پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - گفتمان ضد بشري رژيم صهيونيستي - رهدار احمد

گفتمان ضد بشري رژيم صهيونيستي
رهدار احمد

دولت‌ها همواره در اطلاعات و دانش، دست‌كاري كرده و براي وادار كردن مردم به هم‌رأيي، تاكتيك‌هاي گوناگوني به كار مي‌برند.(١) امروزه تأثير و نقش زور و قدرت در روابط بين‌الملل(٢) سيطره‌ي حاكميت، تثبيت مواضع و... بر هيچ كس پوشيده نيست. بنيان‌گذاران صهيونيست نيز از روز نخست به اين مساله واقف بوده‌اند كه براي حاكميت دنيا و تسخير آن داشتن سلاح زور ضروري است. آن‌ها مي‌دانستندكه زور لازمه‌ي قدرت است و «قدرت از لوله‌ي‌تفنگ برمي‌خيزد.»(٣) از اين رو از روز نخستي كه نطفه‌ي اسراييل را در «كنفرانس بال» منعقد كردند، در پروتكل‌هاي(٤) خود براي كسب قدرت و اعمال زور جايگاه ويژه‌اي بازكرده‌اند؛ به عنوان مثال:(٥)
١. به اعتقاد ما حق، يعني اعمال زور. در نظام سياسي ما حق اين چنين تعبير مي‌شود؛ هر آن چه را كه مي‌خواهم به من بده؛ زيرا من از تو قوي‌ترم و نيازي نيست كه ثابت كنم حق از آن كيست، يا اين كه «سرچشمه‌ي حق ما زور و قدرت است. «كلمه‌ي حق امري وجداني، معنوي و مجرد است و دليلي بر درستي آن وجود ندارد؛ زيرا مفهومي بيش از اين كه آن چه مي‌خواهم به من بده تا ثابت كنم ازتو قوي‌ترم ندارد.»
٢. قدرت ما در گرو فقر ديگران است. خواست ما اين است كه فقر حاكم شود. سرمايه‌ي ما اين حق را به ما مي‌دهد كه به ديگران زور بگوييم. ملت‌ها را بايد در مقابل زور و قدرت ذليل كرد.
٣. تنها به ياري يك فرماندار مستبد و سخت‌گير مي‌توانيم طرح‌هاي خود را به اجرا در آوريم. تمدن بدون وجود يك حكومت زورگو و مستبد نمي‌تواند به حيات خود ادامه دهد.
با توجه به اين امر است كه صهيونيست‌ها، حيات اسراييل را در نسبت آن با زور و قدرت تفسير كرده‌اند، چرا كه اسراييل هم اصل وجود خود و هم بقاي خود را دراعمال‌زور مي‌بيند. اندك تامل در مطالب زير به راحتي اين ادعا را اثبات مي‌كند كه كشورهاي قوي و زورگو همواره از اسراييل دفاع مي‌كرده‌اند و اين امر موجب شده است تا سران اسراييل نيز به پشتوانه‌ي همان ابرقدرت‌ها از مواضع خود، زورمدارانه دفاع كنند. برخي از مؤيدات اين ديدگاه عبارتند از:
لرد باسفيلد(وزير مستعمرات انگليس): هيچ قانوني كه جلوي پيشرفت يهود را در راه رسيدن به هدف سياسي خود در فلسطين بگيرد و از ادامه‌ي وضع موجود در مورد اراضي و اعمال ديگر آن‌هاممانعت به عمل آورد، وضع نخواهد شد. (٦)
دولت شاهنشاهي انگلستان نظر لطف مخصوصي به تشكيل وطن ملي يهود در فلسطين دارد و در آينده‌ي نزديكي نهايت سعي و كوشش خود را در راه رسيدن به اين هدف و تسهيل وسايل آنان مبذول خواهدداشت. (٧) (قسمتي از وعده‌ي بالفور به لرد روچيلد يهودي).
