پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - چالش فرهنگ و هويت در فضاى مجازى - نورمحمدی مرتضی

چالش فرهنگ و هويت در فضاى مجازى
نورمحمدی مرتضی

گسترش فزاينده فناورى‌هاى اطلاعاتى و ارتباطى در سال‌هاى اخير، حيات بشرى را در ابعاد مختلف سياسى، اجتماعى و فرهنگى تحت تاثير قرار داده است. همان طور كه تلگراف، تلفن و راه آهن در قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم باعث تحول چشم اندازهاى ملى و بين المللى شدند، فناورى ارتباطات و وجه مشخص آن، يعنى اينترنت در زمان ما، تحولات بى سابقه را به دنبال داشته‌اند ؛ تا آن جا كه به وجه غالب جهان معاصر تبديل شده است. گسترش فزاينده فناورى اطلاعات و ارتباطات، كه مانوئل كاستلز از آن به عنوان »جامعه شبكه‌اى« ياد مى‌كند، منجر به تحول و دگرگونى در ابعاد مختلف سياسى، امنيتى، اقتصادى و اجتماعى شده است. ويژگى‌هاى جامعه شبكه‌اى همچون اقتصاد اطلاعاتى، فرهنگ مجازى و كاهش اهميت زمان و مكان در تعاملات اجتماعى ويژگى متمايزى به هزاره سوم بخشيده است كه اصل بنيادين آن اهميت محورى فرد در عرصه فعاليت‌هاى اجتماعى، سياسى و اقتصادى با بهره‌گيرى از ابزارهاى نوين ارتباطى و اطلاعاتى است. در چنين فضايى كه با عنوان فضاى سايبر توصيف مى‌شود، مجموعه هايى از ارتباطات درونى انسانها از طريق كامپيوتر و مسائل مخابراتى بدون در نظر گرفتن جغرافياى فيزيكى شكل مى‌گيرد. يك سيستم آن لاين نمونه‌اى از فضاى سايبر است كه كاربران آن مى‌توانند از طريق ايميل با يكديگر ارتباط برقرار كنند. بر خلاف فضاى واقعى، در فضاى سايبر نياز به جابجايى‌هاى فيزيكى نيست و كليه‌ى اعمال فقط از طريق فشردن كليدها يا حركات »ماوس« صورت مى‌گيرد. فضاى مجازى (اينترنت) داراى پنج خصوصيت است كه آن را از ساير رسانه‌ها متمايز كرده است. ويژگى‌هاى منحصر به فرد و متمايز كننده فضاى مجازى عبارتنداز:
١- ديجيتالى بودن: اينترنت مبتنى بر اعداد و منطق رياضى است. از اين رو توانايى تغيير و دخالت در اين فضا آن طور كه خواست كاربر است كاملاً ممكن مى‌شود. براين اساس كاربر مى‌تواند با تغيير در رنگ‌ها و انتخاب فضاى كار خود در اينترنت براساس خواست خود، خواست و علايق خود را كاملا در اين فضا پياده كند. از اين رو كاربر اينترنتى بدون دغدغه خاطر مى‌تواند از اين فضا استفاده كند و از همين رو تعداد كاربران اينترنتى با توجه به تفاوت‌هاى فرهنگى، اعتقادى، قومى، نژادى و... در اين فضا قابل توجه است.
٢- حافظه مجازى: مهمترين خصوصيت اينترنت آزادى انتشار اطلاعات است. حافظه مجازى اينترنت اين فرصت را فراهم كرده است تا با انباشتى از اطلاعات در اين فضا روبرو باشيم. اين مسئله در تناقض با سياست محدود سازى قرار دارد. اينترنت ضد سانسور است و امكان دسترسى به هر نوع اطلاعاتى در آن فراهم است.
