پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٢ - شبدهم و راز گشايي سوگ سرور عاشورا - حمد امیر

شب‌دهم و راز گشايي سوگ سرور عاشورا
حمد امیر

همراه شدن نوروز با محرم‌الحرام، علاوه بر تلاش‌هاي معرفتي نو براي ادراك پرسش‌هاي گوناگون شرعي و باطني، نهادهاي گوناگون حكومتي را به عمل بر اساس تكليف واداشت كه از جمله‌ي اين نهادها مي‌توان به صداوسيما اشاره كرد كه مهم‌ترين دغدغه‌ي آن‌ها تهيه‌ي برنامه‌هايي متناسب اين ماه بود.
البته ما عادت كرده‌ايم كه برنامه‌هاي صداوسيما را به ديده‌ي خرده‌گيري و نقد بنگريم. برنامه‌هاي امسال نيز خالي از ايراد نبود، سخنراني‌هاي ضعيف ـ غير از برنامه‌ي پي‌درپي استادي كه به كمك نقشه، توضيح جذابي از مسير حركت كاروان كربلا ارايه مي‌داد ـ و سريال‌هاي بسيار ضعيف و سرهم‌بندي‌شده؛ نظير «شب آفتابي» و «روشنايي دشت» ازجمله‌ي اين برنامه‌ها بودند. اما از سوي ديگر، تعدادي از آثار سينمايي ارزشمند، به‌ويژه آثاري چون مجموعه‌ي «شب دهم» به نمايش درآمدند كه حاكي از شعور برنامه‌ريزاني بود كه در رأس اين امور حضور داشتند. حضور اين كارشناسان هنرشناس موجب مي‌شود كه صداوسيما به جاي آن‌همه ابتذال، به دانشگاه و هنركده‌اي بزرگ براي ارتقاي معرفت و ذوق مردم تبديل شود. مجموعه‌ي شب دهم از زواياي گوناگون، كاري ارزشمند محسوب مي‌شود كه با موفقيت ويژه‌ي زماني پخش برنامه، هم‌نوايي چندسويه داشت.
بسياري از اوقات وقتي به مديران تلويزيون انتقاد مي‌شود كه چرا دلقك‌بازي‌ها جانشين آثار هنرمندانه مي‌شوند، و از تفريح و سرگرمي استنباطي عاميانه داريد و آن را با ابتذال و برنامه‌هاي بي‌محتوا اشتباه مي‌گيريد، متذكر مي‌شوند كه ناگزير هستيم كه همه‌ي سليقه‌ها را در نظر بگيريم. تاكنون به‌كرات اثبات شده است كه مردم از سر ناچاري برنامه‌هاي بي‌ارزش تلويزيون را تماشا مي‌كنند و هر بار كه برنامه‌ي هنرمندانه، جذاب و عميقي پخش مي‌شود با اشتياق از آن استقبال مي‌كنند. اقبال عمومي به مجموعه‌ي شب دهم نيز اثبات‌كننده‌ي همين حقيقت آزموده شده است.
يكي از نعمت‌هاي تقارن نوروز و عاشورا اين بود كه تلويزيون از اين دلقك‌بازي‌ها چشم پوشيده و برنامه‌هاي سبك و بدآموز، با حركات شنيع در آن ديده نشد. اگرچه پاره‌اي از سريال‌ها ضعيف بودند، اما روي‌هم‌رفته آثار سرگرم‌كننده‌اي؛ نظير «شب دهم» اثبات كرد كه در سوگ و سرور مي‌توان سرگرمي را با ظرافت و تفكر درهم آميخت.
اولين موفقيت «حسن فتحي» نويسنده و كارگردان «شب دهم» نيز همين آميزش سوگ و سرور در متن روايتي جذاب، پربار، غني و انديشگون بود. انطباق سريال شب دهم با نوروزي كه به سوگ فاجعه‌ي كربلا نشستيم، يكي از مهم‌ترين وجوه مثبت اين مجموعه است.
اين مجموعه از يك سو، نظير هر كار داستاني جذاب، مؤثر و سرگرم‌كننده بود. حديث عشق و بازگشت به فضاهاي دهه‌ي دوم قرن چهارده شمسي؛ يعني دوران حكومت رضاشاه در ايران، آن را مناسب دوران تعطيلات سال جديد مي‌كرد، و از سوي ديگر روايت و قرائت تازه از واقعه‌ي كربلا، به‌كارگيري و احياي تعزيه، و روايت موازي داستان يك عشق در حادثه‌ي عاشورا، آن را با سوگواري ايرانيان اندوه‌زده از موسم عزاي «حسين‌بن علي(ع)» متناسب نشان مي‌داد. چنين توفيقي در ارايه‌ي روايتي مؤثر، يك پيروزي اوليه و مهم براي حسن فتحي محسوب مي‌شود.