وزير دفاع انگليس: انگلستان از هر نوع تدابيري كه براي ادامه‌ي حيات اسراييل لازم تشخيص داده شود، قاطعانه حمايت مي‌كند.(٨)
تريگوه‌لي اولين دبير كل سازمان ملل، از دولت نروژ خواست اسراييل را به رسميت بشناسد و از وزير خارجه‌ي نروژ نيز خواست تا همتاي شوروي خود را به اين كار ترغيب كند.(٩)
يهوديان، كميته‌ي خاصي را براي استمرار فشار بر كنگره‌ي امريكا تشكيل داده‌اند كه نام آن كميته‌ي امريكايي ـ اسراييلي براي امور مردم بود. رييس اين كميته در سال ١٩٧٥ اعلام كرد: كميته‌ي من در هيچ يك از بحث و جدال‌هايي كه در خصوص مصالح اسراييل در كنگره به پا شده، شكست نخورده است.(١٠)
شوروي هشت دقيقه و امريكا يازده دقيقه پس از آن كه كشوري به نام اسراييل اعلام موجوديت كرد، آن را به رسميت شناختند.(١١)
اسراييل با تباني و هم‌فكري دولت‌هاي استعماري غرب و شرق زاييده شد و امروز از طرف همه‌ي استعمارگران حمايت مي‌شود.(١٢)
امريكا امروز به گروگان سياسي اسراييل تبديل شده و مجبور است كه از اسراييل دفاع كند.(١٣)
اسراييل، بدون اجازه‌ي امريكاو بدون تفاهم با او اين اعمال را انجام نمي‌دهد. (١٤)
ارتباط امريكا و اسراييل براي هر دو كشور امري حياتي است.(١٥)
بقاي اسراييل تابعي از سياست نيست، بلكه يك تكليف اخلاقي است.(١٦) (جيمي كارتر)
هزاران مؤيد ديگر نيز وجود دارد كه ثابت مي‌كند پشتوانه‌ي اصلي حضور اسراييل، قدرتي است كه از طريق حمايت ابرقدرت‌ها كسب كرده است. اگرچه امروزه قدرت اسراييل ديگر به جايي رسيده است كه نياز به حمايت ديگران ندارد، بلكه اين ديگران هستندكه به او نياز دارند و مجبور هستند كه از اسراييل حمايت كنند. تكيه زدن اسراييل بر ستون زور و قدرت موجب شده است تا منطق و استدلال در روابط خارجي، ديپلماسي و سياست خارجي اسراييل تا مرز صفر تقليل يابد، به طوري كه سران اسراييل و صهيونيسم جهاني، امروز فارغ از قوانين بين‌المللي، اخلاقيات انساني و اصول سياست جهاني، خود تصميم مي‌گيرند و به راحتي بدان عمل مي‌كنند، هر چند كه با مخالفت تمامي كشورهاي دنيا، سازمان ملل و امريكا هم مواجه شوند. شايد ذكر پاره‌اي از ادعاها، عمل‌كردها و سياست‌هاي اين گونه‌ي اسراييل در اين‌جا خالي از لطف نباشد:
١. رژيم صهيونيستي: هيچ‌گاه اجازه‌ي تقسيم دوباره‌ي بيت‌المقدس را نمي‌دهيم. بيت‌المقدس تا ابد پايتخت رژيم صهيونيستي باقي مي‌ماند.(١٧)
٢. شيمون پرز (درباره‌ي استمرار شهرك‌سازي‌هاي غير قانوني اسراييل): ما مي‌سازيم، بي‌آن كه اعلام كنيم. (١٨)
٣. شيمون پرز: هرگز در انديشه‌ي تجزيه و مصالحه‌ي بيت‌المقدس نبوديم و بيت‌المقدس هرگز به پايتخت دو دولت تقسيم نخواهد شد.(١٩)
٤. اسحاق شاميرِ لهستاني(٢٠) مؤسس سازمان تروريستي «له هي اشترن»: اقدام صهيونيست‌ها درتوسل به تروريسم، براي برداشتن كشورهاي مستقل، موجه است. (٢١)
٥. بنيامين نتانياهو: من مخالف تشكيل فلسطين هستم؛ زيرا اين مساله براي اسراييل يك خطر و تهديد به شمار مي‌آيد، ما از خودمختاري سخن مي‌گوييم.(٢٢)
