بن حكم و... از شیعیان امامان(ع) شناخته شده بودند. و البته واژه شیعه كم‌كم بر اثر كثرت استعمال برای پیروان علی(ع) عَلَم شد و به صورت اسم خاص درآمد.

صادق خلیلیان، شماره اشتراك ١٢٩٦٨

* * *

آغاز دعوت به تشیع

گزاف نیست اگر بگوییم دعوت به تشیع از همان روزی آغاز شد كه پیامبر بزرگ رحمت، حضرت محمد(ص) بانگ «لا اله الا اللّه» سر داد و پس از نزول آیه: «و انذر عشیرتك الاقربین» بنی‌هاشم را گرد آورده و از عذاب خدا بیمناك ساخت و به سوی توحید فرا خواند. در آن مجلس، همه را مخاطب قرار داد و گفت: «ایكم یوازرنی لیكون اخی و وارثی و وزیری و وصیی و خلیفتی فیكم بعدی؛ كدام‌یك از شما مرا یاری می‌دهد تا پس از من برادر، وارث، وصی و خلیفه و جانشینم میان شما باشد؟» هیچ‌یك از حاضران به درخواست آن حضرت جواب ندادند جز علی(ع). آن‌گاه رسول خدا(ص) فرمود: «هذا اخی و وارثی و وزیری و وصیی و خلیفتی فیكم بعدی فاسمعوا له و اطیعوا؛ این (علی)، برادر و وارث و وزیر و وصی و جانشین من در میان شماست. به امر او گوش فرا دهید و از او فرمان برید.»

١ ـ ابن عساكر از جابر ابن عبدالله انصاری چنین نقل می‌كند: روزی ما نزد پیامبر اكرم(ص) بودیم كه علی(ع) وارد شد. در این هنگام پیامبر(ص) فرمودند: «سوگند به كسی كه جانم در دست اوست، هر آینه این مرد و شیعه او در روز قیامت رستگار خواهند بود». و سپس آیه هفتم سوره بینه نازل شد: «به تحقیق آن‌ها كه ایمان می‌آورند و عمل صالح انجام می‌دهند، بهترین انسان‌ها هستند.»

پس از این حادثه، هرگاه اصحاب پیامبر، علی(ع) را در حال آمدن می‌دیدند، می‌گفتند: بهترین انسان‌ها آمد.

٢ ـ ابن حجر از ابن عباس نقل می‌كند كه پیامبر اكرم(ص) پس از نزول آیه هفتم سوره بینه به علی(ع) فرمودند: آن‌ها (بهترین انسان‌ها) تو و شیعیان تو هستند. تو و شیعه‌ات، در روز قیامت، در حالی حاضر خواهید شد كه از خداوند راضی هستید و خداوند نیز از شما راضی است و دشمنان تو در حالی حاضر خواهند شد كه خشمگین‌اند و با گردن‌هایشان گرفته می‌شوند.

در همین كتاب، ابن حجر از ام سلمه نقل می‌كند كه یك شب هنگامی كه پیامبر در منزل وی بود، دخترش فاطمه و به دنبالش علی وارد شدند. سپس پیامبر فرمود: «ای علی! تو و اصحابت در بهشت هستید، تو و شیعه‌ات در بهشت هستید.»

٣ ـ ابن اثیر نقل می‌كند كه پیامبر اكرم(ص) خطاب به علی(ع) فرمودند: ای علی! تو در محضر خداوند وارد خواهی شد، در حالی كه تو و شیعه‌ات از خداوند راضی هستید و خداوند نیز از شما راضی است و دشمنان تو در محضر خداوند وارد خواهند شد، در حالی كه خشمگین‌اند و با گردن گرفته می‌شوند. سپس پیامبر با دستشان دور گردن خود را گرفتند و در عمل، كیفیت آن را نشان دادند.

احادیث دیگری نیز وجود دارند كه در آن، پیامبر اكرم خطاب به علی(ع) تعبیر «شیعه ما» را به كار برده‌اند. این تعبیر، مطابق با آن چیزی است كه پیش از این بدان اشاره شد. شیعه، كسی است كه مطابق با تعالیم پیامبر اكرم(ص) و نه بر اساس تصمیم شخصی، از علی(ع) پیروی می‌كند. در واقع، شیعه علی(ع) شیعه پیامبر(ص) است. برای مثال، ابن عساكر از پیامبر اكرم(ص) نقل می‌كند: به تحقیق در بهشت چشمه‌ای است كه از شهد گل شیرین‌تر، از كره نرم‌تر و از یخ خنك‌تر است و بوی آن از مشك بهتر است. در آن چشمه، گلی است كه من و اهل بیتم از آن آفریده شدیم و شیعه ما، از همان گل آفریده شده‌اند.

