پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٩ - اكنكاريسم و تحليلهاى توهمافزا از اديان و سفر روح - مشهدیان عطاش وهاب

اكنكاريسم و تحليل‌هاى توهم‌افزا از اديان و سفر روح
مشهدیان عطاش وهاب

 يكى از اركان اصلى مكتب اكنكار، سفر روح است. در اين مكتب آن‌چنان به مقوله سفر روح پرداخته شده، كه گويى سفر روح در اين مكتب، يك هدف است، نه وسيله.
 چلا "نواموز" مى‌گويد: اكنكار بايد انقدر تلاش كند تا موفق به سفر روح شود...به چه خاطر!!؟؟ به خاطر خود "سفر روح". هم‌چنين، نقش و جايگاه اديان در اين مكتب نيز منحصر به فرد است و در يك نگاه اكيستى، روح، سارى كليه اديان مى‌شود.
 در اين نوشته كوتاه سعى شده تا سفر روح و جايگاه اديان مختلف الهى و غير الهى در مكتب اكنكار تبيين شود.
 
 ١) نگاه اكنكار به اديان ديگر:
 اكيست‌ها تمام اديان را شبيه به اعضاء بدن انسان دانسته‌اند، كه روح اين بدن، اكنكار مى‌باشد. آنها معتقدند: تمام اديان و مذاهب(١) جزيى از مكتب اكنكاراند و به تنهايى كامل نمى‌باشند؛ زيرا كمال، از طريق اعتقادات مذهبى‌قابل دستيابى نيست. به همين خاطر، اكنكار، نه يك دين و مذهب است و نه يك فلسفه و علم متافيزيكى؛ زيرا كه اديان محدودند و كمال حد و حدودى ندارد. از نظر آنها، اكنكار از هر فلسفه و مذهبى كه در جهان وجود دارد به حق نزديك‌تر است.
 از نظرگاه آنان، مذاهب از پنج عنصر اساسى تشكيل شده‌اند:
 ١) فرائض خرافى؛
 ٢) فانتزى‌هاى عاطفى ؛
 ٣) مراسم آئينى؛
 ٤) تفكرات ماوراء الطبيعه؛
 ٥) اصول اخلاقى (سرزمين‌هاى دور/ ص ٣٧٦)
 پال مى‌گويد: خواندن هيچ‌يك از كتب آسمانى ما را حتى يك قدم به خدا نزديك‌تر نخواهد كرد.(دندان ببر/ ص ١٨) مذاهب، با سر سختى به تشريفات ظاهرى مى‌پردازند.(دندان ببر/ ص ١٩٠)
 در جايى ديگر مى‌گويد: تمام محتواى شگفت‌انگيزى كه درباره اديان شرقى و مكاتب اسرار يونان باستان و هم‌چنين مذاهب غربى گفته شده، زير كوهى از خرافات، آئينى و تشريفات مدفون شده تا اديان بتوانند بقاء يابند.(اك ويديا/ ص ٧٥)
 در مورد اديان مى‌گويند: همه اديان به اين ترتيب تأسيس مى‌شوند، از طريق قدرت تصوّر پيروانشان. روحانيت اين تصوّر را اختراع مى‌كند و آن‌قدر در مقابل مردم نگه مى‌دارد تا قبولش كنند و نيايش آن را بپذيرند.(سرزمين‌هاى دور/ ص ٦٦) پال در جايى ديگر مى‌گويد: ظاهرا مذهب قرار است دوست بشر باشد، و ليكن، تقريبا در تمام طول تاريخ، اين دو با يكديگر ستيز مرگبارى داشته‌اند.(سرزمين‌هاى دور/ ص ٣٤٨)
 پال تمامى اديان را از طرف كل نيرانجان مى‌داند، كه قوانين قدرت منفى (كل نيرانجان) به عنوان قانون طبيعت شناخته شده است. كل نيرانجان، تدوين‌كننده قوانين طبيعى است؛ چه اين كه او آفريننده و پروردگار تمامى جهان‌هاى فيزيكى است. در مكتب اكنكار كل نيرانجان، خدا، پروردگار انجيل، يهوه(٢) عبرى‌ها و مسيحيان و الله محمدى‌ها است. او عملاً خداوند همه اديان و مذاهب است. (سرزمين‌هاى دور/ ص ٢٠٨) و در جاى ديگر پيامبران الهى و غير الهى را از معلمين خاص اكنكار به حساب مى‌آورد: ما در اين مدرسه معلمين بيشمارى داشته‌ايم، كه از آن جمله؛ [حضرت] محمّد [ص]، عيسى، موسى، كنفسيوس، بودا، كريشنا، زرتشت، سقراط، كپرنيك، مارتين لوتر، شكسپير، امرسون، انيشتين و ... اين فهرست، پايانى ندارد. (اكنكار حكمت باستانى براى عصر حاضر/ ص ٨)
 همانطور كه اشاره شد، اكنكار، تمام اديان را هم جزئى از خويش مى‌داند و هم در موارد بسيار زيادى آنها را رد مى‌كند تا يگانه راه حق و حقيقت را اكنكار معرفى كند.
