معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣
موضوع پژوهش ٢
موضوع پژوهش (٢)
امامشناسی(مهدویت)
جواد محدّثی
طرح بحث
از شناختهای لازم، مفید، كاربردی و تعیین كننده، «شناخت امام» است.
در فرهنگ اسلامی و نگاه شیعی، «امامت»، تداوم خط «رسالت» است و «امام» به عنوان وصی و جانشین «پیامبر»، نقش مدیریت جامعه و هدایت مسلمانان و تربیت نفوس مؤمنان و اجرای احكام قرآن و دفاع از اسلام و تبیین خط راستین مكتب و مقابله با تحریفها و انحرافها و بدعتها را بر عهده دارد.
اینكه پس از پیامبر، چه كسی باید عهدهدار «خلافت» باشد و مردم تكلیف دارند از چه كسی و با كدام شاخصهها و اوصاف، فرمانبرداری كنند، مسئلهای مهم و سرنوشتساز است. به همین دلیل شناخت چنین كسی لازم است. از اینرو در روایات متعدد بر ضرورت «امامشناسی» تأكید شده است. رسول خدا(ص) فرموده است: «من مات و هو لا یعرف امامه مات میته جاهلیه؛ هر كس بمیرد، در حالی كه امام خود را نمیشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است.»
بنابراین شناخت امام به عنوان یك تكلیف حتمی و نجات بخش، لازم است و آنان كه امام خود را نشناسند و از امام شایسته و بر حق تبعیت نكنند، به گمراهی خواهند افتاد.
محورهای بحث
بحث از امامشناسی كه یك موضوع اعتقادی و كلامی است، دامنهای گسترده و ابعادی مختلف دارد. هر چند در این پژوهش، موضوع خاصی از امامشناسی عرضه خواهد شد، ولی آگاهی و توجه به ابعاد مختلف آن، مفید است. از محورهای این موضوع میتوان به نكتههای زیر اشاره كرد:
الف) معنای «امام» و «امامت» چیست و با شكلهای دیگر پیشوایی و حاكمیت چه تفاوتی دارد؟
ب) جایگاه «امامت» در صیانت از دستآوردهای «نبوت» چیست؟
ج) آیا امامت در اسلام مطرح است یا در ادیان دیگر هم بوده است؟
د) نقش امام در رهبری جامعه و ایجاد وحدت فكری، مرامی و سیاسی مردم چیست؟
ه ) امام، چه اوصاف و ویژگیهایی باید داشته باشد؟
و) آیا امامت، مخصوص عصر ائمه(ع) بود، یا اكنون هم تداوم دارد؟
ز) از چه راههایی میتوان «امام حق» را شناخت؟
ح) معتقدان به امامت و غیر معتقدان به آن، از نظر دینی و عملی و فرجام كار، چه تفاوتی دارند؟
ط) آیا امامت، خاص شیعه است، یا اهل سنّت هم به آن معتقدند؟
ی) رهنمودهای قرآن و سنّت درباره امام و امامت چیست؟
ك) امت با امام، چه رابطه متقابل و چه حقوق متقابلی دارند؟
ل) امروز «امامشناسی» به چه معناست و با «مهدویت» چه ارتباطی دارد؟
م) فرق «امام» و «نبی» چیست؟
اینها و سؤالها و موضوعات متنوعی كه در این بحث وجود دارد، زمینههای مطالعه و پژوهش بسیاری را فراهم میآورد. خوشبختانه منابع دینی در این موضوع هم بسیار است و بحثهای كلامی و اعتقادی در این زمینه، غنی و سرشار است.
آنچه در این پژوهش عرضه میشود، نكاتی درباره شناخت «امام عصر» و «موعودشناسی» و مباحث مهدویت است، چرا كه این موضوع نیز از شاخههای بحث «امامشناسی» است و رسالت و تكلیف پیروان خط ولایت و امامت در «عصر غیبت» است.
امامشناسی در عصر حاضر
امروز كه به نام «عصر غیبت» نامیده میشود، از زمان «حضور ائمه» فاصله داریم، ولی تكلیف «شناخت امام» باقی است.
در احادیث مربوط به امامشناسی، تعبیر «امام زمانه» یا «امامه» وجود دارد و این میرساند كه هر كس در هر دوره و زمانی باشد، باید امام زمان خودش را بشناسد و به امامت او باور داشته باشد و به آن گردن نهد و این، افزون بر شناخت كلی امامان و اعتقاد به «خط امامت» است كه از ویژگیهای شیعه است.
