پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - جهانشمولى اسلام در پيشا جهانىشدن - اشرافی مرتضی
جهانشمولى اسلام در پيشا جهانىشدن
اشرافی مرتضی
بيش از هر الگوى موجود در تاريخ، الگوى اسلام با جهانشمولى در آميخته و بر مبناى جهانشمولى پايهريزى شده است. چهارده قرن قبل، ادوار طولانى پيش از اينكه اصطلاح امروزى جهانىسازى، جهانىشدن و جهانىكردن متداول و سخن روز شود، اسلام براى اولين بار در تاريخ نه تنها چارچوب و نظريات و بنياد جامع جهانشمولى را به جامعه بشرى عرضه نمود، بلكه در مدت بسيار كوتاهى توانست اين جهانشمولى را بر مبناى عقيده و ايمان در بستر و عرصه اجتماعى، سياسى، اقتصادى، علمى و فرهنگى پياده كند. دستورهاى اسلام جهان شمول است: »و ما أرسلنك إلا رحمة للعالمين« يعنى »ما تورا جز رحمتى براى جهانيان نفرستاديم«.(١)
جهانشمولى اسلامى از دو منظر بىنظير است: نخست اين كه جهان شمولى اسلامى از جنبه نظرى، مكتبى و تئوريك، زاييده يك جهانبينى دقيق و منظم و جامع الهى است كه عدالت بر آن حكم فرماست است. ديگر آن كه اسلام تنها مكتبى است كه به اين ديدگاه جهانشمولى در تاريخ جنبه عملى داد. ظهور و گسترش اسلام در تاريخ بشريت تأثير فوقالعادهاى در جهانىشدن فرهنگ، اقتصاد و علوم و دانش داشت.(٢)
اتحاديه امت اسلامى در جهان اسلام
طرح تشكيل اتحاديه امت اسلامى، قدمى است در مسير و در پىآمد و ساختار جهانشمولى اسلام و در تشكيل يك نظام جهانى جديد فراسوى نظام كنونى ملت - دولت و سفسطههاى جهانىسازى آن. اتحاديه امت اسلامى در قالب يك واحد جهانى رهاييبخش و وحدتگرا متشكل از جامعه و حكومت اسلامى است. مفهوم امت ثقل و مركز اين اتحاديه را تشكيل مىدهد و در حقيقت چارچوب جامعه شناسى، سياسى، اقتصادى، فرهنگى، تكنولوژى و نظامى جهان شمولى و نظام اسلامى است. مفهوم امت در اين جا متصل به مفهوم جامعه يا مترادف آن در معرفتشناسى و انسان شناسى و جامعه غرب نيست. مفهوم امت ابعاد مردم، اجتماع، جامعه، دولت و اقتصاد را در بردارد؛ بنابراين، اتحاديه امت اسلامى واحد حكومتى، دولتى، مردمسالارى و بالاتر از همه، مكتب و خداشناسى و ايدئولوژى مسلمانان است. اتحاديه امت اسلامى نه شبيه اتحاديه اروپا و نه چيزى مانند ايالات متحده آمريكا است و بنابراين با چنين عنوانهايى مانند اتحاديه كشورهاى اسلامى، جماهير كشورهاى اسلامى و با سازمانهايى مانند سازمان كنفرانس ممالك اسلامى كاملا تفاوت دارد.
