پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - تأسيس وزارت دانش انساني - فیاض ابراهیم

تأسيس وزارت دانش انساني
فیاض ابراهیم

. يكي از شاخصه‌هاي تمدن، تمايزيابي رشته‌هاي تخصصي در سطح آموزش، آموزشكده‌ها، دانشگاه‌ها مي‌باشد؛ بنابراين براي رسيدن به رشد دانش و فنون، اين تمايزيابي بايد انجام گيرد.
٢. يكي از اساسي‌ترين دانش‌هاي بشري، دانش انساني است؛ دانشي كه به بحث‌هاي بنيادي درباره‌ي وجود انساني در سطح جامعه و فرد مي‌پردازد و عام‌ترين نظريه‌ها درباره‌ي انسان و جهان را ارايه مي‌دهد؛ به‌طوري كه اگر در جامعه‌اي اين علوم ضعيف باشد، دچار بدبختي و عدم تحرك عميق خواهد شد. تاريخ تمدن‌ها و علوم انساني گواه صادقي بر آن است.
٣. يكي از وجهه‌هاي قوت‌يابي دانش انساني، عدم تسلط علوم ديگر، يعني پزشكي و فني بر آن است. اگر علوم مذكور بر علوم انساني تسلط پيدا كنند، سبب ركود علوم انساني خواهند شد، چرا كه علوم مذكور علوم تجربي و دقيق به معناي رياضي آن مي‌باشد. اين مسأله سبب تحقير دانش انساني توسط متخصصين علوم فني و پزشكي خواهد شد و در نتيجه عدم توجه به علوم انساني را در سطح جامعه در پي خواهد داشت، چنان كه در اكثر كشورهاي غير غربي و غير صنعتي شده و بالأخص ايران رخ داده است.
٤. از سه مقدمه‌ي بالا روشن مي‌شود كه امور اداري علوم انساني، بايد در دست متخصصين دانش انساني قرار گيرد نه متخصصين علوم فني و پزشكي. به همين دليل، بايد وزارتخانه‌ي علوم انساني تأسيس شود.
٥. اين ضرورت زماني روشن‌تر مي‌شود كه در سال‌هاي اخير نام «وزارت فرهنگ و آموزش عالي» به صورت يك نام فنّي درآمده است؛ «وزارت علوم، فناوري و تحقيقات».
كلمه‌ي علوم، مشعر و مشير به علوم تجربي است، نه دانش انساني و اين به معني فني‌زدگي وزارتخانه‌ي مذكور است. اين مطلب از اسم بعدي آن به خوبي روشن مي‌شود؛ «فناوري» و «تحقيقات» كه به علوم تجربي مربوط مي‌باشد نه دانش انساني.
تقسيم بودجه در وزارت علوم و فناوري نيز شاهد ديگري بر اين مطلب است؛ زيرا مي‌توان گفت كه ته‌مانده‌ي بودجه‌ي اين وزارتخانه به دانش انساني تعلق مي‌گيرد. اين مسأله موجب معكوس شدن هرم دانش در دنياي امروز، مخصوصا ايران شده و خواهد شد.
٦. وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشكي نيز اخيراً از وزارت فرهنگ و آموزش عالي (علوم تحقيقات و فناوري) جدا شد كه اين مسأله سبب رشد علوم پزشكي و تمركز تصميم‌گيري‌هاي مربوط به اين علم در دست متخصصين آن گرديد. بنابراين، اين تصميم در باب دانش انساني نيز قابل تكرار مي‌باشد.
٧. اين جداسازي موجب به وجود آمدن هزينه‌اي اضافه بر بودجه‌ي دولت نخواهد شد؛ چرا كه امكانات فعلي وزارتخانه مي‌تواند با انصاف و عدالت بين اين دو رشته‌ي كلي، يعني فني و انساني تقسيم شود.
٨. اين وزارتخانه مي‌تواند به دانش انساني در همه‌ي سطوح جامعه شكل و نظم ببخشد.
