پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٥ - همت و كار مضاعف از منظر حضرت على عليه السلام - جعفری نژاد سید ابوالفضل

همت و كار مضاعف از منظر حضرت على عليه السلام
جعفری نژاد سید ابوالفضل

مقدمه:
كار، جوهر آدمى است. با كار كردن، استعدادها و ظرفيت هاى وجودى انسان شكوفا مى‌شود. تمدن هاى عظيم بشرى نيز با همه تنوع و تفاوتشان، حاصل كار و تلاش بى امان و خستگى ناپذير آدميان است. بنابراين، كار را مى‌توان از دو جنبه بررسى‌كرد: نخست، از جنبه شخصى و تأثيرهايى كه بر روان و جسم فرد مى‌گذارد و ديگر، از جنبه اجتماعى و اثرپذيرى‌متقابل فرد و جامعه. كار ممكن است تأثير مثبت يا منفى بر جسم و جان انسان بگذارد و مى‌تواند به فرد منزلت اجتماعى ببخشد و توازن را ميان فرد انسانى و جامعه برقرار سازد.
امروزه جامعه شناسان نيز به اهميت و ارزش كار توجه كرده و هر يك به نوعى آن را مورد تأييد و تأكيد قرار داده اند.
در سيره امام على عليه السلام ، همان گونه كه دانش و بينش و تقوا، ايمان، شجاعت، شهامت، مديريت، دادگرى، اخلاص و مدارا جايگاه خاصى دارند، كار و تلاش نيز از اهميت ويژه اى برخوردار است. على عليه السلام ، كار كردن را از لوازم زهد و پرهيزكارى مى‌شمارد. آن حضرت به عنوان اسوه و الگوى عملى، هيچ گاه فرصت ها را از دست نمى‌داد و به بهترين صورت ممكن، از اوقات عمر گران بهايش در راه رضايت الهى بهره مى‌گرفت. در اين مقاله ابعاد همت و كار در سيره مولاى متقيان ،حضرت على بن ابيطالب بررسى مى‌شود.

طرح موضوع:
كار، اشتغال و توليد داراى سه بعد فلسفى، جامعه شناختى و اقتصادى مى‌باشد، ترتب بين اين ابعاد منطقى است. از اين رو بعد فلسفى، زيربناى جامعه شناختى و جامعه شناختى آن زيرساز بحث اقتصادى آن به حساب مى‌آيد. آنگاه كه فرهنگ كار و توليد در روابط اجتماعى سامان مى‌يابد، زمينه طبيعى تأثيرگذارى دولت و مشاركت بخش خصوصى و سرمايه گذارى فراهم و در نتيجه شرايط راهبردهاى اشتغال و توليد تحقق عينى مى‌يابد.
بايد توجه داشت كه اسلام نمى‌خواهد انسان چنان غرق كار شود كه زمينه هاى روحى، روانى، اخلاقى و اجتماعى خود را به فراموشى بسپارد. البته "در اسلام بر فضيلت كار به خاطر كار آن گونه كه پروتستانيسم مى‌گويد، هيچ گونه تأكيدى وجود ندارد. در اسلام، كار در پرتو نيازهاى انسان و ضرورت برقرارى تعادل و آرامش در زندگى فردى و اجتماعى افراد يك فضيلت تلقى مى‌شود. وظيفه كار كردن جهت تأمين نيازهاى فرد و نيازهاى خانواده همواره كنترل شده و با تأكيد قرآن بر گذرا بودن زندگى و هشدار دادن نسبت به خطر حرص و آز و طمع كارى و اهميت اجتناب ورزيدن از ثروت اندوزى، از افراط در آن جلوگيرى شده است".(خسروى،١٣٨٠: ٢٥)
به عقيده‌بسيارى از متفكران اجتماعى و انديشمندان اسلامى‌انسان موجودى اجتماعى است . انسان‌ها قسمت اعظم نيازها و احتياجات خود را از طريق كار گروهى و اجتماعى تامين مى‌كنند . حضرت اميرالمؤمنين على عليه السلام، انديشمند و پيشواى برجسته شيعيان و امت اسلامى كار و تلاش را با درايتى واقع‌بينانه بيان نموده است . على عليه السلام ، كار كردن را از لوازم زهد و پرهيزكارى مى‌شمارد.يكى از پژوهشگران در اين مورد مى‌نويسد:
... در عبادت، اخلاص بسيار نشان مى‌داد و در كار حلال و حرام، دقتى به سرحد وسواس داشت و اگر هم گاه تهى دست نبود، باز از چيزى كه آن را تفنن و تجمل مى‌شمرد، اجتناب مى‌كرد. حشمت خلافت، او را از تسليم به حكم شرع مانع نمى‌شد.
از ديدگاه امام على عليه السلام ، كار اگر مرزها و حدود ارزش هاى انسانى و الهى را محترم بشمارد، نه تنها مباح، بلكه لازم و نوعى عبادت است. و در اين حالت است كه كارگر، محبوب خدا خواهد بود. ايشان مى‌فرمايد: "همانا خداوند، اهل حرفه و پيشه امانت دار را دوست دارد".(كلينى، ١٣٦٢: ج ٥، ٧٥)
ايشان در مرحله اسوه سازى از حيث كار و تلاش مى‌فرمايد: اگر بخواهى، مى‌توانى. داوود - كه درود خدا بر او باد - دارنده نى ها و خواننده بهشتيان را ديگر الگوى خويش سازى، كسى كه با هنر دستان خويش از ليف خرما زنبيل مى‌بافت و از هم نشينان خود مى‌پرسيد: فروش اينها را كدامتان بر عهده مى‌گيريد؟ و آنگاه از بهاى دسترنج خويش، به خوردن قرصى نان جوين بسنده مى‌كرد.