٣- تعاملى بودن : اينترنت يك رسانه دو طرفه است ؛به اين معنا كه هم توليدكننده متن در اين فضا و هم مصرف كننده آن در ادامه امر توليد با يكديگر در ارتباط هستند و از هم تأثير مى‌پذيرند. تعاملى بودن اين فرصت را براى كاربران اينترنتى فراهم مى‌كند تا در برخورد با فضاى اينترنت فرصت دخالت آرا و نظرات خود را دائما داشته و از نظرات ديگران نيز مطلع شوند.
٤- فرا متن بودن: هايپر تكس بودن به معناى اين است كه هر صفحه از اينترنت در خود صدها لينك به ديگر صفحات اينترنتى دارد. به اين معنا كه كاربر، قدرت گزينش و انتخاب بسيارى دارد و با وارد شدن به اين فضا و قرار گرفتن در يك موقعيت خاص به راحتى مى‌تواند از آن صفحه خارج شده و وارد فضاى جديدى شود كه اين توانايى توسط لينك‌هاى موجود در صفحه به او داده مى‌شود.
٥- واقعيت مجازى: در فضاى اينترنت كاربر مى‌تواند محدوديت‌هاى دنياى واقعى خود را جستجو كند اما بدون مرزهاى دنياى واقعى، شكل‌گيرى شخصيت‌هاى اينترنتى در شهرهاى اينترنتى به معناى شكل‌گيرى دنياى جديد است كه اگر چه از دنياى واقعى ريشه مى‌گيرد اما امكانات ويژه ى اين فضا يك واقعيت مجازى را شكل داده است ؛ واقعيتى كه اگر چه در دنياى واقعى معنايى ندارد اما در حيطه‌ى اينترنت به خوبى عمل مى‌كند و ناخواسته نتايجى نيز در دنياى واقعى به جا مى‌گذارد.
٦- غير مركزى بودن
هيچ مرز و حكومتى حاكم فضاى اينترنتى نيست. به همان ميزان كه يك نوجوان امريكايى در دسترسى به اينترنت آزاد است يك نوجوان ايرانى نيز از همين حق برخوردار است.
بديهى است كه در فضاى جديدى كه بواسطه گسترش فناورى‌هاى اطلاعاتى و ارتباطى بوجود آمده، پايه‌هاى بنيادين تشكيل دهنده جوامع مانند فرهنگ و هويت ملى نيز بتدريج متحول مى‌شود. هويت عبارت از نيازهاى روانى انسان و پيش نياز هرگونه زندگى اجتماعى است. اگر محور و مبناى زندگى اجتماعى را برقرارى ارتباط پايدار و معنادار با ديگران بدانيم، هويت اجتماعى چنين امكان را فراهم مى‌سازد.هويت اجتماعى نه تنها ارتباط اجتماعى را امكان‌پذير مى‌كند، بلكه به زندگى افراد هم معنا مى‌بخشد. احساس هويت تركيبى از همسانى‌ها و تمايزها است، بدين معنا كه اعضاى يك گروه در درون مرز مشخص و بر اساس مؤلفه‌هاى خاصى كه به شاخصه‌هاى هويتى معروف اند، به نوعى با هم مشابه و همسان اند. به عبارت ديگر، اين مرزها كه خصلتى نمادين دارند، دربرگيرنده افرادى هستند كه به طور كلى شباهت‌هاى‌شان بيشتر از تفاوت‌هاى آنهاست. اساساً همين شباهت هاست كه به عنوان شاخص هايى براى تعريف هويت آنها، به عنوان عضويت در يك گروه اجتماعى خاص، به كار مى‌آيد.