اتحاديه امت اسلامى طبيعتا بايد از پايين يعنى از رديف مردم و اجتماع و رهبران اسلامى شروع گردد و بعد، بسيج جهانى به خود بگيرد و سپس شامل دولتهاى اسلامى شود.(٣)
قلمرو جغرافى و تاريخى جهان اسلام
برخى تصور مىكنند جهان اسلام شامل حدود شصت كشور مستقل اسلامى است كه متجاوز از ٥٠% سكنه آنان مسلمان هستند، اما بايد بر اين قلمرو، مناطقى را اضافه كرد كه در آنها اقليتهاى مسلمان زندگى مىكنند. اين مجموعه پس از ظهور اسلام شامل تغييرات زيادى بوده تا شكل كنونى را به دست آورده است.(٤)
بخش زيادى از اين مناطق در حاكميت بنى عباس و يا مركزيت بغداد قرار داشت. به تدريج در قرون بعدى تا پايان قرون وسطى، اندلس (اسپانيا و پرتغال كنونى) تحت حاكميت مسيحيان درآمد و مسلمانان از شبه جزيره ايبرى اخراج شدند. اما همزمان قلمرو امپراتورى بيزانس تحت حاكميت اسلامى قرار گرفت. از جانب شرق هم قلمرو اسلامى به دليل فتوحات، روابط تجارى، سياحت و مهاجرت علما و عارفان مسلمان در حال گسترش بود. به نحوى كه تمامى ساكنين شبه قاره هند، بخشى از آسياى جنوب شرقى، جزاير فيليپين و تركستان چين هم مسلمان شدند و اقليتهايى از مسلمانها در ديگر نواحى آسياى شرقى و شبه جزيره هندوچين پديد آمدند.(٥)
دنياى اسلام داراى محدودهاى از سواحل غربى آفريقا در اقيانوس اطلس تا منتهىاليه شرقى اندونزى به طول متجاوز از يازده هزار كيلومتر است و از حوالى خط استوا در آفريقا تا حواشى سيبرى در روسيه را كه مسيرى به طول ٥٠٠٠ كيلومتر مىباشد در بر مىگيرد. جهان اسلام به دو بخش مركزى و پيرامونى تقسيم مىگردد و در مجموع مساحت آن به حدود ٢٣ ميليون كيلومتر مربع بالغ مىگردد و يك سوم مساحت دنيا را شامل مىشود.(٦)
ويژگىهاى جمعيتى جهان اسلام
طبق آخرين گزارش مركز تحقيقات بينالملل علوم مذهبى در حال حاضر ١٢ مذهب جهان در شمار پرطرفدارترين مذاهب جهان هستند. پس از مسيحيت، مسلمانان، با ٥/١ ميليارد نفر دومين گروه مذهبى در جهان هستند. كه يك چهارم جمعيت جهان را بهوجود مىآورند. قاره آسيا ٦٥% سكنه مسلمان را به خود اختصاص داده است، ٢٥% مسلمين در كشورهاى عربى آسيايى و آفريقايى و ١٠% در بين ديگر كشورهاى آفريقا، ده درصد باقى مانده در قارههاى اروپا، آمريكا و اقيانوسيه زندگى مىكنند. سه كشور اندونزى، بنگلادش و پاكستان يك چهارم مسلمانان را در قلمرو خود جاى دادهاند. پر جمعيتترين كشور اسلامى اندونزى است كه در حال حاضر ٢١٢ ميليون نفر جمعيت دارد و از نظر جمعيت رتبه چهارم را در جهان دارا است. نرخ رشد جمعيت در كشورهاى مسلمان بالاست ولى در پارهاى از سرزمينها بين ١% تا ٣% نوسان دارد.(٧)
منابع عمومى و ثروتهاى طبيعى
بخش مهمى از كشورهاى اسلامى در نواحى گرم و خشك و كم آب واقع شده با اين وجود، جهان اسلام از نظر منابع غنى است و سرزمينهاى با اكثريت مسلمان از طريق راههاى آبى صادرات و واردات خود را انجام مىدهند، علاوه بر حملونقل دريايى اين آبهاى سطحالارضى، به لحاظ تأمين پروتئين آبزيان براى مسلمانان اهميت دارد، در برخى كشورها منابع سوختهاى فسيلى چون نفت و گاز از درياها و درياچههايى كه در مجاورت آنها قرار دارد بدست مىآيد. اساس فعاليتهاى اقتصادى در كشورهاى مسلمان بر توليدات كشاورزى، دامدارى و استخراج منابع معدنىاستوار است و نيمى از نيروى شاغل اين سرزمينها در بخشهاى مزبور كار مىكنند. الجزاير، ليبى، ايران، عربستان، كويت، بحرين، قطر، امارات متحده عربى و نيجريه، كشورهاى توليد كننده و صادر كننده نفت هستند كه عضو سازمان اوپك (oPec )مىباشند، كه در ميان آنان عربستان به لحاظ توليد و صدور اين ماده مهم رتبه اول را داراست.