٦. نتانياهو: باز پس دادن جولان هرگز! عقب‌نشيني از قدس هرگز! دولت مستقل فلسطيني هرگز! (٢٣)
٧. نتانياهو: بحران، زماني حل مي‌شود كه دول عربي و ايران قانع شوند كه اسراييل موجودي غير قابل نابود است.(٢٤)
٨. تنها راه حل مشكل فلسطين اين است كه اين سرزمين به يك منطقه‌ي كاملاً يهودي نشين تبديل شود؛ مثل انگليس، كانادا و... .(٢٥)
٩. خانم گلداماير نخست وزير اسبق اسراييل: خلق فلسطين وجود ندارد؛ اين طور نيست كه ما آمده باشيم كه آن‌ها را پشت در بگذاريم و زمين‌هاي‌شان را بگيريم، بلكه ايشان اصلاً وجود ندارند.(٢٦)
١٠. ژاك برك: فلسطين ديگر نيست يا هنوز نيست.(٢٧)
١١. ايكال آلون در كتاب كار ارتش اسراييل: ملّت فلسطين اگر وجود داشته باشد، مي‌تواند در اردن، خواه به شكل پادشاهي يا جمهوري، صرف نظر از ادعاهاي خود نسبت به اسراييل، تأسيس شود.(٢٨)
١٢. اسحاق رابين اولين نخستين وزير اسراييل كه در فلسطين متولد شده است(٢٩): استفاده از زور، قدرت و كتك‌زدن در اولويت قرار دارد.(٣٠)
١٣. جان‌گوئيگلي در كتاب فلسطين و اسراييل در رويارويي با عدالت: تقسيم فلسطين هم‌سو با منافع ما است.(٣١)
١٤. «يهوشوا كوهن» محافظ بن‌گورين اولين رييس جمهور اسراييل «فولكه كنت برنادوت» سوئدي را به علت ارائه‌ي طرحي مبني بر تعيين خطوط مرزي اسراييل و فلسطين كشت.(٣٢) چرا كه معتقد بود اسراييل مرز ندارد، بلكه آنها به نهادِ از «نيل تا فرات» مي‌انديشند كه خيال تسخير كل عالم است، نه بخشي از خاك فلسطين!
١٥. اسراييل خود را قوم برتر مي‌داند.(٣٣) در طول تاريخ هر گاه قومي چنين ايده‌اي را برگزيده، براي رسيدن به آن خون‌هاي زيادي ريخته است. در قرون اخير خون‌ريزي‌هاي هيتلر كه تا حدودي دامن‌گير خون يهودي‌ها هم بوده است و تبعيض نژادي‌هاي سفيد پوستان امريكا عليه سرخ‌پوستان و سياه‌پوستان امريكا (٣٤) بهترين شاهد بر اين ادعا مي‌باشد.
بنيان‌گذاران اسراييل از روز نخست ايجاد نطفه‌ي اسراييل در كنفرانس «بال سوييس»، به نقش مهم و كاربردي اهرم اقتصاد و پول پي‌برده‌اند و شايد بهتر اين است كه بگوييم حتي خود كنفرانس بال نيز با دعوت و حضور بانك‌داران يهودي تشكيل شد. تئودور هرتزل فقط از كساني براي شركت در اين كنفرانس دعوت به عمل آورده بود كه جهت تحكيم و توسعه‌ي روند صهيونيسم سياسي گامي برداشته بودند. در اين ميان «بارون ادواردرو تشيلد» رييس بانك روتچيلد پاريس و عضو هيئت مديره‌ي بانك ملي فرانسه هم حضور داشت.(٣٥) بي جهت نيست كه در همان كنفرانس بال، در چندين پروتكل، درباره‌ي نقش و ضرورت طلا و اقتصاد در پيش برد اهداف ياد شود:
١. جاي بسي خوشحالي است كه ما علاوه بر مطبوعات، طلا را هم در اختيار داريم.
٢. ما مي‌خواهيم ثروت‌هاي عظيم، منابع و كالاهايي كه جوامع غيريهودي در آينده به مقياس وسيعي به آن‌ها متكي خواهند شد را به انحصار خود درآوريم.
٣. ما با رايج كردن وام‌هاي خارجي، ثروت ملل را به سوي صندوق‌هاي پول خود سرازير كرديم.
