پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩ - بيست سال شاعرانگي - صالحی بهروز

بيست سال شاعرانگي
صالحی بهروز

چالش شعر وسينما يا همنشيني و جانشيني اين دو هنر، يكي از شگفت‌ترين مسايل سينمايي بيست ساله‌ي اخير ما است.
«شعر» هنر مقدس ايراني است. كلام محوري اي كه با معجزه‌ي كلام الهي در اسلام نسبتي نزديك دارد. حافظ بزرگ‌ترين شاعر ايراني كه با چهارده روايت حافظ قرآن مجيد بوده است همه‌ي پيروزي‌هاي كلامي خود را محصول هم‌نشيني با وحي الهي و كلام خدا مي‌داند. شعر فارسي هنر مقدسي است كه قرن‌ها با جهان مكالمه كرده است. گفت‌وگوي تمدني و فرهنگي ما با دنيا از گذشته تا حال به وسيله‌ي شعر انجام گرفته است.
بزرگ‌ترين شاعران اروپايي نظير «دو نروال»، «گوته»، «والري»، «آراگون»، «آپولي نه»، «الوار» و... مسحور شعر كلاسيك ايران و اشعار حافظ، سعدي، مولانا، خيام و... بوده‌اند.
امروز نيز در امريكا مشهورترين خوانندگان دنياي مدرن، اشعار مولوي را مي‌خوانند. اما در پايان قاجار، علي رغم احياي شعر مشروطيت و پيدايش «ايرج ميرزاها»، «فرخي‌ها»، «عشقي‌ها»، «بهارها» و... پس از ركود بزرگ فرهنگي و سقوط سلسله‌ي قجري و نيز پيدايش هنر دنياي مدرن يعني «سينما» و تهاجم غرب به شرق، شعر فارسي نيز پس از چند قرن، مقام نخست خود در جهان را از دست داد.
در عوض هنر مدرن؛ يعني سينما وارد ايران شد و كوشيد تا جانشين شعر شود و مقام آن را فتح كند. «سپنتا» شاعر و سينماگر پيشگام ايراني كوشيد، بارجوع به منظومه‌هاي تغزّلي و حماسي مشهور ايران (نظير آثار فردوسي و نظامي گنجوي)، شعر و سينما را آشتي دهد.
اما هم شعر و هم سينماي او درخشان نبودند بدتر از آن قرباني ديكتاتوري رضاشاهي شدند. در دوران محمدرضا شاه سينماي ايران به ابتذال كشيده شد و به شكل مبتذلي از شعر استفاده كرد.
در هر فيلم ترانه‌هاي كاباره‌اي با اشعار سخيف خوانده مي‌شد. اين امر اگرچه گونه‌اي از اشاعه‌ي ابتذال بود، اما نشان مي‌داد كه شعر تا چه اندازه در روح ايراني ريشه دارد. تا جايي كه هنر مدرن براي نفوذ خود در عامه‌ي مردم ايران، ناگزير به هم‌نشيني با شعر مي‌شود.
با ظهور سينماي روشنفكرانه نسبت شعر و سينما نيز تغيير كرد. «فريدون رهنما» در «سياوش در تخت جمشيد»، به صورت مستقيم از شعر اصيل فردوسي استفاده كرد. پرشكوه‌ترين نمونه‌ي تأثير شعر در سينماي آن زمان در فيلم «خانه سياه است» جلوه‌گر شد. فيلم زبان شاعرانه‌ي اندوه‌باري دارد. سبك آن با شاعرانگي همراه است و مستقيما از كلام شعر گونه سود مي‌جويد.
سينماگر آوانگارد «آوانسيان» در فيلم «چشمه» از زباني شاعرانه استفاده مي‌كند، «نصيب نصيبي» در فيلم «چه هراسي دارد ظلمت روح» از فرم شعري بهره مي‌برد و لحن شاعرانه‌ي «هژير داريوش» در فيلم «بي‌تا» اندوه‌زا است. زبان شاعرانه‌ي «سهراب شهيد ثالث»، در «يك اتفاق ساده» و «طبيعت بي‌جان» نيز با فرم ملال و سكون آميخته است.
