پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦ - غيبت آمريكاى لاتين - عسگری یاسر

غيبت آمريكاى لاتين
عسگری یاسر

اشاره
اين نوشتار گوشه‌اى از مسائل و مشكلاتى است، كه طى چند سال مطالعه و تحقيق درباره منطقه آمريكاى لاتين با آن مواجه شده‌ام. بخش زيادى از آنها ناظر به تجربيات و مشاهدات نگارنده است، كه در تعامل با نهادها، سازمان‌ها و برخى صاحب‌نظران و كارشناسان اين منطقه به دست آمده است.
***
فقدان نگاه جهانى
در فعاليت‌هاى فرهنگى، علمى، اجتماعى و حتى اقتصادى ما، نگاه بين‌المللى و جهانى كمتر ديده مى‌شود يا اين‌كه اصلاً ديده نمى‌شود. حتى مى‌توان گفت كه فعاليت‌هاى بين‌المللى ما اصولاً سازمان يافته و روى برنامه و سياست خاصى نيست و عمده فعاليت‌هاى صورت گرفته از روى علاقه شخصى بوده است تا فعاليت سازمانى.
كم توجهى‌ها يا بى‌توجهى‌هاى ما هم به صورت‌هاى مختلفى ديده مى‌شود و شايد به همين دليل است كه ما، نويسندگان، هنرمندان، شاعران و فيلم‌سازان بين‌المللى و شاخصى در دنيا نداريم. البته منظور من حافظ، مولوى، سعدى و دانشمندانى؛ مانند ابن سينا و ملاصدرا و... نيست؛ چون آنها مربوط به دوران گذشته‌اند. اگر فيلم‌سازانى؛ مانند عباس كيارستمى، محسن مخملباف و... داريم، كه كم و بيش در رسانه‌هاى بين‌المللى شناخته شده‌اند، بيشتر به خاطر رويكردهاى سياسى و اجتماعى خاصى است كه اتخاذ كرده‌اند، نه ارزشمندى كارهاى آنها.

كم‌توجهى به تحقيقات و مراكز تحقيقاتى درباره مسائل بين‌المللى
مسأله ديگر اين‌كه، به طور فراوان مشاهده شده كه مراكز يا مؤسساتى كه به مسائل جهانى مى‌پردازند، غالباً به اروپا و آمريكا توجه مى‌كنند و از بقيه مناطق جهان غافل مى‌شوند. كارهاى ارزشمندى در حوزه‌هاى مسايل اصلى انجام مى‌شود كه يا مورد بى‌مهرى دستگاه‌هاى دولتى واقع مى‌شوند و يا اين‌كه اصلاً حمايت جدى از آنها براى ادامه و گسترش كار صورت نمى‌گيرد.
به عنوان نمونه، موسسه مطالعاتى كارا پژوهش سبز بود كه در سال‌هاى ميانى دهه هفتاد با تمركز روز منطقه آفريقا، فعاليت‌ها و تحقيقات ارزشمندى در خصوص سياست، اقتصاد، فرهنگ و اجتماع آفريقا انجام داد، ولى به علت عدم حمايت و مشكلات مختلف، تعطيل شد. نكته جالب توجه اين‌كه مسئولان دولتى و سازمان‌هاى متولى فعاليت در اين قاره؛ مانند وزارت‌خانه‌هاى امور خارجه، كشاورزى، جهاد سازندگى و... بيشترين استفاده را از گزارشات و تحقيقات همين موسسه مى‌كردند.