از اینرو از امام زمان(عج) كه امام زنده و معصوم و حجّت خدا در عصر غیبت است، بحث میكنیم. این وظیفه، بر دوش ماست، چه آن حضرت و زمانش را درك كنیم و چه عمر ما فرصت ندهد عصر حضور و ظهور را دریابیم.
حضرت امام باقر(ع) فرمود: «من مات و هو عارفٌ لأمامه، لم یضرّه تقدّم هذا الأمر او تأخرّ...؛ هر كس بمیرد در حالی كه امام زمان خویش را میشناسد، برای او ضرری ندارد كه این امر (ظهور امام زمان) جلو بیفتد یا به تأخیر افتد.»
امام موعود و موجود
در همه ادیان، عقیده به ظهور «منجی» در پایان جهان كه عدالت گستری و ظلم ستیزی خواهد داشت، به شكلهای مختلف وجود دارد. در اسلام نیز بر اساس روایات بیشمار، پیشگویی شده روزی كه جهان پر از ظلم و جور شده باشد خداوند متعال، «مهدی» را آشكار میسازد و حضرت «قائم» ظهور میكند تا در همه عالم، قسط و عدل را برقرار سازد: «... فیملأ الأرض قسطآ و عدلا كما ملئت ظلمآ و جورآ».
برخلاف تصور عدهای كه آن موعود نجات بخش را یك انسان آرمانی و ذهنی میپندارند كه روزی در پایان جهان پدید خواهد آمد، براساس معتقدات ما و روایات اسلامی و نقلهای تاریخی، آن «موعود»، هم اكنون «موجود» است لكن از دیدهها پنهان میباشد.
مشخصات او كاملا روشن و زندگی او بیابهام است. او فرزند امام یازدهم، حضرت عسكری(ع) است كه در سال ٢٥٥ هجری در سامرّا به دنیا آمد. مادرش «نرجس» نام داشت. ولادت او را پنهان داشتند تا از سوی دستگاههای جور، آسیبی به وی نرسد. حضرت مهدی(عج) شش ساله بود كه پدرش از دنیا رفت. پس از شهادت امام عسكری(ع)، مسئولیت امامت برعهده او قرار گرفت، اما خداوند مقدّر كرد كه از چشمها پنهان باشد. از آن روز، دوران «غیبت صغری» آغاز شد كه تا سال ٣٢٩ هجری ادامه یافت. در این ٦٩ سال، امام زمان از طریق چهار نماینده خاص كه به «نُوّاب اربعه» مشهورند، در چهار دوره پیاپی، با شیعیان و پیروان ارتباط داشت. با درگذشت چهارمین نایب (علی بن محمد سیمری) دوران «غیبت كبری» آغاز شد كه تاكنون ادامه دارد.
آن حضرت، هم اكنون زنده است و به فرمان خدا در پس پرده غیبت به سر میبرد و هر گاه كه خداوند بخواهد و فرمان دهد، ظهور میكند و با تشكیل حكومت واحد جهانی بر پایه عدل، به بیسر و سامانیها خاتمه میدهد. ما اكنون منتظر آن روزیم.
وظیفه انتظار، هم مقدس است و عبادت به شمار میرود، هم باید با زمینهسازی برای ظهور و فراهم كردن بستر لازم برای حكومت عدل مهدوی، همراه باشد. پیامبر خدا(ص) فرمود: «افضل العباده انتظار الفرج؛ انتظار فرج، بزرگترین عبادت است.»
روشن است كه این انتظار، به معنای دست روی دست نهادن و ركود و سكون نیست و انتظار واقعی، همراه با اقدامات اصلاحی و زمینه سازی برای ظهور آن منجی موعود است.
استواری بر این عقیده
درباره امام زمان، مسائل فراوانی وجود دارد كه برای ما معتقدان به قدرت برتر الهی و اراده پروردگار كه هر چیزی را محقّق میسازد، هیچ مشكلی نیست. ولی برخی به شبهه و تردید و گاهی به حالت انكار میافتند. اینكه چگونه ممكن است فردی بیش از هزار سال عمر كند، یكی از اینهاست. اینكه چگونه زندگی پنهان دارد كه كسی بر او دسترسی ندارد و از جای او آگاه نیست، مسئله دیگری است.