زندگى امير مؤمنان عليه‌السلام مشحون از مواردى است كه براى تأمين زندگى به كار رو مى‌آورد. از حضرت نقل‌شده است كه روزى گرسنگى شديدى به من دست داد. در اطراف مدينه در جست‌وجوى كار بر آمدم. به زنى برخوردم كه‌كلوخ براى گل كردن جمع كرده بود. قرار گذاشتم كه در مقابل هر خشت، يك دانه خرما مزد بگيرم. شانزده عدد ساختم تا آن‌كه دستانم تاول زد؛ آن‌گاه شانزده دانه خرما گرفتم و به خدمت پيامبرصلّى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلّم رسيدم و با من از آن خرما خورد (خسروى،١٣٨٠ :٥٣). حضرت از مال و زحمت بازوى خود هزار برده آزاد (كلينى، ١٣٦٢: ج ٥، ٧٤)، و باغ‌هاى بسيارى احداث كرد. چاه‌هاى متعدّدى پديد آورد و به آب رساند و آنان را در راه خدا وقف كرد (كلينى، ج ١٣٦٢٥: ٧٥). هر گاه از جهاد فارغ مى‌شد، براى آموزش به مردم و داورى بين آن‌ها فرصت مى‌يافت و آن‌گاه كه فراغت مى‌يافت، در باغ خود كار مى‌كرد، در حالى كه ذاكر خدا بود (خسروى،همان).


ابعاد كارو همت از ديدگاه امام على عليه السلام
ارزش كار در اسلام
يكى از معيارهاى مهم براى پيشرفت و سعادت جوامع توجه به شكل، نوع و كيفيت كار و فعاليت است . در برخى از جوامع بين اشكال كار يدى و فكرى تمايزاتى وجود داشته است . كارهاى يدى و فيزيكى فاقد ارزش بود و معمولا اين فعاليت‌ها وكارها به اقشار پايين جامعه واگذار مى‌شد . براى مثال در شهرهاى يونان باستان و در اروپاى قرون وسطى و در جوامع كاستى (قريشى،١٣٦٦: ٥) چنين چيزى وجود داشته است؛ در حالى كه در برخى از جوامع و اديان الهى و آسمانى عموما به كار و فعاليت و به ويژه كارهاى فيزيكى توجه فراوان مى‌شده است . پيامبران الهى خود بر كار و فعاليت تاكيد داشته و خود به آن مى‌پرداختند.
اگر چه مفهوم كار كردن و ساختن، در نهاد و فطرت آدمى ريشه دارد، و مورد توصيه عقل است، ولى با اين حال، خداوند و انبيا و اولياى الهى براى تأكيد بيشتر و غفلت زدايى از وجود انسان ها، پيوسته انسان ها را به كار و كوشش فراخوانده و تشويق كرده اند. از همين روست كه قرآن مى‌فرمايد: "آدمى را جز حاصل كارش بهره اى نيست". (نجم :٣٩)
بر اساس آنچه در قرآن، عهدين و كتاب هاى تاريخى آمده است، بيشتر پيامبران به كارهايى چون: كشاورزى، زره سازى، نجارى و تجارت و... اشتغال داشته اند. حضرت ابراهيم و اسماعيل عليهماالسلام به دست خويش، خانه كعبه را بنا نهادند. حضرت نوح عليه السلام كشتى ساخت. حضرت موسى عليه السلام چوپانى كرد. حضرت عيسى عليه السلام طبابت مى‌كرد، حضرت داوود عليه السلام زره مى‌ساخت.(دفتر امور فرهنگى وزارت كار و امور اجتماعى،١٣٨٣: ٢٣)
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله قبل از بعثت گوسفندچرانى مى‌كرد و با مال و سرمايه خديجه عليها السلام تجارت مى‌نمود . حضرت موسى عليه السلام نيز گوسفند چرانى مى‌نمود . حضرت ابراهيم عليه السلام به كارهاى چوپانى و بنايى اشتغال داشت و حضرت ادريس عليه السلام خياط و حضرت نوح عليه السلام نجار بوده است . (همان)
در زمينه احترام و بزرگداشت كار و تلاش مفيد و سودمند حضرت رسول صلى الله عليه و آله صرفا به تمجيد و تعريف نپرداخته است . بلكه دستى را مى‌بوسد كه از كار ورم كرده و پينه بسته است و مى‌فرمايد:
اين دستى است كه خدا و پيامبرش آن را دوست دارند . (جرداق،ج١٧٢:١٣٧٦١)
حضرت محمد صلى الله عليه و آله باز مى‌فرمايد: خداوند بنده‌باايمان پيشه‌ور را دوست دارد و هيچ‌يك از شما غذايى گواراتر از دسترنج‌خود نخورده است . (همان)
علاوه بر پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله ائمه اطهار عليهم السلام هر كدام به كار و فعاليت مى‌پرداختند . پس از رسول اسلام، اميرالمؤمنين عليه السلام از هركس متواضع‌تر بود . در امور خانه به همسر خويش كمك مى‌كرد و شخصا به كار و تلاش در مزرعه مى‌پرداخت .
