پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١١
برگزیده تحولات سیاسی جهان
ارکان فائزه
ششمين كنگره جنبش آزادىبخش ميهن فلسطين بعد از بيست سال
- جوان گرايى در فتح: ششمين كنگره جنبش فتح كه در شهر بيت الحم برگزار شد با انتخاب اعضاى جوانى به كار خود پايان داد.
اين كنگره پس از بيست سال بعد از پنجمين كنگره فتح در سال ١٩٨٩ ميلادى در تونس، به منظور تعيين اعضاى جديد كادر مركزى و شوراى انقلابى جنبش در سالن ترسينته در شهر بيت الحم در كرانه باخترى برگزار گرديد. در اين كنگره بيش از ٢ هزار نفر شركت داشتند. اعضاء فتح و نمايندگانى از گروههاى فلسطين و هيأتهاى عربى و نمايندگان عرب در پارلمان (كنست) اسرائيل. اما نكته قابل توجه در اين حضور، غيبت بعضى از اعضاى جنبش فتح بود كه يا دعوت نشده بودند مانند فارق قدومى، رئيس دفتر سياسى حماس. وى دو روز قبل از شروع كنگره محمود عباس، رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين را به دليل همكارى با رژيم صهيونيستى در ترور ياسر عرفات و فساد مالى مورد انتقاد قرار داده بود. و اما عدهاى از اعضاى جنبش فتح كه در غزه بسر مىبردند به دليل ممانعت حماس از شركت آنها در اين كنگره، نتوانستند در اين نشست حضور يابند. كه البته از طريق تلفن همراه در جريان اين كنفرانس قرار گرفتند. حماس شرط حضور آنها را آزادى اعضاء بازداشت شده اين گروه در كرانه باخترى دانست، كه اين مسأله مورد پذيرش تشكيلات خودگردان قرار نگرفت.
محمود عباس در افتتاحيه اين كنگره در يك سخنرانى طولانى بر توقف شهركسازى اسرائيل در سرزمينهاى اشغالى و ادامه مقاومت با رژيم اسرائيل و البته ادامه مذاكرات صلح تأكيد كرد. علاوه بر اين رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين، جنبش حماس را مسئول كودتاه غزه و پيامدهاى آن معرفى كرد. در واقع عباس با تأكيد بر ادامه مذاكرات صلح در عين حال خواهان ادامه مقاومت است. يعنى هم بر سازش و هم بر مقاومت تأكيد مىكند. در همين راستا اين كنگره در پيشنويسى، سياستهاى جديد فتح را اعلام كرد: دعوت به مبارزه مسلحانه عليه اسرائيل به حاشيه رانده شود بدون اينكه كاملاً كنار گذاشته شود و توقف شهركسازى براى يهوديان در كرانه باخترى يكى از پيش شرطهاى هرگونه گفتوگو با اسرائيل اعلام شد. اما برخى از تحليلگران معتقدند راهى كه عباس انتخاب كرده است متناقض مىباشد. از يك طرف خواهان سازش و از طرف ديگر خواهان مقاومت با رژيم اشغالگر قدس مىباشد.
مذاكرات در ششمين كنگره فتح حول محور تشكيل دولت وحدت ملى و آشتى با حماس، بدستگيرى كنترل غزه توسط تشكيلات خودگران، ادامه مذاكرت صلح، بازنگرى در تشكيلات جنبش، مسأله آورگان فلسطين و ترور ياسر عرفات بود.
در اين كنگره اعضاى فتح ١٨ نفر از ٢٣ عضو كميته مركزى كه تصميمگيرىهاى جنبش در آن اتخاذ مىشود را انتخاب كرد.
١٥ نفر از آنان از نسل جوان فتح بودند و ٤ نفر ديگر به پيشنهاد رئيس و با نظر كنگره وارد شوراى مركزى مىشوند. رئيس هم عضو ديگر كميته مركزى مىباشد. انتخابات ديگر در اين نشست انتخاب اعضاى شوراى انقلابى بود كه ٨٠ عضو از ١٢٨ عضو آن در اين كنگره انتخاب شدند. اعضاى شورا واسط ميان كنگره و شوراى مركزى بشمار مىآيند. جوان گرايى در فتح يكى از نتايج اين كنفرانس بود. نسل جوان كه خواهان اصلاحات در ساختار فتح است، توانست جايگزين نسل گذشته كه اكنون در مرز هفتادسالگى با موهاى سفيد مىباشند، شود افرادى چون مروان برغوثى، محمد دحلان، جبرئيل جبروت.
