پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨

آمريكايى‌هاى مسلمان
احمدی لفورکی بهزاد

قسمت اول

١) مقدمه:
دين اسلام از جمله اديانى است كه طى سال‌هاى اخير ، عليرغم همه حوادث و اتفاقات رخ داده، رشد چشمگيرى در ايالات متحده آمريكا داشته است. طبق يكى از گزارش‌هاى جديد آمارى، در حال حاضر ١٢٠٩ مسجد در آمريكا وجود دارد كه نيمى از آنها طى بيست سال اخير ساخته شده‌اند.١ با نگاهى به جمعيت مسلمان امريكا، اين نكته مهم به چشم مى‌آيد كه ١٧ تا ٣٠ درصد آنان از ديگر اديان به دين اسلام مشرف شده‌اند و طبق اظهار مقامات رسمى، اين شمار رو به افزايش است. ٢ جامعه مسلمانان امريكا جامعه‌اى متشكل از اقوام، فرهنگ‌ها، نژادها و مليت‌هاى مختلف است كه تا به امروز، از ظرفيت‌هاى سياسى، اقتصادى و فرهنگى خود به خوبى بهره نگرفته است. بى شك حملات يازده سپتامبر و جلب توجه مردم، مقامات و سازمان‌هاى امنيتى و پليسى امريكا به جامعه مسلمانان را بايد نقطه عطفى در تاريخ اين جامعه به حساب آورد. طبق گزارشات و شواهد موجود، با محدوديت‌هاى به وجود آمده جديد و به خصوص، تغيير به وجود آمده در افكار عمومى نسبت به مسلمانان آمريكا، اين مسلمانان بر تلاش‌هاى خود براى حضور پر رنگ‌تر در تمامى عرصه‌ها، به خصوص عرصه سياسى افزوده، طيف گسترده‌اى از سازمان‌ها، نهادها، بنيادها و موسسات آموزشى، فرهنگى و خيريه را براى تصميم ديدگاه غلط موجود به وجود آورده‌اند. ٣
اين مقاله مى‌كوشد تا نمايى از جامعه مسلمانان امريكا ارائه دهد. در اين راستا، نخست تاريخچه حضور مسلمانان در ايالات متحده مورد بررسى قرار مى‌گيرد و در ادامه به جمعيت، هويت و پراكندگى جغرافيايى آنان پرداخته مى‌شود. بررسى موسسات اسلامى امريكا مشتمل بر سازمان‌هاى سياسى، حقوقى، مذهبى، اجتماعى و جمع بندى، از ديگر قسمت‌هاى اين مقاله پژوهشى است.

٢. تاريخچه
با توجه به اينكه تا به امروز، اطلاعاتى دقيق و رسمى درباره تاريخچه حضور مسلمانان در ايالات متحده منتشر نشده است، گمانه زنى‌هاى متفاوتى در اين باره به چشم مى‌خورد. برخى ورود مسلمانان به قاره امريكا را به قرن هشتم ميلادى نسبت مى‌دهند. به اعتقاد اين افراد، اسلام از طريق اسپانيا و به خصوص بندر دلبا (Delba) كه امروزه پالس (Palos) ناميده مى‌شود، زمان حكومت خليفه عبدالله ابن محمد (٩١٢ - ٨٨٨ ميلادى) به آمريكا گام نهاد. در دفترچه مطالعات جهان عرب كه توسط شوراى سياست خاور ميانه در سال ٢٠٠٢ منتشر گرديد، آمده است كه مسلمانان پيش از كريستف كلمب به آمريكا راه يافته، با ازدواج با افراد بومى آنها، حتى به رياست قبايل رسيده بودند؛ به گونه‌اى كه ميان نام‌هاى رؤساى قبايل اين دوره، نام‌هايى چون عبدالرحيم و عبدالله ابن ملك به چشم مى‌خورد.٤
برخى اسناد منتشر شده از سوى نهادهاى اسلامى آمريكا و نظر برخى كارشناسان بيانگر اين است كه نخستين گروه از مسلمانان امريكا، نه به خواست خود، بلكه به زور سر نيزه به اين كشور آورده شدند. به گفته ابراهيم هوپر، كارشناس شوراى روابط امريكا و اسلام، »نخستين گروه مسلمانانى كه به امريكا آمدند، برده‌هايى بودند كه از آفريقا آورده شده بودند« نظر كارشناسان درباره اينكه چند درصد از اين بردگان مسلمان بوده‌اند، متفاوت است و از ١٠ تا ٣٠ درصد ذكر مى‌شود. به گفته اين افراد، بردگان در آن زمان از مناطقى چون فولاس، فولاجالون، فولا تورو و ماسينا و ديگر مناطق غرب افريقا آورده مى‌شدند و به مكزيك، كوبا و امريكاى جنوبى فرستاده مى‌شدند. تاريخ ورود اين دسته مسلمانان به خاك آمريكا دقيقاً مشخص نبوده و تاريخ‌هايى چون سال ١٥٣٠ ميلادى و ١٦١٩ ميلادى براى آن ذكر مى‌شود. ٥