بى‌توجهى دستگاه ديپلماسى و صدا و سيما به مناطق مختلف جهان
جهان در نظر غالب مسئولان كشور، به ويژه دستگاه ديپلماسى و سازمان صدا و سيما؛ يعنى آمريكا و اروپا، آن هم نه همه اروپا، بلكه اروپاى غربى (مانند آلمان، انگليس و فرانسه) و ايالات متحده آمريكا. البته بنا به شرايط محيطى و سياسى، اخبار عراق، افغانستان، فلسطين و لبنان هم بيان مى‌شود و تا پيش از انقلاب‌هاى اخير جهان اسلام، كمتر توجهى به اين كشورها داشتند.
با اين‌كه صدا و سيما در تأمين برنامه‌هايش هزينه‌هاى فراوانى مى‌پردازد، ولى حاضر نيست طى روندى عادلانه، و نگاهى جامع، به همه فرصت‌هاى موجود بين‌المللى گفتمان جبهه مقاومت جهانى توجه كند. براى مثال، شما آمار منطقه‌اى و محتوايى فيلم‌ها، سريال‌ها، مستندها و حتى اخبار و گزارشات پخش شده در صدا و سيما را دربياوريد و آن وقت مقايسه كنيد كه چند درصد اين برنامه‌ها، گزارش‌ها و اخبار، جريان مقاومت اسلامى و جبهه مقاومت جهانى را منعكس مى‌كنند و چند درصدش اخبار نظام سلطه و دنياى استعمارى را با مقايسه آمارى به راحتى مى‌توان دريافت كه كفه ترازو به طور قابل توجه‌اى به سمت كشورهاى غربى و نظام سلطه است. اين آمريكازدگى و اروپازدگى در اغلب رسانه‌ها؛ چه رسانه ملى و مطبوعات، از هر جناح و گروهى، و هم‌چنين شبكه‌ها و برنامه‌هاى صدا و سيما به راحتى قابل رؤيت است. براى مثال، بارها ديده شده كه مستندهاى حيات وحش - با انواع اسم‌ها و از شبكه‌هاى مختلف - را در ده‌ها قسمت و در بهترين ساعت‌ها پخش مى‌كنند ولى از نمايش مستندهاى اجتماعى، سياسى و فرهنگى درباره آمريكاى لاتين، آفريقا، آسياى مركزى، آسياى جنوب شرقى، اسلام‌گرايى در جهان امروز، مسائل جهان اسلام و بيدارى اسلامى در جهان و... خبرى نيست.

كم‌توجهى به هنر آمريكاى لاتين
حال كه امريكاى لاتين موضوع بحث ماست، از اين نكته غافل نشويم كه گروه‌هاى هنرى منطقه آمريكاى لاتين در ساخت مستندهاى اعتراضى و انتقادى، تبحر خاصى دارند، و مستندهاى تأثيرگذار بسيارى درباره مسائل مختلف اين منطقه وجود دارد، كه غالباً به نقد سياست‌هاى كشورهاى غربى در قالب استعمار قديم و جديد و هم‌چنين كشتار بوميان منطقه و در ضعف نگه داشتن منطقه پرداخته است. رضا برجى، يكى از مستندسازان و عكاسان برجسته كشور به يكى از علت‌هاى مهم مهجوريت سينما و مستند آمريكاى لاتين در كشور پرداخته و مى‌گويد: »سينماگران ما با اين‌كه خود جزو كشورهاى به اصطلاح جنوبند، اما با اين حال، همه فكرشان فيلم ساختن براى مطرح شدن در كشورهاى شمال است، حتى به قيمت پشت كردن به آداب و رسوم و سنت‌هاى دينى و ملى مردم خود«.(١) اين مسأله مهمى است كه اين مستندساز و عكاس چنگ به آن اشاره كرده است؛ چرا كه اغلب ما ،اگر فردى شرقى و اسلامى باشيم، نگاه‌مان به غرب است و با تفكر غربى و ليبرال غربى ارتباط و علقه عاطفى و روحى داريم و در درون، غرب‌زده و به تعبير دقيق‌تر، اروپا زده و آمريكازده‌ايم.