برغوثى ٥٠ ساله كه به دليل كشتار تعدادى از يهوديان اسرائيل كه البته خود اين اتهام را رد مىكند به حبس ابد محكوم شده است. او يك چهره معروف در بين فلسطينيان مىباشد و زمانى به عنوان جانشين عرفات مطرح بود. محمد دحلان ٤٧ ساله و رئيس سابق امنيتى غزه كه اخيراً از سوى گروه حماس مورد انتقاد شديد قرار گرفته است. جبرئيل جبروت ٥٦ ساله دستيار سابق عرفات از ديگر افراد معروف و جوان در اين انتخاب است. وى معتقد است نتيجه اين انتخابات نشان داد شكاف بين رهبران قبلى فتح كه تعدادى از آنها ٧٠ سال سن دارند، وجود دارد. وى گفت اين انتخابات يك كودتا عليه رهبران فتح است كه براى مدتى طولانى اين جنبش را انحصارى كرده است، بدون اينكه گزارشى در رابطه با عملكردش ارائه كند.
فتح (Fatah) نام جنبش آزاديبخش ميهنى فلسطين مهمترين سازمان سياسى و نظامى فلسطين است كه در سال ١٩٥٩ ميلادى توسط ياسر عرفات و خليل الوزير (ابوجهاد) با هدف آزادى فلسطين از سيطره رژيم اشغالگر قدس از طريق مبارزات چريكى بنيانگذارى شد. و طولى نكشيد كه نيروى مهمى در نزد فلسطينىها محسوب شد. فتح بزرگترين و مهمترين گروه در كنفدراسيون احزاب فلسطين موسوم به سازمان آزاديبخش فلسطين (ساف) است. جنبش فتح داراى رويكردى ناسيوناليستى و تا حدى سوسياليستى است.
اين جنبش در سال ١٩٩١ در اساسنامه خود تغييراتى داد و ضمن حفظ پاىبندى به مذاكرات صلح، مبارزه مسلحانه را رد نكرد. فتح امروزه با اتهاماتى از قبيل فساد، ثروتاندوزى ناكارآمدى سياستمداران آن و پارتى بازى روبرو شده است. و در نزد مردم فلسطين از اعتبار چندانى برخوردار نيست.
به همين دليل مىتوان گفت برگزارى اين كنفرانس در بيت الحم توسط محمود عباس زدودن چهره منفى از خود، نزد فلسطينيان بود تا بتواند انتقادات شديدى كه نسبت به وى مىشود را كاهش دهد. جنبش فتح علاوه براينكه از اتهاماتى نظير فساد، ثروت اندوزى متهم است، در سالهاى اخير در بين اعضاى خود دچار تفرقه و اختلاف شده است. خصوصاً پس از امضاى »پيمان اُسلو« با رژيم اسرائيل كه به تشكيل حكومت خودگردان فلسطينى انجاميد. با به رسميت شناختن اسرائيل توسط فتح چهره اين جنبش تا حد زيادى نزد مردم خدشهدار شد و با به رسميت شناختن آغاز گفتوگوهاى سازش از هدف اصلى خود يعنى آزادى فلسطين و مبارزه عليه اشغالگران دور شده است. اين جنبش در انتخابات پارلمانى سال ٢٠٠٦ از گروه حماس شكست خورد و اكثريت كرسىهاى پارلمان به دست اعضاى حماس افتاد. لذا با توجه به اين اختلافات و مشكلات پيش آمده براى فتح، محمود عباس با برگزارى اين كنگره علاوه بر اينكه خواهان زدودن چهره منفى از خود در نزد فلسطينيان بود به فكر بازسازى اين تشكيلات افتاده است.