 پال توئيچل مى‌گويد: فقر حقيقى همه مذاهب و اديان در اين است كه راهى ندارند كه بتوانند سوگماد (خداى برتر نزد اكنكار،خداى طبقه دوازدهم) را براى پيروانشان به واقعيت بدل كنند.(سرزمين‌هاى دور/ ص ١٨٤) و درجايى ديگر مى‌گويد: همه مذاهب، فلسفه‌ها و دكترين‌هاى مقدسّه از اكنكار مشتق شده‌اند؛ زيرا هيچ چيزى نمى‌تواند بدون جوهر اك كه از قلب سوگماد به بيرون جارى مى‌شود و سازمان‌هاى كالبدى را مى‌سازد، ادامه حيات رإ؛ ّّ برقرار ساخته و وجود داشته باشد. (دفترچه معنوى / ص ٢٧٤)
 اكيست‌ها در مقابل پيروان مذاهب و اديان، زبان به نصيحت گشوده كه يگانه راه نجات، پيوستن به مكتب اكنكار و ديدار و شناخت استاد حق در قيد حيات است.
 پال توئيچل مى‌گويد: تو مى‌توانى در مقابل همه خدايانى كه نام آنها در كتاب‌ها هست، به دعا و نماز بنشينى، و ليكن آنها صداى تو را نخواهند شنيد، مى‌توانى از همه مذاهب موجود، طلب يارى كنى، اما هيچ نصيبت نخواهد شد. اين، هم‌چنان يك واقعيت قاطع بر جا مى‌ماند كه هيچ فردى تا بحال نتوانسته است، و در آينده نيز نخواهد توانست از مصائب اين زندگى و ترديد در خصوص زندگى‌هاى بعدى بگريزد، مگر اين سعادت را بيابد كه با يك استاد حق (مكتب اكنكار) ديدار كند. (سرزمين‌هاى دور/ ص ٢٣٥) اكيست‌ها معتقدند كه بشر معناى آزادى واقعى را نمى‌داند. اصول و مذهب از بيرون به او تحميل شده‌اند؛ و اعتقاداتش پس از گذشت قرن‌ها متحجّر گشته است، دين او ديگر از درونش سر چشمه نمى گيرد، بلكه به جهان خارج از وجودش تعلّق دارد براى همين هر يك از اديان، فرقه‌ها و فلسفه‌ها در سه جهان پائين (اكيست‌ها قائل به وجود دوازده جهان هستند) اصول و صفاتى را ساخته اند و به خداى خود نسبت مى‌دهند.
 و يا مى‌گويد: بنابراين، همه اديان بيان مى‌كنند كه كلمه »من خالق« تمام هستى است. كلام من، نور من، در ميان همه مردم مى‌درخشد و خداى حق همان خداى نزد مكتب ماست.