اینكه كی ظهور خواهد كرد؟ اكنون كجاست؟ چگونه زندگی میكند؟ هنگام ظهور، چگونه بر قدرتهای بزرگ جهان پیروز میشود و حكومت واحد جهانی تشكیل میدهد؟ سلاح او در مبارزه با سلطههای جهانی چیست؟ از چه كسانی در اداره جهان استفاده میكند؟ برنامه دولت و حكومتش چیست؟ و... سؤالهایی از این نمونه، برای برخی ابهام پیش میآورد و بدون تحقیق در این مسئله كه مستندات فراوان دارد، به «تردید»، گاهی هم به «انكار» روی میآورند و طول كشیدن دوران غیبت را برنمیتابند.
این نكته در روایات هم پیشگویی شده است. امام صادق(ع) میفرماید: «دوران غیبت قائم، آن چنان به درازا خواهد كشید تا حق، در خلوص خود رخ بنماید و ایمانهای ناخالص از خالص جدا شود.»
از امام علی(ع) نیز روایت شده است: «لا یثبت علیû امامته الا من قوی یقینه و صحّت معرفته؛ بر امامت و عقیده به او استوار نمیماند، مگر كسی كه یقین او قوی و معرفتش درست باشد.»
ثبات عقیده و پایداری بر این ایمان، در سایه افزایش «معرفت» تحقّق میپذیرد. كسانی هم كه دچار تردید و انحراف میشوند، به سبب بیبصیرتی و ضعف در «امامشناسی» است.
ای پردهنشین، پرده ز رخ یك سو زن یكسو همه مرد منتظر، یك سو، زن
هر چند كه انكار كنندت، اما از رونق تو كم نشود یك سوزن
در آینه القاب
لقبهایی كه امامان معصوم دارند هر كدام بُعدی از شخصیت و فضایل آنان را نشان میدهد و از واقعیت خصال و زندگی آنان گرفته شده است. از اینرو آشنایی با این القاب و مفاهیم آنها كمك میكند تا در «امامشناسی» بصیرتر شویم. برخی از القاب آن موعودِ منتظر چنین است:
«حجّت»: او معروف به حجه بن الحسن است. هر یك از امامان بزرگوار از سوی خدا حجّت و برهان به شمار میروند و گفتار و رفتار آنان برای ما حجّت است. آن حضرت، حجّت دوازدهم است و معرفت و اطاعت او به عنوان «حجّهالله» بر پیروان لازم است.
«قائم»: این لقب، برگرفته از جنبه قیام او برای برپایی حكومت جهانی است. احترام منتظران به آن حضرت هنگام شنیدن این لقب، نشانه آن است كه وقتی با شنیدن نامش برمیخیزند، وقتی بیاید در كنارش قیام میكنند و مطیع فرمان اویند. او قیام كننده به عدل است، تا جهانی را به قیام حقطلبانه وادارد.
«بقیهاللّه»: یعنی آنكه خدا او را برای هدایت مردم و اصلاح جهان، از دودمان پیامبر باقی گذاشته است. او ذخیره الهی و یادگاری از خط نورانی امامان است.
«صاحب الأمر»: او صاحب فرمان و عهده دار امامت است و امر امامت امت در اختیار اوست.
«صاحب الزّمان»: او صاحب زمان و پیشوای دوران است. هر عصر و زمانی پیشوایی الهی سرپرست مردم است؛ او اكنون چنین منصبی دارد.
تو صاحب زمان و زمینی ای آفتاب نیمه شعبان
ما را فقط تو پشت و پناهی این انقلاب را تو نگهبان
«مهدی»: او هدایت شده از سوی خداست، هم هادی است، هم مهدی.
«منصور»: یاری شده، هم یاری خداوند و هم نصرت مؤمنان و منتظران راستین با اوست. او طبق روایات، «منصور به رعب» است و رعبی از او در دلهای ظالمان و مستكبران میافتد كه زمینه ساز پیروزی اوست. «این المنصور علی من اعتدی علیه...» در دعای ندبه هم آمده است.
«ولی عصر»: در هر دورهای یك «ولی» از سوی خدا بر مردم ولایت دارد. امام، ولی خدا بر بندگان است. ولی و سرپرست و عهدهدار امور در این دوران، وجود مبارك اوست.
