پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - رسانههاي جهاني در حوادث اخير - صبوری ضیاء الدین
رسانههاي جهاني در حوادث اخير
صبوری ضیاء الدین
با پديدار شدن ناگهانيِ ابر انفجارهاي مهيب ١١ سپتامبر، «رسانههاي بزرگ ارتباطي جهان» بازي جديدي را آغاز كرده و بار ديگر قدرتزدگي و «سياست گرايي» را بر رسالت اطلاع رساني ترجيح دادند.
اين روند كه در جنگ خليج فارس نيز آزموده شد، از آغازين لحظات انفجارهاي واشنگتن و نيويورك در صبحگاه روز سه شنبه ١١ سپتامبر، مورد توجه مجدّد كارپردازان خبري رسانههاي غرب قرار گرفت و نخستين تحرّك خود را در دُرشت نمايي ميزان قربانيان حملات انتحاري نشان داد و رقم ٥ هزاري آن را با افزايشي بسيار اغراقآميز ٠٠٠/٥٠ نفر ذكر كرد! و جالب اينكه اين رَقمِ افسانهاي و غير واقعي را با استفاده از تعبير «بيشك» در صدر خبر، قطعي و درست وانمود كرد.
روزنامهي چانياديلي: «بيشك حوادث امريكا، ٠٠٠/٥٠ كشته و زخمي داشته است!»
روزنامههاي اصلي ايالات متحدهي امريكا در حركتي سريع، به خبر تهديدآميز كوتاهي متمركز شدند كه دو ماه قبل از حادثه، از طرف «بن لادن» ـ ناراضيِ سعودي تبارِ مقيم افغانستان ـ صادر شده و طيّ آن جرج بوش را به عملياتي سريع در قلمرو ايالات متحدهي امريكا تهديد نموده بود. با انتشار گستردهي متن تهديد ياد شده، تمام نگاهها به سمت جهان اسلام، كشورهاي اسلاميِ آسيايي و گروههاي بنيادگراي مسلمان برگشت و گمانههايي؛ چون احتمال در دست داشتنِ فلسطينيان و گروههاي مبارز فلسطيني مطرح شد.
هنوز يك هفته از انفجارهاي نيويورك و واشنگتن نگذشته بود كه رسانهها به سمت گروههاي اسلامگراي جهان سوم چرخيده و به گمان خود گره كور بحران را رفته رفته ميگشودند! انتشار فوري اسامي ١٠ مسافر عربيتبار هواپيماهاي سوخته، آغاز دعواي يك جانبهاي بود كه شهود و بيّنهي آن كساني جز گزارشگران، خبرنگاران و تدوينگران صوتي و تصويري رسانههاي اطلاعاتي نبودند، امّا پس از چندي گفته شد كه چند نفر از آن ١٠ مسافر سالها قبل، از دنيا رفته و تعدادي از آنها اصلاً امريكا را نديدهاند! آنچه كه قراين و احوال نشان ميداد، اين بود كه رابطهي اسرارآميزي ميان شبكهي پليسي امريكا (اف.بي.آي) و غولهاي ارتباطي رسانهاي وجود دارد.
در اين ميان كه ابتداييترين اصول اطلاعرساني و خبرنگاري زير سؤال ميرفت، اعتراضات نيز از درون رسانههاي جهاني برخاست و از كاركرد غير حرفهاي و ژورناليستي ابراز نگراني شد. تنها كاري كه در قبال اعتراضات ياد شده صورت گرفت، حذف معترضان و افزودن بر ابعاد سانسور بود. شاهد زندهي آن برنامهي تلويزيوني «ناصحيح سياسي» است كه سالهاست كه به طور معمول در بسياري از ايالتهاي امريكا پخش ميشود. اين برنامهي پرطرفدار، بدون علّت خاصي چند روز پس ازانفجارهاي نيويورك و واشنگتن، از طرف مدير كمپاني خود قطع شد. بعدها معلوم شد كه علّت قطع شدن اين برنامه، انتقاد ساده و كوچكي بود كه گويندهي اين برنامه در ميزگرد آن شب ابراز داشته و گفته بود: «پرتاب موشكهاي جنگي امريكا، از هزاران مايل فاصله به اهداف مختلف دنيا، در مقايسه با عمليات حمله به برجهاي نيويورك و پنتاگون بُزدلي بوده و ناجوانمردانه است.»
به محض برقراري مجدّد اين برنامهي تلويزيوني، سخنگوي كاخ سفيد اين قبيل اظهارنظرها را محكوم كرده و به صورت رسمي اعلام كرد: «امريكاييها مواظب صحبتها و گفتههاي خود باشند»! روز بعد واشنگتن پُست در سرمقالهاي تحت عنوان: «آزادي بيان در زمان جنگ» چنين نوشت: « خيلي بد است كه بعضي از مقامات كاخ سفيد، نميدانند كه «آزادي بيان» از ارزشهاي حياتي امريكاست». مقارن همين بحث، نيويورك تايمز گزارش داد كه يكي از نويسندگان روزنامهي «تكزاس سيتي سان» به علت انتقاد از بوش از كار بركنار و اخراج شده است.
نويسندهي اخراجي در مقالهاي نوشته بود: «ريس جمهور در روز حمله به جاي اين كه به كاخ سفيد برگردد، مثل يك بچّهي ترسو كه از كابوس شب به بستر مادر خود پناه ميبرد، دور امريكا پرواز ميكرد». سرنوشت تلخ «اخراج» گريبان نويسندهي ديگري را در ايالت اروگن نيز گرفت كه از بوش انتقاد كرده بود.
كاركرد رسانههاي جهاني در بحران اخير، كه به جهت «غير شفاف» و «جهت دار» بودن، پايينترين نمرهها را كسب كرده است، هويت رسانهاي جهان و زيرساختهاي اطلاعاتي آن را با بحران «عدم اعتماد» روبرو كرده و زير سؤال برده است.
به گفتهي متخصصان بينالمللي، هم اكنون در امريكا كنترل اطلاعاتي بيسابقهاي حاكم است كه از جنگ دوم جهاني تاكنون بينظير بوده است.
١١ سپتامبر باعث شده كه امريكاييها براي نخستين بار در بحث خبر رساني از استراتژي جديد استفاده كنند. رسانههاي خبري غرب سعي كردند بمباران اطلاعاتي خود را به موضوعات درجهي ٢ بحران متوجه سازند و به قدري آنها را پرجاذبه نمايند كه موضوعات درجهي ١ در حجم فراوان اطلاعات آنها گم شود.