موج سوم شاعرانگي هم با ترانه‌هاي مدرن پاپ با صداي «فرهاد»، «فريدون فروغي» و... همراه شد و تلخي و سياهي زمانه را منتقل نمود.
اما اين سينماي شاعرانه‌ي پس از انقلاب است كه به آفاقي نو دست مي‌يابد. «كيارستمي» در فيلم «خانه‌ي دوست كجاست» كه با الهام از شعري از «سهراب سپهري» (نشاني) ساخته شد، زبان شاعرانه‌ي نو و طبيعي‌نمايي را تجربه مي‌كند كه سرشار از سادگي و استناد به زندگي است.
اين زبان شاعرانه، در همه‌ي آثار او به‌ويژه «زير درختان زيتون» و «باد ما را با خود خواهد برد» نفوذ داشته است و سينماي ما از يك تجربه‌ي تازه‌ي شاعرانگي و يك زبان انتزاعي دروني فراتر از زبان نمادين و استعماري برخوردار كرده و زبان شعري آن را ارتقا داده است.
«علي حاتمي» نيز در آثار خود حال و هواي خاص شاعرانه‌ي خود را كه با زباني كهن‌نما و آهنگين آميخته است، دنبال كرده و در «كمال‌الملك»، «دلشدگان» و «حاجي واشنگتن» به اوج رسانده است.
بيضايي نيز در فيلم «مسافران» به تجربه‌ي تازه‌اي از زبان شاعرانه دست مي‌يابد. حاتمي‌كيا هم در فيلم‌هاي «ديده‌بان»، «مهاجر»، «از كرخه تا راين»،... ما را سرشار از يك شاعرانگي عارفانه مي‌كند.
«گبه»، «سكوت» و «سفر قندهار»، «مخملباف» هم داراي زباني شاعرانه و مدرن هستند. مهرجويي از هامون تا درخت گلابي در هر اثر حال و هوايي شاعرانه را هم تجربه كرده است. فيلم «تولد يك پروانه» اثر «مجتبي راعي» هم اثري شاعرانه به‌شمار مي‌آيد.
اين حال و هوا در صحنه‌هايي از فيلم «سرزمين خورشيد» و «كيميا» ساخته‌ي احمدرضا درويش وجود داشته است. درواقع حس لطيف آثار بعد از انقلاب در نگاه نو، ضدخشونت و سرشار از مهر و سادگي و عشقي ريشه دارد كه در فضاي ايران موج زده است.
هم‌چنين آثاري چون «شيدا» و «پرستار شب» نيز به شيوه‌ي خود مانند «بوي كافور، عطر ياس»، «رنگ خدا»، «باران»، «بچه‌هاي آسمان»، «بودن و نبودن» و «نرگس» از شاعرانگي برخوردار بوده‌اند. آثار «قبادي»، «مهرانفر»، «پناهي»، «طالبي»، «سميرا مخملباف» به شيوه‌ي سينماي رويكردگرا از اين ويژگي بهره‌مند بوده‌اند. هم‌چنين صحنه‌ي آخر «قطعه‌ي ناتمام»، «زير نور ماه» و «شب يلدا» و آثار «كيومرث پوراحمد» نظير «هانيه» از تجربه‌اي شاعرانه برخوردار بوده‌اند. چنان‌كه «بهشت از آن تو»، «شوكران» و در پايان «دوزن» لحظه‌هاي شاعرانه‌اي داشته‌اند.
بدين‌سان بايد گفت كه در ايران بالاخره شعر با غلبه بر سينما در متن آن به حيات خود به شيوه‌اي نو ادامه داد و دوباره جهان را فتح كرد و به فضاي زشت و خشن سينماي جهان لطافت، زيبايي، عاطفه و حيسيّتي نو بخشيد و همه‌ي اين‌ها مديون انقلاب اسلامي و فضايي است كه براي فيلم‌سازي فراهم كرده است.