آشنايى اجمالى با هنر و سينماى آمريكاى لاتين
غالب محققان و هنرمندان سينماى آمريكاى لاتين را »سينماى اعتراض« مى‌نامند. اعتراض عليه بى‌عدالتى، استثمار فرهنگى و اقتصادى، تبعيض، ترور، كودتا، فقر و... كه در اين رابطه تجربيات و اشتراكات زيادى با ما دارند؛ چرا كه سينمايى متعهد و مبارز است كه اغلب فيلم‌سازان در بطن مردم زندگى مى‌كنند و فيلمى را كه مى‌سازند، مردم آن را مى‌فهمند، سينماگرانش با هدف مبارزه با بى‌عدالتى و ظلم، دوربين به دست مى‌گيرند.
به عنوان مثال در دهه‌هاى پيش، فيلمى به نام »خون كركس« به زبان بومى در بوليوى ساخته شده بود، كه واكنش سرخپوستان يك منطقه را به عقيم كردن زنان قبيله‌شان توسط يك هيئت صلح آمريكايى! به تصوير مى‌كشيد اين فيلم آن چنان تأسف برانگيز است، كه دولت بوليوى، دو سال بعد، اين هيأت آمريكايى را از كشور اخراج مى‌كند. حتى چند سال پيش مردم يكى از كشورهاى آمريكاى لاتين به فعاليت‌هاى يك تيم پزشكى از يهوديان در آن منطقه حساس و مشكوك شدند و براى آن مستند ساختند؛ چرا كه ديدند پس از مدتى، زنان‌شان نازا و عقيم شده و تركيب جمعيتى آن منطقه به نفع مخالفان آنها (و حاميان يهود) تغيير كرده است. اين سياست كثيف از طريق مستند افشا شد، كه نمونه‌هاى فراوانى از آن در آمريكاى لاتين، آفريقا، آسياى جنوبى شرقى و حتى اروپا و آمريكا وجود دارد و با اندك پى‌گيرى و تحقيق مى‌توان موارد مشابه زيادى را نيز پيدا كرد.
در حال حاضر يكى از قوى‌ترين مراكز مستندسازى جهان،كشور كوباست كه شهرت بين‌المللى بسيارى دارد. »انجمن هنر و صنعت سينما« (ICAIC) كه به رياست »گابريل گارسيما ماركز«، نويسنده مشهور بين‌المللى منطقه فعاليت مى‌كند. اين مركز، بزرگ‌ترين مدرسه سينما و مستند در سراسر آمريكاى لاتين و يكى از قوى‌ترين مدارس سينمايى جهان است كه معروف‌ترين سينماگران، فيلم‌نامه نويسان و حتى بازيگران جهان كه روحيه انتقادى و اعتراضى يا انسان دوستان دارند، و كم و بيش با اين مركز در ارتباط هستند. اما مراكز فرهنگى و هنرى ما و حتى سينماگران ما با اين مدرسه ارتباط برقرار نكردند. حال پرسش اين است كه چرا ما نبايد از اين مدرسه براى ارائه سينماى مستند، به خصوص نگاه اشراقى و مستند دفاع مقدس مان - به ويژه مستندهاى روايت فتح به كارگردانى شهيد آوينى - را در اين مراكز ارائه، تبيين و تبليغ كنيم و بدين طريق، سينما و مستند و نگاه جديد و انسانى خودمان را بين‌المللى كنيم؟ باب تعامل باز است، اما متأسفانه ما انگيزه‌اى براى اين نوع فعاليت‌ها نداريم. ما حتى به داشته‌هاى خودمان بى‌اعتنا و كم توجه هستيم.

