پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١١ - ژاپن؛ مجمع الجزاير آيينهاي مذهبي

ژاپن؛ مجمع الجزاير آيين‌هاي مذهبي


در ژاپن مذهب رسمي‌اي وجود ندارد؛ ولي آئين‌هاي شينتوئيزم و بودائيزم بيش‌ترين شمار پيروان را به خود اختصاص داده‌اند. براساس آماري كه در سال ١٩٩٢ م توسط «آژانس امور فرهنگي» منتشر شده، پيروان اديان مختلف در ژاپن به قرار زير مي‌باشند:
شينتوئيزم بيش از ١٠٣ ميليون نفر، بودائيزم بيش از ٦٥ ميليون نفر، مسيحيت ٩٥٢ هزار نفر و بيش از ٧ ميليون نفر هم پيرو ساير اديان مي‌باشند. نكته‌ي قابل ذكر اين است كه ارقام مربوط به پيروان دو مذهب نخست،از تعداد كل جمعيت اين كشور بيش‌تر است و اين بدان جهت است كه بسياري از مردم ژاپن به هر دو آئين معتقد مي‌باشند. شينتو، بعنوان آئين بومي مردم ژاپن بوده و پيروان آن بر اين اعتقادند كه تمامي پديده‌هاي طبيعي داراي روحي مجزا از ظاهر فيزيكي خويش هستند. اين آئين مجموعه‌اي از باورهاي ژاپني‌هاي عهد باستان است و پيروان آن، رهبران و قهرمانان برجسته‌ي جامعه را «خدا» تلقّي نموده و روح اجداد خانواده‌ي خويش را نيايش مي‌كنند. در اوايل قرن نوزدهم يك نوع وطن پرستي براساس آئين «شينتو» در ژاپن حكمفرما گرديد. پس از اصلاحات امپراطور «ميجي» (در سال ١٨٦٨ م) و به خصوص در طي جنگ جهاني دوم، آئين شينتو به عنوان دين رسمي كشور توسط دولت ترويج گرديد. گرچه طبق قانون اساسي جديد، آئين شينتو هيچ‌گونه امتياز خاصي ندارد، با وجود اين هنوز هم اين آئين نقش عمده‌اي را در مراسم مهم و بسياري از جنبه‌هاي زندگي ژاپني‌ها ايفا مي‌كند.
آئين بودايي نيز در اواسط قرن ششم (رسماً در سال ٥٣٨ م) از هند و از طريق چين و كره به ژاپن راه يافت و از آن جا كه مورد حمايت و پشتيباني امپراطور وقت قرار داشت، در سراسر كشور اشاعه يافت. در اوايل قرن نهم بودائيزم در ژاپن وارد مرحله‌ي تازه‌اي گرديد و اشراف و درباريان از آن، در جهت تحكيم موقعيت خود استفاده كردند. در زمان امپراطور «ميجي» مخالفت با بودائيزم به اوج خود رسيد؛ ولي از اين حوزه به بعد و با كوشش پاره‌اي از روحانيون، اين مذهب كه فرقه‌هاي متعددي را تشكيل داده بود، بعد از آئين «شينتو» در ميان اديان رايج كشور بيش‌ترين شمار پيروان را به خود اختصاص داد. پيروان آئين بودايي در ژاپن از دو نوع «ماهايانا» (Mahayana)و «هينايانا» Hinayana)) هستند كه به معناي «گردونه‌ي بزرگ‌تر» و «گردونه‌ي كوچك‌تر» مي‌باشد. اين دو آئين دقيقاً مضموني متضاد با يكديگر دارند. پيروان ماهايانا معتقدند كه بشر بدون ترك دنيا و داشتن زندگي عادي هم مي‌تواند از طريق ايمان به بودا و تقدس او نجات يابد. در مقابل، پيروان هينايانا معتقدند: افرادي كه بتوانند از عهده‌ي ترك دنيا بر آيند، اهل نجات خواهند بود. در حال حاضر بيش از صد فرقه‌ي بودايي در ژاپن وجود دارد كه مهم‌ترين آن‌ها جودو (Jodo) جودوشين (Jodo shin) نيچي رن (Nichiren)شين گن (shingon) تنداي (Tendai) و ذن (Zen) مي‌باشند.
پس از جنگ جهاني دوم، نهضت‌هاي مذهبي جديدي در ژاپن به وجود آمد كه بعضي از آن‌ها بر پايه‌ي «شينتوئيزم» بناگذاري شده و تعداد ديگري هم ريشه‌ي بودايي داشتند كه بعضي از اين فرق، فعاليت‌هاي فرهنگي، اجتماعي و سياسي خاص خود را دارا هستند.