از سوى ديگر، افراد در خارج از اين محدوده و در فراسوى مرزهاى نمادينى كه قلمرو يك گروه را از ديگر گروه‌ها متمايز مى‌كند، براساس ويژگى‌هاى اختصاصى خود و تفاوت‌هاى‌شان با ديگران مشخص مى‌شوند. به بيان ديگر، در خارج از مرزهاى گروه، به جاى هويت با مفهوم هويت‌ها روبه‌رو هستيم كه ناشى از تفاوت و گاهى تقابل هويت‌ها است. در واقع، هر هويتى در تقابل با ساير هويت‌ها تعريف مى‌شود و اجتماعات بشرى با استفاده از قابليت‌هاى نمادين بين خود و ديگرى مرزبندى مى‌شوند. مفهوم هويت در ديالكتيك معنايى يك فرد و ديگران با يك گروه با گروه يا گروه‌هاى ديگر، صورت بندى مى‌شود هر هويتى با ايجاد مرز از ساير هويت‌ها متمايز مى‌شود و اين مرزها بيانگر ويژگى‌هاى ساختارى و محتوايى هويت‌ها هستند.
ظهور فضاى مجازى موجب شده تا گروه‌هاى داراى مرزهاى سخت سنتى، جاى خود را به گروه‌هاى مجازى با مرزهاى منعطف بدهند و به همين دليل امكان مبادله هر چه بيشتر اطلاعات و پيام‌ها، منجر به كاهش و در مواردى حذف فاصله ميان گروه‌هاى مختلف شده است. با نفوذ فزاينده اينترنت به درون خانه‌ها، امكان اشتراك در تجارب گروه‌هاى مختلف ايجاد شده است. از منظر سخت افزارهاى ارتباطى، تعداد سايت‌ها و تكنولوژى‌هاى وابسته به آنها نيز در حال گسترش است و اين امر ابعاد مختلف زندگى بشرى را تحت تاثير قرار داده و موجب ظهور شكل نوينى از روابط و تعاملات بين افراد انسانى شده است. طبق ديدگاه »جبرگرايى تكنولوژيك« هر تكنولوژى با ظهور خود، باعث تغييرات گسترده‌اى مى‌شود و جامعه را با تغييرات فرهنگى روبرو مى‌كند. در اين ديدگاه، تكنولوژى به عنوان عامل مستقلى در نظر گرفته مى‌شود كه مى‌تواند يك جامعه و الگوهاى رفتارى حاكم بر آن را تحت تاثير قرار داده و شكل نوينى از روابط انسانى را بر اساس ابزارهاى نوين ارتباطى شكل مى‌دهد. فضاى مجازى در واقع محيطى است، مشتمل بر شبكه‌هاى آن - لاين (on line) كامپيوترى، كه در لحظه، به مبادله اطلاعات با يكديگر مى‌پردازند. اين ارتباطات نه تنها شكل نوينى از روابط اجتماعى را مى‌سازد، بلكه فضاى مجازى را شكل مى‌دهد كه در اين فضا روابط اجتماعى متنوع و متكثر براساس شبكه‌هاى گسترده روابط مجازى مبتنى بر هويت‌هاى مجازى شكل مى‌گيرد.
زيست - جهان انسان اجتماعى از زمان خلقت آدمى به شدت مقيد به زمان و مكان بوده است. ساختار فضا - زمانى، زندگى اجتماعى، چگونگى كنش اجتماعى و روابط اجتماعى فرد را مشخص مى‌كرد. در روابط اجتماعى و شكل‌گيرى هويت‌ها اصل جغرافيا محورى عامل تعيين كننده‌اى محسوب مى‌شد. امكان برخوردارى از هويت‌هاى مختلف براى افراد وجود داشت اما اين هويت‌ها همگى واقعى و براساس ويژگى‌هاى حقيقى افراد بود. در حالى كه در فضايى مجازى زمان و فضا دچار تغيير و تحول شده‌اند. فواصل مكانى و جغرافيايى كاملاً بى‌معنا شده‌اند و زمان نيز به واسطه ارتباطات آنى و لحظه‌اى از معناى قبلى جدا شده است و نهايتاً حس تحرك بى سابقه‌اى را به درون فضاى اجتماعى تزريق كرده است.حس تحرك بدان معناست كه در اين فضا امكان تغيير طبقه، نژاد و جنسيت براى افراد وجود دارد. فرد در لحظه‌اى آنى مى‌تواند جنس، نژاد و طبقه اجتماعى خود را پنهان سازد و با ويژگى‌هاى جديد كاذب جنسيتى و نژادى ؛ هويتى تازه براى خود تعريف كندو براساس آن به تعامل با هويت‌هاى واقعى يا مجازى ديگر بپردازد. در اين چار چوب، گذر زمان و قرار گرفتن فرد به دفعات متعدد در اين فضا و تعامل با هويت مجازى موجب مى‌گردد تا هويت مجازى در فرد نهادينه گردد و فرد آن را به عنوان يكى از هويت‌هاى واقعى خود همچون هويت‌هاى خود در جهان واقعى بپندارد.