 و در مواردى نيز به جنگ مستقيم با اديان رفته و با زير سوال بردن عقايد آنها سعى در اثبات مكتب خويش دارد: ايمان كوركورانه مذاهب هرگز به درد بشر نمى‌خورد. انجمن‌هاى مسيحى؛ همانند صاحب منصبان مسلمان، بودائى‌ها و اديان ديگر، طيّ قرون پنجم تا هشتم پيروان عرفان را كه معتقد به تناسخ و دانش اسرار بودند، منكوب كردند و ايمان كوركورانه مذاهب خود را وجه اصلى و بالاترين مبحث موضوعات دينى قرار دادند. (دندان ببر/ ص ٢٠١)
 
 الف: اديان اكنكاريسم
 توئيچل سعى مى‌كند تا از اديان معروف الهى و غير الهى براى جلب بيشترين مخاطب استفاده كند. انواع اديان و مكاتب مقبول نزد اكنكار عبارتند از: ١) هند ويئسم؛ ٢) بوديسم؛ ٣) كنفسيونيزم؛ ٤) تائوئيسم؛ ٥) اسلام؛ ٦) يهوديت؛ ٧) دين زرتشت؛ ٨) سيكيزم؛ ٩) علوم مسيحى (مسيحيت ارتدكس)؛ ١٠) شينتوئيزم؛ ١١) جينيزم؛ ١٢) مسيحيت (به روايت پولس).
 او بارها و بارها اذعان مى‌كند كه قصد راه اندازى مكتبى جديد را ندارد؛ لذا همه اديان را قبول داشته، ولى آنان را در معرفى سوگماد (خداى برتر) ابتر و ناقص مى‌داند و تنها خويش را كاشف دوباره راه بازگشت به سرزمين خداى‌برتر (سوگماد) مى‌داند.
 هم‌چنين مى‌گويد: پيامبر اكنكار، تلاش و پايه گذارى يك مذهب تازه نكرده است. اين در خصوص زرتشت و محمد [ص]، بودا و ديگر كسانى كه با جنبه‌هاى مذهبى مربوط هستند مصداق دارد.(اك ويديا/ ص ٤٤)
 وى در جايى ديگر عنوان مى‌دارد كه كتب آسمانى پيامبران اديان الهى ساخته دست خودشان است. كتب آسمانى، حاوى تجربيات درونى اين انبياء (بنيانگذاران اديان) مى‌باشد. بودا، كريشنا، مسيح، محمّد و ... و شعراى‌بسيارى از اين جمله.(اكنكار كليد جهان‌هاى اسرار/ ص ٢٣)
 يا مثلا در رد و زير سوال بردن معجزات انبياء مى‌گويد:
 تمام معجزات، چيزى بجز اعمال ذهنى نيستند. هنگامى كه ذهن تحريك شده باشد، قابليت انجام هر كارى را خواهد داشت، چه مخرب و چه سازنده.(كليد جهان‌هاى اسرار/ ص ١٦٦)
 
 ب: رد وقبول اديان در اكنكار
 پال توئيچل سعى در اثبات مكتب خويش و رد تمامى مكاتب موجود دارد. او هم‌چنين مى‌داند كه مكتبش آن‌قدر متقن و استوار نيست تا بتواند به طور مستقيم و رودر رو به جنگ اديان الهى رفته و آنان را رد و خويش را ثبات كند. به همين خاطر، همان مثال روح و بدن، در رابطه بين اكنكار و اديان را عنوان مى‌دارد؛ زيرا در ابتدا اذعان داشته كه قصد راه اندازى مكتبى در مقابل ديگر مكاتب را ندارد، ولى وقتى به آموزه‌هاى اكنكار نگاه مى‌كنيم؛ آن را مكتبى مى‌يابيم كه داراى كتاب، پيامبر، قانون و خدايى است كه خويش را برترين خدا و ديگر خدايان اديان الهى و غير الهى‌را خداى عوالم پست معرفى مى‌كند. پال در بعضى اوقات، بنابر شرايطى، بر اديان، به خصوص اديان الهى طعن زده و با سخره گرفتن آموزه يا اعمالشان سعى در منحرف نشان دادن راه شان را دارد.
