پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - بر بام دنيا

بر بام دنيا


هفته جارى، هند ميزبان رييس جمهورى ايران خواهد بود تا حلقه كانونى رايزنى‌هاى منطقه به مركزيت ايران كامل شود و از سوى ديگر به خواسته پرويز مشرف، رييس جمهورى پاكستان مبنى بر ميانجى‌گرى ايران بين هند و پاكستان بر سر مسئله كشمير، پاسخ مثبت داده شود.
اهميت‌سفر خاتمى به هند، صرف نظر از ابعاد اقتصادى آن و مسائلى چون استفاده از گاز صادراتى ايران، از همين دو منظر نشات مى‌گيرد.
مسئولان ديپلماسى ايران، طى سومين هفته از ماه گذشته روزهاى بسيار متراكم و پركارى را پشت‌سر گذاشتند. افزايش احتمال حمله نظامى به عراق در پى بن‌بست در ماموريت‌بازرسان تسليحاتى و تنش‌هاى پيش آمده بين بازرسان و شخص صدام‌حسين كه آنان را به فعاليت‌هاى جاسوسى براى ايالات متحده متهم كرده بود، باعث‌شد كه بار ديگر تهران به عنوان مركز ثقل آمد و شدهاى ديپلماتيك پيرامون مهم‌ترين مسئله منطقه‌اى، يعنى بحران عراق مطرح شود.
ظرف مدت ياد شده، عبدالله گل نخست وزير تركيه، عبدالوهاب محمود، نايب رييس مجلس يمن، شيخ صباح الاحمد الصباح معاون نخست وزير و وزير امور خارجه كويت، اركى توامى وزير امور خارجه فنلاند، ميرچيا جئونا وزير امور خارجه رومانى، بلاس اف اوپله وزير امور خارجه فيليپين و دكتر عبدالله وزير امور خارجه افغانستان، از تهران ديدار كردند. همزمان با اين ديدارها، جلال طالبانى رهبر اتحاديه ميهنى كردستان عراق نيز براى تكميل سلسله ديدارهاى رهبران گروه‌هاى معارض عراقى، ميهمان تهران بود. قبل از وى مسعود بارزانى رهبر حزب دمكرات كردستان عراق و احمد چلبى رهبر كنگره ملى عراق به ايران آمده بودند.
سفر بشار اسد رييس جمهورى سوريه به ايران هم ظاهرا قرار بود آخرين آنها باشد كه بنا به دلائلى اين سفر صورت نگرفت و خاتمى نيز در حاشيه هيات دولت متذكر شد كه سفر بشار قطعى نبوده است.
به هر حال، به جز بشار تقريبا همه آمدند تا تهران نقش محورى خود را در تحولات منطقه لمس كرده باشد و اكنون خاتمى به هند مى‌رود تا به اين نقش، واقعيت ملموس‌ترى ببخشد. اگرچه آن آمدن‌ها و اين رفتن، دو موضوع متفاوتى داشته و ليكن در نقشى كه ايران عهده‌دار ايفاى آن شده، چندان تغيير و تفاوتى ايجاد نمى‌كند.
آن آمدن‌ها براى چاره‌جويى و رايزنى درباره بحران عراق همسايه غربى ايران بود و اين رفتن براى ميانجى‌گرى درباره حل بحرانى است كه بيش از ٥٠ سال، گريبانگير همسايه شرقى ايران بوده و بيم آن مى‌رود كه در صورت عدم حل منازعات و اختلافات، به چهارمين جنگ تاريخى و اولين جنگ هسته‌اى سنگين و پرتلفات بين هند و پاكستان منجر شود.
در واقع سفر رييس جمهورى ايران به هند در پاسخ به درخواست رسمى ژنرال مشرف براى ميانجى‌گرى ايران بين دو كشور درگير و در راستاى جلوگيرى از وقوع چهارمين جنگ بين آنها مى‌باشد.