برگرفته از مقالات:

زهرا فتاحی، شماره اشتراك ٩٢٨٩

اكرم حدیدی، شماره اشتراك ١٧٠٤

لیدا یوسفی، شماره اشتراك ٨٥٢٦

* * *

استعمال لفظ شیعه در زبان پیامبر(ص)

در كتاب‌های معتبر شیعه و سنّی احادیثی آمده كه در آن‌ها پیامبر(ص) با صراحت از «شیعه علی» نام برده است. برای نمونه مواردی ذكر می‌شود:

ـ سیوطی، دانشمند بزرگ اهل سنّت در تفسیر آیه شریفه: «ان الذین آمنوا و عملوا الصالحات اولئك هم خیر البریه» سه حدیث از آن حضرت نقل كرده كه در آن، مصداق آیه مذكور، علی(ع) و شیعه او معرفی شده‌اند.

ـ شیخ مفید، از عالمان بزرگ شیعه، نیز چند حدیث از پیامبر(ص) نقل كرده است؛ به این مضمون كه علی(ع) و شیعه او رستگارند.

ممكن است این سؤال مطرح شود كه با وجود پیامبر(ص)، همه مسلمان‌ها از ایشان پیروی می‌كردند و شیعه او بودند، بنابراین شیعه علی(ع) چه معنا و مفهومی دارد؟

در پاسخ باید گفت: پیامبر(ص) با تعریف و تمجید از شیعه علی(ع) در واقع آن‌ها را شیعه خود معرفی كرده است. به دیگر سخن، ایشان در صدد بیان این مطلب هستند كه هر كس از من پیروی كند باید از علی(ع) پیروی كند، چه در این زمان و چه پس از من.

شاهد این مطلب آن است كه پیامبر(ص) در برخی احادیث پس از تمجید از شیعه خود، خطاب به علی(ع) می‌فرماید: امام شیعه من، تو هستی. در جایی دیگر علی(ع) را مخاطب قرار می‌دهد و می‌گوید: «شیعتنا» یعنی شیعه پیامبر و علی. و یا می‌فرماید: «شیعتی و شیعه اهل بیتی».

اصولا پیامبر اكرم(ص) از همان ابتدای تبلیغ عمومی خویش تا پایان عمر بارها علی(ع) را به عنوان جانشین خویش و امام مسلمانان پس از خود معرفی كردند.

بنابراین پیامبر(ص) نخستین سنگ بنای تشیع را پایه ریزی كردند و پس از آن هماره در هر مناسبتی به تكمیل این بنا پرداختند تا این‌كه اندكی قبل از وفاتشان، در واقعه عید غدیر خم در برابر انبوهی از مسلمانان مأموریت خود را به كمال رساندند و فرمودند: «من كنت مولاه فهذا علی مولاه». این واقعه را صدها صحابی پیامبر(ص) و تابعین آن‌ها نقل كرده‌اند كه در كتاب‌های حدیثی شیعه و سنّی موجود است.

مهری آجیلی، شماره اشتراك ٣٠٢٠

* * *

موضع‌گیری شیعه نخستین

به شهادت تاریخ، طریقه تشیع از روز رحلت پیغمبر اسلام(ص) بوده و جماعتی با این‌روش، تعیین و تمیز پیدا كرده‌اند؛ یعنی همان هنگام كه هنوز جسم مقدس پیغمبر اسلام دفن نشده بود و اهل بیت(ع) و عده‌ای از اخیار صحابه سرگرم تجهیز جنازه شریفش بودند، عده دیگری كه بعدآ اكثریت را بردند، با كمال دست‌پاچگی در سقیفه بنی‌ساعده تجمع كرده و برای عامه مسلمانان در قیافه مصلحت‌جویی و خیرخواهی، خلیفه و جانشین پیغمبر را تعیین كردند. و در خلال این جریان، حتی كمترین اطلاعی به اهل‌بیت و خانواده پیغمبر اسلام و به ویژه امیرالمؤمنین علی(ع) ندادند.