٤. ما بزرگ‌ترين قدرت عصر، يعني طلا را در اختيار داريم. (٣٦)
بي جهت نيست كه «پروفسور شاپريا» در همان كنفرانس پيشنهاد تأسيس «صندوق بين المللي يهوديان» را مطرح مي‌كند(٣٧) و يا اين كه «ميشل روچيلد» مي‌گويد: اقتصاد يك ملت را به ما بدهيد و اجازه دهيد كه هر كس مي‌خواهد در اين مملكت حكومت كند، زيرا در نهايت، حكومت با ثروت است.(٣٨) سال‌ها قبل خاخام يهودي «راشورن» نيز در كنفرانس شهر پراگ (١٨٩٦) گفته بود: «تسلط بر طلا قدرت اول ما براي سلطه بر جهان مي‌باشد».(٣٩) از اين رو، سران صهيونيسم با پيوند زدن و ارتباط خود با موسسات مالي بزرگ مثل موسسات روتچيلدها در لندن، پاريس، امريكا و آلمان، پايه‌هاي سلطه‌ي مالي صهيونيسم را گسترش و اتقان مي‌بخشيدند، به طوري كه «هرتزل» هزينه‌ي تمامي مسافرت‌ها و خدمات خود، اعم از برپايي كنفرانس‌ها و همايش‌ها، راه‌اندازي آژانس‌هاي يهود، چاپ كتاب‌ها و... را از آن‌ها مي‌گرفت، و با پيوند زدن خود به دولت‌هاي استكباري بزرگ مثل امريكا و انگليس بهره‌هاي مالي فراوان برد. اطلاعات ذيل مي‌توانند مؤيد مطلب فوق باشند:
١. ٩٦درصد از كالاهاي صادر شده از اسراييل به امريكا كه به يك ميليارد دلار مي‌رسد، از انواع ماليات‌ها معاف است.(٤٠)
٢. بنعاس سابير وزير اقتصاد اسراييل، در سال ١٩٦٧ در سمينار ميلياردرهاي يهودي: اسراييل از سال ١٩٤٩ تا ١٩٦٦ مبلغ هفت ميليارد دلار كمك مالي داشته است.(٤١)
٣. حجم خالص كمك مالي امريكا به اسراييل بالغ بر ٧٢/٧٧ ميليارد دلار تا سال ١٩٩٦ مي‌باشد.(٤٢)
٤. امريكا هر سال بيش از شش ميليارد دلار به اسراييل كمك مي‌كند.(٤٣)
٥. كمك‌هاي نقدي «بوينس آيرس» به اسراييل، بعد از نيويورك در رتبه‌ي دوم قرار دارد و اين به معناي سرازير شدن سرمايه‌هاي مردم فقير آرژانتين به سوي اسراييل است.(٤٤)
نكته‌ي حايز اهميت اين است كه اين اطلاعات، آمار و ارقام، مربوط به سال‌هاي گذشته است و گاه رشد ساليانه‌ي آن‌ها به صورت تصاعدي مي‌باشد. از سوي ديگر، اگر روزگاري صهيونيست‌ها به حمايت كشورهاي بزرگي؛ چون امريكا نياز داشتند، امروز اين قضيه كاملاً برعكس است واين امريكا و ساير كشورها هستند كه به صهيونيست‌ها محتاج هستند. هرچند اسراييل هم چنان از كمك‌هاي امريكا بهره‌مند است، اما نه به عنوان يك محتاج، بلكه از روي باج و قلدرمآبي.
سران صهيونيست موفق شدند طي يك برنامه‌ريزي طولاني، بر تمامي مؤسسات و شركت‌هاي چند مليّتي، كنترل تمام عيار داشته باشند. تسلط بر بانك بين‌المللي ترميم و توسعه (بانك جهاني: I.B.R.D)، صندوق بين‌المللي پول (I.M.F)، سازمان جهاني خواربار و كشاورزي (فائو)، كارگزاري بين‌الدولي تجارت (گات)، سازمان بين‌المللي كار (آيلو)، سازمان مشورتي دريايي بين‌المللي(ايمكو)، اتحاديه‌ي جهاني پست (U.P.U)، اتحاديه‌ي بين المللي مخابرات (I.T.U)، سازمان جهاني هواشناسي (W.M.O) و... كه هر كدام به سرعت دنيا را به دنياي ماشينيزم مصرفي در خدمت صهيونيست‌ها كه در رأس قرار دارند، نزديك مي‌كند.(٤٥)