از قرن هجدهم به بعد، مهاجرت مسلمانان به ايالات متحده طى چندين دوره مشخص، صورت گرفته كه مى‌توان آنها را موج‌هاى مهاجرتى ناميد. طبق گزارش منتشر شده توسط وزارت خارجه ايالات متحده، نخستين موج مهاجران مسلمان در سال‌هاى ١٨٧٥ تا ١٩١٢، از مناطق تحت حاكميت امپراتورى عثمانى، يعنى خاورميانه و اروپاى شرقى به امريكا آمدند. اين افراد بيشتر از طبقات روستايى آن زمان به حساب مى‌آمدند و دليل مهاجرت آنان نيز بيشتر از دلايل اقتصادى و يا ترس از خدمت در ارتش عثمانى در جنگ جهانى اول نشأت مى‌گرفت. در اين دوره مى‌توان شاهد نخستين گروه مسيحيان سفيد پوستى بود كه به دين اسلام مشرف شدند. از آن جمله مى‌توان به الكساندروب ، ديپلمات سفيدپوست آمريكايى اشاره كرد كه پس از مسلمان شدن، جنبش تبليغ اسلامى امريكا را در سال ١٨٩٣ بنا نهاد. وب تلاش كرد، تا با سخنرانى‌هاى فراوان، انتشار كتاب و نشريه‌اى به نام »جهان مسلمان«، به تبليغ و گسترش اسلام در ايالات متحده كمك كند و تا سال ١٩١٦، يعنى زمان مرگ خود، به اين كار ادامه داد. تصويب قانون مهاجرت امريكا در سال ١٨٩٧، مانعى بر سر راه موج نخست مهاجران مسلمان براى ورود به اين كشور بود، چرا كه اين قانون محدوديت‌هايى را براى مهاجران از سرزمين‌هاى عثمانى به وجود آورده بود و امكان مهاجرت گسترده آنان را فراهم نمى‌ساخت. مهاجرات سورى و امريكايى‌هاى آفريقايى در اين دوره، جمعيت اصلى مسلمانان آمريكا را تشكيل مى‌دادند كه اغلب غير تحصيل كرده بودند و در شهرهاى غربى و سواحل غربى آمريكا سكنى داشتند١. اين افراد اغلب نام انگليسى براى خود بر مى‌گزيدند و به سبب نبود زنان مسلمان، با زنان مسيحى ازدواج مى‌كردند. ٦
پس از جنگ جهانى اول و فرو پاشى امپراتورى عثمانى، موج دوم مهاجرت مسلمانان خاور ميانه به ايالات متحده شكل گرفت. اين دوره مقارن با حكمرانى استعمار گرايانه غرب برخاور ميانه و سلطه بر كشورهاى اين منطقه، تحت لواى قيموميت بود. ويرانى‌هاى ناشى از جنگ، فقر شديد و دلايل جامعه سياسى در منطقه‌اى كه سوريه بزرگ ناميده مى‌شد. مشتمل بر لبنان، اردن و سوريه كنونى بسيارى مسلمانان اين مناطق را وا داشت تا براى نجات خود به غرب و از جمله ايالات متحده مهاجرت كنند و به دوستان يا اقوام خود در اين سرزمين كه پيش‌تر مهاجرت كرده و استقرار يافته بودند، بپيوندند ؛ البته اين موج مهاجرت نيز با تصويب قانون جديد مهاجرت در سال ١٩٢٤ و ايجاد سيستم سهميه‌بندى مبتنى بر مليت، عبارت لاتين با محدوديت زيادى مواجه گرديد؛ به گونه‌اى در طول دهه ١٩٣٠، اين موج مهاجرت به حداقل رسيد. البته با وجود اين محدوديت، طبق اسناد موجود، نزديك به چهل هزار ترك، كرد، آلبانيايى و بوسنيايى در خلال اين سال‌ها به ايالات متحده مهاجرت كرده بودند.٧ در اين دوره غير از مهاجران مسلمان، رشد فزاينده اسلام در برخى جمعيت‌هاى سياه پوست، از جمله در ساحل شرقى و غرب ميانه ايالات متحده به گسترش بيش از پيش آن كمك كرده است.