با كلنگ زمين را مى‌كند و آن را شيار و آبيارى مى‌كرد و بارهاى هسته خرما را روى شانه مى‌گذاشت و به صحرا مى‌برد و بر زمين مى‌فشاند و اگر يك دانه‌اى از آن بر زمين مى‌افتاد، خم مى‌شد و آن را بر مى‌داشت و مى‌فرمود: امروز هسته است و فردا خرما . (برقعى قمى،بى تا:٥٥)
حضرت على عليه السلام در طول عمر خويش علاوه بر رسالت زمامدارى و امامت‌به كارهاى زراعت و باغبانى مى‌پرداخت و درآمد آن را صرف فقرا و يتيمان و اقشار پايين جامعه مى‌نمود . در مورد اهميت و ارزش كار و تلاش مى‌گويد:
كشيدن سنگ‌هاى گران از قله‌هاى كوه، نزد من از منت ديگران كشيدن محبوب‌تر است. مردم به من مى‌گويند: كار براى تو عيب است و حال آن كه عيب آن است كه انسان دست‌سئوال نزد مردم دراز كند . (قريشى،١٣٦٦: ٦)
در انديشه و مرام امام على عليه السلام كار از تقدس و احترام خاص برخوردار است؛ به همين رو مقرر داشت كه برترى بعضى از مردم بر برخى ديگر صرفا بر اساس كار و فعاليت‌باشد؛ نه حسب و نسب موروثى و امتيازات قبيله‌اى و عشيره‌اى ، چنان كه گفت: "پاداش هركس در قبال هر كارى است كه انجام مى‌دهد." و در اين باره چنان سخت گرفت كه معروف شد، على ياور هر كسى است كه كار مى‌كند و دشمن آن كسى است كه به گدايى مى‌پردازد . (جرداق،١٣٧٦ :٢٣٥)
پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله آن گاه كه ويژگى هاى انسان مؤمن را براى حضرت على عليه السلام توصيف مى‌كند، با اشاره به صفت پركارى مى‌فرمايد: "اى على، پركارى از صفات مؤمن است."(خسروى،١٣٨٠: ٣٥) همچنين آن حضرت مى‌فرمايد: "دوست دارم كه شخص براى تأمين مخارج خود، از حرارت آفتاب آزار ببيند". (همان).
در سيره امام على عليه السلام ، همان گونه كه دانش و بينش و تقوا، ايمان، شجاعت، شهامت، مديريت، دادگرى، اخلاص و مدارا جايگاه خاصى دارند، كار و تلاش نيز از اهميت ويژه اى برخوردار است. كار كردن را از لوازم زهد و پرهيزكارى مى‌شمارد.

جنبه هاى روان شناختى كار
امام على (ع)درباره جنبه روان شناختى كار فرموده است:
از دست دادن فرصت ها موجب قصه و افسردگى است. آنكه از كار و تلاش كوتاهى ورزد، به اندوه و غم دچار مى‌آيد.(دفتر امور فرهنگى وزارت كار،١٣٨١ :٤٠) آن حضرت به عنوان اسوه و الگوى عملى، هيچ گاه فرصت ها را از دست نمى‌داد و به بهترين صورت ممكن، از اوقات عمر گران بهايش در راه رضايت الهى بهره مى‌گرفت. در اين باره آمده است كه هرگاه از كار جهاد فارغ مى‌شد و آسوده خاطر مى‌گشت، به آموزش مردم و قضاوت در ميان آنان مشغول مى‌شد. هر گاه از اين كار هم فارغ مى‌شد، در باغى كه داشت، سرگرم كار مى‌شد و در همان حال، به ياد خدا و در حال ذكر بود.
بنابراين، امام على عليه السلام كار را جوهر ايمان مى‌شمرد و بر اصالت كار تأكيد فراوان داشت. ايشان كار را در جهات متفاوت در زندگى شغلى خويش به كار مى‌بست و در مشاغل گوناگون حضور فعال داشت.

كارآفرينى به عنوان جهاد در راه خدا
اميرالمؤمنين على (ع)نيزدراين باره مى‌فرمايد:"ما غدوه احدكم فى سبيل الله باعظم من غدوته يطلب لولده و عياله مايصلحهم"؛ درآمدن شما صبحگاهان براى جهاد در راه خدا،ازدرآمدن آن كس كه براى تأمين زندگى خانواده خود تلاش مى‌كند بالاتر نيست.(همان)

هلاكت و نابودى در سستى و تنبلى
كار و تلاش گوهرذاتى انسان و مايه عزت و كرامت انسان و سبب دوام زندگى و حيات اوست.بنابراين، سعادت مندى و رسيدن به كمال مطلوب، در پى كار و تلاش و كوشش ميسر است.هرقدر جامعه اى در وادى كار و تلاش كوشاتر و برمشكلات صابرتر باشد، ميزان دستيابى او به ماندگارى و ثبات بيشتر خواهد بود؛ همچنان كه به هرمقدار كه از سعى و تلاش خود بكاهد و به سستى و تنبلى روى آورد از ميزان دوام و پايدارى او كاسته خواهد شد.به تعبيرعلى (ع):"فى التوانى و العجزانتجت الهلكه"؛ (همان :٤٣)درتنبلى و احساس ناتوانى، نابودى و تباهى پديد مى‌آيد. از اميرالمؤمنين‌عليه‌السلام نقل شده است كه فرمود: سستى و تنبلى، كليد غم و بدبختى است و ناتوانى و تنبلى همراه نيازمندى و فقر است و ثمره آن نابودى و بدبختى است. آن‌كه طلب و تلاش نكند، چيزى نمى‌يابد و به فساد كشانده مى‌شود .(همان)

بيكارى و فقر
بيكارى در طول ادوار تاريخ بشر به اشكال گوناگون وجود داشته است . در قرن معاصر نيز يكى از پديده‌ها و مسائل بسيارى از كشورها به ويژه كشورهاى در حال توسعه بيكارى و كم كارى است . شغل و اشتغال و داشتن درآمد كافى براى پيشبرد گذران زندگى و تامين مايحتاج ضرورى ، انسانها را چاره جو و مستقل و سربلند و بى نياز به بار مى‌آورد ، لكن اگر جامعه دچار مرض و بيمارى شد ، يكى از عوارض و آثار شوم آن فقر و ندارى مردم خواهد شد يعنى بين فقر و بيكارى رابطه تنگاتنگ وجود دارد چنانچه بين بيكارى و فساد و بى بند و بارى و اعتياد ، بين بيكارى و سرقت ... رابطه تنگاتنگ وجود دارد. مطالعات اجتماعى نشان مى‌دهد در كشورهايى كه توزيع ثروت به صورت عادلانه نباشد ، هر روز فقرا فقيرتر و اغنياء ثروتمندتر مى‌شوند فاصله طبقاتى فزونى مى‌يابد و به علت عدم آموزشهاى‌اجتماعى و ضعف فرهنگى و فقدان احساس همبستگى ناشى از مادى گرايى و فردگرايى ، افراد قادر به هدايت درست ستيز عليه اين بى عدالتى اجتماعى نيستند.