 
 ج: جاشيه‌هاى كوتاه
 ١) اديان الهى، كه يكى پس از ديگرى براى اثبات دين و ابراز توحيد ظهور يافته‌اند، همگى يك‌جا و در يك نگاه زير سوال مى‌روند و در مقابل مكتبى به نام مكتب اكنكار ارائه مى‌شوند و دليل متقن و عقلانى براى اثبات خود ارائه نمى‌كند.
 ٢) اختلاف موجود ميان اديان و مذاهب كتمان پذير نيست. ولى نمى‌توان به خاطر بروز چنين اختلافى ادعا كرد كه همگى بر خطا رفته اند و حق نزد هيچ كس نيست.
 ٣) عالم را به چند بخش تقسيم مى‌كنند (كه در جاى خويش پاسخ داده خواهد شد) اما بر چه اساس عنوان مى‌كنند كه همه اديان از طرف خداى طبقه اول (كل نيرانجان) آمده است.
 ٤) براساس كدام منطق به جاى خدا به خدايان قائل مى‌شوند!
 ٥) به جنگ مستقيم با اديان الهى، به خصوص اسلام آمده‌اند؛ چرا كه كتاب، معجزات، پيامبران و خداى اديان را زير سوال مى‌برند، ولى يك اشكال منطقى و عقلانى بر رد ايشان، يا معجزه و كتاب آسمانى نمى‌آورند و به بيان چند خط ادعا بسنده مى‌كنند؟؟؟!!!!
 يك‌جا پيامبر را شاعر مى‌خوانند و در جاى ديگر، معلم مكتب اكنكار!!
 و...
 
 ٢: سفر روح
 در اين مكتب اصل و اساس انسان؛ روح مى‌باشد. بنابراين، تمام تلاش و توجه اكنكار در راه تعالى اين اصل (روح)(٣) قرار گرفته است. در مكتب اكنكار »روح سفر« آن‌قدر مهم است، كه مترادف با لفظ اكنكار تلقى شده و "اكنكار" را "دانش باستانى سفر روح" مى‌دانند:
 اكنكار، يا سفر روح، كليد ويژه‌اى است براى گشودن اسرار جهان معنوى؛ (اكنكار كليد جهان‌هاى اسرار/ ص ٣٠) توئيچل پال مى گويد: در مطالعات خود در مورد سفر روح يك دانش اصيل باستانى را دوباره كشف كردم. دانش وارد و خارج شدن از بدن كه نام آن اكنكار (دانش باستانى سفر روح) است. (اكنكار كليد جهان‌هاى اسرار/ ص ٦٧)
 پيروان اكنكار ثمرات زيادى براى سفر روح متصور مى‌شوند. اكيست‌ها معتقدند: كسانى كه در سفر روح متبحر گشته‌اند، مى‌توانند به پيشينه افراد مبتدى دسترسى پيدا كرده، او را از خطايش مطلع سازند. آنها اعتقاد دارند: تمرينات معنوى اك، براى‌بدن مفيد است؛ زيرا باعث استهلاك كارما(٤) مى‌شود، كارما را عمده ترين عامل مؤثر در مرگ و مير زودرس مى‌دانند.
 به عقيده او؛ نگرانى‌ها، اضطرابات و هيجانات، عموما نتيجه الگوى كارما در زندگى فرد مى‌باشد، يك فرد اگر تمرينات معنوى اكنكار را خوب انجام دهد، سبب تقويت بنيه و درازى عمر او مى‌شود. هر چند كه مهم ترين تمرين "سفر روح" است.