بى توجهى به پوشش اخبار منطقه آمريكاى لاتين
نكته بعدى، ضرورت توجه رسانه‌هاى ما به اخبار مناطق مختلف جهان، به ويژه اخبار جهان عرب و آمريكاى لاتين است. چطور است كه اخبار جزيى‌ترين رفتار زندگى خصوصى يك هنرمند يا بازيكن فوتبال در تلويزيون و بخش‌هاى مختلف خبرى به كرات و منظم مطرح مى‌شود، اما از اوضاع مناطقى، چون آمريكاى لاتين، آفريقا، آسياى جنوب شرقى، آسياى مركزى و حتى كشورهاى اسلامى منطقه اطلاع كافى و درستى نداريم و تا قبل از جريان‌هاى اخير، اخبارى از اوضاع فرهنگى، اجتماعى و سياسى غالب آنها نداشتيم.
بنابراين، يك پيشنهاد ساده اين است كه صدا و سيما، بخش‌هايى ويژه و مستقلى براى پوشش اخبار و گزارش تحولات اين منطقه اختصاص دهد تا هم مسئولان و اساتيد ما در جريان تحولات آن مناطق قرار بگيرند و هم اين‌كه توده مردم بدانند كه غير از اروپا، آمريكا، چين و ژاپن، كشورها و مناطق ديگرى هم در جهان هستند.

شناخت كم و اطلاعات نادرست از منطقه
علت اصلى عدم ارتباط يا ارتباط ضعيف مردم ما با اين مناطق، همين شناخت نادرست و آگاهى كم است، در حالى كه قطعاً اطلاعات و شناخت كافى از اين مناطق باعث افزايش تعاملات و ارتباطات مردمى، فرهنگى، هنرى، علمى اقتصادى ما با مردم اين مناطق مى‌شود. در حال حاضر ما دانشجويان، محققان و اساتيد دانشگاهى زيادى داريم كه به علت سياست‌هاى غلطپژوهشى و آموزشى، در انتخاب پايان نامه و تحقيقات خويش، دچار سردرگمى هستند و يا اين‌كه اصلاً نمى‌دانند روى چه موضوعاتى تحقيق كنند. واقعاً نمى‌دانند كه چه موضوعاتى براى كشور اهميت و اولويت دارد! از سويى، مسئولان و متوليان امور هم توجهى به بخش‌هاى مطالعاتى و فكرى در اين حوزه‌ها نمى‌كنند.
بنابراين، به دليل نامشخص بودن سياست‌هاى پژوهشى، به خصوص در حوزه علميه انسانى و اجتماعى، كشور ما با بايسته‌هاى خود نيز فاصله زيادى دارد. حال چون موضوع بحث درباره آمريكاى لاتين است، چه بسيار موضوعاتى كه مى‌توانند مورد تحقيق و بررسى دانشجويان و پژوهش‌گران واقع شوند و فقدان چنين تحقيقاتى؛ يعنى اين‌كه مسئولان و متوليان امور از اين مناطق غافلند و آمريكاى لاتين و آفريقا، جزو سياست‌هاى دسته چندم دولت‌مردان ما هم نيست و فقط شعارش را مى‌دهند.

ضرورت شناخت درست از منطقه
براى شناخت درست و دقيق منطقه، بايد گام‌هاى اساسى برداشته شود، كه گام اول، براى شروع فعاليت، تقويت و گسترش روابط، شناخت و آگاهى دقيق و جامع از اين منطقه است.
گام دوم، بسترسازى براى حضور و ارتباط است و اگر قصد تعاملات عميق‌تر و پايدارترى داريم، بايد زمينه و بستر حضور بخش‌هاى خصوصى و غيردولتى - اعم از تجار، صنعت‌گران، اساتيد، هنرمندان، نويسندگان و... - را به اين مناطق هم باز كنيم.
متأسفانه اگر شما پايان نامه‌هاى دانشجويان كارشناسى ارشد و دكتراى دانشگاه‌هاى مختلف كشور را بررسى كنيد، كمتر پايان نامه‌اى مى‌يابيد كه به آمريكاى لاتين، با موضوعات مرتبط به آن بپردازند، انگشت شمارند. اما تحققات با موضوعات تكرارى بسيار فراوانند و اين امر نشان دهنده فقدان سياست پژوهشى در كشور ماست. با اين‌كه سالانه بودجه‌هاى هنگفتى صرف تحقيق و پژوهش در كشور مى‌شود، اما آب از آب تكان نمى‌خورد، چون اغلب موضوعات، مورد نياز نيستند و يا اين‌كه تكرارى‌اند و حرف جدى و جديدى براى گفتن ندارند.