علی(ع) و جمعی از یاران او مانند سلمان، ابوذر، مقداد و...، پس از اطلاع از این واقعه، با استناد به نصّ ولایت، به طریقه انتخاب خلیفه اعتراض كردند و به احتجاج پرداختند.

غرض معترضان از این انتقاد، دفاع از نصوص مسلّمی بود كه به موجب آن‌ها ولایت عموم مسلمانان به دست امیرالمؤمنین علی(ع) سپرده می‌شد؛ نصوصی كه به موجب آن‌ها اهل بیت پیامبر، پیشوایان دین و مرجع جمیع شئون علمی و عملی اسلام معرفی شده بودند؛ همین نصوص كه الآن نیز به‌طور متواتر در دست فریقین، اهل سنّت و شیعه موجود است.

عقاید شیعه

اعتقادات شیعه، همان اعتقادات اهل بیت پیامبر(ص) است، زیرا آنان با استناد به دلایل قطعی عقل، كتاب و سنّت، فقط مكتب اهل بیت پیامبر؛ یعنی مكتب علی(ع) و یازده فرزند معصومش را حق و پیروی از غیر آن را باطل و انحراف از مسیر اسلام ناب محمدی(ص) می‌دانند.

روشن است كه آرا و عقاید ائمه معصوم(ع) برگرفته از كتاب خدا (قرآن)، سنّت نبوی (احادیث و سخنان رسول اكرم) و نیز مبتنی بر دلایل متقن عقلی می‌باشد.

گفتنی است ذكر عقاید مكتب تشیع به طور مشروح، میسّر نیست و در این‌جا، ضرورتی هم ندارد، زیرا اصول عقاید شیعه همان اصول عقاید اسلام است كه اگر مسلمانی از روی علم و عمد آن‌ها را نپذیرد و باور نكند، از اسلام و مسلمانی به كلی خارج است.

آن‌چه طرح و تبیینش در این‌جا ضروری است، عقیده ویژه مذهب شیعه است كه بر آن پا می‌فشارد. برای پی بردن به مهم‌ترین ویژگی شیعه و به بیان روشن‌تر، مهم‌ترین مسئله عقیدتی خاص شیعه كه او را از دیگر مذاهب اسلامی ممتاز می‌سازد، هم‌چنین برای آگاهی از عقاید اصیل ائمه اهل بیت(ع) بجا است ترجمه فرازهایی از نامه حضرت امام رضا(ع) را به مأمون عباسی مد نظر قرار دهیم.

آن‌گاه كه مأمون عباسی از آن حضرت خواسته بود عقاید ناب اسلامی را به طور فشرده برایش بنویسد، امام(ع) چنین نوشتند:

اسلام خالص و ناب، گواهی دادن به این است كه خدایی جز خدای یكتا نیست؛ خدایی كه شریك ندارد، واحد و احد، صمد و قیوم، بصیر و قدیر، قدیم و قائم، باقی و عالمی است كه جهل در او نیست. توانایی كه ناتوانی در او نیست، بی‌نیازی كه نیازمند نیست، عادلی كه هرگز ستم نمی‌كند، خالق همه چیز است و مثل و مانند و ضد و همتا ندارد و سزاوار پرستش است.

و این‌كه محمد(ص) بنده خدا، رسول، امین و برگزیده او از میان خلقش و سید و سرور مرسلان و خاتم پیامبران و برتر از همه جهانیان است و پیامبری پس از او نیست و شریعتش هرگز تغییر نمی‌كند.

و گواهی به این‌كه همه آن‌چه آورده (از بهشت، جهنم، قیامت، حساب و...) حق و درست است و تصدیق به این حقایق و به جمیع پیامبران پیش از او و كتاب‌های آسمانی.