«وارث»: وعده الهی است كه بندگان صالح خدا زمین را به میراث میبرند. وراثت مستضعفان بر جهان، نوید خدا در كتابهای آسمانی است. او وارث دین پیامبر و وارث خط سرخ شهادت و نگهبان میراث توحیدی، راه و مرام و دعوت همه انبیای الهی است.
«ثائر»: انقلابی، قیام كننده (ثوره: انقلاب و نهضت). آن پیشوای انقلابی، خونخواه شهیدان است. هم برانگیخته است، هم برانگیزاننده.
«منتقم»: انتقام گیرنده. او انتقام جبهه مظلوم حق را از بیدادگران خواهد گرفت. در دعای ندبه، جمله «این الطالب بذحول الأنبیاء و ابناء الأنبیاء، این الطالب بدم المقتول بكربلا» اشاره به این نكته است. در دعای شریف ندبه، اوصاف متعدد و لقبهای گوناگونی برای آن حضرت آمده، كه هر كدام به نكتهای از معارف مهدوی درباره امام غایب اشاره میكند.
فرقههای ساختگی و مدّعیان دروغ
از آغاز اسلام تاكنون، پیوسته اشخاص منحرف و گروههای باطل سعی در مسخ چهره اصلی مفاهیم و مظاهر دین كردهاند و همواره گروهی ساده لوح و جاهل هم در پی آنان به راه افتادهاند. این انحرافها در ابعاد مختلف مسائل اعتقادی، از جمله در موضوع امامت و امام عصر(عج) وجود دارد.
آنچه افرادی را به صورت «طعمه» درمیآورد، سادگی و ضعف شناخت است. اگر پیروان دین در «امامشناسی» بصیر و عمیق باشند، با هر بادی به این سو و آن سو نمیروند و از راه راست منحرف نمیشوند.
كسانی با ادعاهای دروغ (چه به صورت ارتباط خاص با امام زمان، یا به صورت ادعای امام زمان بودن) فرقههایی انحرافی را پدید آوردهاند. دشمنان دین هم از اینگونه اشخاص و جریانها حمایت كردهاند تا در امت محمدی شكاف ایجاد كنند. اینگونه مدعیان دروغ باف را «متمهدی» گویند؛ یعنی مدعی مهدی بودن.
فرقه «بهائیت» و «قادیانیگری» از این مسلكهای انحرافی است و هر دو مولود سیاستهای شوم و تفرقهافكنانه انگلیسیها بوده است، اوّلی در ایران و دومی در آفریقا، جمع زیادی را به انحراف كشیدند. بنیانگذار یكی «علیمحمد باب» بود و مؤسس دیگری «غلام احمد قادیانی». اینان مدعی میشدند كه دوران غیبت به سرآمده و ما همان «مهدی» هستیم كه ظهور كردهایم. هم اكنون گاهی از این مهدیهای دروغین، ظهور میكنند و فتنهانگیزی دارند.
یكی دیگر از این دروغپردازدان، «سید احمد هندی» بود كه در سال ١٢٤٣ هجری در هند ادعای مهدویت كرد. شخص دیگری به نام «محمد بن علی سنوسی» در قرن سیزدهم در الجزایر و لیبی چنین ادعایی داشت. «مهدی سودانی» مدّعی دروغین دیگری بود كه جمعی را هم فریفت و قدرتی به هم زد و هوادارانی داشت و سرانجام در سال ١٣٠٨ هجری از دنیا رفت.
اینگونه حوادث در تاریخ اسلام فراوان پیش آمده كه مایه عبرت است و باید به مسلمانان امروز، بصیرت و آگاهی دهد تا هر ادعایی را به راحتی نپذیرند و سوء استفادههایی را كه از مذهب و اعتقادات دینی و صفای قلب منتظران میشود، جلوگیری كنند. اینكه دولت انگلستان از «علیمحمد باب» بنیانگذار بهائیت پشتیبانی میكند، اینكه حسینعلی بهاء (جانشین او) وقتی تحت فشار قرار میگیرد، از حمایت كشور روسیه برخوردار میشود. اینكه امروز آمریكا و اسرائیل، از حامیان عمده بهائیت به شمار میروند، همه از نشانههای وابستگی این گروهها و فرقهها به بیگانگان است.