يكي ديگر از اديان رايج در ژاپن «مسيحيّت» مي‌باشد. اين مذهب در سال (١٥٤٩ م) توسط مبلّغين مسيحي به ژاپن راه پيدا كرد و در نيمه‌ي دوم همين قرن رشد سريعي نمود. در اواخر قرن شانزدهم كه ژاپن به صورت ملتي يك پارچه در آمد، مسئولين مملكتي مخالفت‌ها و سركوبي‌هاي شديدي را عليه مسيحيت آغاز كردند. اين دين تا اواسط قرن نوزدهم و تا زمان برقراري رابطه‌ي ژاپن با خارج اين كشور، ممنوع بوده است.
آئين «كنفوسيانيزم» نيز در اوايل قرن ششم ميلادي به ژاپن راه يافت و ژاپني‌ها اين آئين را بيش‌تر به صورت يك آداب اخلاقي تلقّي مي‌كردند. اين آئين اثرات زيادي بر نحوه‌ي تفكر و رفتار ژاپني‌ها داشته است؛ ولي اين تأثير از دوران جنگ جهاني دوم كاهش يافته است.
از ديگر اديان مردم ژاپن دين مبين اسلام است. آشنايي اصلي مردم ژاپن با اين دين به سال ١٨٧٧ ميلادي برمي‌گردد. در اين سال كتابي تحت عنوان «زندگاني محمد(ص)» از زبان انگليسي به ژاپني ترجمه شد. با وجود اين، ورود اسلام به ژاپن پس از انقلاب اكتبر ١٩١٧ در روسيه و استقرار حكومت سوسياليستي در آن كشور انجام گرفت. در طي اين دوره تعدادي از مسلمانان تُرك تبار كه در شوروي زندگي مي‌كردند، به ژاپن پناهنده شده و در شهرهاي عمده‌ي اين كشور؛ از جمله: توكيو، كوبه، ناگويا و... مستقر شدند. اينان «انجمن اسلامي ژاپني كبير» را تشكيل دادند و مورد حمايت نظاميان مخالف حكومت كمونيستي قرار گرفتند. پس از جنگ جهاني دوّم و اشغال ژاپن توسط نيروهاي متفقين، فرمانده‌ي نيروهاي متفقين «انجمن اسلامي ژاپن كبير» را به علّت همكاري آن با نظاميان جنگ طلب ژاپني تعطيل نمود. با خاتمه‌ي اشغال ژاپن، مسلمانان «انجمن اسلامي ژاپن» را با هدف گسترده نمودن همكاري بين مسلمانان ژاپن تشكيل دادند البته، اعضاي انجمن در ابتدا حدود پنجاه نفر بودند كه اكثر آنان را ژاپني‌هاي مسلمان كه پس از جنگ سرد به كشورشان بازگشته بودند، تشكيل مي‌دادند. چند سال بعد، انجمن اسلامي ژاپني‌ها با كمك‌هاي مالي‌اي كه از «رابطه العالم الاسلامي» دريافت كرده بودند، «مركز اسلامي ژاپن» را تأسيس نمودند. در سال (١٩٧٣ م)، تشكيلات «مجمع رفاه اسلامي» تأسيس شد و در مدّت هفت سال، اين مجمع فعاليت‌هايي؛ نظير آموزش زبان عربي، بحث‌هاي مذهبي و ارائه‌ي خدماتي؛ همچون فروش گوشت حلال و رستوران اسلامي را به هواداران خود ارائه مي‌داد. مؤسس اين تشكيلات آقاي «ساوادا» بود كه پس از مطالعات كتب اسلامي شيعي، به مذهب شيعه گرويد. اين مجمع از چند سال قبل، به علّت مشكلات مالي كاملاً تعطيل گرديده است. انجمن‌ها و مؤسّسات ديگر اسلامي در ژاپن عبارتند از: انجمن فرهنگي اسلامي ژاپن، كنگره‌ي اسلامي ژاپن، انجمن جوانان مسلمان، انجمن اسلامي پاكستاني‌هاي مقيم ژاپن و...
آمار مربوط به مسلمانان ژاپني به درستي معلوم نيست و ارقامي بين پنج الي پنجاه هزار نفر گزارش شده است. به طور كلي، انجمن‌ها و مؤسسات اسلامي مهم در ژاپن، غالبا با كمك‌هاي مالي عربستان سعودي و مديريت پاكستاني‌هاي مقيم ژاپن اداره مي‌شوند و نكته‌ي آخر اين كه به دليل شرايط خاص جغرافيايي و فرهنگي، زمينه‌ي نفوذ اسلام در ژاپن فوق‌العاده محدود بوده است.