در دوره زندگى حضرت على عليه السلام و صدر اسلام گرچه پديده مذكور متداول و حاد نبوده، ولى ايشان به اين امر توجه كرده است . آن حضرت فرمود: آفة العمل البطالة؛ (كلينى، ١٣٦٢: ج ٥، ٧٧)آفت عمل بيكارى است (يعنى هركه عادت به آن كرد هرگز كار نمى‌كند يا اگر كار كند، ناقص انجام مى‌دهد).
باز فرمود: من اطاع التوانى ضيع الحقوق؛ (موسوى خراسانى،١٣٧٨: ١١) كسى كه تنبلى و سستى پيشه كند، حقوق خويش و ديگران را ضايع مى‌كند .
بيكارى تحت تاثير عوامل اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى در جامعه افزايش مى‌يابد . اين عوامل عبارتند از: فقر، كمبود سرمايه و اندك بودن سرمايه‌گذارى در بخش‌هاى مختلف اقتصادى، فقدان آموزش، نبودن فرهنگ كار، فقدان تقاضا براى توليد كالاها، سستى و تنبلى افراد، فقدان مشاركت اجتماعى و . . .
گسترش بيكارى و كم‌كارى به تدريج آسيب‌ها و مشكلات اقتصادى و اجتماعى ديگرى را به همراه دارد كه برخى از آنها عبارتند از: افزايش فقر و تهيدستى، گسترش انحرافاتى نظير اعتياد، فساد، تبعيض، تكدى‌گرى و جز اينها .
على عليه السلام از كسالت و تنبلى دورى مى‌جست و مرد عمل و كار بود و مردم را به كار و كوشش دعوت مى‌كرد و آنها را از بى‌حوصلگى و تن‌آسايى كه موجب فقر و تهيدستى است، بر حذر مى‌داشت . (راشدى،ج١، ١٣٧٦: ١٦٦- ١٦٥)
آن حضرت مى‌فرمود: هرگاه كسالت و ناتوانى با هم همراه شدند، از آنها فقر و تهيدستى متولد مى‌شود . (همان، ص ١٦٦)
يكى از سفارش‌هاى مولاى متقيان به مردم كار كردن در زمان جوانى و ميان‌سالى و قبل از پيرى و كهولت است؛ زيرا عمر انسان كوتاه و دوران جوانى و تحرك و فعاليت محدود است؛ لذا بايستى در دوران جوانى و ميان‌سالى به كار و كوشش صحيح و شايسته پرداخت تا در دنياى فانى توشه‌اى براى آخرت فراهم آيد .
اميرالمؤمنين عليه السلام در اين مورد مى‌فرمايد: پيش از كشيدن بار سنگين حيات در ساليان پايانى زندگى و ورود به دار مشاهده‌نتايج عمر و قبل از دست دادن همه مشاعر و نيروهاى خود ، كار و تكاپو كنيد . (جعفرى،١٣٦٢: ٢٤٦)
حضرت امير عليه السلام در ارتباط با ره آورد شوم تهيدستى و فقر مى‌فرمايند :
" فرزندم ، من از تهيدستى و فقر بر تو هراسناكم و از فقر به خدا پناه ببر كه همانا فقر ، دين انسان را ناقص عقل را سرگردان و عامل دشمنى است" (همان) و در نتيجه در امورات خود را محتاج ديگران مى‌بيند و اين امر يعنى احتياج و نيازمندى دائم به ديگران مورد تنفر و بى علاقگى قرار مى‌گيرد كه در روايات دينى به آن اشاره شده است كه بى نياز مباش تا تو را دوست دارند . (نهج البلاغه ، حكمت ٣١٩)
حضرت امير عليه السلام فرمودند :
ان الاشياء مما ازدوجت، ازدواج الكسل و العجز فنتج منهما الفقر (محمدى رى شهرى، ج ٨، ١٣٨٥: ٣٩٢)به درستى كه اشياء به همديگر مى‌رسند ، زمانى كه بيكارى و ناتوانى به همديگر متصل شوند نتيجه آن جز فقر چيزى نخواهد بود.
در روايت ديگرى حضرت مى‌فرمايند: من دام كسله خاب امله(همان، ص ٣٩٣ ) كسى كه بيكارى او دائمى باشد و ادامه داشته باشد نسبت به آرزوها و خواسته هاى خود نااميد و آنچه نيازمند است به آن نمى‌رسد.