 به نظر او، سفر روح نحوه طبيعى سفر به سوى خداست (نسيمى از بهشت/ ص ٢٨) وى اضافه مى‌كند: كمتر كسى را مى‌توان يافت كه از شيوه پيامبرى اك ويديا(٥) "دانش آكاشاى(٦)"، چيزى بداند، در حاليكه اين شيوه، ابزار اصلى‌پيران طريقيت اكنكار براى قرائت آينده از طريق هنر سفر روح مى‌باشد.(نيمى از بهشت/ ص ٢٥٩)
 اكيست‌ها معتقدند: منافع حاصل از سفر روح در عين ظرافت، متضمن دستيابى به افق‌هاى دور دست مى‌باشد، مثلا هنگامى كه ما در مى‌يابيم، در كالبد مادى نيز داراى حيات هستيم، از وحشت مرگ رها شده و نگرانى كمترى را به خود راه مى‌دهيم. يا مثلا عقيده دارند: وقتى در طى تجربيات سفر روح درك مى‌كنيم كه خود جزئى خلاّق از خدايى هستيم، كه به ما عشق مى‌ورزد؛ عشق بيشترى در زندگى خود جارى نموده و نگرانى يا بيگانگى را كمتر احساس مى‌كنيم. در جاى ديگر ابراز مى‌دارند: وقتى به تجربه در مى‌يابيم كه هدفى معنوى در پس زندگى وجود دارد، احساس توانايى مى‌كنيم؛ پس اكيست‌ها با شمردن ثمرات متعددى براى سفر روح، اين مقوله را مهمترين هدف اكنكار به شمار مى‌آورند و بزرگ‌ترين ضعف اديان ديگر را در همين نكته مى‌دانند؛ كه اديان با حبس روح در جسم، آزادى را از انسان در طى قرن‌ها گرفته‌اند.
 آنان معتقدند: بشر، معناى آزادى واقعى را نمى‌داند. اصول و مذهب از بيرون به او تحميل شده؛ اعتقاداتش پس از گذشت قرن‌ها متحجّر گشته است. دين او ديگر از درونش سر چشمه نمى‌گيرد، بلكه به جهان خارج از وجودش تعلّق دارد.(داندان ببر/ ص ٣٤) وقتى از توئيچل سوال مى‌شود، كه چرا در اكنكار، سفر روح، يا خارج شدن از كالبد تا اين حد مهم است، پاسخ مى‌دهد: آدمى به هر حال مى‌بايد روزى اين معبد خاكى را ترك كند،
 پس بهتر است با آموختن چگونگى خارج شدن از كالبد و بازگشت بدان پيش از مرگ، بتواند هنگام فرا رسيدن آن لحظه "مرگ"، بدون درد و رنج جسمانى و عاطفى پا از آن بيرون نهد.(نسيمى از بهشت/ ص ٢١٢) در كتاب " اكنكار كليد جهان‌هاى اسرار" او شش روش(٧) را براى سفر روح پيشنهاد مى‌كند، تا بوسيله اين شش روش، روح به مقام سوگماد نزديك‌تر شده و در مقام همكارى او بر آيد.
 
 پنج نكته اساسى
 در مكتب اكنكار بايد پنج نكته اساسى را مدنظر قرار داد؛ اين نكات عبارتند از:
 ١- اك؛ جوهر باستانى و اصلى كيهان است و به حيات در همه كيهان‌ها، بقا مى‌بخشد.
 ٢- اك؛ آموزشى باستانى است، كه از درون آن تمامى مذاهب و فلسفه‌ها نشأت گرفته‌اند.
 ٣- استاد حق در قيد حيات، تنها تجلى سوگماد در روى زمين است و پايه‌هاى اصلى آموزش او بر مبناى استاد درون استوار است.
 ٤- تنها مأموريتى كه استاد حق در قيد حيات دارد، جمع آورى روح‌هايى است، كه آمادگى لازم براى بازگشت به سوى خدا كسب كرده‌اند، و استاد، راهنمائى آنان را در مسير بازگشت بر عهده دارد.
 ٥- استاد حق در قيد حيات، ابزار كامل سوگماد است، كه در طبقه زمينى، غالبا داراى منصب "ماهانتا"(٨) نيز مى‌باشد. وظيفه او اين است، كه به هر روحى كه به سويش مى‌آيد، اين را بفهماند كه فقط يك مأموريت در زندگى برايش وجود دارد و آن هم بازگشت به خانه خود نزد خدا بوسيله سفر روح است.