البته بايد يادآور شد كه فساد و فقدان دموكراسى در ساختار جنبش فتح و سازمان آزادىبخش فلسطين از مدتها پيش وجود داشته و ناگهانى ظهور نكرده است و مسأله فساد در تشكيلات خودگردان بر كسى پوشيده نيست. اين فساد اكنون همه چيز و همه كس را در برگرفته و به نماد مبارزه از فعاليت اين تشكيلات درآمده است (مركز اطلاعرسانى فلسطين به نقل از باشگاه انديشه) بدين ترتيب محمود عباس با برگزارى اين كنگره كه به جوانگرايى انجاميد، خواهان تغييراتى در ساختار آن شد. به همين دليل بعد از برگزارى انتخابات گفت: اين كنگره را حركتى نو در آينده جنبش فلسطين ارزيابى مىكند. البته برخى از تحليلگران معتقدند: عباس با برگزارى اين كنگره نتوانست به اهداف خود برسد، بلكه باب جديدى را بسوى ايجاد تغييرات داخلى باز كرد. برگزارى اين كنگره با واكنش اسرائيل روبرو شد. اويگدور ليبرمن، وزير امور خارجه اسرائيل گفت: براى اولين بار كنفرانس فتح مذاكرات صلح را دفن كرد. برخى از اسرائيلىها به نقل از روزنامه گاردين در مقالهاى تحت عنوان »فتح گروه جوانترى را انتخاب كرد« معتقدند كه اين كنگره خشونت را تقبيح نكرد، اما خط مشى جنبش فتح با طرح از پيش تعيين شده باراك اوباما درباره مذاكرات صلح هماهنگ شده است. اين روزنامه مىافزايد: اميدهاى فلسطينيان براى دولت آينده به دليل اختلاف بين جنبش فتح در كرانه باخترى و حماس كه غزه را تحت كنترل دارد تحققپذير نيست. شانس جنبش فتح به خاطر پيشرفت اقتصادى در كرانه باخترى بعد از اينكه حكومت نتانياهو محدوديتهاى مسافرتى را به عنوان قسمتى از ابتكار عمل (صلح اقتصادى) (Economic Peace) كاهش داد، افزايش پيدا كرده است. اما تعدادى از فلسطينىها هنوز خواهان استقلال كامل سرزمينشان هستند.
انتخابات رياست منطقه و پارلمان محلى كردستان عراق
وزش باد تغيير: در انتخابات رياست منطقه كردستان عراق »مسعود بارزانى« توانست بررقباى خود پيروز گردد و در انتخابات پارلمان محلى ائتلاف احزاب حاكم (اتحاديه ميهنى و حزب دموكرات) توانستند بر ديگر احزاب پيروز شوند.
در انتخابات پارلمان محلى ٢٤ گروه و ليست سياسى براى ١١١ كرسى پارلمانى با يكديگر رقابت كردند. اين در حالى است كه ١١ كرسى پارلمان متعلق به مسيحىها و تركمنها (اقليت مذهبى و قومى) مىباشد. در اين رقابت ليست دو رئيس جمهور عراق و كردستان توانستند بيشترين كرسىها را در پارلمان كردستان بدست آورند. اما فهرست گوران (واژه كردى تغيير) يا جنبش آبىها و ائتلاف دو حزب »اتحاد اسلامى« و »جامعه اسلامى« با دو حزب »چپگراى زحمتكشان كردستان« و حزب »سوسياليست كردستان« كه تحت عنوان خدمتگذارى و بهسازى در اين رقابت حضور داشته به ترتيب در رده دوم و سوم قرار گرفتند. اما در انتخابات رياست منطقه كردستان »مسعود بارزانى« رئيس جمهورى فعلى منطقه كردستان و رئيس حزب دموكرات بر چهار رقيب خود پيروز گشت. انتخابات پارلمان محلى و رياست منطقه در سه استان كردنشين »سلمانيه« »اربيل« و »دهوك« برگزار گرديد.
اما مسأله مهمى كه در اين رقابتها قابل توجه و تأمل است پديده گوران است.
جنبش گوران موسوم به جنبش تغيير كه از چهار حزب اتحاد اسلامى، سوسيال دموكرات، زحمتكشان و جماعت اسلامى تشكيل شده است خواهان تغيير و اصلاح در ساختار سياسى كردستان عراق است. اين حزب جديد التأسيس كه براى تحقق اصول و ارزشهاى دموكراتيك وارد كار زار انتخاباتى شد رقيب دو حزب حاكم منطقه يعنى حزب دموكرات كردستان (KDP) به رهبرى مسعود بارزانى، رئيس جمهور كردستان و حزب ميهنى كردستان (PuK) به رهبرى جلال طالبانى، رئيس جمهور عراق بود. »نوشيروان مصطفى« رهبر اين حزب و از بنيانگذاران اتحاديه ميهنى كردستان عراق است و تا سال ٢٠٠٦ ميلادى قائم مقام آن بود اما بعداً از اين حزب خارج شد.
فهرست گوران كه با شعار تغيير به ميدان رقابتهاى انتخاباتى آمد، يك جنبش اصلاحى است. اين جنبش تحت تأثير مبارزات انتخابات رياست جمهورى امريكا، شعار حاميان آن »ما آن را تغيير خواهيم داد« در مبارزات انتخاباتى كردستان بود. اين شعار نشان از تنفر گسترده مردم نسبت به حكومتهاى سابق اين منطقه خود مختار (determination - Self) را دارد. حزب گوران معتقد است فساد مالى، رشوه خوارى و پارتى بازى در منطقه بشدت رواج دارد و رهبران دو حزب دموكرات و اتحاديه ميهنى مسئول اين اقدامات هستند و اين دو به جاى توجه به منافع ملتشان و منطقه به منافع خود مىانديشند. لذا، سياستهاى و اقدامات آنها باعث تنفر مردم نسبت به اين دو حزب شده است. به علاوه دو حزب حاكم هنوز نتوانستهاند رفراندومى براى تعيين وضعيت حقوقى كركوك كه در قانون اساسى عراق تصريح شده، جامعه عمل بپوشانند.