" اياك و الكسل و الضجر فانما مفتاح كل شر" (همان) از بيكارى و نااميدى (دلتنگى كردم - بى قرارى كردن) بپرهيز يد زيادى اين دو كليد همه شرور و نابسامانيها هستند. كه يكى از نابسامانيهاى وجود فقر در زندگى انسان است و اگر انسان نيازمند و محتاج شد دست به هر كارى مى‌زند و اينجاست كه انحرافات اجتماعى و كجرويها شكل مى‌گيرد و انجام مى‌شودو اگر بخواهيم از اين روايت بر اساس اصل تعميم پذيرى ، كجرويها و ناهنجاريها و آسيب ها و انحرافات را برداشت مى‌كنيم كه كلمه مفتاح كل شر مصاديق همه اينهاست مى‌توانيم بيكارى را سرچشمه همه اين عوارض و آثار و تبعات بدانيم ، اگرچه اين مقولات يعنى انحرافات و صدمات اجتماعى همانند طلاق در خانواده ، اعتياد و پناه بردن به مواد مخدر ، پناه بردن به باندهاى فساد و فحشاء ، همجنس بازى ، سرقت ودزدى ، ولگردى و خيابان گرديهاى شبانه، مزاحمت هاى خيابانى ، پناه بردن به مواد الكلى ، ناسازگاريهاى درون خانوادگى ، از بين بردن رفتارهاى عاطفى و ارتباطات معنوى افراد با همديگر و ... همه و همه رابطه دوسويى با موضوع بيكارى دارند و بر همديگر اثر گذارند و بايد مهندسين و برنامه ريزان اجتماعى خصوصا در جوامع دينى كه اساس و پايه زندگى مردم بر اساس اعتقادات و باورهاى مذهبى و دينى شكل گرفته و داراى فرهنگى پايدار و ثابت هستند به اين امر مهم اشتغال و رفع معضل بيكارى توجه ويژه داشته و كار ضربتى انجام دهند و با بهره گيرى از تجربيات كشورهاى پيشرفته و رعايت اصول فرهنگ عمومى جامعه با تلفيق تفكر و عمل براى برطرف كردن اين بيمارى خطرناك و مرض نابود كننده ، برنامه ريزى و دقت نظر داشته باشند.
مديران، مسولان و دست اندركاران بايد توجه كنند كه اگر خواهان پايدارى و استدامت فرهنگ دينى درجامعه هستند و معتقدند كه انسان بايد با ارزشهاى الهى قرابت داشته باشد تا هم توسعه مادى پيدا كند و هم معنوى ، بايد به اين نكته دقت كنند كه در روايات داريم " من لا معاش له لا معادله " يعنى اگركسى زندگى مادى او تامين نشد و نتوانست به امور مادى خود مسلط شود دنبال معاد و دين هم نخواهد رفت.

بهره ورى كار
آنچه كه در اين جا بايد بدان توجه شود، اين است كه امام على عليه السلام سفارش مى‌كند كه هر كارى بايد با علم و مهارت لازم انجام گيرد. العامل بالعلم كالسائر على الطريق الواضح.(نهج البلاغه، حكمت ٤٨٠) "كار با دانش و مهارت مانند گام برداشتن در طريق روشن است. همچنين مى‌فرمايد: دقت و درستكارى در كار بايد مورد توجه قرار گيرد."
قيمة كل امرءٍ ما يحسنه.(همان، حكمت ١٢٢) "ارزش هر فردى به اندازه حسن و درستكارى اوست."
طبيعى است كه با كاربردى كردن دو عنصر مهارت و درستكارى مى‌توان بهره ورى كار را افزايش و در نتيجه از بيكارى‌پنهان جامعه جلوگيرى نمود.

تقواى اجتماعى كار
در نظام هاى اجتماعى، انگيزه كار در قشرهاى متوسط، تحصيل در آمد است و در قشر مرفه، كسب موقعيت اجتماعى است، چون برخى مشاغل مى‌تواند، موقعيت اجتماعى ويژه را بدنبال داشته باشد. معمولاً در نظامهاى اجتماعى قدرت سالار هر شغلى كه به راس هرم قدرت، بيشترين ارتباط و تعامل را داشته باشد، موقعيت اجتماعى مهمترى را هم فراهم مى‌سازد. بر همين اساس ممكن است، انگيزه كار صرفا تحصيل درآمد نباشد؛ بلكه كسب موقعيت اجتماعى باشد.
در اين گونه نظامها ممكن است، فردى توان لازم كارى يا امانت و درستكارى شغلى را نداشته باشد؛ ولى مسؤوليت آن كار را به عهده گيرد و اين پديده معمولى و متعارفى است كه نياز به بحث ندارد، ولى در نظامهاى اجتماعى شايسته سالار شايستگى شغلى عامل تعيين كننده است. كسى كه شغلى را عهده دار مى‌شود، توان همه جانبه آن كار را طبعا بايد داشته باشد. بدون اين توان، شايستگى معنا ندارد.
اكنون مفهوم تقواى اجتماعى كار رويكردى به شايستگى كار به معناى غنى آن دارد. ممكن است از واژه "تقوا" و شايستگى‌كارى چنين برداشتى شود كه عبارت است از رعايت حدود شرعى و قانونى كار، هر كس تا آن جا كه براى او مقدور است، اين حدود را مورد توجه قرار دهد و در ميدان كار آنها را زير پا نگذارد. ولى چنين تفسيرى نمى‌تواند، حدود توان و قدرت كارى را زير پوشش قرار دهد. مثلاً اگر پزشكى حدود شرعى و قانونى كار پزشكى را رعايت نمايد و دست به كار طبابت بشود، هر چند توان متعارف اين شغل را نداشته باشد، بر اساس اين تعريف مى‌توان گفت كه تقواى پزشكى را رعايت نموده است. اما اگر توان و مهارت كارى، هر كار را در مفهوم تقواى كارى آن كار وارد نموديم، اين مفهوم در نهان خود دو عنصر را به يك نسبت شامل مى‌شود. يكى امانت كارى كه همان رعايت حدود شرعى و قانونى كار باشد و ديگرى توان و مهارت كارى؛ تقواى كارى در روابط اجتماعى مى‌طلبد كه نسبت به آن كار هم درست كار و امين باشد و هم توانمند و با مهارت. بطور طبيعى‌هر مقدار كه مهارت بيشترى داشته باشد خدمت بيشترى مى‌تواند به جامعه ارائه دهد و هر مقدار خدمت بيشتر و حساس ترى با حفظ امانت و درستكارى به جامعه ارائه دهد، فضيلت و تقواى بيشترى را كسب مى‌نمايد.