 و با اين مقدمات، مشخص مى‌گردد كه سفر روح اصل اساسى مكتب اكنكار است.
 
 نقدهاى كوتاه
 براين مقوله، يعنى سفر روح، نقدهايى زيادى وارد شده كه برخى از آنها عبارتند از:
 ١- در اين مكتب، سفر روح، اصل و هدف قرار گرفته است. سفر روح، وسيله براى نيل به هدفيست، بلكه خود سفر روح، انسان را شبيه سوگماد كرده و او را تبديل به همكارى براى خدا مى‌كند. اكنكار انسان را ترغيب به سفر روح مى‌كند؛ بدون آنكه هدف روشنى را در اين سفر ترسيم نمايد.
 ٢- تلقى مى‌شود كه سفر روح، نوعى فرار از واقعيت باشد، فرار از عالم واقع فرا روى انسان، پيشنهاد مى‌شود، كه هر وقت مسئله‌اى برايتان پيش آمد، تلاش نكنيد تا مسئله را حل كنيد، بلكه صورت مسئله را پاك كنيد انسان موجود در اين عالم بين ملايمات و ناملايمات قرار دارد و براساس قدرت تفكر بايد تلاش كند، بر مشكلات فائق آيد، تا هم پيشرفت كند، و هم باعث پيشبرد ديگر افراد شود، ولى وقتى مكتب اكنكار پيشنهاد مى‌كند، در برخورد با مشكلات به همان شش روش پيشنهادى سفر روح، خود را سبك و مسئله را حل كند، نشان از پاك كردن صورت مسأله و فرار از واقعيت دارد. با اين سفر روح نه مى‌توان مشكلات دنيا را حل كرد. و نه مى‌توان الگوى حل مشكلات براى ديگر افراد شد، بلكه به عنوان تسكينى موقت و كاذب تلقى مى‌شود.
 ٣- در اين مكتب گفته مى‌شود: سفر روح باعث شده تا انسان بهتر با مرگ(٩) كنار بيايد، ولى اين مطلب، تناقض با تناسخ پيدا مى‌كند؛ زيرا وقتى ادعا مى‌شود، كه مرگ پايان زندگى نيست، بلكه هزاران بار انسان به اين عالم خاكى بر مى گردد، ديگر مرگ معنايى ندارد. ديگر مرگ دريچه ورود به عالمى جديد نيست تا براى انسان موهوم و مبهوت كننده باشد.
 وقتى همه مى‌دانند كه پس از مرگ دوباره به همان عالم خاكى برخواهند گشت، آن هم به صورت متوالى؛ پس، ديگر سفر روح نقشى در آرامش انسان پس از مرگ ندارد، وقتى اكيست مى‌داند دنياى پس از مرگش همين دنياست، دليلى ندارد تا از مرگ و دنياى پس از مرگ بترسد.
 ٤- براى سفر روح فوايدى ذكر شده است، كه پال هيچ دليل و مدركى براى آن نمى‌آورد؛ مانند ادعاى عاشق خدا شدن در سفر روح يا جزئى از خدا شدن بوسيله سفر روح، يا به آزادى واقعى رسيدن به وسيله سفر روح، يا سفر روح باعث مى‌شود، هنگام مرگ درد و رنج جسمانى و عاطفى كمترى شود و...، اما هيچ دليل به آن ارائه نمى‌شود. از آنجايى كه انسان داراى قوه تفكر و تعقل است، براى هر ادعايى مى‌طلبد دليل محكم و متقنى آورده شود، تا آن را بپذيرد، در صورتى كه سفر روح، صرف ادعا است و نهايتاً گفته مى‌شود پس از سفر روح انسان به اين مراتب گفته شده مى‌رسد، حال با چه دليلى، چيزى عنوان نمى‌گردد.
 
 
 پى نوشت‌ها:
 ١. RELIGIONS انشعاب‌هاى اكنكار، سرچشمه اصلى تمام زندگى؛ عملكرد سطوح آگاهى پايينى كه بكار با اعتقادات و فلسفه‌هايى است كه مراتب فرا روى براى رسيدن به اك مى‌باشند.