انديشمندان امت اسلامى و جهان اسلام
درباره وحدت امت اسلامى و جهان اسلام انديشمندان زيادى به بحث و بررسى اين مطلب پرداختهاند، نويسندگان و بزرگانى چون امام خمينى(ره)، شهيدمطهرى، سيد جمالالدين اسدآبادى، شيخ محمد عبده و... كه همگى درصدد ارائه راهكارهايى براى اتحاد امت اسلامى و دورى كردن ملتهاى مسلمان جهان اسلام از تفرقه و اختلافات بنيان كن مىباشد. در ادامه به نظريات برخى از اين انديشمندان اشاره مىگردد:
سيد جمال و انديشه اتحاد اسلامى: اسدآبادى را به يك روايت سرسلسله نهضتهاى اصلاحى در جوامع اسلامى مىدانند، زيرا در دو قرن اخير رابطه ميان مسلمانان و دول غربى، به رابطه ميان استعمارگر و مستعمره تبديل شده بود و نقش بى بديل سيد جمال در مبارزه با پديده استعمار بر كسى پوشيده نيست. به عقيده بسيارى از انديشمندان تجديد حيات اسلامى در ميان مسلمانان و كشورهاى اسلامى، محصول فرايند استعمار و عملكرد آن در كشورهاى اسلامىبوده است.(٨)
به يقين در عصرى كه سيد جمال مىزيست، نياز به وحدت مسلمانان تنها در ميان نخبگان و انديشمندان ظهور و بروز داشت، اما امروز اين نياز پس از تجربههاى پياپى و تحمل آسيبهاى ناشى از تفرقه، به ميان قاطبه مسلمانان نيز كشيده شده است. و در واقع اولين گام نيل به وحدت كه نياز به آن است طى شده است و اين البته فرصت بسيار مغتنمى است تا در درون خود بتواند وحدت را بيافريند. كشمكشهاى سالهاى اخير در جوامع اسلامى و ايجاد تفرقه از سوى آنان كه اتحاد مسلمانان را بر نمىتابند در كنار همه زيانهايش، اين سود را داشته است كه وحدت در نياز به وحدت را به وجود آورده است.(٩)
امام موسى صدر و پروژه تعامل و گفتوگو: ايشان جامعه متحد جهانى را - تا قبل از حكومت واحد موعود - جامعهاى نمىداند كه همه آحاد آن از يك دين و آيين پيروى كنند. نگاه امام موسى صدر به جامعه لبنانى مركب از سه دين و سه تمدن و ١٦ طائفه، نمايانگر ديدگاه ايشان به جامعه مطلوب جهانى است. جامعهاى كه از طوايف مختلف و فرهنگهاى گوناگون و سنن و آداب متنوع شكل گرفته است. امام صدر جامعه آن روز لبنان را، زبان حال و مينياتورى از فرداى جهان انگاشته و از همين نقطه نظر بود كه موفقيت خود را در گفتوگو و تعايش، در لبنان آن روز قابل تعميم به سراسر جهان انگاشته، و آن را براى تمامى ملتهاى طالب صلح، مطلوب و امكان پذير مىدانست. از همينرو؛ با دركى صحيح و پيش هنگام از روند جهانى شدن، به عنوان فقيه جامعالشرايط و بر اساس شناخت دقيق موضوعات و اقتضائات زمان و مكان، طرحى نو براى تنظيم رابطهاى پايدار ميان پيروان اسلام و مسيحيت و حتى پيروان راستين آئين موسى (عليهالسلام) در انداخت. امام صدر چارچوب فكرى و عملى پروژه گفتوگو و تعايش را چنان طراحى و اجرا نمود كه به رغم ملحوظ نمودن تمامى دقايق و ظرايف شرع مقدس، در ميان طوائف غير مسلمان مقبوليتى گسترده يافت.