در اين صورت، موقعيت اجتماعى مهمترى در نظام شايسته سالارى تحصيل مى‌نمايد. ولى اين موقعيت اجتماعى دقيقا در گرو كيفيت بهتر كار، هم از جهت مهارت و هم از جهت درستكارى است. با اين رويكرد در مورد مفهوم تقوا و جامعيت آن بايد شيوه امام على عليه السلام را در مورد كار و تلاشش تفسير نمود، و هم آن را الگو و هنجار كارى جامعه قرار داد. چه اين كه كار و تلاش آن حضرت نمادى از مهارت كارى و درستكارى و اخلاص است و در نتيجه مصداق روشن "ان اكرمكم عنداللّه اتقيكم" مى‌باشد.

تقسيم كار
از عهد باستان متفكران به تقسيم كار توجه كرده‌اند . يكى از انديشمندان اجتماعى كه در مورد تقسيم كار اظهارنظر كرده است، افلاطون است . بر اساس عقيده وى وجود جامعه طبقاتى الزامى‌است و علت نابرابرى‌هاى بين افراد تفاوت در استعدادهاى آنان است .
ارسطو شاگرد افلاطون اظهار داشته است كه تقسيم كار براى حيات جامعه لازم است . وى افراد جوامع را به سه طبقه تقسيم مى‌كند كه هريك كار و فعاليت‌خاصى را انجام مى‌دهند.
از نظر فارابى انسان موجودى اجتماعى است . انسان‌ها، بسيارى از نيازهاى خود را به تنهايى و بدون تقسيم كار نمى‌توانند، برآورده سازند . تقسيم كار علت عمده پيدايش اجتماعات و جوامع است و در پرتو تقسيم كار، جوامع پيشرفت مى‌كنند .
از ديدگاه امام على عليه السلام انسان موجودى اجتماعى است و براى حيات و استمرار و ثبات جامعه لازم است كه هر فرد متناسب با استعداد و توانايى و مهارت خويش به كارى مشغول باشد؛ زيرا بسيارى از احتياجات و نيازهاى مردم از طريق تقسيم كار و كار جمعى و گروهى بهتر و سهل‌تر برطرف مى‌گردد . (محمودى ،١٣٨٢: ٣٣)
امام على عليه السلام فرمود: يرجع اصحاب المهن الى مهنتهم، فينتفع الناس بهم كرجوع البناء الى بنائه، و النساج الى منسجه، و الخباز الى مخبزه؛ (نهج البلاغه ، حكمت ١٩٩) صاحبان كسب و كار و پيشه‌وران به كارهاى خود باز مى‌گردند و مردم از تلاش آنان سود مى‌برند: بنا به ساختن ساختمان و بافنده به بافندگى و نانوا به نانوايى روى مى‌آورد .
ابن خلدون همانند فارابى تقسيم كار را علت عمده پيدايش جوامع دانسته است . وى مى‌گويد:
تقسيم كار اين آثار را به بار مى‌آورد:
١- باعث افزايش مهارت افراد مى‌گردد.
٢- از اتلاف وقت و منابع مى‌كاهد.
٣- سبب ابداع، نوآورى و اختراع مى‌شود .
از منظر اميرالمؤمنين على عليه السلام تقسيم كار آثار مفيد و مناسبى در جامعه ايجاد مى‌كند كه به شرح ذيل است:
١- تقسيم كار سبب مى‌شود كه بسيارى از احتياجات و ضروريات زندگى افراد تامين گردد (همان).
٢- با تخصصى شدن كارها و تقسيم كار، زمينه براى موفقيت و شكوفايى افراد و جامعه فراهم مى‌گردد؛ در صورتى كه اگر افراد به كارهاى گوناگون بپردازند، ممكن است نه تنها موفقيتى كسب نكنند؛ بلكه ضمن اتلاف منابع و امكانات و به هدر دادن وقت از كارايى لازم برخوردار نگردند.
امام على عليه السلام فرمود: من اوما الى متفاوت خذلته الحيل؛ (همان،٤٠٣) كسى كه به كارهاى گوناگون بپردازد، خوار شده و پيروز نمى‌شود .
٣- يكى از وجوه تقسيم كار در جوامع تفكيك كار بين زنان و مردان است كه ترن والد آن را "تقسيم كار اوليه" ناميده است .حضرت على عليه السلام در زمينه تقسيم كار به تفكيك كار بين زن و مرد توجه داشته، امور خانه را به عهده زن و كارهاى خارج از منزل را به عهده مرد مى‌داند . هم چنين معتقد است كه بايد كارهايى به زنان واگذار شود كه با روحيه و جسم آنها انطباق و سازگارى داشته باشد .
امام على عليه السلام فرمود: لاتملك المراة من امرها ما جاوز نفسها، فان المراة ريحانة و ليست‌بقهرمانة؛( (نهج البلاغه ، نامه ٣١) كارى را كه برتر از توانايى زن است، به او وا مگذار، كه زن گل بهارى است، نه پهلوانى سخت كوش .
٤- يكى از آثار تقسيم كار جلوگيرى از اتلاف وقت و منابع و انجام امور براساس مديريت و برنامه‌ريزى است . تقسيم كار به سرعت در فعاليت‌ها و افزايش كارايى مى‌انجامد .
در اين مورد على عليه السلام طى نامه‌اى به حضرت امام حسن عليه السلام مى‌فرمايد: اجعل لكل انسان من خدمك عملا تاخذه به، فانه احرى الايتوالكوا فى خدمتك؛ (همان) كار هر كدام از خدمت‌كارانت را معين كن كه او را در برابر آن كار مسئول بدانى . تقسيم درست كار سبب مى‌شود كارها را به يكديگر وانگذارند و در خدمت‌سستى نكنند .
از اين مطلب استنباط مى‌شود:
اولا تقسيم كار سبب مشخص شدن مسئوليت‌هاى افراد مى‌گردد و هر فرد به انجام كار بر اساس مسؤوليت و سمت‌خويش موظف است؛
ثانيا تقسيم كار صحيح به بهبود امور و فعاليت‌ها و افزايش توليد مى‌انجامد؛
ثالثا تقسيم كار از سستى و تنبلى افراد در كارها جلوگيرى مى‌كند و وجدان كارى را افزايش مى‌دهد .