موضوعات پژوهشى مورد نياز آمريكاى لاتين
موضوعات جدى و فراوانى براى شناخت جامع از آمريكاى لاتين وجود دارد. مطالعات جامعه هريك از كشورهاى منطقه، بررسى نسبت به دين و سياست در آمريكاى لاتين، تحليل موردى و كلى تحولات اخير كشورهاى آمريكاى لاتين، چالش‌هاى فراروى انقلاب بوليوارى، بررسى چالش نئوليبراليسم و نئوماركسيست‌ها در منطقه، جايگاه اسلام و مسلمانان در مناسبات كنونى و آينده منطقه، بررسى موردى و كلى سياست‌هاى آمريكا، اروپا، چين، رژيم صهيونيستى، ژاپن، هند، تركيه و كشورهاى غربى و آفريقايى در منطقه، تمايلات روشنفكران منطقه، نقش رسانه‌هاى غربى در آشوب‌ها و منازعات منطقه، جايگاه چاوز و كاسترو در آمريكاى لاتين، بررسى سياست‌هاى بانك جهانى و صندوق بين‌المللى پول در منطقه، راه‌هاى افزايش مناسبات ايران و منطقه، بررسى نقاط ضعف و قوت و چالش‌هاى روابط ايران با كشورهاى منطقه، بررسى امكان و زمينه‌هاى همكارى علمى، كشاورزى و صنعتى بين ايران و كشورهاى آمريكاى لاتين، بررسى زمينه‌هاى حضور فرهنگى ايران در منطقه، آلترناتيوهاى رسانه‌اى منطقه، بايسته‌هاى نهادهاى فرهنگى، به ويژه صدا و سيماى ايران در تقويت روحيه ضداستكبارى و ضدآمريكايى در منطقه، بررسى نوع نگاه روشنفكران، رسانه‌ها و مردم آمريكاى لاتين به ايران و انقلاب اسلامى ايران، حساسيت‌هاى ايران در ارتباط با كشورهاى آمريكاى لاتين، تشابه تاريخى و فرهنگى ايران و كشورهاى آمريكاى لاتين، بررسى‌هاى موردى سياست‌هاى استعمار در ايران و كشورهاى منطقه، بررسى امكان يا چگونگى الگوگيرى كشورهاى آمريكاى لاتين از ايران، تحليل تجربيات موفق و كاربردى ايران در منطقه و بالعكس، راه‌هاى همكارى ايران و كشورهاى منطقه در سازمان‌هاى بين‌المللى، تأثير مشكلات و مسائل بين‌المللى؛ مانند سياست‌هاى تحريم، بحران محيط زيست، بحران‌هاى اخلاقى بر كشورهاى منطقه، جريان‌شناسى دينى، سياسى، فكرى و فرهنگى كشورهاى آمريكاى لاتين و ده‌ها مسأله و موضوع مهم ديگر، كه مسئولان كشورمان يا همين الآن به تحقيقات نياز دارند و يا اين‌كه در آينده‌اى نزديك به آن نياز پيدا خواهند كرد. چه بسا اگر تحقيقات و پايان‌نامه‌هايى در خصوص اين منطقه صورت بگيرد و گرايش مطالعات منطقه در بين رشته‌هاى علوم انسانى ما در دانشگاه‌ها دانشجو بپذيرند، امكان شناخت اين منطقه و ارتباط با آن به وجود خواهد آمد و حتى زمينه را براى ايجاد مراكز تخصصى مطالعاتى ويژه آمريكاى لاتين و راه‌اندازى نشريات تخصصى در اين زمينه فراهم خواهد ساخت.
متأسفانه چون مسئولان و متوليان امروز هنوز به ضرورت تحقيق و پژوهش در مورد منطقه آمريكاى لاتين نرسيده‌اند، نمى‌توان انتظار داشت كه راه‌اندازى مراكز مطالعاتى ويژه آمريكاى لاتين، گرهى از مشكلات تحقيقاتى كشور را در ارتباط با اين منطقه حل نمايد، چون اگر آن ضرورت و اضطرار نباشد، اين مركز هم مثل مراكز مطالعاتى ديگر، نه وزارت خارجه به آن احساس نياز مى‌كند، نه سازمان فرهنگ و ارتباطات، نه جامعه المصطفى(ص) و نه ديگر نهادها و سازمان‌هاى فعال در زمينه آفريقا.
هم‌اكنون اين سؤال مهم مطرح است كه مراكز بررسى و تحقيقات استراتژيك رياست جمهورى و مجمع تشخيص مصلحت نظام و ديگر مراكز پژوهشى كشور، براى اين منطقه چه كردند و چه برنامه‌ها و استراتژى‌هايى براى حضور موفق و پايدار ايران در اين منطقه دارند؟