جنبش تغيير كه دو حزب حاكم منطقه را متهم به شكنجه مخالفان و روزنامه نگاران، عدم توجه به حقوق شهروندان و نقض حقوق بشر مىكند، به نظر مىرسد چالش جديدى براى حزب دموكرات و حزب اتحاديه منطقه كردستان عراق باشد.اين حزب اميدوار است تا حاكميت دو حزبى را، در منطقه كردستان عراق از بين ببرد و منطقه را به سوى دموكراتيك شدن پيش ببرد. گاردين در مقالهاى تحت عنوان »چالش حزب اصلاح طلبان كردستان با نخبگان عراقى« مىنويسد: جنبش تغيير مىتواند راهى را براى اصلاحات و مدرنيزاسيون هدايت كند و جريان ضد فساد را در منطقه به راه بيندازد. اين جنبش با شعار تغيير وعده داده است كه مىتواند روى خدمات عمومى تمركز كند. اين مقاله مىافزايد: شعار تغيير جنبش گوران مىتواند يك جايگزين قابل قبولترى براى اسلام گرايان افراطى و چپ گرايان كمونيست به جاى كردهاى سكولار كاملاً محافظه كار باشد. بدين ترتيب به نظر مىرسد با شعار تغيير، راى دهندگان ناراضى فرصت داشتند تا اعتراضات خود را به نظام سياسى حاكم در منطقه و در واقع سياست دو حزب دموكرات و اتحاديه ميهنى كه اقدامات نادرستشان باعث رويگرداندن مردم از آنها شده بود، برسانند. اما روزنامه گاردين مىنويسد: اين تغيير ممكن است براى آينده باشد نه حالا. به هر حال حضور اين جنبش جديد باعث شد كه دو حزب حاكم احساس عدم امنيت بكنند و شايد به اين فكر بيفتند كه در سياستهايشان تغييراتى ايجاد نمايند.
حزب دموكرات عراق (KDP) حزبى راستگرا و فئوال مىباشد كه نزديك به ٥٠ سال است در كردستان عراق فعال بوده و نيروى سياسى غالب در منطقه مىباشد. رياست اين حزب به عهده مسعود بارزانى است. وى در سال ١٩٧٩ پس از مرگ پدرش مصطفى بارزانى به رياست اين حزب رسيد. اما اتحاديه ميهنى كردستان عراق حزبى چپگرا به رياست جلال طالبانى است. وى از پيشمرگههاى كردهاى كردستان عراق بود كه اين حزب را در سال ١٩٧٥ تأسيس كرد.
اين دو حزب گرچه براى ساليانى با يكديگر اختلاف داشتند. اما در سال ١٩٩٨ با وساطت مادلين آلبريت، وزير امور خارجه وقت ايالات متحده در واشنگتن موافقتنامه صلحى را امضاء كردند كه براساس آن، در مجلس ملى كردستان صندلىهاى پارلمان را بين فاميل و نزديكان خود در قدرت تقسيم كنند به عنوان مثال روزنامه نيويورك تايمز مىنويسد برادر زاده نچيروان، نخست وزير و پسرش منصور مسئول امور اطلاعاتى است. قباد پسر طالبانى هم نماينده كردها در واشنگتن است. نيويورك تايمز مىافزايد: قبلاً كردستان عراق را منطقهاى دموكراتيك مىشناختند، حتى الگويى براى كل خاورميانه، اما در واقع اين منطقه بيشتر و بيشتر به يك قلمرو راكد فئودال تبديل شده است. گرچه گفته مىشود كردستان عراق از برندگان اصلى تحولات عراق است و به لحاظ توسعه نظام حكومتى ادارى و نظامى بيش از ده سال از بقيه استانهاى عراق جلوتر است. كردستان كه زير پوشش امريكا و انگليس پس از جنگ اول عراق و امريكا قرارگرفت و از همان زمان عملاً خود مختار شد. امروزه بنظر مىرسد به دليل عدم رعايت اصول مدنى و دموكراتيك و اقدامات نادرست رهبران منطقه كردستان و نارضايتى مردم از آنها، نياز به تغييرى در سياستهاى حكومتى است همانطورى كه نورى المالكى نخست وزير عراق در يكى از سخنرانىهاى خود از وزش باد تغيير در منطقه كردستان عراق سخن راند.