آیا چنین افراد سرسپرده و فرقههای منحرف، میتوانند «امامت» را عهدهدار شوند؟ اگر امامشناسی ما قوی باشد، فریب شیادان را نخواهیم خورد. حتی در میان مسلمانان و مدعیانِ علاقه به آن حضرت، كسانی كه ادعا میكنند با امام زمان(عج) رابطه دارند و پیوسته به محضرش شرفیاب میشوند و از او دستور میگیرند، دروغگویانی بیش نیستند. منتظران حضرت مهدی(عج) نباید ساده لوح و زودباور باشند و دروغ را چه از بهائیان و چه از مدعیان تشیع بپذیرند.
بعضیها برای آمدن آن امام موعود، وقت تعیین میكنند. باور این حرفها هم از سادهلوحی است. در روایات متعدد آمده است كه «كذب الوقّاتون؛ تعیین كنندگان وقت، دروغ میگویند.»
امام صادق(ع) فرمود: «من وقّت لك من النّاس شیئآ فلا تهابنّ ان تكذّبه، فلسنا نوقّت لأحدٍ وقتآ؛unVao day nghe bai nay di ban http://nhatquanglan١.٠catch.com
هر كس از مردم برای تو وقتی (برای زمان ظهور حضرت حجّت) تعیین كرد، بدون ترس و واهمه آن را دروغ بدان
Vao day nghe bai nay di ban http://nhatquanglan١.٠catch.com
V
مباحث مربوط به مهدویت و شناخت امام عصر(ع) بسیار گسترده است. در این نوشته، گوشهای از آن مباحث، آن هم به صورت فشرده مطرح شد تا راهی برای پژوهش علاقهمندان به این موضوع گشوده شود.
امید است كه با ظهور آن حجّت غایب از نظر، چهره تابناك اسلام بر همه گیتی فروغ افشانی كند و مردم طعم شیرین زندگی را در سایه «حكومت مهدوی» و دولت كریمه آن امام بچشند.
جهان به حسرت دیدار، میزند پر و بال بیا بیا كه بشر جز در آرزوی تو نیست
تو خود، شكفتن خود را ز حق تمنّا كن در این چمن، گل سرخی به رنگ و بوی تو نیست
محور های پژوهش:
لطفاً فقط یكی از محورهای زیر را انتخاب كرده و درباره آن مقاله بنویسید.
١ . برتری نظام «امامت» بر روشهای حكومتی دیگر چیست؟
٢ . اوصاف، ویژگیها و خصایص امام، در روایات چگونه بیان شده است؟
٣ . راههای شناخت «امام حق» از «پیشوای باطل» چیست؟
٤ . نقش «امامشناسی» را در مصون ماندن از انحراف بیان كنید؟
٥ . وجود امام زمان(عج) را برای دنیای امروز چگونه اثبات كنیم؟
٦ . چرا مدعیان دروغین مهدویت، رو به فزونیاند؟
٧ . ویژگیهای جامعه ایدهآل در عصر امام زمان(عج) چیست؟
منابع پژوهش :
١ . شهید مطهری، امامت و رهبری؛ قیام و انقلاب مهدی (عج).
٢ . علامه حسینی طهرانی، امامشناسی.
٣ . محمدرضا حكیمی، خورشید مغرب.
٤ . علامه عسكری، نقش ائمه در احیای دین.
٥ . علی كورانی، عصر ظهور.
٦ . نجم الدین طبسی، چشماندازی به حكومت مهدی.
٧ . كامل سلیمان، روزگار رهایی.
٨ . محمدتقی مصباحیزدی، راهنماشناسی؛ آموزش عقاید.
٩ . سیدمحمد تیجانی، آنگاه هدایت شدم.
١٠ . ابراهیم امینی، بررسی مسائل كلّی امامت.
١١ . علی دوانی، مهدی موعود.
١٢ . فصلنامه انتظار، ماهنامه موعود.
١٣ . جمعی از نویسندگان، چشم به راه مهدی(عج).
١٤ . مجتبی تونهای، موعود نامه.
١٥ . جواد محدّثی، صبح امید.
١٦ . اصول كافی، (جلد اول، كتاب الحجّه).
١٧ . محمد محمدیریشهری، میزان الحكمه، (احادیث واژه امامت).
١٨ . علامه مجلسی، بحارالانوار، (جلدهای ٢٣، ٢٤، ٢٥، ٥٠، ٥١ و ٥٢).
* * *
لطفاً قبل از تدوین مقاله، نکتههای زیر را به دقت مطالعه فرمایید.