ضرورت اقناع افكار عمومى و رسانه‌ها براى گسترش ارتباط با منطقه
سؤال جدى و اساسى در اين زمينه است كه مسئولان و دولت‌مردان ما، چقدر مردم، افكار عمومى و رسانه‌ها را براى گسترش روابط با اين مناطق اقناع كرده‌اند؟ متأسفانه يكى از نقاط ضعف دولت اين است كه، تلاشى براى جريان‌سازى پذيرش عمومى گسترش روابط خود با كشورهاى منطقه انجام نداده، اما با اين حال درصدد افزايش سطح مناسبات سياسى خود با كشورهاى منطقه است. لذا اگر دولت‌مردان و مسئولان، انگيزه‌اى و اعتقادى به استقلال كشور، تقويت جبهه مقاومت جهانى در مقابل قدرت‌هاى سلطه‌جو، شركت‌هاى چندمليتى و صهيونيسم بين‌الملل دارند، قطعاً بايد توجهى جدى به اقناع افكار عمومى داخل كشور داشته باشند و اهميت روابط به آمريكاى لاتين و حضور در اين منطقه و مناسبات اقتصادى، كشاورزى و سياسى با اين منطقه را براى مردم، نخبگان و گروه‌هاى مرجع، تشريع و تبيين كنند.

ترجمه و نشر انگشت‌شمار كتاب درباره آمريكاى لاتين
اگر كتاب‌شناسى‌اى درباره آثار منتشر شده درباره آمريكاى لاتين صورت بگيرد، در مى‌يابيم كه بيش از هشتاد درصد اين كتاب‌ها، مربوط به دهه اول انقلاب اسلامى است و در دو دهه اخير، كتاب‌هاى اندكى درباره اوضاع سياسى و اجتماعى منطقه به چاپ رسيده است. البته آن چه كه در اين سال‌ها ما شاهد آن هستيم، ترجمه آثار ادبى از نويسندگان مشهور اين منطقه؛ مانند پائولو كوئيلو، گابريل گارسيا ماركز يا ماريو بارگاس يوسا و... است كه منتشر شده است. اما كتاب‌هايى كه اطلاعاتى درباره سياست، دين، اجتماع و اقتصاد اين منطقه به ما بدهند، بسيار نادر است و لذا شناخت ما از آمريكاى لاتين بيشتر به كتاب‌هاى دهه اول انقلاب برمى‌گردد. متأسفانه هنوز بسيارى از اساتيد، نخبگان و حتى مسئولان ما نيز فكر مى‌كنند كه آمريكاى لاتين فعلى، همان آمريكاى لاتين دو سه دهه پيش است، در حالى اين طور نيست و تغيير و تحولات بسيارى در اين منطقه رخ داده است.