و گواهی به این‌كه پس از پیامبر(ص)، حجت بر مؤمنان، قائم به امور مسلمانان، ناطق به قرآن و عالم به احكامش، برادر و جانشین و وصیش علی(ع) است؛ آن كسی كه نسبت به او به منزله هارون به موسی(ع) است؛ امیرمؤمنان، امام پرهیزگاران، برتر از همه اوصیا و وارث همه پیامبران و مرسلان است. و پس از او، حسن و حسین ـ سرور جوانان اهل بهشت ـ سپس علی بن حسین، محمدبن علی، جعفر بن محمد، موسی بن جعفر، علی بن موسی، محمد بن علی، علی بن محمد، حسن بن علی و پس از او حجت قائم منتظر(عج) است. گواهی دهد به امامت آنان و به این‌كه زمین از حجت خدا خالی نمی‌شود و این‌كه آنان ریسمان محكم (الهی)، ائمه هدی و حجت بر اهل زمین‌اند و این‌كه كسی كه با آنان مخالفت كند، گمراه و ترك كننده حق و سبیل هدایت است. و این‌كه اگر كسی بمیرد و ائمه خویش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.

یوسف ابراهیمی، شماره اشتراك ١٢٤٦٧

* * *

امتیاز شیعه

از بزرگ‌ترین امتیازات شیعه بر سایر مذاهب این است كه پایه و زیربنای اصلی آن، محبت است. البته محبت آگاهانه و برخاسته از معرفت. از زمان شخص نبی اكرم(ص) كه این مذهب پایه‌گذاری شده، زمزمه محبت و دوستی بوده است؛ آن‌جا كه در سخن رسول اكرم(ص) جمله «علی و شیعته هم الفائزون» را می‌شنویم، گروهی را در گرد علی(ع) می‌بینیم كه شیفته او و گرم او و مجذوب او می‌باشند. از این‌رو تشیع، مذهب عشق و شیفتگی است. تولای آن حضرت، مكتب عشق و محبت است. عنصر محبت در تشیع، دخالت تام دارد. تاریخ تشیع با نام یك سلسله از شیفتگان و شیدایان و جانبازان سر از پا نشناخته توأم است.

علی(ع) همان كسی است كه در عین این‌كه بر افرادی حد الهی را جاری می‌ساخت و آن‌ها را تازیانه می‌زد و احیانآ طبق مقرّرات شرعی دست یكی از آن‌ها را می‌برید، باز هم از او رو بر نمی‌تافتند و از محبتشان به او چیزی كاسته نمی‌شد. او خود می‌فرماید: اگر با این شمشیر بینی مؤمنی را بزنم تا با من دشمن شود، هرگز دشمنی نخواهد كرد و اگر همه دنیا را بر سر منافق بریزم كه مرا دوست بدارد هرگز مرا دوست نخواهد داشت، زیرا پیامبر(ص) فرمود: یا علی! مؤمن تو را دشمن ندارد و منافق تو را دوست نمی‌دارد.

لیدا یوسفی، شماره اشتراك ٨٥٢٦

* * *

اهمیت ستم‌ستیزی

عدالت، مقوله‌ای نسبی نیست؛ یعنی این‌گونه نیست كه افراد بشر عدالت را گاهی نیك بدانند و گاهی زشت. عدالت همیشه و همه جا ممدوح است و نقطه مقابل آن، ستم همیشه مذموم می‌باشد. و چون چنین است هر كجا كه ظلم و ستمی مشاهده شد، به رسم انسانیت باید با آن مقابله نمود و تا سر حدّ جان برای ریشه كن كردن آن كوشید. امام علی می‌فرماید: «كونا للظّالم خصمآ و للمظلوم عونآ؛ همیشه دشمن ستم‌گر و یاور ستم‌دیده باشید». در جایی دیگر ظلم ستیزی را نشانه دانشمند واقعی از نظر اسلام می‌داند و می‌فرماید: «ما اخذ علی العلماء الّا یقارّوا علی كظّه ظالم و لا سغب مظلوم؛ خداوند از علمای اسلام ـ به واسطه عِلمشان ـ عهد ستانده است كه در برابر شكم‌بارگی ستم‌گران و گرسنگی ستم‌دیدگان سكوت نكنند.»

«شیخ محمد عبده» در شرح نهج‌البلاغه خود تنوین موجود در واژه‌های «ظالم» و «مظلوم» را تنوین تنكیر می‌داند و می‌گوید: حتی در برابر شكم‌بارگی یك ستم‌گر و یا گرسنگی و ستم‌دیدگی یك ستم‌دیده، سكوت نكند.