 ٢. YAHVEH يكى از نام‌هاى عبرى كه ابتدا بر يكى از خدايان قوم يهود اطلاق مى‌شد، اما بعدها به خداى جهانيان اطلاق شد؛ قانونگذار متعال؛ فرمانده كل قشون‌هاى اسرائيل.
 ٣. soul آن‌چه كه نه شكلى دارد و نه حركت و نه موقعيتى در جهان زمان و مكان، ولى توانايى ادراك، ديدن، شنيدن و فهميدن را دارد؛ بدين معنا كه جايگاهى در زندگى خود ويا در جهان‌هاى معنوى براى خود متصور باشد. او مركز خلقت جهان مربوط به خود است.
 ٤. KARMA LAWOF قانون علت و معلول؛ عمل و عكس العمل؛ عدالت؛ عقوبت و ثوابى كه در جهان‌هاى مادون اعمال مى‌شود، در عوالم فيزيكى، اثيرى، علّى، ذهنى و اثرى؛ قانون جهانى پاداش اعمال كه تحت حاكميت قانون ارتعاشات است؛ تابش و بازتاب، يكى از قوانين دوازده گانه اى كه جهان بوسيله آن نگهدرى مى‌شود.
 ٥. ECK - VIDYA علم پيشگويى آكاسا؛ روش اختصاص غور در گذشته، حال و آينده، مورد استفاده اساتيد نظام باستانى وارگى؛ يكى از تجليات اك، سرشار بودن از آگاهى كامل الهى.
 ٦. akashic سوابق، خاطرات و الگوهاى كارميك روح كه در منطقه سوم يا علّى از جهان‌هاى فيزيكى يا اثيرى بايگانى مى‌شود.
 ٧. SOUL TRAVEL EXERCI - SES تمرينات معنوى كه براى پيروان اكنكار شناخته شده است؛ طريق باستانى‌آگاهى كامل كه بيانگر انعكاس آگاهى درون است كه به نام سفر روح شهرت دارد.
 ٨. ماهانتا، همان استاد معنوى و معلمى مى‌باشد، كه كارش كمك كردن به تازه كارها در انجام تمرين سفر روح است.
 ٩. DEATH انتقال از جسمى به جسم ديگر؛ جدا شدن جسم از نيروى اثيرى؛ ارواحى كه پيرو طريق اكنكار هستند به وسيله استاد اك در قيد حيات به قلمروى جهان‌هاى درونى كه كسب كرده‌اند برده مى‌شود و ارواح ديگر كه تحت هدايت استاد اك نمى‌باشند، قبل از "دهارمارايا" كه كار ما را اراده مى‌كند بر اساس استحقاقشان به منطقه مورد نظر برده مى‌شوند.
 
 منابع:
 ١) توئيچل، پال، ١٣٧٩. سرزمين‌هاى دور، ترجمه هوشنگ هوپور، تهران، نشر زرين.
 ٢) توئيچل، پال، ١٣٨٠.دندان ببر، ترجمه هوشنگ هوپور، تهران، نشر زرين، چاپ چهارم.
 ٣) توئيچل، پال، ١٣٨٠. اك ويديا (دانش باستانى پيامبرى)، ترجمه هوشنگ اهرپور، تهران، نشر زرين، چاپ دوم.
 ٤) كدامر، تا دو داگلاس منسون، ١٣٨٠. اكنكار حكمت باستانى براى عصر حاضر، ترجمه مهيار جلاليان، تهران، ناشر نور و صوت ايساتيس.
 ٥)توئيچل، پال، ١٣٨٠. دفترچه معنوى، ترجمه هوشنگ اهرپور، تهران، نشرزرين.
 ٦) توئيچل، پال، ١٣٧٩. اكنكار كليد جهان‌هاى اسرار، ترجمه هوشنگ اهرپور، تهران، نشر زرين.
 ٧)استايگر، براد، ١٣٨٠. نسيمى از بهشت، ترجمه هوشنگ اهرپور، تهران، نشرزرين.