پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - بررسى نظريات فوكوياما در خصوص شبيهسازى
بررسى نظريات فوكوياما در خصوص شبيهسازى
حامد عسگرزاده
شبيهسازى جانداران (كلونينگ) يكى از بحثانگيزترين مباحثى است كه نه تنها در دنياى علم، بلكه در بين تمام اقشار مردم مطرح است. اين دانش با تمام يافتههاى بشرى متفاوت است و اگر كوچكترين سهلانگارى در كاربرد آن صورت گيرد، عواقب بسيار خطرناكى براى بشريتخواهد داشت. در اين زمينه دانشمندان مختلف نظريات گوناگونى دادهاند.
* * *
فرانسيس فوكوياما از چهرههاى برجسته و مدافع ليبرالدموكراسى، اخيرا در كتابى با عنوان ourposthuman Future به اين مقوله پرداخته كه خلاصهاى از آن در پى مىآيد:
تدوين مقررات به اين منظور است كه خطوط قرمز، جهت تفكيك فعاليتهاى قانونى از فعاليتهاى ممنوع، مشخص شود. مقررات معمولا براساس ضوابطى تعريف مىشوند كه امكان قضاوت در آن حوزه را فراهم مىكنند.عموميت مخالفتبا جنبههاى غيراخلاقى بيوتكنولوژى
به استثناى چند آزارانديشى كه به سادگى از مواضع خود كوتاه نمىآيند، اكثر مردم با خواندن فهرست نوآورىهايى كه با زيستفناورى (بيوتكنولوژى) ممكن مىشود، خواستار ايجاد خطوط قرمز خواهند شد. مسائل مشخصى وجود دارد كه به نظر مىرسد بايد مطلقا و بهصراحت ممنوع شوند. يكى از اين مسائل، توليد مثل با روش شبيهسازى (كلونينگ) است. دلايل آن، هم جنبه اخلاقى و علمى دارد و هم بعد بسيار فراتر از دغدغههاى كميسيون مشاورهاى بيوتكنولوژى امريكاست. اين كميسيون معتقد است هنوز شرايط كلونينگ در انسان بىخطر است.
مشكلات اخلاقى شبيهسازى
از لحاظ اخلاقى، شبيهسازى فرم غيرطبيعى توليد مثل است كه به همان اندازه، ميان والدين و كودكان روابط غير طبيعى ايجاد مىكند. فرزند كلون شده، روابط غيرطبيعى با والدين خود برقرار خواهد كرد. چون از سويى فرزند است و از سويى از لحاظ ژن با يكى از والدين خود دوقلو محسوب مىشود. در عين حال هيچ تشابه ژنى با همديگر ندارند. بنابراين يكى از والدين كه هيچ تشابه ژنتيكى با فرزندش ندارد، بايد فرزندى را پرورش دهد كه از لحاظ خصوصيت ژنتيكى هيچ تفاوتى با همسرش ندارد. سؤال اينجاست كه زمانى كه اين فرزند به بلوغ رسيد، رفتار والدين با وى چگونه خواهد بود؟
ممكن استسناريوهايى براى همدردى و همفكرى براى توجيه كلونينگ نوشته شود. به عنوان مثال اينكه بازماندگان يهودىكشى به جز شبيهسازى و كلونينگ راهى براى ادامه درختخانوادگى و انتقال ژنها و ويژگىهاى خانوادگى خود به نسلهاى بعدى ندارند. اما اين توجيهات موجب حق اجتماعى قابل دفاعى نمىشود; چون در مجموع ضررهاى آن از منافعش بيشتر است. وراى اين ملاحظات اخلاقى كه به ذات خود كلونينگ باز مىگردد، دغدغههاى علمى و متعدد ديگرى نيز وجود دارند .
دغدغههاى علمى شبيهسازى انسان و امكان سوء استفاده سياسى از آن
آزاد شدن كلونينگ، موجب لجامگسيختگى بسيارى از فناورىهاى نو خواهد شد و در نهايت فناورى توليد نوزاد از مهندسى ژنتيك پيشى خواهد گرفت. اگر شبيهسازى در آينده نزديك رواج پيدا كند، مخالفتبا دستكارى ژنتيكى ميكروبها به مراتب سختتر خواهد شد. لذا از همين ابتدا بايد از لحاظ سياسى، نقطهاى مشخص شود كه تعيين كند گسترش اين گونه فناورىها اجتنابناپذير بوده و اين جوامع مىتوانند براى كنترل سرعت و دورنماى پيشرفتهاى فناورى، اقداماتى انجام دهند. در حال حاضر در هيچ كشورى قوانين اساسى به نفع شبيهسازى وضع نشده است. همچنين شبيهسازى حوزهاى از دانش است كه اجماع بينالمللى قابل توجهى در مخالفتبا آن وجود دارد. به علاوه، شبيهسازى فرصت راهبردى مهمى براى احتمال ايجاد كنترل سياسى بر بيوتكنولوژى فراهم آورده است. گرچه در حال حاضر، بهترين و مناسبترين روش در مورد شبيهسازى، ممنوعيت قطعى و همهجانبه است، اما الگوى خوبى براى كنترل ساير فناورىهايى كه در آينده ظهور خواهند كرد، نيست.
بايد تحقيقات بيوتكنولوژى را به سمت اهداف مفيد سوق داد
روشهاى تشخيصى پيش از لقاح و مراحل مراقبتهاى ويژه حين باردارى، امكان توليد كودكان عارى از بيمارىهاى ژنتيكى را فراهم كرده است. فناورىهاى مشابهى نيز براى انتخاب جنسيت فرزند ابداع شده است كه اگرچه به اندازه فناورىهاى جلوگيرى از تولد نوزادان ناقصالخلقه ستودنى نيست، اما در بهبود وضع زندگى بشر مؤثر هستند.
ما نياز به قدغن كردن روند آزمايشهاى كلونينگ نداريم، بلكه نياز امروز ما اتخاذ مقررات و ضوابطى خاص در اين زمينه است. به اين معنى كه تحقيقات بايد بيشتر به سمت اهداف درمانى هدايتشوند و بار اصلى توجه محققان فقط ارتقا يافتن از لحاظ توانايى علمى نباشد. به عنوان مثال، هدف اصلى از ساختن دارو، درمان بيمار است. ورزشكاران حرفهاى نياز به فناورىهايى دارند كه مانع از پارهشدن رباطهاى زانوهايشان شود. بنابراين هدف اين نيست كه رقابت ميان ورزشكاران بر ژنتيكى مثل بيمارىهاى هانتينگتون و فيبروزسيتيك استفاده كنيم، نه براى آن كه فرزندانمان را بلندقدتر و باهوشتر كنيم.* * *
به اين ترتيب فوكوياما كه در سال ١٩٨٩ اعلام كرده بود تاريخ به انتهاى خود رسيده است، امروز مىگويد: ما به پايان تاريخ نرسيده بوديم; زيرا ما هنوز به انتهاى پيشرفت علم نرسيدهايم. اكنون اين سؤال براى او جدى است كه دستيافتن به دانش اصلاح ژنتيكى بشر در آينده، چه تاثيرى روى ليبرال دموكراسى خواهد گذاشت.