سيد قطب و نفى ملىگرايى: قطب جامعه را به دو نوع جاهلى و اسلامى تقسيم مىكند.١٠
سيد قطب، آفت بزرگ جوامع اسلام را ملىگرايى مىداند و معتقد است تا وحدت ميان مسلمانان جهان حاصل نشود، امپرياليسم غرب بر منابع مالى مسلمانان چنگ خواهد انداخت. علت مخالفت سيد با ملىگرايى اين است كه ملىگرايى در مقابل وحدت مسلمانان قرار گرفته. وى معتقد بود هر جا مسلمانى هست، آنجا قلمرو اسلام است.١١
شيخ محمد عبده و عقلانيت اسلامى: او شاگرد مكتب سيد جمال بود، اما شيوهها و نوع برخوردش با او همگون نبود. تمامى همت و تلاش وى به اصلاح فكرى و تربيتى معطوف مىشد و از اصطكاك سياسى با دولت انگليس بر حذر بود. شيخ محمد عبده چاره مقابله با هر دو جريان تحجر و غربزدگى را احياى فكر دينى و بازگشت به سرچشمههاى اصلى شريعت اسلامى از راه مبازره با تقليد مىدانست. وى به مانند سيد جمال با اين فكر مخالفت كرد كه باب اجتهاد از زمان احمد حنبل بسته شده و از اين جهت با علماى الازهر مخالف بود. البته معتقد بود كه تنها راسخان در علم مىتوانند به اجتهاد بپردازند. وى نه تنها در برابر مذاهب اسلامى غير از مذهب خود اعم از مذاهب اهل تسنن يا مذهب شيعه بلكه نسبت به اديان يهود و مسيحيت هم با تساهل رفتار مىكرد. عبده دو آرزو داشت. يكى آرزوى وحدت و اتحاد ملت مسلمان و دوم آرزوى يگانگى ملت مصر كه شاخهاى از امت اسلامى بود. گرچه اين دو آرزو چندان با هم قرابت نداشتند اما او سعى كرد كه هرگز از جدايى بين سياست و ديانت صحبت نكند و اعتقادى هم به آن نداشت.١٢شيخ محمد عبده مانند سيد جمال به وحدت دنياى اسلام مىانديشيد و با تعصبات فرقهاى رابطهاى نداشت. شرح نهج البلاغه او گامى موثر در تقريب بين مذاهب اسلامى بود.(١٣)
امام خمينى(ره) و نوع نگرش به وحدت اسلامى: ايشان همواره بر اين اصل اساسى وحدت در جامعه تاكيد داشته و اين را نه به عنوان يك استراتژى و تاكتيك براى پيروزى بر حريف بلكه جوهره عزت و اقتدار مسلمين و ماهيت اجتماعى، سياسى بودن مكتب اسلام و تعبد معرفتشناسانه مىدانستند. يكى از امورى كه مورد اتفاق و پذيرش همه عقلاى عالم خصوصا انبياى اله بوده و هست كيمياى وحدت است و شايد بتوان گفت اصل اساسى و بنيادى در تعاليم اسلام دعوت به وحدت و ايجاد همدلى و همفكرى در بين انسانهاست.حضرت امام خمينى(ره) به عنوان احياگر اسلام ناب در عصر حاضر، همواره بر اين اصل اساسى وحدت در جامعه تاكيد داشته و اين را به عنوان يك استراتژى و تاكتيك براى پيروزى بر حريف و تشكيل حكومت نمىدانست بلكه جوهره درك وى از عزت و اقتدار مسلمين و ماهيت اجتماعى، سياسى بودن مكتب اسلام و تعبد معرفتشناسانه ايشان از كلمات و اصول تعاليم اسلامى و قرآنى چنين اقتضايى داشت و اين روش و منش هيچ منافاتى با عقيده و مرام تشيع وى نداشت.(١٤)