نقش جدى آمريكا در منازعات كشورهاى منطقه
نكته ديگر اين‌كه، ما بايد به درگيرى‌ها و جنگ‌هايى كه بين كشورهاى مختلف و هم‌چنين درگيرى‌هاى داخلى اين مناطق، به خصوص درگيرى‌هاى قومى مشكوك باشيم؛ چرا كه احتمال نقش‌آفرينى كشورهاى غربى، به ويژه آمريكا در آنها وجود دارد. اين مسأله در منازعات كشورهاى آمريكاى لاتين، از جمله ونزوئلا ،كلمبيا، بوليوى و... يا كشورهاى آفريقايى؛ چون درگيرى‌هاى داخلى در سودان، كنگو، زيمباوه، نيجر و... به راحتى قابل اثبات است، كه در هر كدام از اين درگيرى‌ها و آشوب‌هاى داخلى و منطقه‌اى، آمريكا يا كشورهاى اروپاى غربى نقش محورى دارند.
ايالات متحده آمريكا در مخالفت با استقلال كشورهاى اين منطقه و در راستاى اجراى دكترين مونروئه، بارها دست به حمله نظامى يا كودتاى نظامى زد و يا اين‌كه از كودتاى نظامى حاميان خودش طرفدارى و حمايت كرد، كه از جمله آنها كودتاى ناموفق سال ٢٠٠٢ م در ونزوئلا عليه چاوز بود. حتى مى‌توان حضور گسترده نظاميان اين كشور در هائيتى، پس از زمين لرزه بزرگ و خسارت‌آور اين كشور و دخالت امور داخلى اكوادور را هم در اين راستا تحليل كرد.

توجه به برنامه‌ريزى‌هاى دقيق جهان براى منطقه
نكته ديگر، برنامه‌ريزى منظم و داشتن استراتژى مشخص در غالب كشورهاى پيشرفته و در حال توسعه، در اين منطقه است. الآن چند سالى است كه علاوه بر آمريكا و كشورهاى اروپاى غربى، كشورهايى؛ هم‌چون چين، هند، ژاپن و تركيه به اين منطقه روى آوردند. حتى كشورهايى در حد و اندازه تركيه، از همين الآن به فكر زمينه‌سازى براى حضور پايدار و تثبيت جايگاه خود در منطقه افتاده‌اند. آنها و ژاپنى‌ها با پرداختن به موضوعاتى؛ چون آموزش و بهداشت، درصدد تثبيت جايگاه خود و حضور پايدار و مداوم خود و ايجاد علقه و روابط عاطفى بين مردم منطقه هستند. الآن گروههاى آموزشى وابسته به فتح الله گولن، روشنفكر پرنفوذ و سكولار ترك، درصدد راه‌اندازى مدارس و دانشگاه‌هايى براى كودكان، نوجوانان و جوانان اين منطقه است و قرار است تجربه موفقى كه در آسياى مركزى و اروپا داشته است را در منطقه تكراركند.

حضور پررنگ فرقه‌هاى ضاله و معنويات نوپديد
نكته ديگر، فعاليت‌هاى فرقه‌هاى منحرف يا ضاله‌اى هم‌چون بهائيت، گروه‌هاى مختلف و متعدد شيطان‌پرستى و هم‌چنين مسيحيت صهيونيستى در منطقه است. اين مسأله در بدو امر، بايد مورد توجه مسئولان حوزه‌هاى علميه شيعى و سنى - از جمله مراجع تقليد، علما و نخبگان حوزوى - و نيز سازمان‌هاى فرهنگى و دينى كشورمان و جهان اسلام قرار گيرد، كه براى تبليغ اسلام در منطقه و حمايت و تقويت مسلمانان منطقه اهتمام جدى‌ترى داشته باشند و با احداث مراكز اسلامى و مساجد و يا راه‌اندازى دوره‌هاى آموزشى براى مسلمانان منطقه، در انسجام منطقه، در انسجام و حفظ هويت دينى و اسلامى آنها و هم‌چنين تبليغ و تبيين زيبا از اسلام بكوشند.

