پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - پاكستان، طالبان و ايالات متحده - موسوی سید محمد

پاكستان، طالبان و ايالات متحده
موسوی سید محمد

«پرويز مشرف» حاكم نظامي پاكستان قول داده است، در جنگ عليه تروريسم همكاري كاملي را با ايالات متحده داشته باشد. اما اگر پاكستان بخواهد بار ديگر اعتماد غرب را به‌دست بياورد و به انزواي ديپلماتيك خود خاتمه دهد، به يك چرخش صد و هشتاد درجه در سياست خويش ـ به حمايت از طالبان ـ نياز دارد.
انتخاب‌هاي خشك و بي‌روح سياسي كه ارتش با آن روبه‌رو است، ممكن است به تغيير موضع از بيست سال حمايت سري و مخفيانه از احزاب سياسي و رشد فرهنگ جهادي نياز داشته باشد.
اكنون پاكستان پس از هفت سال صرف هزينه و فراهم نمودنِ همه‌ي امكانات نظامي، سياسي و مالي براي طالبان، با درخواست ايالات متحده براي بمباران رهبران اين جنبش و مهمان آنان «اسامه بن‌لادن»، و سرنگوني رژيم طالبان مواجه شده است.
در پي تعهد و التزام لفظي مشرف در كمك به امريكا براي مبارزه و رويارويي بين‌المللي با تروريسم، جرج بوش و كالين پاول از وي خواستند اقدامات ملموسي را جهت اثبات صداقت خويش به مرحله‌ي اجرا درآورد. مقامات ايالات متحده از همان اولين ساعات پس از حملات يازدهم سپتامبر، در قبال همكاري يا عدم همكاري پاكستان با خود، واكنش نشان داده بودند و «كالين پاول» وزير امور خارجه‌ي ايالات متحده در يك كنفرانس خبري در روز دوازدهم سپتامبر، خواستار همكاري رهبران پاكستاني براي يافتن منابع احتمالي اين حملات شد. وي اعلام كرد ايالات متحده منتظر كامل‌ترين همكاري‌هاي پاكستان در اين زمينه مي‌باشد. روز بعد، پس از آن كه ژنرال مشرف پيام خود مبني بر حمايت از عمليات امريكايي‌ها را اعلام كرد، جرج بوش در سخنان خود اظهار داشت، ما فرصت همكاري و مشاركت در اين زمينه را به دولت پاكستان خواهيم داد.
پس از آن ايالات متحده به منظور سهولت حمله‌ي مورد نظر خويش به «بن‌لادن»، ليستي از نيازمندي‌هاي خود را به حكومت نظامي پاكستان ارايه كرد. بخشي از نيازمندي‌هاي امريكا به اين شرح است: اجازه‌ي استفاده از حريم هوايي پاكستان براي بمباران اردوگاه‌هاي بن‌لادن، قطع كمك‌ها، تأمين سوخت و وسايل مورد نياز طالبان، بسته شدن مرزهاي اين كشور با افغانستان به منظور جلوگيري از فرار شبه‌نظاميان «عرب افغان» از طريق پاكستان، دريافت و تقسيم اطلاعات مربوط به بن‌لادن و طالبان با ايالات متحده و... .
اين ليست گام اول در امتحان كردن پاكستان و راه‌حل‌هاي اين كشور در همكاري با امريكا محسوب مي‌شد. پس از اين مرحله، گام دوم نيز با درخواست پايگاه‌هاي نظامي، فرودگاه‌ها و بندرگاه‌ها آغاز شد. واشنگتن از سرويس اطلاعات داخلي پاكستان خواست تا هر توضيح و تفصيلي در مورد بن‌لادن، تماس‌هاي او با تندروهاي پاكستان، استفاده‌ي او از نظاميان پاكستان براي ابلاغ پيام خود از مخفي‌گاهش در افغانستان به سراسر جهان را در اختيار ايالات متحده قرا ردهد.
طبق گزارش ديپلمات‌هاي غربي، امريكا به سرويس اطلاعات داخلي پاكستان فرصت كوتاهي ـ كمتر از يك هفته ـ داد تا بتواند جنبش طالبان را براي استرداد بن‌لادن و از كار انداختن شبكه‌ي چندمليتي و افراطي «القاعده» متقاعد نمايند.
مقامات رسمي سرويس اطلاعاتي پاكستان نيز گفت‌وگوهاي فشرده‌اي را با «ملا محمدعمر» در قندهار انجام دادند و سعي كردند او را متقاعد كنند كه در صورت عدم تحويل اسامه بن‌لادن از سوي جنبش طالبان، حملات هوايي ايالات متحده گريبان‌گير رهبران طالبان نيز خواهد شد. ميزان احتمال براي موفقيت نااميدكننده بود، زيرا ملا محمدعمر و اسامه بن‌لادن از روابط بسيار خوبي با يك‌ديگر برخوردار بودند.