تاثير فضاى مجازى بر هويت
عامل بنيادين در شكل‌گيرى هويت‌هاى اجتماعى تعاملات انسانى است. در واقع فرد هنگامى كه به تعامل با فرد ديگرى مى‌پردازد هويت خويشتن را به عنوان يك عضو جامعه پيدا مى‌كند. هويت در بستر تعاملات اجتماعى تعريف مى‌شود. ظهور فناورى‌هاى نوين ارتباطى دگرگونى بنيادينى را در معاملات و ارتباطات انسانى ايجاد كرده است. كاستلز معتقد است از آنجا كه انتقال و جريان فرهنگ از طريق ارتباطات صورت مى‌گيرد، حوزه فرهنگ كه نظام‌هايى از عقايد و رفتارها را شامل مى‌شود، با ظهور تكنولوژى جديد دستخوش دگرگونى‌هاى بنيادين مى‌گردد. ورود فناورى‌هاى ارتباطى، دگرگونى بنيادينى را در ساختار مناسبات و ارتباطات انسانى ايجاد كرده است. پى آمد اين امر شكل‌گيرى نوع جديد از تعاملات انسانى است كه ضمن تمايز از الگوهاى ارتباطى مرسوم در رسانه‌هاى ارتباط جمعى عملاً فرصت‌هاى نوينى را در جهت تجلى خود و هويت، به وجود آورده است. در همين ارتباط بل معتقد است جهان مجازى و امكان برقرارى ارتباطات همزمان و بى شمار، منشاء ظهور فرهنگ‌هاى آنى و به دنبال آن ظهور هويت‌هاى خلق الساعه شده است كه در دوره محدودى شكل مى‌گيرد و با ظهور هويت‌هاى جديد به سرعت از بين مى‌روند.
ويژگى‌هاى ارتباطات الكترونيكى حاكم بر فضاى مجازى شرايطى متفاوت از روابط حقيقى و رو در رو را براى كاربران آن فراهم مى‌كند. سرعت عمل، ناشناس ماندن و سيال بودن مى‌تواند فضاى يكسان و مشابهى را فارغ از الزامات ساختى (جنسيتى، طبقاتى، قومى، نژادى و مكانى) فراهم سازد كه مستعد تجارب متفاوتى براى كاربران آن است. تعاملات آزمايشى، كنجكاوانه و يا با نيت افزايش ظرفيت شناختى، كاربران اينترنتى را با ذهنيت و گرايش جديدى تجهيز مى‌كند كه مى‌تواند رفتار وتعاملات آنها در دنياى حقيقى را به چالش كشانده و تغييراتى را هر چند جزئى در ميدان عمل اجتماعى آنها فراهم سازد. فضاى مجازى اين امكان را فراهم مى‌كند تا افراد نيازها، خواسته‌ها و بازانديشى در هويت خويش را به درجاتى به دنياى حقيقى خود تسرى دهد و شرايط تازه‌اى را براى گفتگو، تفاهم و تعامل در دنياى مجازى و حقيقى فراهم مى‌سازد، ذكايى نيز معتقد است ماهيت غير رو در روى ارتباطات الكترونيكى اينترنتى مى‌تواند انگيزه‌ى بيشترى را براى كاربران آن در بازى با هويت، رفتارهاى آزمايشى و ارائه تصويرى غير واقعى فراهم سازد كه ريسك شرمندگى در آن كمتر است.