صهيونيست‌ها با در اختيار داشتن اين منابع ثروت‌آور، به راحتي مي‌توانند حكومت خود را در تمامي مسايل سياسي و اجتماعي تثبيت كنند. حتي به راحتي مي‌توانند در تعيين رييس جمهوري كشوري چون امريكا نيز موثر باشند.(٤٦) به عنوان نمونه‌اي از دخالت‌ها و تأثيرهاي اين مؤسسات در امور فرهنگي تنها به نقل يك گزارش اكتفا مي‌كنيم:
بنا به نوشته‌ي «شارل لوونس» در كتاب «ودكاكولا» در سال ١٩٥٧ از ميان ١٩١ مركز فرهنگي و پژوهشي عمده‌ي امريكا ١٠٧ مركز آن اساسا با اعانه‌ي «بنياد فورد» - يك بنياد صهيونيستي ـ اداره مي‌شد و ١٨ مركز از نظر مالي زير نظر «بنياد راكفلر» قرار داشت. ١١ دانشگاه از ميان ١٢ دانشگاه بلند آوازه‌ي امريكا كه هر يك داراي مؤسسه‌ي مطالعات بين‌المللي هستند، با اعانه‌ي مالي بنياد فورد به حيات خود ادامه مي‌دهند؛ براي مثال مي‌توان از دانشگاه‌هاي كلمبيا (دانشگاه معروف و قديمي نيويورك كه قسمت ايران‌شناسي آن شهرت دارد)، هاروارد، استانفرد، بركلي، كاليفرنيا (يو.سي.ال.اي) و انستيتوي تكنولوژي ماسوچوست (ام.آي.تي) نام برد.
اين مؤسسات فرهنگي و آموزش عالي، داراي ٩٥ مركز تحقيقاتي هستند كه ٨٣ مركز از اين تعداد از كمك‌هاي مالي بنياد فورد و ٥ مركز ديگر از اعانات «بنياد كارنگي» بهره‌مند مي‌شوند.(٤٧) در هر حال، در اين دنياي صنعتي كه «تراكم، تمركز و بيشينه‌سازي»ها، به تعبير «آلوين تافلر» از خصوصيات ذاتي آن است، صهيونيسم جهاني با در دست گرفتن كنترل اين پارامترها، علي الخصوص در حالي كه رعايت اصول انساني ـ اخلاقي را برخود لازم نمي‌داند و حتي طرد آنها را الزامي مي‌كند،(٤٨) هر روز بر گستره‌ي حاكميت خود مي‌افزايد و به سيطره‌ي خود تعميق مي‌بخشد. اگر دنياي غير يهود به اين امر توجه نكند در آينده‌اي نه چندان دور به برده‌اي ناتوان در خدمت تعداد كمي شايد قريب به ٤٠ خانواده‌ي يهودي، تبديل خواهد شد.

پي نوشت‌ها:
١.آلوين تافلر، چاپ هفتم، جابجايي در قدرت، ترجمه‌ي شهيندخت خوارزمي، (تهران: نشر سيمرغ، ١٣٧٧)، ص ٣٧١.
٢. براي آشنايي بيشتر ر.ك: آنتونيو كاسه‌سه، چاپ اول، نقش زور در روابط بين‌الملل، ترجمه‌ي مرتضي كلانتريان، (تهران: نشر آگه، ١٣٧٥).
٣. جمله‌ي معروف مائوتسه تونگ، به نقل از: تافلر، ص ٩.
٤. برخي از محققين صحت پروتكل‌ها را مورد شك و ترديد قرارداده‌اند و با قاطعيت، حكم به جعلي بودن آن داده‌اند. ر.ك: روزنامه‌ي كيهان، ٨/٨/١٣٧٩، ص ٦، (متن سخنراني عبدالله شهبازي).
٥. ر.ك: نويهض، ص ٦٠ ـ ٥٤.
٦. اكرم زعيتر، ص ١٨١.
٧. زعيتر، ص ١١٣.
٨. سياست دفاعي، شماره‌ي ٢، به نقل از: دعوتي، ص ١٦٩.
٩. اودكارشتن توويت نروژي، همه چيز براي اسراييل، به نقل از: روزنامه‌ي كيهان، ٢٨/٧/٧٦، ص ٨.
١٠. فؤاد بن سعيد عبدالرحمن الرفاعي، چاپ اول، نفوذ صهيونيسم بر رسانه‌هاي خبري و سازمان‌هاي بين‌المللي، ترجمه حسين سروقامت (تهران: انتشارات كيهان، ١٣٧٧) ص ٨٦.
١١. دعوتي، ص ٢٢ ـ ٢١.
١٢. صحيفه‌ي نور، جلد ١، ص ١٨٦.