طالبان به طور متفاوت و يك در ميان نداي آشتي و سركشي سرمي‌دادند، اما در پانزدهم سپتامبر، ملاعمر بيانيه‌ي جنگ‌طلبانه‌ي خود عليه ايالات متحده را صادر نمود. وي اعلام كرد كه طالبان آماده‌ي دفاع از بن‌لادن است. پس از صدور اين بيانيه، وحشت سايه‌ي خود را بر جنبش طالبان گستراند بسياري از وزرا و سران، خانواده‌هاي خود را به پيشاور و كويته در پاكستان فرستادند و اعلام كردند خود نيز آماده‌ي فرار مي‌باشند.
واشنگتن دو سياست را در پيش گرفت، از طرفي فشار بر پاكستان و از طرف ديگر تبرئه‌ي اين كشور به خاطر پشتيباني‌هايي كه در گذشته از طالبان به‌عمل آورده بود.
از يازدهم سپتامبر به بعد، مشرف و ژنرال‌هاي ارشد وي دورهم گردآمدند و هيچ بيانيه‌اي در مورد اهداف و مقاصد خويش صادر نكردند. مشرف در دو نطق كوتاه تلويزيوني خويش خسته و فرسوده به نظر مي‌رسيد.
اكنون پاكستان با داشتن مرزهاي طولاني ـ حدود «٥٦٠/١ مايل» ـ با افغانستان و حمله‌ي امريكا به اين كشور از اهميت بسيار زيادي براي ايالات متحده برخوردار است و واشنگتن براي رسيدن به اهداف نهايي خود نيازمند همكاري كامل نظامي و اطلاعاتي اسلام‌آباد مي‌باشد.
اما مشكل اين است كه در طول هفت سال گذشته، پاكستان اصلي‌ترين تهيه‌كننده‌ي ملزومات نظامي، سوخت و غذاي نيروهاي طالبان محسوب مي‌شد و افسران اين كشور به عنوان مشاور، شبه‌نظاميان طالبان را براي رسيدن به اهداف نظامي خويش ياري مي‌كردند. از همه مهم‌تر اين كه حدود ٦٠ هزار طلبه‌ي مسلمان پاكستاني ـ كه سه‌چهارم آن‌ها در مدارس مذهبي پاكستان درس خوانده‌اند ـ در كنار نيروهاي طالبان و با هدف كمك به آن‌ها مشغول نبرد هستند؛ براي مثال از تعداد ١٢هزار نيرويي كه در جبهه‌ي طالبان با نيروهاي ائتلاف شمال جنگ مي‌كردند، ٤هزار نفر شبه‌نظاميان غيرافغاني بودند.
در حال حاضر بدون در نظر گرفتن نيروهايي كه روزانه از پاكستان وارد افغانستان مي‌شوند، ٣٠ تا ٤٠ هزار شبه‌نظامي پاكستاني در كنار نيروهاي طالبان مشغول نبرد هستند. هزاران شبه‌نظامي پاكستاني نيز براي جنگ در كشمير در افغانستان تعليم ديده بودند. از سوي ديگر، به نظر مقامات پاكستان، ماشين نظامي، امكانات انبار، خطوط تداركاتي و سلسله‌مراتب كادر رهبري طالبان بسيار كامل مي‌باشد.
هم‌چنين پاكستان اطلاعات جامعي درباره‌ي نقش شبه‌نظاميان غيرافغان، پايگاه‌ها و تعداد آنان در اختيار دارد. ايالات متحده نيز از سرويس اطلاعاتي پاكستان خواست همه‌ي اطلاعات خود را در اختيار سازمان C.I.A قرار دهد. به همين دليل پرويز مشرف با دشواري‌هاي بسياري مواجه شده و مجبور شده است تا كارهاي بيشتري براي جلب حمايت واشنگتن انجام دهد. تخليه‌ي افغانستان از مشاوران نظامي پاكستاني، عقب‌نشيني از موضع به رسميت شناختن طالبان به عنوان دولت قانوني افغانستان، مجبور كردن طالبان براي اخراج هزاران جنگ‌جوي پاكستاني، قطع پشتيباني سوختي و... ازجمله مخاطرات ويژه‌ي مشرف است.
مشرف هم‌چنين بايد با تندروهاي اسلامي پاكستان كه پشتيباني لجستيكي و ارتباطي سازمان القاعده را به عهده داشتند، به‌شدت مبارزه كند. او هم‌چنين بايد فعاليت آن دسته از گروه‌هاي پاكستاني ـ مانند «حركة‌الانصار» و «جيش محمد» ـ را كه در ليست سازمان‌هاي تروريستي واشنگتن قرار گرفته‌اند، و ممكن است موجب تهديد نيروهاي ايالات متحده شوند، ممنوع نمايد. حزب پاكستاني بزرگ ديگري كه در كشمير در حال نبرد است، «لشكر طيبه» مي‌باشد. اكنون اين حزب نيز در تيررس حملات واشنگتن قرار گرفته است. در گذشته همه‌ي اين گروه‌ها از حمايت تاكتيكي پاكستان برخوردار بودند. در حال حاضر اين حمايت‌ها به معضلي عظيم براي مشرف تبديل شده است.