فناورى‌هاى نوين ارتباطى و اطلاعاتى موجب مى‌شود تا اجتماعات و هويت‌هاى جديدى تشكيل شود. در جامعه‌اى كه به ارتباطات مبتنى بر صنعت چاپ، تلويزيون و تلفن متكى است، شيوه توليد به گونه‌اى است كه هويتها را به صورت عاقل، سودمند و خود بسنده در مى‌آورد. اما در جامعه اطلاعاتى، جامعه‌اى كه ارتباطات الكترونيك سيطره دارد؛ ذهنيت‌ها و هويت‌هاى ناپايدار، چند لايه و پراكنده ظهور مى‌كند. مارك پاستر در »عصر دوم رسانه‌ها« تاكيد مى‌كنددر دوره جديد كه اينترنت و ارتباطات الكترونيك در جامعه سيطره دارد، اين داده‌ها و اطلاعات و يا به عبارت دقيق كلمه، اين اجتماعات مجازى هستند كه هويت افراد را مى‌سازند وسايل نوين اطلاعاتى و ارتباطى در اثر تغييراتى كه در برداشت‌هاى بشر امروزى به وجود مى‌آورند، هويت‌ها را در وضعيت كاملا تازه‌اى قرار مى‌دهند كه متفاوت و حتى مغايربا گذشته است. هويت در اجتماعات مجازى جامعه اطلاعاتى در مسير فرامليتى شدن حركت مى‌كند .در واقع ارتباطى كه با اتكا به وسايل ارتباطى و اطلاعاتى جديد شكل مى‌گيرد، چشم اندازى ازفهم و درك جديدى از ذهنيت را آشكار مى‌سازد كه در صورت بندى‌هاى گفتار و عملكرد كه به لحاظ تاريخى محسوس اند، جان مى‌گيرد. اين ارتباطات راهگشاى نگريستن به انسان به عنوان پديده‌اى چند لايه، تغييرپذير، منفعل و تكه تكه است. پديده‌اى كه شكل دادن خويش را به گونه‌اى طراحى مى‌كند كه با هرگونه تثبيت هويت مى‌ستيزد. جامعه اطلاعاتى مبين هويت بى ثبات، تغييرپذير و منعطف انسان جديد است. در اين جامعه بسا انسان‌هايى كه با همسايه‌ها، هم محلى‌ها و همشهرى‌ها و حتى هموطنان خود احساس قرابت نداشته ولى با فرد ديگرى در اقصا نقاط جهان احساس هويتى يكسان داشته باشند. هويت ملى در جامعه اطلاعاتى به دليل ظهور اجتماعات مجازى به شدت تهديد مى‌شود، اجتماعات مجازى تهديدى براى اجتماعات واقعى است. در واقع در اجتماعات مجازى معمولا افراد حداقل دريك چيز اشتراك دارندو آن علايق و منافعى است كه آنها را دور هم جمع مى‌كند. اين منافع كه همان دسترسى به اطلاعات است، هويت آنها را مى‌سازند. هويتى كه مدام در حال تغيير و ناپايدار است. هويت افراد در اجتماعات مجازى »هويتى ديجيتال« است. ديگر سرزمين، زبان بومى و محلى، كشور، فرهنگ ملى و نژاد، هويت افراد را در اجتماعات مجازى تعيين نمى‌كنند، بلك منافع مقطعى ،محدود، و در حوزه موضوعات مختلف افراد را دور هم جمع مى‌كند و هويت آنها را مى‌سازد.
