پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - رايزنىهاى فرهنگى و نقش آفرينىهاى ضعيف
رايزنىهاى فرهنگى و نقش آفرينىهاى ضعيف
حميده احمديانراد
به نظر نمىرسد افراد فراوانى پيدا شوند كه از عملكرد رايزنهاى فرهنگى باخبر باشند و يا حتى مطلبى بدانند. وقتى اواخر مرداد گذشته، رايزنىهاى فرهنگى جمهورى اسلامى ايران با هدف «ايجاد هماهنگى براى پيشبرد سياستخارجى و تامين منافع ملى ايران» گردهم آمدند، اين موضوع بيش از پيش به چشم آمد.
اگر مطرح شدن لزوم ايجاد هماهنگى را به منزله عدم توفيق در پيشبرد سياستخارجى تلقى كنيم، نشانههاى زيادى از اين عدم موفقيت وجود دارد. مثلا به رغم اينكه كشورهاى آسياى ميانه و قفقاز درحوزه تمدنى ايران قرار دارند، كشور ما پس از فروپاشى شوروى سابق نتوانست در آنها نفوذ فرهنگى مورد انتظار را پيدا كند و از اين نظر برد با تركيه و عربستان بوده است. رايزنىهاى فرهنگى ايران در اين كشورها، اگر چه بر خودروهاى مدل بالا سوار مىشوند، ولى تاكنون با روشهايى كهنه به كار تبليغى پرداختهاند كه به خاطر بافت غالب سنىمذهب اين مناطق، پس زده مىشوند; چنان كه براى تبليغ دينى در اين مناطق، وهابىها عملكردى قابل توجه داشتهاند. مبلغان دينى وهابى به شكل سازمانيافته با كوله بارى از اغذيه، وارد روستاهاى فقير اين كشورها مىشوند و بهتدريج روستاييان را زير نفوذ خود قرار مىدهند. تركها هم با استفاده از شيوههاى تبليغى مدرن و تاسيس مدارس مىكوشند، فرهنگ منطقه را تحت تسلط مؤلفههاى فرهنگ پان تركيسم بگيرند.
در كشور پاكستان جايى كه در طول تاريخ، فرهنگ ايرانى و زبان فارسى نفوذ زيادى در آن داشته، فعاليتهاى فرهنگى قرين موفقيت نبوده است. فعاليتهاى فرهنگى ايران در اين كشور كه دايما عرصه درگيرىهاى قومى و مذهبى است، به دور از تنش باقى نماند و با شهادت رايزن فرهنگى كشورمان در پاكستان به دست گروههاى افراطى مذهبى، فعاليتهاى فرهنگى در دفاتر ايران در ايالتهاى مختلف اين كشور دچار شوك شد.
كارشناسان مىگويند به طور كلى وارد كردن نظاميان در امر رايزنى فرهنگى، عملا نتيجه مطلوبى به بار نمىآورد و اين در حالىاست كه تاكنون نظاميان بسيارى در رايزنىهاى فرهنگى ايران در خارج از كشور به فعاليت پرداختهاند.
عمده وظايف رايزنان فرهنگى، ارتباط با مجامع فرهنگى و دانشگاههاست. بنابراين يك رايزن فرهنگى بايد زبان كشور محل ماموريتش را بداند و به آداب اجتماعى آنجا وارد باشد. در فهرست وظايف رايزنان فرهنگى، گسترش زبان فارسى، ارتباط با مراكز فرهنگى و دانشگاهى و ايجاد آشنايى با انقلاب ايران، ذكر شده است. منتها برخى عقيده دارند كه رايزنىها به خاطر فقدان ويژگىهاى لازم در انجام وظايف خود، چندان موفق نبودهاند.