سرور شهیدان، امام حسین(ع) نیز درباره نقش علما و ضرورت مبارزه با جبّاران و ستم‌گران چنین می‌فرماید: ای مردم! از پندی كه خدا ـ با یادكرد بد از علمای یهود ـ به اولیای خود داده است، عبرت بگیرید؛ آن‌جا كه فرموده است: «چرا عالمان دینی و احبار مردمان را از گفتار گناه‌آمیز باز نداشتند». و آن‌جا كه فرموده است: «كسانی از بنی اسرائیل كه كفر ورزیدند، گرفتار لعنت شدند... و آنان بد می‌كردند». و «خداوند بر آن عالمان از آن جهت عیب گرفت كه در مقابل كارهای بد ستم‌كارانی كه در میان ایشان بودند واكنشی نشان نمی‌دادند.»

قرآن در بسیاری از آیات خود، مبارزه با ستم و ستم‌گر را ـ در همه انواع ـ یادآوری كرده است. علت تكرار داستان حضرت موسی و مبارزات وی در قرآن شاید این باشد كه راه یك انقلاب و مبارزه كامل را می‌آموزد و به ویژه به رهبرانی كه مدّعی پیروی از پیامبران هستند، می‌فهماند كه مبارزه با یك طاغوت كافی نیست، چون:

* طاغوت سیاسی، موجب فساد جامعه و تباهی روابط اجتماعی و تزلزل بنیادهای اصیل زندگی است؛

* طاغوت اقتصادی، عامل استثمار و تحقیر انسانیت و پایمال شدن حقوق انسانی و حیات دنیوی افراد است؛

* طاغوت فكری و فرهنگی، مبلّغ و توجیه‌گر دو طاغوت و مروّج ناآگاهی و تفكّر ارتجاعی است و باعث از میان رفتن فكر آزاد و عقیده حق و ترك پاسداری از ارزش‌ها، فضایل و... است. پس باید علیه هر سه قیام و ایستادگی كرد و برای ریشه‌كن كردن آن‌ها تا سر حدّ جان مایه نهاد تا بدین وسیله ملتی در آستانه نجات قرار گیرد و حكم الهی مبنی بر مبارزه با ستم نیز اجرا گردد.

حمزه نظرپور، شماره اشتراك ١٧٢٥

* * *

منزلت و مسئولیت شیعه

امام صادق(ع) عظمت شیعه را چنین بیان می‌كند: «اگر شیعیان ما در انجام وظایف پا برجا باشند فرشتگان با آن‌ها مصافحه می‌كنند و ابرها بر سر آن‌ها سایه می‌اندازند و از هر سو روزیشان به آن‌ها می‌رسد و بركات از آسمان و زمین بر آن‌ها فرود می‌آید و از خدا چیزی نخواهند مگر آن‌كه عطا فرماید.»

١ ـ به پیروان علی(ع) كه معتقد به امامت بلافصل او از طریق «نصب» و «نصّ» پیامبر(ص) هستند، شیعه گفته می‌شود. این اصطلاح در زمان پیامبر هم مطرح بوده و تعبیر «شیعه علی» به كار رفته است.

٢ ـ نخستین مرحله حیات شیعه، در زمان پیامبر(ص) است. روایات متعددی در نزد شیعه و سنّی است مبنی بر این‌كه عبارت «شیعه علی» توسط پیامبر رواج یافته است؛ كما این‌كه آن حضرت در طول عمر خویش بارها علی(ع) را جانشین خویش معرفی فرمودند. اولین آن‌ها پس از نزول آیه «و انذر عشیرتك الأقربین» و آخرین آن‌ها هم در غدیر خم بود.

٣ ـ مرحله دوم حیات شیعه مربوط به پس از وفات پیامبر است. در حالی كه عده‌ای در سقیفه مشغول تعیین خلیفه بودند شیعیان علی با اعتقاد به جانشینی او گرد او جمع آمدند كه در رأس آن‌ها مقداد، سلمان، ابوذر و عمار قرار داشتند. لكن به دلیل حفظ اسلام سكوت اختیار نمودند و با حاكمان وقت همراهی كردند.

٤ ـ دوره سوم حیات شیعه، پس از قتل عثمان و به خلافت رسیدن علی(ع) شروع می‌شود. در این دوره، امامت فعلیت بیش‌تری یافت و شیعه در حاكمیت سیاسی هم نقشی پیدا كرد. پس از شهادت علی(ع) و صلح امام حسن(ع) دوره حیات شیعه در عصر اموی آغاز می‌شود كه سخت‌ترین دوره آن است. شیعیان در این دوره متحمل آزار و شكنجه و قتل و غارت می‌شوند و در همین زمان است كه واقعه كربلا اتفاق می‌افتد.