مشرف در سفر ماه پيش خاتمى به پاكستان، هنگام صرف شامى كه به افتخار نخستين ديدار رسمى‌اش از اين كشور برگزار شده بود، گفت: ما تلاش‌هاى ايران در كاستن از تنش‌ها ميان هند و پاكستان را ارج مى‌نهيم و اميدواريم شما (خاتمى) از روابط خوب خود با نخست وزير هند، براى متقاعد كردن اين كشور در حل مسئله كشمير استفاده كنيد. اختلاف كشدار و مزمنى كه ميان آن دو كشور وجود دارد، از سال ١٩٤٧ (اولين جنگ بين دو كشور) آغاز شده و تاكنون ادامه يافته است. اما به نظر مى‌رسد مشرف درمقايسه با حاكمان قبلى پاكستان - كه برخى از آنها، چون خود وى نظامى بوده‌اند - ديدگاهى متفاوت نسبت‌به مسئله كشمير دارد.
او با دورى جستن از ورود به جنگ با هند از حاكمان پيش از خود - مثل يحيى‌خان - متمايز مى‌شود. اگر چه تحليلگران اين وجه تمايز را ناشى از شرايط پيش‌آمده پس از حوادث ١١ سپتامبر تلقى مى‌كنند، اما به هر حال او كوشيده است تا وقوع جنگ عليه هند را كه به گفته برخى تنها راه پاكستان براى پيشبرد ادعاى خود درباره كشمير است، مهار نمايد و با وجود آن كه بارها اعلام كرده است كه «كشمير در خون ما جريان دارد» اما ابتكاراتى را نيز براى كاهش تنش بين طرفين به انجام رسانده و آمادگى خود را براى مذاكره اعلام كرده است.
او بارها از قدرت‌هاى خارجى خواسته است تا هند را به قبول راه‌حلى براى مناقشه كشمير ترغيب نمايند; اما اين ميانجى‌گرى‌ها تا كنون راه به مقصود نبرده‌اند.
ميانجى‌گرى كلينتون در واپسين روزهاى قدرتش، به گونه‌اى بود كه بسيارى در داخل پاكستان او را به طرفدارى از هند متهم كردند و پاكستان نيز مايوس و نااميدانه از اين سفر و اقدامات ميانجى‌گرانه او گذر كرد. پس از آن نيز سفر كالين‌پاول و تلاش‌هاى ديگر مقامات آمريكايى و اروپايى نيز هيچ نتيجه‌اى در بر نداشت.
مشرف در ماه‌هاى پايانى سال ٢٠٠١ (مهرماه ٨٠) از نخست وزير هندوستان خواست تا زمانى را براى از سرگيرى مذاكرات تعيين كند و جالب‌تر اين كه وى مرگ تعداد ٣٠ نفر را در اثر حمله تروريستى اكتبر همان سال، تسليت گفت و براى بازماندگان آنها كمك‌هايى را به آن كشور ارسال كرد; ولى با پيامى تند باز پس فرستاده شد. هندى‌ها روى كمك‌هاى برگشت‌خورده نوشتند: «احتياج به سگ داريم!» مشرف خود مى‌گويد: ما فكر كرديم آنها به سگ پليس نياز دارند و برايشان فرستاديم و آنها باز نپذيرفتند.
مشرف پس از جلب نظر مساعد هند براى مذاكره و قبل از عزيمت‌به «اگرا» براى ملاقات با نخست وزير هند در مصاحبه‌اى مطبوعاتى با يكى از رسانه‌ها گفت: «ما به تمامى كسانى كه خواستار بررسى ساير مسائل و مشكلات غير از مساله كشمير هستند، اعلام مى‌كنيم كه مسئله اصلى همان كشمير است كه موجب در گرفتن دو جنگ در منطقه و به راه افتادن مسابقه تسليحاتى به زيان اقتصاد ساكنان منطقه شده است.»
«تمام مشكلات ما به منطقه مسلمان‌نشين كشمير باز مى‌گردد. از اين رو به رغم اعلام آتش بس بين ما و هند، درگيرى در مرز ادامه دارد. ما پيش از آنكه در صدد يافتن راه حل برآييم، بايد محورى بودن قضيه كشمير را به رسميت‌بشناسيم و با درك خطرات به بررسى آن بپردازيم. مردم اين منطقه كه يك ششم جمعيت جهان را تشكيل مى‌دهند، به اندازه كافى رنج كشيده‌اند. اكثر آنها زير خط فقر زندگى مى‌كنند و همه، از جمله سازمان ملل متحد كه توانسته است قطعنامه‌هاى خود را در ساير مناطق جهان به اجرا درآورد، بايد به كشميرى‌ها براى پايان دادن به اين كشمكش كمك كنند.»