١ . برای علاقهمندان به تحقیق و مقالهنویسی، دو موضوع پژوهش در نظر گرفته شده است که میتوانید با توجه به استعداد، فرصت و توان علمی خویش، یکی از آنها را به اختیار انتخاب کرده و مقالۀ خود را بنویسید.
٢ . تهیه و ارسال منابع معرفی شده، در توان ما نیست. شما میتوانید با مراجعه به کتابخانهها، دوستان و...، منابع مذکور و یا کتابهای مناسب دیگر را تهیه کنید.
٣ . لطفاً مقالههای خود را با خط خوانا و حتماً بر روی یک طرف کاغذ بنویسید.
٤ . برای سهولت در ارزیابی مقاله، پاورقیهای هر صفحه را در پایین همان صفحه یادداشت نمایید.
٥ . در صورتی که نوشتۀ ارسالی صرفاً رونویسی از منابع باشد، امتیازی نخواهد داشت.
٦ . مقالههایی که خارج از موضوعات پیشنهادی مجله باشد، در مسابقه شرکت داده نمیشود.
٧ . مطالب اقتباس شده از دیگران را حتماً با مشخصات کامل بیاورید، در غیر این صورت از امتیاز مقاله کاسته خواهد شد.
مراحل و نحوۀ تدوین پژوهش:
١ . ابتدا منابع معرفی شده یا منابع دیگر را مطالعه کرده و مطالب مورد نیاز را در برگههای جداگانهای یادداشت کنید (فیشبرداری).
٢ . آنگاه یادداشتها را با توجه به اصول نگارش مقاله، ردهبندی و تنظیم نمایید.
٣ . سپس مطالب آماده شده را تکمیل کنید. تجزیه و تحلیل، استدلال، نقد و پرورش مطالب در این قسمت انجام میشود.
٤ . پس از تکمیل مطالب، آنها را به صورت یک نوشته منسجم درآورید. دقت کنید هر بحثی باید در جایگاه مخصوص خود قرار گیرد.
٥ . نوشتۀ تنظیم شده را چندین بار مطالعه کرده و خطاهای نگارشی احتمالی را برطرف و سپس آن را پاکنویس کنید.
| معیارهای ارزیابی پژوهش | امتیاز معیار | |
| محتوایی | عنوانبندی دقیق مقاله و رعایت ترتیب منطقی آنها (تقدّم و تأخّر) | ٥/١ |
| حُسن مطلع (شروع خوب و بهجا در بحث) | ٥/٠ | |
| تمرکز در موضوع بحث و منحرف نشدن از آن | ١ | |
| مطابق با واقع بودن مطالب و دقت در ارائۀ صحیح آنها | ١ | |
| تجزیه و تحلیل مطالب و پرورش آنها | ١ | |
| بیان مطالب به صورت علمی و مستدل | ١ | |
| رعایت امانت در نقل قولها و مطالب دیگران | ١ | |
| حُسن ختام (نتیجهگیری کلی از مطالب ارائه شده) | ١ | |
| نگارشی | انتخاب شیوۀ نگارش متناسب با موضوع مقاله و یکدستی آن | ١ |
| ساده و رواننویسی و پرهیز از عبارتهای زاید و سنگین | ٥/٠ | |
| رعایت عفت قلم و ادب اسلامی | ١ | |
| رعایت توازن و تعادل مطالب در محورهای مختلف مقاله | ٥/٠ | |
| بهرهگیری از داستان، شعر و مثال برای تفهیم بهتر مطالب | ٥/٠ | |
| استفادۀ بهجا از آیات و روایات و صحیح نوشتن آنها | ٥/٠ | |
| استفاده از تراوشات قلمی و معلومات شخصی در تدوین مقاله | ٢ | |
| استفاده از منابع معتبر و محکم برای غنای مقاله | ١ | |
| فنی و صوری | رعایت اصول نگارش در مقاله (املای کلمات، جدا و پیوستهنویسی، علائم سجاوندی و...) | ١ |
| زیبایی و خوانایی قلم | ١ | |
| نوشتن در یک طرف کاغذ و رعایت حاشیهها و فاصلهها | ١ | |
| آوردن آدرس دقیق منابع استفاده شده در پاورقی | ١ | |
| در حد یک مقاله بودن (حداقل پنج صفحۀ ٤A) | ١ | |
| جمع کل امتیازات | ٢٠ | |