٥- مطالب مذكور توجه امام على عليه السلام را به تقسيم كار در معناى كلى و در سطح جامعه نشان مى‌دهد . آن حضرت به تقسيم كار از نظر فردى و تاثير آن بر زندگى خانوادگى و شخصى افراد نيز سفارش كرده است . مسلمان واقعى لازم است كه ساعات شبانه روز زندگى خويش را به سه قسم طبقه‌بندى كند: يك قسم به عبادت و امور معنوى، قسمتى براى كار و فعاليت و كسب درآمد و قسمتى ديگر را براى استراحت و امور منزل .
امام على عليه السلام فرمود: للمؤمن ثلاث ساعات: فساعة يناجى فيها ربه، و ساعة يرم معاشه، و ساعة يخلى بين نفسه و بين لذتها فيما يحل و يجمل و ليس للعاقل ان يكون شاخصا الا فى ثلاث: مرمة لمعاش، او خطوة فى معاد، او لذة فى غير محرم؛(همان،حكمت٣٩٠)
مؤمن بايد شبانه روز خود را به سه قسمت تقسيم كند: زمانى را براى نيايش و عبادت پروردگار و زمانى را براى تامين هزينه زندگى، و زمانى را براى خود و لذت‌هايى كه حلال و زيباست . خردمند را نشايد جز آن كه در پى سه چيز برود: كسب حلال براى تامين زندگى، گام نهادن در راه آخرت و به دست آوردن لذت‌هاى حلال .
مولاى متقيان سفارش مى‌كردند كه كار و تلاش بر طبق برنامه‌ريزى و روزانه صورت گيرد:
امض لك يوم عمله، فان لكل يوم ما فيه؛ (همان،نامه ٥٣) كار هر روز را در همان روز انجام ده؛ زيرا هر روزى، كار مخصوص به خود دارد .

نظارت در كار
يكى از امور مهم، نظارت و كنترل بر كارها و فعاليت‌ها است . اگر نظارت بر كار به‌نحو مطلوب صورت گيرد ، كاهش آسيب‌ها و افزايش كارايى‌هاى كاركنان ، مديران و زمامداران و نهايتا رشد و رونق اقتصادى و اجتماعى را به دنبال مى‌آورد .
نظارت در كار اقشار مختلف، مهم تلقى مى‌شود؛ اما به نظر مى‌رسد كه نظارت بر فعاليت‌ها و كارهاى دو قشر بازرگانان و مديران (زمامداران) ضرورى‌تر است .
چنان كه حضرت على عليه السلام مى‌فرمايد: اى گروه بازرگانان از خدا بترسيد، به خريداران نزديك شويد، با بردبارى و حوصله خود را از سوگند خوردن دور كنيد و از دروغ بپرهيزيد و از ستم بر كنار باشيد و ستمديدگان را يارى كنيد و پيمانه و ترازو را به صلاح آوريد ، در كار مردم تقلب نكنيد و در روى زمين فساد برپا ننماييد و تبهكارانه زندگى نكنيد . (جرداق،ج ٢، ٢٣٩:١٣٧٦)
در مورد مديران امام على عليه السلام مى‌فرمايد:
به سبب ماليات، لباس تابستانى و زمستانى مردم و رزقى را كه مى‌خورند نفروشيد و چهارپايى را كه با آن به كار مشغول‌اند، از دستشان نگيريد و بر احدى به جهت‌يك درهم تازيانه مزنيد و روى دوپايش نگه نداريد . هيچ‌چيز از اثاث زندگى آنان را به فروش نرسانيد؛ زيرا برنامه‌هاى ما آن است كه با گذشت و اغماض از مردم ماليات بگيريم و توجه تو به آبادانى زمين بيشتر از جمع‌آورى ماليات باشد . (همان،٣٤٠)
على عليه السلام هر روز خود به بازار كوفه مى‌رفت و از وضع خريداران و فروشندگان تحقيق مى‌كرد .

نتيجه گيرى:
١)در انديشه و سيره حضرت على عليه السلام كار و تلاش از مباحث مهم محسوب مى‌شود . يكى از حقوق اوليه مردم آن است كه همه حق دارند، شاغل باشند و در برابر كار و كوشش خود مزد و پاداش مناسب دريافت كنند.
٢) حضرت على عليه السلام در طول عمر خويش علاوه بر حمايت از اسلام و امامت‌به كارهاى زراعت و باغبانى مى‌پرداخت و درآمد آن را صرف امور مسلمانان به‌ويژه محرومان و يتيمان مى‌كرد.
٣) يكى از وجوه تمايز و برترى برخى انسان‌ها بر بعضى ديگر، كار و تلاش است؛ زيرا كارها آثار دنيوى و اخروى به همراه دارد.
٤)ملاك‌ها و معيارهاى مهم در انتخاب شغل و كار عبارتند از: كار توام با آگاهى (آگاهى و شناخت نسبت‌به كار)، اخلاص در كارها (هدف‌دار بودن).
٥) با ايجاد تنوع و نوآورى در محيط كار مى‌توان از ملامت و خستگى جلوگيرى كرد.
٦) كار آزادانه عبارت است از كارى كه بر علاقه، استعداد مبتنى باشد و به رشد شخصيت فرد منجر شود.
٧)ويژگى‌هاى كار غيرآزادانه (اجبارى) و موافق علاقه و رضايت انسان‌ها نبودن عبارت است از: جلوگيرى از رشد و شكوفايى استعدادهاى افراد، توهين به آزادى انسان، ممانعت از رشد و نوآورى و ابداع.