دومين پيروزي مهم و سازنده‌ي شب دهم، اجراي ظريف و با سليقه‌ي مجموعه است؛ هماهنگ كردن عناصر ساختاري مناسب، فيلمبرداري و تدوين خوب، بازي‌هاي درخشان، و در نظر گرفتن جزئيات فراوان صحنه‌پردازي و فضاسازي، جاي تحسين دارد. تا آن‌جا كه دقت نظر در تغيير رنگ چشم بازيگر نقش «فخرالزمان» (كتايون رياحي) آن‌چنان در بازي و باورپذيري نقش و زنده كردن و تناسب چهره تأثير داشت كه بسياري از بينندگان غيرمتخصص نيز متوجه كاركرد درست جزئياتي نظير اين بوده‌اند.
قرائت مجدد و بازخواني و احياي تعزيه در متن نمايشي مدرن نيز خود كاري مأجور است. و اجر عظيم سوگواري مقبول را دارد؛ زيرا اين نمايش سنّتي در سينما آن قدر بد مورد استفاده قرار گرفته كه با فراموشي دير سال آن هم سان بوده است. حسن فتحي، هم به صورت مستقيم و هم به عنوان يك عنصر دراماتيك تماشاگر را با اين شكل نمايشي آشنا مي‌كند. موفقيت او در جذاب كردن روايت عاشورا، طي استفاده از فرم تعزيه، غبطه آور است.
در هم تنيدگي تعزيه‌ي ظهر عاشورا با سرنوشت يك عاشق و يك عشق، و سرود رهايي، بازگشت، علو و تعالي او در حوزه‌ي كار سينما و نمايش ما عالي وناياب است. در اين زمينه، از داستان ناتمام «غلامحسين ساعدي» مي‌توان ياد كرد كه در پايان عمر پر فراز و نشيب، و پر خزانش نوشته شد و روايت كساني است كه در شب عاشورا از صحنه‌ي كربلا باز مي‌گشتند. هم‌چنين مي‌توان از تلاش‌هاي «بهرام بيضايي» در كاربرد نمايش‌هاي سنتي به شيوه‌ي نو نام برد.
شب دهم، طليعه‌ي پُر شدن جاي «مرحوم علي حاتمي» در حوزه‌ي سينماي ما است. علي حاتمي در سبك خود بي‌همتا و بي‌جانشين بود. او راوي قطعه‌اي از تاريخ ما بود كه جز عكس‌هاي كهنه، تصويري زنده از آن باقي نمانده بود. حاتمي با شعور، ذوق، هنر و تفكر منحصر به خود كوشيد، اين قطعه از تاريخ را احيا نمايد. قطعه‌اي كه نقطه‌ي عطف تحول يك جامعه‌ي سنتي به يك مدرنيزاسيون قلاّبي ـ به وسيله‌ي پهلوي اول ـ بود و طي آن هويت، نشانه‌ها و ميراث‌هاي گرانبهاي سنّت، روح و انديشه‌ي ايراني را به يغما مي‌برد.
اكنون، با شب دهم مي‌توان اميد داشت كه آن قطعه از تاريخ ايران، راوي با سليقه، توانمند و انديشمندي بيابد؛ تصاوير، صحنه‌چيني، بيزانس و ديالوگ‌هاي شب دهم اين اميد را به ما مي‌دهد كه «حسن فتحي» جانشيني خلاق براي حاتمي است كه در ضمن مي‌تواند ارزش‌هاي ويژه‌ي خود را بيافريند. اگر چه شب دهم از نظر فيلمنامه خالي از ايراد نيست، ليكن به ياد داشته باشيم كه حتي علي حاتمي نيز در فيلم‌نامه‌هايش مشكلات جدي‌اي داشت.
اما مهم‌ترين ويژگي شب دهم، رازگشايي «سوگ سرور» و به تصور درآوردن آن است. ما در اين مجموعه به نحو ملموس باور مي‌كنيم كه چگونه وجد، سرور، سرفرازي، عزّت و افتخار مي‌تواند در متن يك فاجعه سربرآورد و يك مظلوم عزّتمند و مسرور هم باشد و در حالي كه ديگران و ناظران، غرق در سوگ و اندوه از دست دادن هستند، او سرشار از به‌دست آوردن تعالي و وجد باشد. ملموس كردن اين وجه، يكي از بزرگ‌ترين موفقيت‌هاي حسن فتحي در رازگشايي سوگ سرور عاشورا بود كه به زبان جذاب يك روايت داستاني و خط موازي آن با واقعه‌ي عاشورا، حس و حال و فهم آن را به مردم منتقل كرد و كار هزاران منبر را به انجام رساند. به طور حتم ايمان و نگاه غني دروني نويسنده و كارگردان در پرورش اين توفيق نقش داشت. حال ما مي‌دانيم كه عشق امام معصوم(ع) به خدا چرا در عرصه‌ي شهادت مي‌شكفد. انسان با «ايثار» نقض‌هاي وجودي خود را كامل مي‌كند و به بهشت خاص حق تعالي وارد مي‌شود. چنان كه آن عاشق شب دهم، با شهادت نزد معشوق سرفراز شد.