١٣. رونالدف، گروگان‌گيري سياست خارجي امريكا توسط اسراييل، سياست دفاعي، شماره‌ي ١٨، ص١٤١.
١٤. امام خميني، ص ١٩.
١٥. اسراييل خنجر امريكا، به نقل از: ثاني، ص ١٧١.
١٦. ثاني، ص ٧١.
١٧. ثاني، ص ٧٤.
١٨. ثاني، ص ١٠٨.
١٩. فصلنامه‌ي مطالعات خاورميانه، سال ٤، شماره‌ي ٤.
٢٠. براي آشنايي بيشتر با زندگي ايشان، ر.ك: شريده، ص ١٣٨ ـ ١٣٦.
٢١. روزنامه‌ي كيهان، ص ١٢، ٨/٨/٧٦.
٢٢. ثاني، ص ١٢٢.
٢٣. نتانياهو، جايي زير آفتاب، به نقل از: ثاني، ص ١٢٥.
٢٤. ثاني، ص ١٢٥.
٢٥. زعيتر، ص ١٤٧.
٢٦. روژه‌گارودي، ص ١٨٧.
٢٧. عبدالوهاب هشيش، چاپ اول، تعيين سرنوشت فلسطين ميان حق و زور، ترجمه‌ي عباس آگاهي (تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامي، ١٣٧٤)، ص ٣٤٧.
٢٨. ثاني، ص ٦٦.
٢٩. براي آشنايي بيشتر با ايشان: ر.ك: شريده، ص ١١٢ ـ ١٠٩.
٣٠ ثاني، ص ٨٨.
٣١. ثاني، ص ٢٢.
٣٢. توويت، به نقل از روزنامه‌ي كيهان ٢٨/٧/٧٦، ص ٨ و اكرم زعيتر، ص ٣٦٦.
٣٣. ر.ك: تورات، سفر تثنيه، ١٨/٢٦، ١٩/٢٦، ٦/٧ و فرهنگ سراي انديشه، چاپ اول، پروتكل‌هاي رهبران يهود براي تسخير جهان (تهران، انتشارت فرهنگ سراي انديشه، ١٣٧٨)، پروتكل شماره ١١، ص ٨٢ و پروتكل شماره ١٥، ص ١٠٧.
٣٤. سيد هاشم ميرلوحي، امريكا بدون نقاب، به نقل از روزنامه‌ي كيهان، ١٨/٨/٧٩، ص ٨.
٣٥. شريده، ص ٢١٤.
٣٦. نويهض.
٣٧.ناهوم سوكولوف، چاپ اول، تاريخ صهيونيسم، ج ١، ترجمه‌ي داوود حيدري، (تهران، مؤسسه‌ي مطالعات تاريخ معاصر ايران، ١٣٧٧) ص ٣٨٨.
٣٨. دعوتي، ص ٦٨.
٣٩. دعوتي، ص ٢٨.
٤٠. روژه گارودي، به نقل از: ماهنامه‌ي صبح، شماره‌ي ٦٧، ص ٧٨.
٤١. استفن زيونز، كاركردهاي استراتژيك كمك امريكا به اسراييل، سياست دفاعي، شماره‌ي ١٨، ص١٢١.
٤٢. سيد هاشم ميرلوحي، امريكا بدون نقاب، به نقل از: روزنامه‌ي كيهان، ٢٢/٨/٧٩، ص ٨.
٤٣. دعوتي، ص ١٣٠.
٤٤. دفتر مجامع فرهنگستان علوم اسلامي، چاپ اول، حكومت جهاني؛ محور گسترش يا محو انقلاب اسلامي، (قم، دفتر مجامع فرهنگستان علوم اسلامي، ١٣٦٧) ص ٦٩ ـ ٨٥.
٤٥. به عنوان مثال؛ فقط درباره‌ي نقش اين مؤسسات و شركت‌ها در مورد مبارزات انتخاباتي نيكسون ـ رييس جمهور اسبق امريكا ـ در سال ١٩٧٢، ر.ك: دفتر مجامع فرهنگستان علوم اسلامي، ص ٩٢ ـ ٩١.
٤٦. دفتر مجامع فرهنگستان علوم اسلامي، ص ٩٩.
٤٧. فرهنگ‌سراي انديشه، پروتكل شماره ١، ص ١٦.