در كنار دانشگاه و رشته‌هاي مربوط به دانش انساني، حوزه‌هاي علميه‌اي وجود دارند كه سهم بسيار مهمي در دانش انساني ايران داشته‌اند. چون فنّي‌زدگي در سطح وزارتخانه وجود داشته است، متأسفانه رابطه‌ي معقول و اداري بين حوزه‌هاي علميه و دانشگاه‌ها به‌طور دقيق برقرار نشده و حتي موجب دوري اين دو مركز مهم از يك‌ديگر شده است. اگر وزارتخانه‌ي دانش انساني تشكيل شود، اين ارتباط دقيق و سازمان يافته‌تر خواهد شد كه توسعه‌ي دانش انساني و مراكز آن را به دنبال دارد و هم موجب رشد و توسعه‌ي حوزه‌هاي علميه هم از نظر كيفي و هم از نظر كمّي خواهد گرديد.
٩. تأسيس وزارتخانه‌ي دانش انساني موجب مي‌شود كه سطوح تخصصي علوم انساني درايران ارتقا يابد. امروزه كشور ما در بسياري از رشته‌هاي دانش انساني دچار كمبود متخصص و رشته‌هاي تخصصي مي‌باشد. اين مسأله موجب مهاجرت نيروي انساني موجود در دانش انساني به خارج از كشور شده است؛ چرا كه نه امكان تقسيم وجود ندارد، نه تعلّم.
١٠. اگر اين وزارتخانه تأسيس شود. موجب ارتقاي سطح دانش انساني در مقابل دانش فني خواهد شد و آن را از اين حالت نجات خواهد داد و اين ارتقاي درجه سبب ايجاد رقابت سازنده‌اي با علوم فني خواهد گرديد و رشته‌هاي ميان رشته‌اي بين علوم فني و دانش انساني را در پي‌خواهد داشت كه در نتيجه‌ي آن هم دانش انساني و هم علوم فني رشد خواهند كرد و اين جدايي از بين خواهد رفت.
١١. تأسيس «وزارتخانه‌ي دانش انساني» موجب مي‌شود كه دانش انساني در ايران از حالت غربي خود بيرون بيايد و دانش انساني ايراني پديد آيد. چرا كه اين وزارتخانه مي‌تواند با برنامه‌اي خاص و متمركز، براي محلي كردند دانش انساني در ايران اقدامات لازم را به عمل آورد.
١٢. تأسيس «وزارتخانه دانش انساني» سبب كاربردي شدن علوم انساني نيز خواهد شد؛ چرا كه اين وزارتخانه بايد ضرورت وجود خود در جامعه و دانشگاه را به اثبات برساند و اين اثبات جز از راه كاربردي كردن دانش انساني و پاسخ‌گويي به نيازهاي جامعه عملي نخواهد شد.
١٣. متاسفانه رشته‌هاي دانش انساني در ايران به علت غيرمتمركز بودن اداري، بسيار دچار پراكندگي كمّي و كيفي است. اين پراكندگي كمّي و كيفي، سبب سقوط اين رشته‌ها و عدم اطلاع از وضعيت يك ديگر و سوء تفاهم‌ها و عدم ياري يكديگر و... شده است. اگر اين وزارتخانه تشكيل شود، همه‌ي اين مشكلات حل خواهد شد و ارتباط ميان رشته‌اي دانش انساني اوج خواهد گرفت كه نتيجه‌ي آن رشد و توسعه‌ي دانش انساني در كشور مي‌باشد.
١٤. ايران كشوري است كه داراي آثار فرهنگي ـ تمدني بسياري است و امروزه نيز به عنوان يك كشور فرهنگ‌ساز در سطح منطقه و جهان مطرح است، چرا كه ايران اسلامي آخرين انقلاب قرن بيستم و يكي از چند انقلاب مهم جهان را رقم زد.
ما براي بررسي فرهنگ ما قبل تاريخ و سپس ما بعد تاريخ خود و در نهايت وضعيت حال، احتياج به تمركز داريم. اين تمركز اداري موجب مي‌شود كه گذشته به حال آيد و آينده را رقم بزند و اين تضاد گذشته و حال و آينده در ايران از بين برود. اين اولين قدم در رشد، توسعه، تعالي و سعادت ايرانيان است.
به همين دليل، تمامي نهادهاي مربوط به دانش انساني، چه دانشگاهي، چه حوزوي، چه دولتي (مثل مركز گفت‌وگوي تمدن‌ها يا مركز ايران‌شناسي) و چه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و... همه و همه بايد به ميدان آمده، تحقق اين امر را بر عهده گيرند.