فناورى‌هاى نوين اين امكان را فراهم مى‌كند تا افراد فضايى شخصى و خصوصى در فضاى مجازى براى خود داشته باشند و بدين ترتيب خلوت جديدى براى خود با بهره‌گيرى از ابزارهاى ارتباطى ايجاد كنند.در اين فضا پيام‌هايى بدون آگاهى ديگران رد وبدل مى‌شود و قرار ملاقاتهايى تنظيم مى‌شود و با بهره‌گيرى از امكانات اينترنت مانند فيس بوك و اتاق‌هاى گفت و گو شبكه گسترده‌اى از روابط ميان افراد شكل مى‌گيرد كه غير قابل كنترل و ناملموس است. اين امر بتدريج موجبات از هم پاشيدگى شبكه‌هاى سنتى روابط مانند همسايگى را فراهم مى‌كند و هويت‌هايى ماوراى جهان واقعى و محيط عينى كه افراد در آن زندگى مى‌كنند، ايجاد مى‌كند.

فضاى مجازى و هويت ملى
از مهمترين ويژگى‌هاى فضاى مجازى گسترش اهميت فرد و حيطه خصوصى در برابر جمع و حوزه عمومى است. افراد در فضاى مجازى در عين حال كه مى‌توانند در گروه‌هاى مختلف و گاه متضاد با هويت حقيقى خود حضور داشته باشند ؛ مى‌توانند خود را جدا از ديگران و تنها نيز حس كنند. نبود مراتب قدرت در فضاى مجازى باعث مى‌شود، فرديت افراد در جمع حل نشود. در جهان واقعى قدرت انتخاب افراد، همواره تحت تأثير عواملى چون جبر مكان، زمان، فرهنگ، حكومت و... محدود بوده است. اما در جهان مجازى مرزهاى محدود كننده از ميان برداشته مى‌شود و شخص در مقياس جهانى با گزينه‌هاى فراوانى براى انتخاب روبروست.
مهمترين متغير در هويت ملى، وحدت بخشى يا تمايز پذيرى اجتماعى است. اجتماعى شدن وفردى شدن دو روى سكه تجدد و دوره مدرن هستند. يعنى دوره مدرن داراى يك دوگانگى در ساختار اجتماعى است كه از يك طرف به اجتماعى شدن افراد منجر مى‌شود و از طرف ديگر فردى شدن را تقويت مى‌كند.
راديو، تلويزيون و ابزارهاى ارتباطى در اين دوره جوامع محلى و ملى را با يك شبكه محدود يكپارچه مى‌سازد و سپس تكثر و تنوع مجارى ارتباطى و قدرت انتخاب افراد در كانال‌ها و شبكه‌هاى ارتباطى موجب مى‌شود تا مخاطبان تكه تكه و پاره پاره شوند.
رسانه‌هاى جديد، رسانه‌هاى فردى شدن و مبتنى بر تعامل فردى انسان - رايانه هستند. اين رسانه‌ها به دليل اينكه همگى متصل به شبكه‌ها هستند به طور جمعى مورد استفاده قرار مى‌گيرند. رسانه‌هاى جديد تقاضاها و درخواست‌هاى متكثر كاربران و مخاطبان را پاسخ مى‌دهند. از اين رو نتيجه عملى دوگانگى ساختارى رسانه‌ها، دوگانگى ساختار اجتماعى جامعه است. به نظر مى‌رسد تجلى دوگانگى مذكور نزد كاربران اينترنت و رسانه‌هاى مرتبط با آن و آنهايى كه به اين وسايل جديد ارتباطى و اطلاعاتى دسترسى دارند، قابل ملاحظه‌تر است. چرا كه رسانه‌هاى مذكور نوعى مناسبات جديد ايجاد مى‌كنند كه در اين مناسبات انسانها بيش از پيش گوشه‌گير، منزوى و كم تحرك شده و كم كم از زمينه عملى زندگى خود دور مى‌شوند.
به عبارت ديگر شكل‌گيرى اجتماعات در فضاى مجازى بر مبناى شانيت‌هاى اجتماعى مختلف موجب مى‌شودتا اجتماعات در جهان واقعى بتدريج كم رنگ و بى اهميت شود. اين بدان معناست كه منبع هويت بخشى افراد متكثر و متنوع مى‌شود و به همين جهت هويت ملى و انسجام اجتماعى يك جامعه بتدريج تضعيف مى‌شود.