اما سفر جولاى ٢٠٠١ مشرف به هندوستان نيز نتوانست‌به اين منازعات مزمن خاتمه دهد. رقابت هسته‌اى سال‌هاى اخير، مانع جدى بر سر راه دو كشور شده است. با اين حال مشرف راه حل اختلاف را مذاكرات سه جانبه ميان هند، پاكستان و كشمير مى‌داند و در عين اينكه در صداقت ديپلماسى هندوستان با ترديد مى‌نگرد، اما مى‌گويد كه باب گفت‌وگو با آنها را باز گذاشته است. دستور توقف عمليات خارجى سازمان جاسوسى و اطلاعاتى پاكستان (ISI) ، محدود كردن فعاليت افراطيون و نيز مهار جدايى‌طلبان كشمير و تعطيل اردوگاه‌هاى آموزشى آنها از جمله اقداماتى است كه تحليل‌گران از آن به عنوان گام‌هاى مثبت مشرف براى حل منازعه با هند بر سر مسئله كشمير ياد مى‌كنند.
اما به نظر مى‌رسد او منتظر پاسخ مناسب از سوى دولتمردان هند است تا تكليف خود را براى گام بعدى روشن كند. چيزى كه از مدت‌ها پيش در انتظار آن بوده و پاسخ روشنى براى آن دريافت نكرده است. او در گفت‌وگويى با مجله تايم از اين پاسخ مورد انتظار سخن به ميان آورده و گفت كه وقتى از پاسخ صحبت مى‌كند، منظورش آغاز گفت‌وگو بر سر كشمير است و اگر هندى‌ها نمى‌خواهند از دامنه تنش بكاهند، مى‌توانند در مرز مستقر بمانند و در اين صورت او و كشور متبوعش، هيچ گلايه‌اى نخواهندداشت.
انتظار اين پاسخ از آنجا بعيد مى‌نمايد كه به اعتقاد برخى از تحليلگران، هند مايل نيست كه مذاكرات سه گانه با پاكستان و كشمير را بپذيرد. زيرا معتقد است چنين حركتى به معناى آن خواهد بود كه حاكميت پاكستان بر كشمير، يا دست كم قسمتى از آن، قابل گفت‌وگو مى‌باشد.
برهمين اساس اكنون خاتمى به اين اميد پا بر خاك هند مى‌نهد كه با متقاعد ساختن طرفين به گفت‌وگو، به نزاعى قديمى بر سر منطقه‌اى تاريخى كه آن را بام دنيا مى‌خوانند، پايان بخشد. لذا موفقيت‌خاتمى در اين بعد از سفرش به هند كه مقامات جهان و شخص مشرف چشم انتظار و مترصد آن هستند، آزمونى ديگر در حيطه نقش‌آفرينى ايران نسبت‌به تحولات منطقه بوده و در همين حال به ارتقاى روابط آن با كشورهايى چون هند و پاكستان و تثبيت‌بيش از پيش جايگاه ايران، در اين كشورها كمك‌شايانى خواهد كرد.
همان‌گونه كه توجه الزام‌آورى را به نقش ايران در نظر امريكا ايجاد و تقويت كرده و در داخل ايران نيز از برخى فشارهاى موجود نسبت‌به دستگاه ديپلماسى خواهد كاست. البته شخص مشرف نيز از نتايج مثبت آن در تثبيت و مشروعيت‌بخشى بيشتر به قدرت داخلى خود، بهره‌هاى زيادى خواهد جست و همين موفقيت، الزام‌هاى بسيارى را در سياست‌هاى پاكستان نسبت‌به ايران ايجادكرده و چشم‌انداز مثبتى را از روابط انسان دوستانه و به دور از تنش سال‌هاى گذشته، پيش روى دو كشور خواهد گشود. ضمن آنكه تعميم اين باور و تحول مثبت نسبت‌به آينده روابط بينابين ايران و افغانستان، همسايه ديگر پاكستان، نيز دور از انتظار نخواهد بود.

سامى صبور