شهيد مطهرى و بعد فرهنگى تجديد حيات اسلامى: وى، افزون بر آگاهى از مشكلات و مسايل فرهنگى و اجتماعى مسلمانان كشور و كوشش در جهت رفع آن، از وضع حاكم بر جهان اسلام رنج مىبرد. مطهرى در مقام بسترسازى اصلاح فراگير زندگى و جامعه جهانى مسلمان بود. شهيد مطهرى در حقيقت، نگران از دست رفتن واپسين سرمايههايى بوده است كه پديد آورنده تمدن بزرگ اسلامى است. در نگاه مطهرى، بعد فرهنگى حركت بازگشت به خويشتن مسلمانان، بيش از بعد نظامى و سياسى آن - كه در كشور گشايى با ديگر فاتحان وجه اشتراك مىيابد - شايان اعتناست.(١٥) چرا كه اسلام، مكتب حيات بخش است و فراتر از سلطه و سيطره بر منابع مادى، روشناى ذهنها و فراخناى فضيلت و عدالت و عزت بشرى را مىطلبد.(١٦)
× × ×
مؤخره
مسئله دنياى اسلام بسيار مهم است. دنياى اسلام يك چهارم جمعيت دنيا را در اختيار دارد و بيش از يك چهارم جمعيت كشورهاى دنيا مسلمان اند. به همين ميزان حق رأى در سازمان ملل را دارد. ازطرفى مهمترين نياز امروز آن و فرداى دنيا يعنى انرژى نيز در جهان اسلام جاى گرفته است. موقعيت جغرافياى سياسى آن هم بسيار مهم است. چيزهاى با ارزشى در قارههايى كه اسلام در آنجا مستقر است، وجود دارد. راههاى آبى مهم تنگهها و بالاخره در چهارراه هوايى و زمينى دنيا قرار گرفته است. بازارى بسيار نيرومند كه خيلى چيزها راجذب مىكند.
جهان و در پى آن جهان اسلام، در حال يك تحول بزرگ است. تحول زمان ما نيز با گذشتهها كمى فرق دارد؛ تحولىسريع است. نقاط مهمى در دنيا وجود دارد كه تكيهگاه اين تحولات است.
پىنوشتها:
١. سوره انبياء، آيه ١٠٧.
٢. محمديان، صادق، جهانشمولى اسلامى، قم، نشر سيدالشهداء، ١٣٨٠، ص ٦٠.
٣. همان، ص ٨٩.
٤. آقابخشى على، افشارىراد مينو، فرهنگ علوم سياسى، مركز مطالعات و مدارك علمى ايران، تهران، ١٣٧٤، ص ١٠٩.
٥. رواق انديشه، شماره ٤٨، آذر ١٣٨٤، ص ٢٩ - ٢٨.
٦. شفيعى مازيار، جغرافياى سياسى جهان اسلام، تهران، نشرهادى الشرق، ١٣٨٥، صص ٣٤ الى ٥٨.
٧. همان، صص ٧٨ الى ١١٢.
٨. افشار ايرج، مجموعه مقالات سواد و بياض، تهران، نشر كاردان، ١٣٧٤، ص ٢٢٦.
٩. جمالى لطفالله، شرح حال و آثار سيد جمالالدين، قم، دارالفكر، ١٣٤٩، صص ٢٦ الى ٤٨.
١٠. سيد قطب، فاجعه تمدن و رسالت اسلام، ترجمه على حجتى كرمانى، تهران، مشعل دانشجو، ١٣٧٦، ص ٥٥.
١١. سيد قطب، اسلام و صلح جهانى، ترجمه و توضيح هادى خسروشاهى و زين العابدين قربانى، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ١٣٦٨، ص ٢٣.
١٢. عنايت حميد ، انديشه سياسى در اسلام مصر، ترجمه بهاء الدين خرمشاهى، تهران، دانشگاه تهارن، ١٣٧٣، ص ٣٦.
١٣. همان، ص ٣٩.
١٤. امام خمينى، تبيان، دفتر پانزدهم، وحدت از ديدگاه امام خمينى(ره )، تهران، موسسه نشر آثار امام خمينى(ره)، ١٣٧٦، ص ٢١٠.
١٥. مطهرى مرتضى، مجموعه آثار، جلد اول، تهران، صدرا، ١٣٨١، ص ٢٣١.
١٦. فصلنامه علمى پژوهشى بنياد شهيد انقلاب اسلامى، سال اول، پاييز ١٣٧٨، ص ٨٣.