پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٠ - سيري در هنر اسلامي ايران و ضرورت تقويت مباحث نظري و علمي
سيري در هنر اسلامي ايران و ضرورت تقويت مباحث نظري و علمي
اولين همايش هنر اسلامي در ايران با حضور كارشناسان و متخصصان هنر اسلامي در اسفندماه سال ٨٠ در دانشگاه تربيت مدرس برگزار شد.
«دكتر محمد خزايي» عضو هيأت علمي دانشگاه تربيتمدرس و دبير همايش، در گفتوگو با هفتهنامهي پگاه در خصوص برگزاري اين همايش گفت: هنر ايران در دوران ظهور اسلام، سردمدار هنر اسلامي بوده است؛ اما در اين زمينه هيچگونه تلاشي براي معرفي اين هنر نشده است. بنابراين مهمترين هدف برگزاري همايش، شناساندن هنر اسلامي ايران است.
وي افزود: اگر تلاشهايي براي معرفي هنر اسلامي ايران در گذشته از سوي مستشرقين انجام شده، از زاويهي ديد آنها بوده، نه بر اساس نظرياتي كه هنر اسلامي در جامعهي ايراني شكل گرفته است.
ايشان افزودند: از آن جايي كه مبدأ و منشأ هنر اسلامي، همچون فلسفهي اسلامي و غيراسلامي بوده است، اسلامي جلوه دادن هنر و يا فلسفه به اين معناست كه همهي افرادي كه در اين زمينه تلاش، ممارست و يا فعاليت كردهاند، در دامان فرهنگ اسلامي پرورش يافتهاند؛ و همچنين اگر اثر هنري خلق كردهاند، از نظر عملكرد و مفهوم، منطبق با جهانبيني اسلامي بوده است.
دكتر خزايي ادامه داد: هنرمند مسلمان در ايجاد اثر هنري، مهارت فني را با معرفت كه از شهود معنوي سرچشمه ميگيرد، درميآميزد و درواقع هنرمند مسلمان هم بر جنبهي دنيايي و رفع نياز، و هم بر وجههي باطني اثر اشراف دارد.
دبير همايش هنر اسلامي ايران گفت: هر زمان كه جامعه از نظر مذهب و هنر در سطح بالايي بوده است، شاهد شكوفايي هنر اسلامي بودهايم، و اگر بين دين و هنر فاصله افتاده باشد، شاهد ظهور آثار هنري هستيم كه از اصالت و فرهنگ اسلامي بهدور است. ايشان عنصر اصلي شكلدهندهي هنر ايراني را اصالت مذهبي آن و حتي قبل از ظهور دين اسلام دانست.
وي يادآور شد: نميتوانيم بگوييم در جامعه خودمان هنر غيرديني داريم؛ چون در جامعهي اسلامي، هر محصول توليدي هنرمند كه حاكم بر فضاي جامعه ميباشد، بهنوعي متأثر از جهانبيني اسلامي است.
دكتر خزايي گفت: برخلاف اين كه در غرب هنر مقدس و غيرمقدس وجود دارد، و هنر مقدس نيز به كليسا محدود ميشود، امّا در ايران هنر اسلامي در منازل، بازارها و حتي كاخها نيز متجلّي شده است.
وي در خصوص وضعيت فعلي هنر اسلامي در كشور گفت: متأسفانه به دليل عدم آگاهي هنرمندان از ارزشهاي اسلامي، هنرهاي اسلامي در شرايط مطلوبي قرار ندارد و به همين علت بايد مباحث نظري و تحقيقات عملي در زمينههاي مختلف هنر اسلامي تقويت شده و مورد توجه قرار گيرد.
دبير اولين همايش، علت آگاهي نداشتن هنرمندان كشور نسبت به هنر اسلامي را، بياطلاعي آنها از ارزشهاي خاص هنري ايران و آموزشهاي غلط كه در ٥٠ سال اخير در دانشگاهها حاكم شده است دانست و افزود: آموزشهاي ارايهشده در دانشگاهها مبتني بر هنرهاي غربي و اروپايي بوده است؛ چراكه خود آنها بنيانگذار دانشكدههاي هنر در ايران بودهاند
وي با اشاره به اينكه يكي از عوامل ظهور هنر اسلامي در تاريخ ايران، ارتباط نزديك هنرمندان با عرفا و اهل سلوك بوده است، تأكيد كرد: در حال حاضر نيز هنرمندان ايراني بايد با جلوههاي مختلف مذهب آشنا شوند.