ايجاد جنبش احمديه (١٩٢١)، جامعه اسلامى جهانى (١٩٢٦)، اولين مسجد مسلمانان در پترزبورگ (١٩٢٨) و جمعيت اخوان اسلامى (١٩٢٩) از مهم‌ترين مراكز اسلامى‌اى بودند كه توسط سياه پوستان مسلمان تاسيس شدند و به جامعه مسلمانان، هويتى سازمانى بخشيد از ديگر مراكز اسلامى ايجاد شده در اين دوره، مى‌توان به تاسيس جامعه ماموريت اسلامى در نيويورك، در سال ١٩٣٩ توسط شيخ داود، ساخت مسجد شهر سدار را پيدس(درآيووا) در سال ١٩٣٤ و تاسيس سازمان ملت اسلام، توسط »فرد محمد« در سال ١٩٣٣ اشاره كرد.
موج سوم مشخص مهاجرت مسلمانان به آمريكا، بين سال‌هاى ١٩٤٧ تا ١٩٦٠ شكل گرفت. در اين سال‌ها بار ديگر بر شمار مهاجرت مسلمانان اين بار از مناطقى فراتر از خاور ميانه، يعنى هند، پاكستان، اروپاى شرقى و شوروى سابق افزوده شد و اصلاح قانون مهاجرت آمريكا در سال ١٩٥٠ و سهميه بندى مهاجران براساس كشور و نه مليت، به اين روند صعودى كمك بسيارى كرد؛ در حالى كه بيشتر مهاجران موج‌هاى نخستين، بر خاسته از مناطق روستايى بودند، مهاجران مسلمان موج سوم، از پيشينه‌اى شهرى برخوردار بودند و شهرهاى بزرگى چون نيويورك و شيكاگو را براى سكونت خود برگزيدند. اين افراد نسبت به گروه‌هاى پيشين از وضعيت مالى و آموزشى بهترى برخوردار بودند ؛ به خصوص مهاجران يوگسلاويايى و آلبانيايى كه به تحصيل و آموزش حرفه‌اى خود در اين كشور ادامه دادند.
تغيير قوانين مهاجرت آمريكا در دهه هفتاد ميلادى در بهبودى بيش از پيش آن، شرايط را براى عزيمت موج بعدى مسلمانان (موج چهارم) فراهم آورد كه تا به امروز ادامه دارد. در اين دهه، ليندون جانسون، رئيس جمهور وقت آمريكا، با تصويب قانون مهاجرت جديد اين كشور (١٩٦٥) سيستم سهميه بندى مهاجرت براساس مليت را لغو و تخصيص سهميه مهاجرت براساس داشتن خويشاوند در آمريكا يا داشتن تخصص مورد نياز اين كشور را جايگزين آن كرد. پس از تصويب قانون جديد، شمار مهاجران از اروپا شرقى، خاور ميانه و آسيا به آمريكا رشد چشمگيرى يافت كه تقريباً بيش از نيمى از مهاجران ذكر شده مسلمان بودند. مهاجران اين موج، نظير گذشته، به دلايل سياسى اقتصادى و تحصيلى به آمريكا آمده‌اند و حوادثى نظير جنگ داخلى لبنان، حمله رژيم صهيونيستى به فلسطين و جنگ اعراب با اسرائيل در سال ١٩٦٧، در مهاجرت آنان تأثير به سزايى داشت.