از سوي ديگر تصميم مشرف براي قرار گرفتن در خط سياست ايالات متحده موجب مي‌شود كه او از پشتيباني گسترده‌ي اكثريت پاكستاني‌ها به‌خصوص طبقه‌ي متوسط تحصيل‌كرده كه از وضعيت بد اقتصادي و بي‌قانوني به‌وجودآمده توسط افراطيون مسلمان به‌تنگ آمده‌اند، برخورد گردد. از سوي ديگر آن دسته از افرادي كه از رشد سريع تفكر طالبان در جامعه‌ي پاكستان نگران هستند، نيز از مشرف حمايت مي‌نمايند.
در اوايل ماه سپتامبر، گروه‌هاي «نئوطالباني» از اجراي طرح مبارزه با فلج اطفال «يونيسف» در استان جنوب غربي پاكستان جلوگيري به‌عمل آوردند. گروه‌هاي ديگري نيز تلويزيون‌ها را خرد كرده زنان را وادار مي‌كردند در خانه بمانند. اين اعمال مشابه آن چيزي است كه طالبان در افغانستان انجام مي‌داد.
البته دلايلي نيز وجود داشت كه مشرف را براي نزديكي بيش از پيش به ايالات متحده ترغيب مي‌نمود؛ قول همكاري به واشنگتن مي‌توانست بهترين راه براي پايان دادن و بخشوده شدن تحريم‌هاي ايالات متحده عليه پاكستان ـ به واسطه‌ي آزمايش‌هاي هسته‌اي سال ١٩٩٨ ـ باشد. بدهي بين‌المللي ٣٨ ميليارد دلاري كه اكثر آن وام‌هاي دريافتي از «صندوق بين‌المللي پول» و «بانك جهاني» بود به‌وجود آمدن رابطه‌ي مناسب نظامي ـ اطلاعاتي ميان ايالات متحده و هند، و پيوندهاي اقتصادي واشنگتن با دهلي نو نيز انگيزه‌ي ديگري بود كه پاكستان خود را به ايالات متحده نزديك‌تر كند.
از طرف ديگر، بسياري از پاكستاني‌ها نيز ترس از اين دارند كه آن‌چه در دهه‌ي ١٩٨٠ روي داد ـ ايالات متحده فقط براي مبارزه شوروي از پاكستان استفاده كرد ـ دوباره تكرار شود و پس از آن كه مشكلات منطقه برطرف شد، واشنگتن با دهلي نو اتحاد نظامي نزديكي به‌وجود آورد و پاكستان را ترك نمايد. اين مسأله تنها از سوي گروه‌هاي اسلامي مطرح نشده، بلكه ليبرال‌هاي پاكستان نيز چنين ترسي را به دل دارند.
اما آن‌چه بيش از ساير موارد ارتش را نگران ساخته است، واكنش گروه‌هاي اسلامي و اسلام‌گرايان محافظه‌كار در ميان افسران نظامي پاكستان مي‌باشد. آنان مشرف را به خوار و كوچك شدن در مقابل امريكا متهم مي‌كنند.
مشرف نيز هنوز نگران مقاصد امريكا در خصوص طالبان و به‌خصوص گروه قومي پشتون و آينده‌ي افغانستان مي‌باشد.
ايالات متحده كادر رهبري طالبان و تشكيلات نظامي آنان را هدف قرار داده و قيام ضدطالبان را در ميان پشتون‌ها در جنوب و شرق افغانستان كه مهد طالبان است، تشويق و ترغيب مي‌نمايد. از سوي ديگر حمايت بين‌المللي از فرآيند صلح قبيله‌اي در افغانستان كه رهبري آن را ظاهرشاه ـ حاكم سابق و در حال تبعيد افغانستان ـ بر عهده دارد، گسترش يافته است.
اكنون پس از روزهاي سخت حمله‌ي امريكا و متحدانش، وضعيت چنان پيچيده شده كه به اين‌سادگي قابل حل نمي‌باشد؛ نه مشرف و پاكستاني‌ها به اهداف خود دست يافته‌اند و نه امريكا توانست از بمباران‌هاي خود نتيجه‌اي بگيرد. پس از آن كه نيروهاي ائتلاف شمال، مناطق مختلفي را به تصرف خود درآوردند، همگان نگران خلأ قدرتي بودند كه به واسطه‌ي ضعف طالبان به‌وجود آمده بود. امريكا به نيروهاي ائتلاف شمال هشدار مي‌داد، وارد كابل نشوند، مشرف نيز تأكيد مي‌كرد كه دولت آينده بدون حضور اكثريت قومي ثباتي نخواهد داشت، طالبان نيز اعلام نمود، در دولت ائتلافي آينده مشاركتي نخواهد داشت و پس از تقويت نيروهاي خود، مناطق از دست رفته را، تصرف خواهد كرد.
حال زمان بسيار سختي براي مشرف و پاكستان فرارسيده است؛ نه امريكا به اهداف خود دست يافت و نه افغانستان به ثبات رسيده است. مشرف و كشورش نيز با چالش‌هاي بسيار زيادي مواجه خواهند شد كه شايد بر ابهامات اين معادله‌ي مبهم بيفزايد.