ضرورت راه‌اندازى شبكه اسپانيولى زبان ايران
نكته ديگر، فعاليت‌هاى رسانه‌اى غربى و حتى شرقى، چون افتتاح رسانه چينى‌ها به زبان اسپانيولى است. وقتى BBC، CCN و ديگر شبكه‌هاى كشورهاى غربى و شرقى، رسانه‌اى براى تأثيرگذارى بر افكار عمومى و مخاطبان ٥٠٠ ميليونى اين منطقه دارند، چرا كشورهاى اسلامى و از جمله ايران، رسانه‌اى ويژه اين منطقه نداشته باشند؟! خوشبختانه ايران در سال‌هاى اخير به ضرورت داشتن رسانه به زبان‌هاى معتبر بين‌المللى رسيده و با راه‌اندازى شبكه‌هايى به زبان‌هاى عربى و انگليسى؛ چون العالم، كوثر و Press TV توانسته است تا حدى مواضع نظام جمهورى اسلامى و گفتمان اصيل اسلامى را تبيين و از آن دفاع كند. لذا ضرورى است كه در اسرع وقت، مقدمات راه‌اندازى شبكه‌اى به زبان اسپانيولى را آماده كرده و برنامه‌هايش را پخش كند تا بدين گونه تبليغات منفى كشورهاى غربى را عليه اسلام و ايران خنثى نمايد و پيام اسلام و انقلاب اسلامى را به آنها برساند.

توجه به ظرفيت‌هاى معدنى، صنعتى و كشاورزى
منابع و معادن طبيعى بسيارى؛ مانند طلا،مس، نقره و سنگ‌هاى معدنى و به خصوص نفت و گاز در منطقه وجود دارد، كه مى‌تواند باعث تقويت و گسترش همكارى متخصصان ما در اين زمينه‌ها شود. از سويى ديگر، به خاطر زمين‌هاى حاصل‌خيز و پرآب، امكان كشاورزى و اجاره زمين در اين منطقه بسيار فراهم است. اين كشورها ظرفيت زيادى براى همكارى‌هاى ما در عرصه دامدارى و به ويژه تهيه گوشت قرمز دارند. اگرچه ايران هم‌اكنون به تهيه گوشت از برزيل يا برنج آرژانتينى و اروگوئه‌اى توجه داشته است، ولى جاى همكارى‌هاى بيشترى در اين زمينه وجود دارد و از سويى، بايد دقت كند تا محصولاتى را وارد نمايد كه در كشور امكان تهيه‌اش موجود نيست وگرنه واردات برنج با اين‌كه امكان داخلى‌اش موجود است، چه ضرورتى دارد.
اما آنچه كه در اين تعاملات مى‌تواند بيشتر، گسترده‌تر و حتى سريع‌تر، مورد توجه مسئولان ما قرار گيرد، استفاده از توان علمى و تخصصى ما در عرصه استخراج نفت و گاز منطقه است. اغلب اين كشورها در عرصه استخراج نفت و گاز، تجربه و سابقه لازم را ندارند و عمدتاً نگاه‌شان به كمك و حمايت كشورهاى غربى است. لذا كشورمان مى‌تواند با استفاده از توان و پتانسيل متخصصان، اين تجربه موفق را در اختيار آنها قرار دهد و در زمينه استخراج نفت و گاز به آنها كمك كرده و حضور خود را در منطقه ماندگار نمايد.

حمايت از مسلمانان منطقه
نكته پايانى، هدايت و سازمان‌دهى مسلمانان در قالب گروه‌ها و احزاب فرهنگى، اجتماعى و حتى اقتصادى و سياسى است تا مسلمانان منطقه حضور اجتماعى و فرهنگى و حتى سياسى بيشترى در منطقه داشته باشند تا بتوانند از حقوق خود دفاع كنند.


پى‌نوشت‌ها:
١. ويژه نامه سينماى سوم، مركز فرهنگى ميثاق، ١٣٨٥.