پيروزى انقلاب اسلامى در سال ١٩٧٩ و متعاقب آن جنگ هشت ساله تحميلى، برخى ايرانيان را به مهاجرت به ايالات متحده ترغيب كرد. بسيارى از اين ايرانيان، كاليفرنيا را محل سكونت خود قرار دادند و به گسترش جامعه شيعى مسلمانان آمريكا كمك كردند. اشغال كويت توسط عراق و جنگ اول خليج فارس نيز شمار زيادى از كردهاى منطقه را راهى ايالات متحده كرد. در طول اين سال‌ها حوادث و جنگ‌هاى مختلف، از جمله جنگ افغانستان، پاكسازى قومى در يوگسلاوى سابق، جنگ‌ها و مناقشات بين هند و پاكستان و بسيارى موارد ديگر، از جمله عواملى بودند كه به تداوم موج چهارم مهاجرت مسلمانان به ايالات متحده كمك كرده‌اند. در سال‌هاى اخير مهاجرت مسلمانان از كشورهايى چون مالزى و اندونزى به ايالات متحده افزايش يافته و به همراه ديگر مسلمانان مهاجر از اين منطقه، نظير بنگلادش و هند، جمعيت بزرگى از جامعه مسلمانان امريكا را به خود اختصاص داده‌اند.٧
به جز مهاجران مسلمانان، بخش عمده‌اى از تاريخچه حضور مسلمانان در ايالات متحده آمريكا، به امريكائيان آفريقايى تبار با سياه پوستان امريكايى تعلق دارد. دين اسلام به دليل ويژگى‌هاى خاص خود، به خصوص تاكيد بر حق برابرى، آزادى و عدالت، از بدو ورود سياهپوستان به ايالات متحده، همواره مورد توجه آنان قرار داشته و پذيرش زيادى در بين آنها يافته است. اين گرايش به اسلام، در ٦٥ سال اول قرن بيستم، به دليل شرايط بدو خشونت‌آميز عليه سياهپوستان به شدت افزايش يافت و به ايجاد جنبش‌هاى متعدد عدالت‌طلبى در بين آنان انجاميد.
بى عدالتى اين دوران توسط قوانين جيم كرو در ايالات جنوبى و كنوانسيون‌هاى متعدد در ايالات شمالى، به شدت افزايش يافته و جدا سازى سياهان در اماكن عمومى به نظمى اجتماعى تبديل گشته بود. سياهان از حقوقى كه مورد احترام سفيد پوستان باشد، برخوردار نبودند و جنبه‌هاى مختلف تبعيض و بى عدالتى عليه آنان، در جاى جاى جامعه به چشم مى‌خورد. در چنين شرايطى، سياهپوستان به شكل فزاينده و چشمگيرى به دين اسلام روى آورده، آموزه‌هاى آن را نجات بخش خود يافتند. از نخستين ثمره‌هاى اين گرايش فزاينده به اسلام، تاسيس مركز علوم مغرب در نيوئرك نيوجرسى در سال ١٩١٣ م، توسط تيموتى درو بود. تيموتى درو كه بعد از مسلمان شدن نام خود را به نويل درو على تغيير داد، معتقد بود كه خاستگاه آمريكايى‌هايى آفريقايى تبار، كشور مغرب بوده و وى پس از سفر به اين كشور و مسلمان شدن، ماموريت گسترش اسلام در ايالات متحده را يافته است. اعضاى مركز علوم مغرب تحت تعاليم اسلام، نوع خاصى از زندگى يا آنچه خود »زندگى پاك« (بدون مصرف الكل و گوشت خوك و قمار نكردن) مى‌ناميدند را برگزيدند و به اقامه نماز و گرفتن روزه روى آوردند. اين روش زندگى تاثير زيادى بر جامعه سياهپوستان گذاشت و نويل دروعلى تا سال ١٩٢٨ هفدهمين شعبه مركز خود را در بيش از پانزده ايالت آمريكا افتتاح كرد. فعاليت‌هاى درو على به وحدت جامعه سياهپوستان آن زمان كمك بسيارى كرد و به ايجاد جنبشى اسلامى در بين آنها انجاميد كه اگر چه با قوانين اسلامى تطابق دقيقى نداشت و نوعى تساهل در آن ديده مى‌شد؛ اما منطبق بر دريافت‌هايى از قرآن كريم بود.٩