دكتر خزايي در خصوص نگرشها و نظرات متفاوت دربارهي هنر اسلامي در ايران گفت: در چند دههي اخير، دو ديدگاه متفاوت دربارهي هنر اسلامي در ايران وجود داشته است: ديدگاه اوّل، هنر اسلامي را هنري درباري، و آثار هنري هنرمندان را آثاري كه در خدمت سلاطين جور بوده است برميشمارد و ديدگاه دوم، هنر اسلامي را هنري كاملاً مقدس و عاري از هر گونه كاربرد دنيوي ميداند.
«دكتر محمد رضا بمانيان» عضو هيأت علمي دانشكدهي هنر در سخناني در خصوص «دين باوري و معماري مسلمين» گفت: دين مبين اسلام ديني فراگير و ناظر بر همهي ابعاد و جوانب زندگي وجودي انسان است. دين همهي فعاليتها و خواستهاي بشري را در قالب تقرّب به خدا شكل داده و نيازهاي دنيايي او را نيز بصورت هدايت شده، اصالت بخشيده و غير از آن را گمراهي ميداند كه معماري نيز از اين امر مستثني نيست.
وي خاطر نشان كرد: معماران پس از قبول دين اسلام و با ذكر شهادتين، مراتب دين باوري خود را آغاز كردند تا اين كه در نهايت حالت دين باوري در تمام احوال و افعال آنها نفوذ كرده و در جميع كارهايشان نمود يافت.
عضو هيأت علمي دانشگاه تربيت مدرس يادآور شد: دين باوري، دل معمار هنرمند را جهت و بينش داده و بدينسان هنرش را اعتبار بخشيد؛ و معمار مسلمان نيز از اثر معماري خود به عنوان وسيلهاي براي تقرّب به خدا بهره جست و بدينوسيله عبادت و انجام وظيفه كرد.
وي تاكيد كرد: عوامل گوناگوني از جمله دينداري در پديد آوردن آثار معماري اسلامي موثر بوده كه در اين ميان، دين باوري طراح و سازندهي اثر، از عوامل مؤثر در هويت معماري مسلمين است و موفقيت آثار معماري مسلمانان نيز نشأت گرفته از ايمان و التزام معماران است.
دكتر بمانيان با اشاره به اين كه معماران مسلمان ايراني در تلاش بودهاند تا با بهرهگيري از احكام نوراني اسلام و دينباوريشان، آثار هنري خود را به نيكوترين وجه بيارايند، افزود: در طول چهارده قرن گذشته به دليل گنجينههاي گرانبهايي كه از آثار معماري در سرزمين ايران بر جاي مانده، اين گنجينهها مالامال از عشق الهي بوده است.
«ويدا تقوايي» عضو هيأت علمي دانشكدهي فني شريعتي طي سخناني دربارهي «از جمالشناسي تا زيباييشناسي» گفت: در روزگاري كه انسانها غرق در معنويات بودند، به جاي كلمهي زيبايي از حُسن و جمال بهره ميبردند. عناصر اين جمال، اعم از سمعي يا بصري، ايستا يا پويا، تنها برانگيزندهي حس نبود، بلكه بيش از هر چيز حقيقتي بود كه انبساط روحي از آن حقيقت نشأت ميگرفت.
وي خاطرنشان كرد: در گذشته، دين، حقيقت و زيبايي در آغوش هم بودند و هنر از امر هنري سرچشمه نميگرفت، هنرمند فرد خاصي نبود و لذت بردن از آثار هنري، بر اصول زيباشناسي استوار نبود.
تقوايي تاكيد كرد: پيش از اين، هنر اكتشاف و بيرون آوردن «وجود» از پردهي حجاب يكي از طرق تجلّي ساحت الهي بود، آنچه كه هنرمند و فنورز انجام ميداد و باعث ظهور بطون ميشد، نيز زيبا بود.
وي يادآور شد: با ورود واژهي زيباييشناسي (Aesthics) در فرهنگ هنر جهاني از سوي بومگارتن آلماني و كشاندن آن به ورطهي حسيات ـ و هدف قرار گرفتن تحقيق در حالت احساسي انسان نسبت به موجود زيبا، از آن جهت كه متعلق به احساس انسان ميشود ـ انقطاع زيبايي و هنر با حقيقت و معرفت به منصهي ظهور رسيد.
«سيد جواد حسن پور نامي» عضو هيأت علمي دانشگاه هنر اسلامي تبريز طي سخناني در زمينهي «هنر و زيبايي» گفت: هنرمند در ابداع اثر هنري خود، وجود مطلق و متعالي حضرت حق را به ظهور ميرساند و از اين جهت صورتهاي خيالي وي، بيانگر نور جمال خداوندي است.
وي افزود: هنرمند با جلوهي حق در مظاهر اعيان ثابته كه صور علميهي حق هستند و انعكاس تابش نور حق به شمار ميروند، با ديدار وجه اللهي سروكار پيدا ميكند.