٨) كارهاى شايسته داراى اين ويژگى‌هاست: نزديك‌سازى انسان به سوى حق و خداوند ، منطبق بودن با موازين الهى و اسلامى، مضر نبودن براى جامعه ، منجر نشدن كار به آسيب و انحراف فردى و اجتماعى ، انجام دادن كار با هدف صلاح و آبادانى جامعه، حلال بودن كار از نظر شرع.
٩)كارهاى ناشايست فعاليت‌هايى است كه انجام دادن آن براى عامل، شرمندگى به همراه داشته باشد؛ هم چنين براى جامعه آثار و پيامدهاى ناگوار ايجاد نمايد.
١٠)تقسيم كار نقش مؤثر در استمرار ، بقا و تعادل جامعه دارد.
١١)آثار تقسيم كار عبارت است از: تامين احتياجات و نيازهاى زندگى فردى و اجتماعى، هموار شدن زمينه‌هاى موفقيت و شكوفايى فردى و شخصى و اجتماعى، همراهى با طبيعت متفاوت زنان و مردان، كاستن از اتلاف زمان و منابع.
١٢)تقسيم كار در رشد استعدادها و توانايى‌ها و رفع نيازهاى فردى و اجتماعى نقش مؤثر دارد.
١٣)تداوم بيكارى و كم‌كارى به سستى و تنبلى افراد جامعه مى‌انجامد و پيامدهاى سوء آن افزايش فقر و تهيدستى است.
١٤)نظارت در كارها و فعاليت‌ها در جامعه مهم تلقى مى‌شود و لازم است نظارت و كنترل در كارها و مشاغل بيشتر مورد توجه قرار گيرد .
١٥)كار، اشتغال و توليد با سه رويكرد فلسفى، جامعه شناختى و اقتصادى مورد بررسى قرار گرفت، زيرا بين اين سه رويكرد ارتباط منطقى وجود دارد.
١٦)در نگرش فلسفى تدبير انسان و جهان انسان در حوزه رابطه با طبيعت فعال و تأثيرگذار و طبيعت مورد تسخير و استخدام اوست.
١٧)در بعد جامعه شناختى، كار و توليد به عنوان هنجار، ارزش ابزارى و غائى مى‌بايد تا در روابط اجتماعى تجلى يابد و در نتيجه فرهنگ كار و توليد شكل گيرد.
١٨)با شكوفايى اين فرهنگ، راهبردهاى سنجيده اقتصادى به ثمر مى‌نشيند و دولت مى‌تواند سياستهاى اقتصادى اشتغال و توليد را در دو بخش عمومى و خصوصى عملى سازد.

منابع و مآخذ:
١)قرآن كريم.
٢) كلينى الرازى، ابن جعفر محمد بن يعقوب"اصول كافى"، ج ٥، تهران: دارالكتب الاسلاميه، ١٣٦٢.
٣) خسروى،زهره"اهميت كار و حرفه از نظر اسلام"، تهران: دفتر امور فرهنگى و معاونت فرهنگى و امور بين الملل وزارت كار و امور اجتماعى،احياء كتاب،١٣٨٠.
٤) قريشى، شريف" كار و حقوق كارگر " ، ترجمه اديب لارى و محصل يزدى، تهران: دارالكتب الاسلاميه، ١٣٦٦.
٥) جرداق، جرج" امام على عليه السلام صداى عدالت انسانى"، ج١، ترجمه سيدهادى خسرو شاهى، قم: نشر خرم، چاپ سوم، ١٣٧٦.
٦) برقعى قمى، سيدعلى اكبر" جلوه حق در سيرت مولاى متقيان اميرمؤمنان على بن ابى‌طالب عليه السلام"، تهران: انتشارات حافظ، بى‌تا.
٧)محمودى،اصغر"كار از ديدگاه حضرت على(ع)"،ماهنامه صحيفه مبين، شماره ٢٥، بهمن١٣٨٢.
٨)"فرهنگ و آداب كار در كلام امام على عليه السلام"، تهران: دفتر امور فرهنگى و معاونت فرهنگى و امور بين الملل وزارت كار و امور اجتماعى،١٣٨١.
٩) موسوى خراسانى، سيدحسن، "جوان"، قم: دار اهل البيت، ١٣٧٨.
١٠) راشدى، لطيف" فرزند كعبه"، تهران: نشر سبحان، چاپ اول، ١٣٧٦.
١١) جعفرى، محمدتقى" ترجمه و تفسير نهج‌البلاغه"، ج١٣، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ١٣٦٢.
١٢) برزگر كليشمى، ولى الله، جامعه از ديدگاه نهج‌البلاغه، سازمان تبليغات اسلامى، چ١، ١٣٧٢ .
١٣) محمدى الريشهرى، محمد "موسوعة الامام على ابن ابيطالب (ع)"، ج٤ ، قم: دارالحديث،١٤٢١.
١٤) حرالعاملى، محمد بن الحسن"وسائل الشيعه"، ج ١٣، بيروت: دار احياء التراث العربى، بى تا.
١٥) مجلسى، محمد باقر"بحارالانوار"، ج ١٠٣، بيروت: دار احياء التراث العربى، ١٤٠٣ ه ق.
١٦) چلپى، مسعود، جامعه شناسى نظم، نشرنى، تهران،١٣٧٥.
١٧) الحكيمى، محمدرضا و ديگران" الحياة"، ج ٥، تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى، ١٣٦٧.
١٨)محمدى رى شهرى ،محمد"ميزان الحكمه"،ترجمه حميد رضا شيخى،قم:دارالحديث،١٣٨٥.
١٩)"فرهنگ و آداب كار در تورات و انجيل"، دفتر امور فرهنگى وزارت كار و امور اجتماعى،تهران: دفتر نشر برگزيده،١٣٨٣.
٢٠) "نهج‌البلاغه"، ترجمه محمد دشتى، قم: انتشارات مشرقين، چاپ پنجم، ١٣٧٩.