جنبش احمديه از ديگر جنبش‌هاى اسلامى بود كه در جامعه سياهان آمريكا رواج يافت و سياهانى اعضاى آن را تشكيل مى‌دادند كه در آفريقاى جنوبى ريشه داشتند. انتشارات اين جنبش با نام انتشارات احمدى در اينديا، به چاپ و انتشار متون اسلامى مشغول بود و به طور كلى كليه قرآن‌هاى انگليسى، متون مطالعاتى اسلامى و زندگى نامه حضرت محمد و تاريخچه اسلام در سال‌هاى آغازين دهه بيست، محصول انتشارات اين جنبش بود. جنبش احمدى به واسطه فعاليت‌هاى خود، به سرعت در بين جامعه سياهان گسترش يافت و از محبوبيت عمومى برخوردار گرديد. با پيوستن مسلمانان آسيايى به اين جنبش و دفاع از حق سياهپوستان، اسلام ارزشى چند باره يافت و بيش از پيش مورد توجه جامعه سياهپوستان قرار گرفت. آنچه تا آن زمان در جنبش‌هاى اسلامى سياهپوستان ديده نمى‌شد، احساسات ملى‌گرايانه آفريقايى بود كه اين احساسات، با تاسيس جامعه جهانى مسلمانان در ديترويت، در سال ١٩٢٦، توسط دروز محمد پسر مملوك، مورد توجه قرار گرفت.
دروز محمد با بهره‌گيرى از آموزه‌هاى اسلامى، به شدت به فعاليت در عرصه حقوق بشر پرداخت و خواهان پذيرش نوعى جهان گرايى اسلامى از سوى اروپاييان و جايگزينى اسلام به جاى امپرياليسم غربى شد. نظرات دروز محمد، به سرعت در جامعه سياهان امريكا كه به نوعى به دنبال مساوات و برابرى بودند و برادرى جهانى ارائه شده از سوى اسلام خواست آنها را بر آورده و سياست‌هاى نژاد پرستانه مسيحيت پروتستان را نفى مى‌كرد، مورد توجه قرار گرفت.
تا سال ١٩٣٠ اسلام به يكى از اديان اصلى جامعه سياهان آمريكا تبديل شد و جمعيت‌هاى اسلامى فراوانى در بين آنها به وجود آمد. از مهم‌ترين جنبش‌هاى اين دوران، جنبش ملت اسلام بود كه توسط »والى فرد محمد و اليجاه محمد« تاسيس شد. ملت مسلمان بر خلاف جنبش احمديه، قرآن كريم را محور اصلى فعاليت خود قرار داد و آشكارا به انتقاد از سفيد پوستان پرداخت. اين جنبش نيز همانند جنبش احمديه اعتقاد داشت كه سياهان آمريكا ريشه‌اى اسلامى دارند و اسلام مذهب اصلى آنان است. با پيوستن مالكوم ليتل يا مالكوم ايكس كه پس از مسلمان شدن به »الحاج مالك شباز« معروف گرديد، به جنبش ملت اسلامى، اين جنبش در دهه ٥٠ مورد توجه رسانه‌ها و افكار عمومى قرار گرفت و اعضاى آن به بيش از پانصد هزار نفر افزايش يافت. ١٠ سه جنبش ياد شده از جريان‌هاى اصلى جامعه مسلمانان سياهپوست كنونى آمريكا هستند و حضور آنها از دهه هفتاد به اين سو، تثبيت گرديده است.