عضو هيأت علمي دانشگاه هنر اسلامي تبريز تأكيد كرد: هنرمند با سير و سلوك معنوي خويش از جهان ظاهري كه در حكم «سايه» است، گذشته و به سوي صاحب سايه رفته و قرب بيواسطه را با خداوند سبحان پيدا ميكند.
وي خاطرنشان كرد: هنرمند در آفرينش اثر هنري خود، قيد به طبيعت را كه در مرتبهي سايه است ناديده گرفته و از نماد كه مبتني بر حقايق وجود و عوالم عاليه است، بهره ميگيرد و نماد به عنوان اين كه نمودار يك حقيقت متعالي است، هرگز زشت نيست و بدين سان هنرهاي ديني همواره زيبا هستند و زيبايي در هنرهاي ديني امري ذاتي است.
«سيد بهشيد حسيني» دانشجوي دكتراي معماري دانشكدهي هنرهاي زيبا در سخناني درخصوص اين كه «مسجد ايراني، بارزترين نمونهي هنر اسلامي» است گفت: بهترين نمونهي هنر نمادين در طول تاريخ، يعني برتري معنا بر شكل در معماري را ميتوان در فضاهاي معابد و پرستشگاهها جستوجو كرد. افزود: اين برتري به آن جهت است كه معابد و پرستشگاهها از جمله مسجد، تجلّيگاه هنر قدسي هستند؛ و به عبارتي واجد حقايق امور ابدي و ازلي و حقايقي هستند كه در نظام، شكل آنها مستتر و مستقراست.
وي درك اين فضاها را در منظر نظام شكلي و معنايي قابل بررسي دانست و خاطرنشان كرد: آنچه معمار را الزاماً در ايجاد فضاهاي عبادتي براي بروز و ظهور نظام شكل و معنا، به خلاقيت واميداشته گزينش و تركيب است.
وي اضافه كرد: هر معمار بر حسب اين كه فضاي عبادتي را تكوين ميكرده، بايد گزينش معناهاي متناسب با موضوع، گزينش شكلهاي متناسب با معنا، تركيب معناها با يكديگر به منظور دستيابي به معناي مسلط و تركيب عناصر تفريد شده (نظام اشكال) با يكديگر را به دقت لحاظ كند.
حسيني گفت: براي كشف معناي مسجد، بازگشت به زمان و مكان، و ساخت اولين مساجد پيرو فرامين پيامبر اسلام(ص)، زمينهي كافي را در درك معنا از شكل، به دست ميدهد.
وي افزود: گاه معرفت بر مبناي شناخت معنا از طريق متون تاريخي، يا نظام شكل بدست آمده، و گاه بر اساس آفريدن معنا حاصل شده است.
«پرويز حاصلي» عضو هيأت علمي دانشگاه الزهرا نيز دربارهي «نمودهاي معماري در آثار نگارگري» گفت: چگونگي تجلّي هندسه و ابنيهي معماري در آثار نگارگري، از يك سو يادآور چشمهي واحد و ملكوتي اين دو جلوهي هنري بوده و از سوي ديگر، قابليت بيان نگارگري و سنتهاي آن، سبب ميشود كه اين هنر با هنرهاي ديگر بخصوص معماري مرتبط شود.
وي با اشاره به اين كه نقاشي اسلامي ايران كه يكي از جلوههاي زيباي هنر اسلامي است، سير تحول معنوي خود را از طريق ادبيات اسلامي به دست آورد و در جلوهي ظاهر نيز با اتكا به هندسهي معماري اسلامي كه داراي مقدار و اندازههاي قدسي است، فضاهايي را مناسب آن معاني ايجاد كرد.
عضو هيأت علمي دانشگاه الزهرا خاطر نشان كرد: نگارگري از معماري اسلامي، به دو صورت عمده بهره ميبرد و آشكار و نهان خود را با اين هنر قدسي آرايش معنوي ميدهد؛ نخست هندسهي پنهان هر نگاره، و دوم استفاده از ظواهر بناي معماري اسلامي؛ يعني وجود قوسها، كاشيكاريها، تذهيب و خط.
وي تصريح كرد: نگارگران مسلمان جلوههايي از معماري اسلامي را ترسيم كردهاند كه صفت متانت و قداست مسجد را به صفحهي نگاره منتقل مينمايد. وي ادامه داد: آنچه از معماري در نگارگري ظهور يافته، وجه جديدي از فضاي قدسي معماري اسلامي است كه صرفا در اين نگارهها مشاهده ميشود؛ قواعد برش، تقطيع و برهم خوردن نسبتهاي معماري در نگارگري، بخصوص نسبت فضا در ارتباط با انسان و ساير عناصر و هم چنين نسبت فضاها و تزئينات كه جلوهاي متفاوت با واقعيت معماري دارد، سبب شده است تا شاكلهي جديدي از معماري عالم قدس ظاهر گردد كه بيانگر جلوهي ديگري از حقيقت معماري و نگارگري است.
