پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٠

سينماى متحول
حمد امیر

چهره اقوام

در سينماى پيش از انقلاب، چهره اقوام غالبا آميخته به استهزا و هزل بود. از لهجه تركى و گيلك و... براى پولسازى استفاده مى‌شد و سينما هرگز به نحو جدى چهره مردم مختلف و زندگى‌شان را بازتاب نمى‌داد. در آثار روستايى مجيد محسنى، هر چند فضاى عاطفى فيلم عامه‌پسند بود، ولى جز لهجه ويژه عموقلى صمد و پوشاك قومى، هويت‌بومى نداشت. اما در سينماى پس از انقلاب، تحولى جدى در اين زمينه پديدار شد. غلامرضايى با فيلم‌هايى چون «نامزدى‌» ، قبادى با فيلم‌هايى چون «زمانى براى مستى اسب‌ها» ، سينايى با «عروس آتش‌» مهرانفر با فيلم‌هايى مثل «درخت جان‌» و آثار پيشين خود و ديگر فيلمسازان امكان نزديكى مردم ايران را با فضاهاى بومى ديگر نقاط و آيين‌ها و سنت‌ها، مسايل عمده و زبان و لهجه كردى و تركى و لرى و گيلك و... فراهم آوردند و تصاوير زنده‌اى از زندگى، باورها و احيانا وجوه سنتى يا خرافى عادات قومى را كه نياز به اصلاح دارد، ارائه دادند. به خصوص قواعد مربوط به زنان و دختران و اجبارهاى كهنه در خصوص ازدواج فاميلى در آثار بعد از انقلاب، نقد شد.
از اين گونه آثار مى‌توان «عروس آتش‌» به كارگردانى خسرو سينايى را مثال زد. اين فيلم از روابط كهنه در جنوب ايران ميان اقوام عرب ايرانى سخن به ميان مى‌آورد. دخترى بومى از زادوبوم خود جدا مى‌شود. تحصيل مى‌كند، دكتر مى‌شود و حال مى‌خواهد با پزشكى كه دوست مى‌دارد، ازدواج كند. اما طبق سنت قبيله‌اى از كودكى او را به اسم پسرعمويش نامزد كرده‌اند. اين بحران به ازدواج اجبارى دختر و خودسوزى او در شب ازدواج ختم مى‌شود. سينماى قومى در گسترش آگاهى ايرانيان از هم، نقش مثبت داشته است.