٣. جمعيت
تعداد دقيق مسلمانان امريكا، از جمله موضوعات مورد بحث و مناقشه است. علت اين نامشخص بودن دو چيز است: نخست اينكه اگر چه تعداد مهاجران به ايالات متحده در مبادى ورودى ثبت مى‌گردد و آمار آنها وجود دارد اما مذهب آنان مورد سؤال قرار نمى‌گيرد؛ علاوه بر اين طبق قانون اساسى اين كشور، دولت اجازه ندارد كه هنگام سرشمارى يا ديگر فرآيندهاى آمارگيرى، دين يا مذهب شهروندان را مورد سوال قرار دهد. بسيارى مساجد و سازمان‌هاى اسلامى نيز از سياست‌هاى رسمى عضوگيرى برخوردار نيستند؛ از اين رو نمى‌توان تعداد اعضاى آنها را دقيقاً مشخص كرد. بر اين اساس، آمار جمعيت مسلمانان آمريكا از ٢ تا ٧ ميليون نفر متغير است. در اين بين كارشناسان غير اسلامى و به خصوص يهودى، سعى در كاهش شمار مسلمانان دارند و جمعيت آنان را حدود ٢ ميليون نفر برآورد مى‌كنند؛ ولى كارشناسان اسلامى تعداد مسلمانان را فراتر از آن دانسته، معتقدند، ٦ تا ٧ ميليون مسلمان در ايالات متحده به سر مى‌برند. در اين ارتباط سر شمارى‌هاى متعددى صورت گرفته كه اكثر آنها بر وجود ٦ تا ٧ ميليون مسلمان در آمريكا صحه مى‌گذارند. ١١
در دهه ٩٠ نيويورك تايمز دين اسلام را رو به رشدترين دين ايالات متحده و جمعيت مسلمانان را حدود ٦ ميليون نفر اعلام كرد. ١٢ اين رقم و نرخ رشد اعلام شده، بر مطالعاتى استوار بود كه بر روى جمعيت مسلمانان در سال‌هاى ١٩٨١ و ١٩٨٩ صورت گرفته بود.١٣ پروژه مساجد - كه توسط احسان بگبى Bagby در سال ٢٠٠١ اجرا گرديد، نشان مى‌دهد كه نزديك به ٢ ميليون نفر در ارتباط دائم با مساجد مسلمانان در آمريكا قرار دارند و بر اين اساس مى‌توان تخمين زد كه شمار مسلمانان ٦ تا ٧ ميليون نفر باشد. ١٤
شوراى روابط اسلام - آمريكا(CAIR) يكى از حاميان پروژه مذكور در همان زمان، با چاپ مقاله‌اى اعلام كرد كه يافته‌هاى پروژه، بر وجود ٧ ميليون مسلمان در ايالات متحده دلالت دارد. ١٥ البته مطالعات ديگرى كه توسط غير مسلمانان و بعضاً يهوديان صورت گرفته نيز وجود دارند كه تعداد مسلمانان آمريكا را كمتر برآورد مى‌كنند. يكى از اين مطالعات، تحقيق بارى كاسمين(Barry kosmin) و سهمير لاكمن(Seymohr lockmahn) در سال ٩٠ - ١٩٨٩، در زمينه پراكندگى دينى ايالات متحده براى تعيين تعداد يهوديان اين كشور است. طبق تحقيق اين افراد، در آن زمان، ٥٢٧ هزار نفر مسلمان بزرگسال در امريكا وجود داشته كه پس از تطبيق، نشان دهنده وجود ١/٢ ميليون مسلمان در اين كشور است. ١٦ تحقيق ديگرى نيز كه توسط كميته يهوديان آمريكا و تام اسميتTom Smith انجام شده، تخمين مى‌زند كه جمعيت مسلمانان در سال ٢٠٠١ بين ١/٩ تا ٢/٨ ميليون نفر بوده است. ١٧