«فاطمه اكبري» عضو هيأت علمي دانشگاه هنر اسلامي تبريز با اشاره به «هنر سفالگري و بررسي نقوش آن در ادوار اسلامي»گفت: سفالگري به عنوان يكي از برجستهترين مظاهر هنر اسلامي، داراي نقوش متنوعي است كه همواره با معتقدات ديني معماران و تصورات هنرمند از هستي عجين بوده است. ايشان افزودند: هنرمند مسلمان براي بيان حقايق متعالي دين در هنر معنوي خويش از نمادها ياري ميگيرد؛ زيرا نمادها به معناي اصيل ديني، و در هنر معنوي واسطهي سير از ظاهر به باطن هستند و جلوههايي از جلوت حق تعالي را روشن ميسازند.
وي خاطر نشان كرد: تجلّي بينش توحيدي در نقوش سفالهاي ادوار اسلامي با گزينش نقش دايره صورت ميگيرد. دايره اساسيترين و كليترين نماد و انگاره براي نمايش اين مكاشفه است.
عضو هيأت علمي دانشگاه هنر اسلامي تبريز، يادآور شد: نگارگر سفالينهها در داخل كاسههاي مدور، هماهنگ با حركت چرخ سفالگري، قلم رنگ خود را در يك دايرهي كامل در اطراف بدنه چرخانده و سپس تمامي نقوش را در درون اين دايره محاط ميكند، اين نقوش در ضمن جذّابيت و تحرك، بسيار ساده و بصورتي نمادين و رمزگونه نشان داده ميشود.
وي با اشاره به اين كه نقوش انساني در سفالين، تصويري نمادين از حقيقت انسان را به نمايش ميگذارد، افزود: وجود جان و تن انسان و ظهور آتش عشق در تصوير نمادين «مردي» كه در مقام انسان لاهوتي و «زني» كه در مقام انسان ناسوتي، و درختي كه ميان اين دو قرار دارد و شكوفايي خود را از حاصل جمع آن دو ميگيرد، در تصاوير متعددي از سفالها مشاهده ميشود.
وي تأكيد كرد: بررسي نقوش انساني مرتبط با مراسم ماه محرم و سوگواري فاجعهي كربلا در سفالهاي ادوار گوناگون اسلامي چهرهي روشني از قدمت عزاداري ايرانيان در غم شهادت امام حسين(ع) ارايه كرده است.
«هلناشين دشت گل» دانشجوي كارشناسي ارشد دانشگاه الزهرا دربارهي «فرشتگان در نگارگري اسلامي» گفت: فرشته در زبانهاي كهن ايران «سروش» و در غرب «ملك» و «هاتف» ناميده ميشود كه هر گروه از آنها طبق برنامه و روش خاصي به انجام وظايف خود مشغولند.
وي افزود: عناصر تركيبي فرشتگان با هم تفاوت دارد؛ در عرفان و فرهنگ اسلامي و در ارتباط با انبيا و اوليا، جنبهي ملكوتي و مقدس پيدا كرده و توسط نگارگران بارها به نمايش درآمدهاند.
وي خاطر نشان كرد: فرشتگان در شاهنامهها، پيك ايزدي و نگهبان شاهان هستند. وجود بال در فرشتگان بيانگر عظمت معنوي و ابعاد قدرت و هم چنين وسيلهي نقل و انتقال و عامل فعاليت آنهاست كه تنوع رنگهاي درخشان و طراحي دقيق با خطوط در كنارهها بر عظمت بالها ميافزايند.
دشت گل يادآور شد: فرشتگان داراي گروههاي متعددي هستند، از جمله چهار ملك مقرّب، فرشتگان آسماني، حاملان عرش، ملائكهي دوزخ و بهشت، فرشتگان نگهبان، فرشته رانده شده، فرشتگان در ارتباط با انبيا و اوليا و ديگر فرشتگان كه در نگارگري اسلامي ايران به اشكال گوناگون پديدار ميشوند.
وي تصريح كرد: فرشتگان در نگارگري اسلامي ايران ميتوانند به عنوان علائم و نشانههايي از عالم غيب و مظهري از خير باشر مرتبط باشند و عالم نقاشي ايران را از عوامل ظاهري به نوعي جهان شناختي باطني هدايت كنند.