٥ ـ اولین اختلاف در شیعه زمانی اتفاق افتاد كه مختار به خون‌خواهی امام حسین(ع) قیام كرد و محمد حنفیه را به عنوان امام مهدی (عج) معرفی كرد. به پیروان مختار و این اعتقاد، كیسانیه می‌گویند.

برگرفته از مقالات:

مهوش آجیلی، شماره اشتراك ١١١٨

مهری آجیلی، شماره اشتراك ٣٠٢٠

* * *

حكومت آل بویه و تشیع

با آغاز قرن چهارم، حكومت خلفای عباسی بسیار تضعیف شد. به طوری كه در سال ٣٢٥ ه .ق، منطقه‌ای به جز بغداد به دست خلیفه نماند. بغداد را نیز پس از آن، «آل بویه» اشغال كردند. آل بویه بر خلاف سلسله‌های قبل از خود، فقط به حوزه اولیه حكومت خود؛ یعنی ری، اصفهان و شیراز اكتفا نكردند، بلكه به زور وارد بغداد شدند و خلافت و شخص خلیفه را بازیچه دست خود قرار دادند. اوج قدرت آل‌بویه از نیمه اول قرن چهارم تا اواخر نیمه اول قرن پنجم، كمی بیش از یك قرن بود. سلاطین آل بویه از قدرت‌مندترین زمام‌دارانی بودند كه بر كشور اسلامی حاكم شدند.

قرن چهارم، قرن گسترش تشیع است. چنین گسترشی، معلول عوامل متعددی بود؛ از جمله آن‌ها تشكیل چهار دولت شیعی بود كه عبارت‌اند از: ١ ـ فاطمیان در مصر؛ ٢ ـ آل بویه در عراق و ایران؛ ٣ ـ حمدانی‌ها در سوریه؛ ٤ ـ زیدی‌ها در یمن.

ضعف خلفای عباسی از یك‌سو و از طرف دیگر قدرت یافتن عناصری كه به صحنه سیاست آمده بودند، باعث شد تا عقاید مذهبی نیز به تدریج تحت تأثیر قرار گرفته و تغییراتی در وضع آن پدید آید. یكی از تلاش‌های آل بویه، تقویت علوم شیعی بوده است. تقویت شهر قم و تجهیز آن برای بررسی كلام شیعی از جمله تلاش‌های آن‌هاست. هم‌چنان كه یكی از وزرای آل‌بویه به نام ابونصر در سال ٣٨٣، اولین دارالعلم را در محله «شیعه نشین» كرخ، تأسیس كرد. او كتاب‌هایی برای «دارالعلم» تهیه كرده و آن‌ها را وقف فقها نمود، و اسم آن محل را نیز «دار العلم» گذاشت. به تعبیر ابن كثیر، این اولین مدرسه‌ای بود كه وقف فقها شده و به مدت زیادی قبل از تأسیس مدارس نظامیه بوده است.

فعالیت‌های فرهنگی؛ از عوامل توسعه تشیع در این قرن

از جمله عوامل توسعه تشیع را در این قرن، باید فعالیت‌های فرهنگی شیعه دانست. به خصوص مناظرات «شیخ مفید» در این رابطه، قابل توجه است. به طور قطع، این مناظرات می‌توانسته عده بسیاری را جذب كند. از این‌رو مترجمان «شیخ مفید» نیز عمدتآ او را در جدل و مناظره، ستوده‌اند. «رازی» درباره او می‌نویسد: او، بارها «ابوبكر باقلانی» را كه از بزرگ‌ترین علمای اشعری بود در مناظره مبهوت ساخته است و پس از آن، یك نمونه را ذكر می‌كند.

البته قبل از «شیخ مفید»، مرحوم «كلینی» نیز در ایران فعالیت فرهنگی داشته است. «كلینی» متوفای سال ٣٢٩ ه . می‌باشد. او مؤلّف كتاب «الكافی» است كه در طی مسافرت‌های متوالی آن‌را به نگارش درآورده است.

صغری فتاحی، شماره اشتراك ٩٣٧٧

* * *