بيش از اندكى خنده براى دو دهه

اساسا سينماى ايران سينماى عبوسى است; اما با اين همه بعد از انقلاب آثار كميك جذابى ساخته شده است كه تفاوتش با كمدى‌هاى قبل از انقلاب، در مبتذل نبودن اين آثار است.
پيش از انقلاب ما آثار كميك ارزشمندى چون «آقاى هالو» بسيار كم داريم. سينماى ما در اشغال كمدى‌هاى مبتذل لاندابوزانكايى است. نجيبانه‌ترين اين كمدى‌ها آثار سطحى دهه سى و چهل مجيد محسنى و ارحام صدر و وحدت است كه اندك اندك آنها هم به ابتذال آلوده شدند. در فيلم‌فارسى، مسخره كردن لهجه‌هاى محلى رواج داشت. ظهورى و ميرى جفت قهرمانان و سكس نقش دوم شمرده مى‌شدند. گرشا و سپهرنيا و متوسلانى تنها در «سه ديوانه‌» كار با ارزشى ارائه دادند كه جلال مقدم كارگردانش بود.
اما پس از انقلاب، كمدى اجاره‌نشين‌ها از مهرجويى يك نقطه عطف فراموش نشدنى را در سينماى كمدى آغاز كرد. «ناصرالدين‌شاه آكتور سينما» يكى از شاهكارهاى سينماى ايران، اثرى كميك محسوب مى‌شود. پيش از آن «خانه آقاى حقدوست‌» و «حاجى واشنگتن‌» را بايد نام برد كه اثر على حاتمى و از آثار به يادماندى و عميق سينماى ايران است. اما يك نقطه عطف ديگر در سينماى كميك، «ليلى با من است‌» اثر تبريزى است كه از زيباترين آثارى است كه در اين ژانر ساخته شده است و براى اولين بار در محيط جبهه و مسائل جنگ، اثرى كمدى پديد آورده است. متاسفانه «شيدا» اثر بعدى او هرگز موفقيت اثر پيشين را تكرار نكرد. «روز باشكوه‌» فرهنگ، «اى ايران‌» تقوايى «گرانه سينما» هدايت، «جعفر خان از فرنگ برگشته‌» و «كفش‌هاى ميرزانوروز» متوسلانى، «مدرسه موش‌ها» ى مرضيه برومند و على طالبى، «هنر پيشه‌» مخملباف، «خارج از محدوده‌» رخشان بنى اعتماد، «همسر» و «خواستگارى‌» و «مرد عوضى‌» و «موميايى ٣» از آثار كمدى قابل اعتناى سال‌هاى بعد از انقلاب هستند كه همراه فيلم‌هاى جذاب «صبح روز بعد» و «نان و شعر و شرم‌» و «خواهران غريب‌» كيومرث پوراحمد به سينماى كمدى بعد از انقلاب رونق داده‌اند. «معجزه خنده‌» اثر يدالله صمدى و «اتوبوس‌» اثر رفيع پيتز نيز مى‌تواند از آثار برجسته كميك شمرده شود.
برجستگى اين كمدى‌ها، وجه اجتماعى و نقادانه آنهاست. اين آثار هرگز با دلقك بازى‌هاى سينماى قبل از انقلاب تناسبى ندارند و عميقا آميخته با عنصر انديشه و سليقه هنرى هستند. روابط و شخصيت‌هاى نو و نامتعارف، ويژگى ديگر كمدى‌هاى پس از انقلاب است. پرداخت موفق اين آثار، پاره‌اى را جزء برجسته‌ترين آثار سينمايى پس از انقلاب درآورده است.

تجربه سيال ذهن

توجه به تصاوير نقش بسته بر لايه خودآگاه ذهن و جريان سيال آنها، سبكى ويژه را در هنر به وجود آورده كه به سيال ذهن مشهور است. فراسيال ذهن در سينما بر مى‌گردد به موج نوى فرانسه، و آثار آلن رنه و ديگر فيلمسازان آوانگارد، نظير برگمن، فيلمساز سوئدى و... اين سبك فيلمسازى مدرن از ادبيات وارد سينما شده است و پيرو تجربه ويرجينيا و ولف، ويليام فالكنر و ريچارد سون است كه در ادامه شيوه مارسل پروست متولد شد. ارزش نهادن به خيال و تصاوير ذهن و آميزش آن با واقعيت، ويژگى اصلى سيال ذهن است. در سينماى پس از انقلاب ايران تجربه چشمگيرى در اين سبك وجود ندارد. پاره‌اى از تجربه‌هاى رهنما، فرمان آرا، آوانسيان و بيضايى بهره‌هايى از اين سبك دارند.
يكى از دستاوردهاى سينماى بعد از انقلاب اسلامى، شكوفايى سبك سيال ذهن در سينماى ايران و پيدايش شاهكارهايى است كه زيبايى‌شناسى سينماى ايران را ارتقا داده است.
«هامون‌» مهرجويى، «دستفروش‌» مخملباف و «نون و گلدون‌» و «گبه‌» او و «نارونى‌» ابراهيمى‌فر، «بلندى‌هاى صفر» اثر ليالستانى و «ناصرالدين‌شاه آكتور سينما» ى مخملباف، با بهره بردارى از شيوه روايتى سيال ذهن، گستره تجربه فرمى را در سينماى بعد از انقلاب به پيش برده‌اند. روش سيال ذهن با شيوه شهودى و اشراقى روايت‌شرقى، نزديكى‌هايى دارد. براى همين براى تماشاگران ايرانى پذيرش اين سبك كه روايت‌خطى و منطق عينى را فرو مى‌ريزد، قابل هضم بوده است. آثار بعد از انقلاب اسلامى در حوزه تجربه سيال ذهن، شاهد موفقيت‌هايى بوده است.