دكتر ورجاوند، مىگويد: «وقتى رايزن فرهنگى نقش آفرين مىشود كه قدرت ايجاد رابطه سريع با مردم سرزمينى را كه در آن حضور مىيابد، داشته باشد و بتواند پيام فرهنگ سرزمين خود را به گوياترين شكل ممكن و با جاذبه لازم به مردم آن سرزمين منتقل كند. وى هنگامى موفق عمل مىكند كه رسانههاى همگانى و روزنامههاى كشور محل ماموريتش را به سوى خود جذب كند و با برپايى نشستهايى در معرفى هنرهاى كشورش به سرزمين محل ماموريت توفيق به دست آورد. لازم است وى با مراكز فرهنگى و دانشگاهى پيوند نزديكى برقرار كند و با دادن منابع مختلف، نظير عكس، اسلايد، فيلم و... به كسانى كه نسبتبه ايران و فرهنگ شرق ابراز علاقه مىكنند، به شكل غيرمستقيم فرهنگ ايران را معرفى كند. رايزن لازم است نشستهاى مختلفى راجع به فرهنگ سرزمينش برگزار كند تا جايى كه دانشجويان پايان نامههايشان را به ايران اختصاص دهند و به دنبال آن در جلسات شرقشناسى دانشگاهها، ايران موقعيت ويژهاى پيدا كند. خانههاى فرهنگ ايران در كشورهايى نظير پاكستان لازم است مركز مراوده فرهنگى نسل جوان باشد. طبيعتا رايزن فرهنگى براى انجام تمام اين كارها بايد با زبان و تاريخ و فرهنگ ايران آشنايى كامل داشته باشد و كسى كه به عنوان رايزن فرهنگى اعزام مىشود، لازم است در كشور خودش شناخته شده باشد و در كشور محل ماموريتش هم حداقل دو مقاله چاپ كرده باشد. منطقىترين اعزام رايزن اين است كه استادان دانشگاه در دورههاى حداقل يكساله در اين زمينه شركت كنند و سپس به شرط آشنايى كامل با زبان فارسى و آشنايى با زبان كشور مقصد، اعزام شوند. پس از اعزام هم آنها بايد تحت آموزشهاى مداوم قرار داشته باشند و دو بار در سال كنگرهاى تشكيل شود تا اطلاعاتشان تازه شود.»
به نظر فردرو دبير شوراى فرهنگ عمومى، انجام تمام اينها در صورتى امكانپذير است كه يك مشكل اساسى در رابطه با رايزنىهاى فرهنگى حل شود; اين مشكل عدم هماهنگى در امر فعاليتهاى فرهنگى است. مثلا اساسا هيچ كس نه در داخل و نه در خارج كشور از اصول سياستهاى فرهنگى اطلاع كافى ندارد و همين كمبود، بس است تا فعاليتهاى رايزنان فرهنگى با ابهام و سرگشتگى همراه باشد. همچنين در حال حاضر مراكزى كه در حوزههاى مختلف فرهنگى در زمينه ارتباطات خارجى فعاليت مىكنند، اطلاعى از فعاليتهاى يكديگر ندارند. دهها مركز فرهنگى دچار معضل ناهماهنگى هستند. از طرفى به نظر مىرسد كه سازمان ارتباطات اسلامى، هنوز نتوانسته نظم و نسق مشخصى براى ارتباط با ساير تشكيلات داخلى ايجاد كند. بنابراين وحدت رويهاى براى پيشبرد سياستهاى فرهنگى در خارج از كشور وجود ندارد.
به خاطر برخى شائبهها و ناهماهنگىها، مدتها وزارت امور خارجه اعتقاد داشت كه رايزنى فرهنگى بايد زير مجموعه اين وزارتخانه باشد; چون تاكنون اين طور به نظر مىرسيده كه رايزنان فرهنگى، سفرايى با ديدگاهها و رفتارها و تعلقات جناحى، جدا از خط ديپلماسى كشور و وزارت امور خارجه و سفارتخانههاى ايران هستند; در حالى كه به نظر كاظم جلالى، عضو كميسيون امنيت ملى و سياستخارجى مجلس كه سابقه كار در وزارت خارجه را هم دارد، بخش فرهنگى مؤثرترين عنصر در ديپلماسى يك كشور است كه مىتواند بستر ساز حضور موفق ديپلماتها در عرصه كار ديپلماسى باشد. «خود ما امروز به اين موضوع قايل هستيم كه دلايل موفقيت دنياى غرب در مقابل جهان سوم، استفاده مناسب از عنصر فرهنگ است و لازمه اينكه