اما حسن فتحي، بايد گوش به انتقاداتي بسپارد كه به كارش غنا مي‌بخشند. در وهله‌ي اول، شبكه‌ي سببي فيلمنامه‌ي او گاه دچار فتور مي‌شود؛ به اندازه‌ي كافي قانع نمي‌شويم كه شرح «فخر الزمان» ده شب تعزيه باشد.
در اين ساختار، حسن فتحي چند ويژگي؛ نظير روايت‌هاي هزار و يك شب و داستان‌هاي سنتي درباره‌ي شرط سنگين شاهزاده خانم براي ازدواج، و داستان‌هاي به خاك آوردن پشت غول و عنصر شر را به‌كار بسته است. علاوه بر اين، او از عناصر روايي داستان لوطيان، كلاه مخملي‌ها، اهل فتوت، جوانمردان و پهلوانان نيز استفاده كرده است، اما در هر يك از اين‌ها نيز دچار ضعف است. براي نمونه او در كشمكش با مدرنيزاسيون بي ريشه‌ي رضا شاهي چهره‌ي كم و بيش تطهير شده‌اي از مجريان را به تصوير كشيده و يا اين كه عليرغم اشارات و كنش قاتلانه‌ي «تاج الملوك» باز هم او در نقش يك قرباني ظاهر مي‌شود، در حالي كه نقش تاريخي آنان چيز ديگري بوده است.
عناصر جذب فخرالزمان به تعزيه، به سبب آن ناجي كه خود را براي نجات او به كشتن داد، منطقا بايد به كنش سپاسمندانه‌اي منجر شود، و در گزينش حيدر براي اجراي تعزيه، كه در آغاز نيّت شرورانه‌اي دارد، با ماهيّت يك خاطره‌ي پاك نمي‌خواند.
علاوه بر اين، در اين مجموعه، چهره‌ي ديگر لوطيان و لمپن‌هاي سنّتي و شروران ناديده گرفته شده و در عمل بازماندگان قاجاريان و كلاه مخملي‌ها ميراث داران سنّت‌هاي عاشورايي معرفي شده‌اند كه اين مشكل بزرگ فيلم نامه است. اگر چه خود حاتمي نيز همواره يك گرايش مثبت به روح قجري داشت.
در جاي جاي اين مجموعه به بي‌ريشگي مدرنيزاسيون رضاخان اشاره مي‌شود و اين نكته‌ي مثبتي است، اما به نظر مي‌رسد كه براي تبديل آن به عنصر نمايشي، تلاش بيشتري لازم بود.
حال شب دهم چند كار مهم را يك جا انجام مي‌داد:
١. رازگشايي سوگ سرور؛
٢. رمززدايي از يك دوران بسيار حياتي در تاريخ ما و چالش سنّت و مدرنيته؛
٣. انطباق يك اثر نمايشي با فضايي از سوگمندي و سرور؛
٤. احياي تعزيه و بازخواني تازه‌ي آن؛
٥. اجراي موفق زيبايي‌شناسانه و سينمايي.
در شب دهم شخصيت‌پردازها نيز راضي كننده است، در حالي كه بيشتر مجموعه‌هاي تلويزيوني مملو از تيپ‌سازهاي مكرر و ضعيف مي‌باشد، فتحي به درستي، به ظرايف روانشناسانه‌ي شخصيت‌ها و روابط دروني‌اشان توجه مي‌كند.
مجموعه‌ي شب دهم، مجموعه‌اي در خورتوجه و ارزشمند، و نيز راهنمايي براي برنامه‌سازي در ايام ويژه است كه در آن توجه به نيازهاي عمومي، ارزش‌هاي هنري، انديشه، و كارهنرمندانه در هم آميخته است.
در كنار اين مجموعه، تلويزيون با آثار زيبايي؛ چون بچه‌هاي آسمان، قلاف تمام فلزي، ناگهان آخر الزمان، پري، روزواقعه و... . اين اميد را باقي نهاد كه برنامه‌سازي تلويزيون به سوي فرهيختگي و جذابيت سير كند و به بهانه‌ي واهي عامه‌ي مردم و سليقه‌ي عمومي، به ابتذال و خشونت و بدآموزي دامن نزند. به ويژه در حال حاضر كه در ايام عاشورا به نحو تأسف آوري بر روي آهنگ‌هاي مبتذل يا بي‌ربط، نوحه‌هايي موهن و سست اجرا مي‌گردد كه تلويزيون مي‌تواند منبع تصحيح انحرافات در اين زمينه هم باشد.