پگاه حوزه
(١)
نسل سوم و تغيير نسلهاى پيشين -
١ ص
(٢)
بررسى نظريات فوكوياما در خصوص شبيهسازى -
٢ ص
(٣)
شورا از آرمان تا واقعيت -
٣ ص
(٤)
بر بام دنيا -
٤ ص
(٥)
مشورت و نظارت بر حكومت - سجادى سيد عبد القيوم
٥ ص
(٦)
قانونگذارى و راهكارهاى نظارت بر آن در تجربه ايران و فرانسه - پور هاشمی سید عباس
٦ ص
(٧)
نقدى بر نظريات فوكوياما و هانتينگتون -
٧ ص
(٨)
شناختشيعه خلاها و اولويتها -
٨ ص
(٩)
تفسير معناو زمينههاى معناخيز - قائمى نيا عليرضا
٩ ص
(١٠)
نقدى بر كتاى اسفار كاتبان
١٠ ص
پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١ - نسل سوم و تغيير نسلهاى پيشين
نسل سوم و تغيير نسلهاى پيشين
١. نسل سوم انقلاب تعبيرى است كه امروزه بر سر زبانهاست; اما نسل سوم انقلاب چيست و چرا مهم است؟ پاسخگويى به اين سؤال ابتدا مستلزم بررسى نسل سوم است تا به تبع آن بررسى نسل سوم انقلاب ميسر شود.
٢. نسل سوم نسلى دگرگون شده در مقابل نسل اول و دوم است. در واقع نسلى است كه مفاهيم نسل اول و دوم را دگرگون كرده است. به عبارت ديگر نسل اول و نسل دوم نسلى محافظه كار نسبتبه موضوعاند; ولى نسل سوم، در پى تغيير و يا اصلاح آن مفاهيم هستند. شناخت دقيق اين مفاهيم است كه هم نسل اول و هم نسل دوم و هم نسل سوم را به ما مىنماياند. بنابراين بايد به اين نكته پرداخت كه نسل اول و نسل دوم بر چه مفاهيمى اصرار مىورزند و نسل سوم چه نوع دگرگونى در اين مفاهيم را خواهان است.
٣. نسل اول پيش از اين، نسل سوم يعنى نسلى انقلاب گرا در مفاهيم نسلهاى اول و دوم قبل از خود بوده است كه امروزه محافظه كار ناميده مىشود. بنابراين نسل سوم امروز نيز در آينده نسل اول يك نسل سوم ديگر خواهد بود.
به همين دليل شناخت نسل سوم، مستلزم شناخت تاريخ و نيز شناخت آينده است.
٤. روشن است كه شناخت اين نسلها، پيچيدگى خاص خود را دارد و هرگونه تفسير غيردقيق درباره آن در واقع يك نوع فرصتطلبى است كه بحران نسلها را در پى داشته و آينده كشور را دچار ابهام و سردرگمى خواهد كرد. قدرى تامل كافى است كه از همين حالا آثار اينگونه تحليلها را در جامعه شاهد باشيم.
٥. نسل اول انقلاب ايران، نسل بازگشتبه خويشتن و مبارزه درونى و برونى با از خودبيگانگى در تمامى ابعاد آن بود. صحت اين ادعا را شخصيت و تفكر رهبران فكرى نسل اول انقلاب تاييد مىكنند.
٦. نسل اول انقلاب به طور مشخص، با تجدد و توسعهاى كه موجب بيگانگى با فرهنگ و حيثيت مذهبى و ملى ايران مىشد، مبارزه مىكردند. حال سؤال اين است كه آيا نسل سوم انقلاب به دنبال بيگانه شدن از فرهنگ خويش است؟ و آيا كسانى كه با سوار شدن بر روى امواج، اين مسير را براى نسل سوم ترسيم كرده و به اين روند دامن مىزنند، همان فرصتطلبان اين زمان هستند كه سعى در نابود كردن نسل اول انقلاب و به دنبال آن نسل سوم فعلى (و به اعتبارى نسل اول جريان جديد) دارند؟ اينها سؤالاتى است كه پيش روى بررسى كنندگان نسل سوم انقلاب بوده و خواهد بود.
٧. مىتوان گفت نسل سوم انقلاب به دنبال يك نوع سنتز و تركيب جديدى از سنت و تجدد يا به عبارتى تفسير جديدى از سنت در جهان امروز است كه ريشه در همان سنتزهاى قبلى دارد; ولى آنچه اين نسل را در رسيدن به اين مقصود و سنتز حيران ساخته، از سويى ريزش سيلوار اطلاعات دستكارى شده توسط رسانههايى مثل ماهوارهها و اينترنت در سطح جهانى و از سوى ديگر نبود افراد متفكر براى جامه عمل پوشاندن به اين سنتز است.
علاوه بر اين، سنتزها نيز سطحى، سفارشى و فرمايشى بوده و واقعى و عميق نمىباشند. همچنين بهرهبردارىهاى فرصتطلبانه برخى جهات سياسى و امثال آن، از مقوله نسل سوم، سختبىاعتمادى اين نسل را برانگيخته و بر اين حيرانى، افزوده است.
٨. سرانجام بايد دلايل رويكردهاى پرخاشگرانه نسل سوم انقلاب را نسبتبه نسل اول و دوم انقلاب بررسى كرد. از آنجايى كه برخى از افراد برآمده از نسل اول و دوم انقلاب [نه تمامى آنها] در بعد توسعه و بازسازى، يك نوع بازگشتبه قبل از انقلاب داشته و اين بازگشت، به بيگانگى از خود و فرهنگ ملى تعبير مىشود، نسل سوم انقلاب امروزه در پى آن است كه از سنتهاى خود تفسيرى دقيق و جهانى فهم ارائه دهد; به طورى كه در بستر رسانههاى جهانى نيز قابل درك باشد. ليكن يك تلقى وجود دارد كه تكنوكراتهاى امريكايىمسلك و روشنفكران اروپايىمذهب را مانعى بر سر راه اين نسل مىپندارند كه به شيوهاى متفاوت، آن را از رسيدن به اين تركيب و سنتز جديد باز مىدارد. بنابراين ناگزير از آن است كه دو راه را جايگزين اين سنتز كند و به همين دليل نسل سوم انقلاب يا بايد مهاجرت به خود غرب و كشورهاى غربى را براى خود برگزيند و به جاى غربزدگى سطحى در كشور كه مسائل بسيار حادى را به وجود مىآورد، به خود غرب مىرود و از پادزهر غربى در مقابل تجدد استفاده كند و به سالم سازى خود، خانواده و آيندهاش بپردازد (چون مقلد از مقلد تندتر خواهد رفت)، و يا در درون بماند و وضعيت موجود را تحمل نمايد. تحمل شرايط موجود البته با پرخاشگرى سخت همراه است و هماكنون به صورتهاى خاصى تجلى پيدا كرده است. بنابراين لازم است كه نوعشناسى اين پرخاشها به عنوان يك موضوع تحقيقاتى مورد توجه و تحقيق قرار گيرد.
در نهايتبا يك نگاه كلى مىتوان چنين نتيجه گرفت كه نسل اول انقلاب آفريننده ارزشهاى انقلاب، نسل دوم، تثبيت كننده ارزشهاى انقلاب و نسل سوم انقلاب، ارائه دهنده سنتزها و تركيب جديدى از مفاهيم انقلاب، متناسب با شرايط جديد زمانى و آرمانهاى نسل اول براى آينده خود هستند.ابراهيم فياض