فرهنگ بتواند راه پيشبرد ديپلماسى را هموار كند، اين است كه يك كشور داراى فرهنگى قوى و باسابقه باشد و نيز نمايندگانى با كفايت و فرهنگ شناس و اهل فكر و ذوق و هنر، نمايندگى چنين فرهنگى را در خارج به عهده داشته باشند. كاظم جلالى نماينده مجلس معتقد است كه ما از فرهنگى قوى و پرسابقه برخورداريم، منتها در مورد اعزام نمايندگان فرهنگى ضعفهايى داريم. مثلا به نظر نمىرسد كه نمايندگان فرهنگى ما از شرايط لازم براى معرفى فرهنگ كهن ايران برخوردار باشند. در حد آشنايى اجمالى خودم مىگويم كه ما در زمينه اعزام نيروهايمان موفق عمل نكرديم و اصل شايستهسالارى را رعايت نكرديم و در اين كار روابط جاى ضوابط را گرفته. اغلب نمايندگان فرهنگى به سن پختگى نرسيدهاند; زبان كشور محل ماموريتشان را نمىدانند و نمىتوانند با صراحت فرهنگ كشورمان را مطرح و معرفى كنند. رايزن فرهنگى لازم است داراى جذابيتهاى شخصيتى باشد و هر جذابيتى در فرهنگ ايرانى، بايد در شخصيت او نمود پيدا كرده باشد. ظاهر مناسب، علم، وقار، متانت، توانايى بحث و جدال از جمله شرايط لازم براى نماينده فرهنگى است. از طرفى هم گويا نمايندگىهاى مختلف اعم از سياسى، اقتصادى و فرهنگى، جزايرى جداگانه هستند; در حالى كه همه آنها بايد ابزارهايى در دست ديپلماسى كشور باشند وگرنه ديپلماسى عملا آشفته و ناكارآمد خواهد بود.
در حال حاضر تصويرى كه دنيا از ايران ساخته با تصويرى كه افراد خارجى پس از ديدار از ايران به دست مىآورند، متفاوت است و علت تفاوت هم اين است كه رايزنان فرهنگى نتوانستهاند تصوير كاذبى را كه از ايران ترسيم شده، تصحيح كنند. با اين همه ماموريتهاى فرهنگى جذاب است. چون اساسا دريافتهاى خارج از كشور، نسبتبه دريافتهاى داخل كشور بسيار بيشتر است و بسيار پيش مىآيد كه رايزنى كه به خارج مىرود، به جاى انگيزههاى كارى، رقم دريافتى را ملاك قرار مىدهد.»
به عبارتى رايزنىهاى فرهنگى ايران نتوانستهاند نقش مورد انتظار را در ديپلماسى كشور ايفا كنند. دكتر ورجاوند مىگويد: «غالب رايزنها حتى به زبان فارسى و فرهنگ ايرانى تسلط كافى ندارند و به زبان محل ماموريت هم وارد نيستند. كار ساماندهى رايزنىهاى فرهنگى هم به نحو قابل قبولى صورت نمىگيرد. غير قابل تصور است كه رايزنها با ميراث فرهنگى و حوزههاى هنرى ارتباط نداشته باشند. مجالس داستانسرايى برپا نكنند و كنفرانسهايى در رابطه با معمارى و هنر قبل و بعد از اسلام تشكيل ندهند. حتى اگر سينماى ايران در اين زمينه تاثيراتى به جا گذاشته، دلايل خاصى داشته و ربطى به فعاليت رايزنىهاى فرهنگى ندارد. بنابراين در حالى كه انتظار مىرفتبه خاطر وقوع انقلاب از نظر فرهنگى، تاثير معقول و گستردهترى در جهان بر جا بگذاريم، شاهد آنيم كه شخصيت فرهنگى و تاريخى ما به نحو مطلوبى معرفى نشده. در شرايطى كه تركيه ٢٠٠ مدرسه در تاجيكستان بنا كرده، ما براى مردمى كه با وجود داشتن زبان فارسى نمىتوانند خط ساده فارسى را بخوانند، كار زيادى نكرديم و به جاى آن كتابهايى را معرفى كرديم كه كشش ندارند و فقط واكنش منفى ايجاد مىكردند.»
از سال ١٩٤٥ بخش فرهنگى به عنوان يكى از ستونهاى ديپلماسى وارد عرصه روابط بين الملل شد و حالا پس از قريب به شش دهه از تولد رايزنىهاى فرهنگى در جهان، لازم است از خود بپرسيم كه چه اندازه توانستهايم از اين مؤلفه مهم سياستخارجى براى پيشبرد منافع ملىمان بهره ببريم؟