دانشمندان و جامعه شناسان مسلمان نسبت به روش‌شناسى‌هاى اين مطالعات ابراز ترديد كرده و هم زمان انجام مطالعات صورت گرفته - به خصوص مطالعه دوم - و نيز انگيزه‌هاى سازمان‌هاى حامى آنها را مورد سوال قرار داده‌اند. ١٨ به طور كلى جامعه مسلمانان ايالات متحده، از نظر پراكندگى قومى و نژادى، همانند ساختار جمعيتى اين كشور، منحصر به فرد است. در كنار امريكايى‌ها كه به دين اسلام گرويده‌اند، مهاجران بخش عمده جامعه مسلمان را تشكيل مى‌دهند. مهاجرانى كه تقريباً از ٨٠ كشور دنيا به امريكا مهاجرت كرده و انواع مكاتب فكرى، گرايش‌هاى روشنفكرانه، ايدئولوژى‌هاى سياسى و جنبش‌هاى اسلامى را در خود جاى داده‌اند. ٣٢ درصد مسلمانان امريكا در اين كشور به دنيا آمده‌اند و ٦٤ درصد آنها مهاجراند. در بين مهاجران، مسلمانان جنوب آسيا (هند، پاكستان، بنگلادش، سريلانكا و افغانستان)، با ٣٣ درصد، مسلمانان آفريقايى - آمريكايى (آفريقايى تبارهايى كه در آمريكا بدنيا آمده‌اند) با ٣٠ درصد، عرب‌ها (مهاجران مناطق خاورميانه و شمال آفريقا) با ٢٥ درصد، ايرانيان با ٣ درصد، آفريقايى‌ها با ٣ درصد، اروپايى‌ها (به خصوص مسلمانان شرق اروپا) با ٢ درصد، ترك‌ها با ٢ درصد و مسلمانان جنوب شرقى آسيا با ٢ درصد به ترتيب قرار گرفته‌اند. ١٩
تقريباً يك پنجم مسلمانان ايالات متحده (١٩ درصد)، از ديگر اديان و به خصوص مسيحيت به دين اسلام گرويده‌اند. در بين مسلمانان آفريقايى تبار (آمريكايى - آفريقايى) ٦٠ درصد از اديان ديگر و ٤٠ درصد به عنوان فرزند مسلمان به اسلام گرويده‌اند. تقريباً دو پنجم (٣٨ درصد) كسانى كه به اسلام گرويده‌اند، دليل گروش خود را مطالعه و تحقيق درباره اين دين، ٢٢ درصد تاثير رفتار و عمل ديگر مسلمانان و الباقى ازدواج با يك مسلمان و تاثير گرفتن از آموزه‌هاى اجتماعى اسلام، به خصوص برابرى و عدالت ذكر كرده‌اند ٢٠.

جدول شماره ١ - سال مهاجرت به آمريكا
سال مهاجرت درصد
قبل از ١٩٧٠ ١٢
١٩٧٠ از ١٩٧٩ ٢٥
١٩٨٠ تا ١٩٨٩ ٣٦
١٩٩٠ تا به امروز ٢٤
نا معلوم ٣
جامعه مسلمانان آمريكا جامعه جوانى است كه از نظر سطح سواد و سطح درآمد، بالاتر از ميانگين ملى قرار دارد. جدول ذيل درباره سن، آموزش و درآمد خانوادگى به مقايسه نتايج پروژهMAPS (سرشمارى مسلمانان توسط مركز تفاهم مسلمانان و مسيحيان دانشگاه جورج تاون)، با سر شمارى ملى مركز تحقيقات پيو و ميزگرد پيو در زمينه مذهب و زندگى عمومى در ماه‌هاى مارس و فوريه ٢٠٠٢ مى‌پردازد. ٢١
براساس اين جدول سه چهارم (٧٤ درصد) مسلمانان ايالات متحده، كمتر از ٥٠ سال سن دارند، ٥٨ درصد مسلمانان از تحصيلات عاليه برخوردارند (دو برابر ميانگين ملى) و نيمى از آنان (٥٠ درصد) از درآمد سالانه‌اى بيش از ٥٠ هزار دلار برخوردارند.
بررسى‌هاى شغلى نشان مى‌دهد كه اگر چه مسلمانان در مشاغلى چون پزشكى، مهندسى، ساخت و ساز، خريد و فروش و... حضور فعالى دارند؛ اما در عرصه سياست عمومى (مشتمل بر مشاغلى چون روزنامه‌نگارى، نويسندگى، بازيگرى، گويندگى و...) فعاليت چندانى ندارند. شايد بتوان يكى از دلايل نفوذ بيشتر لابى صهيونيسم در جامعه سياسى ايالات متحده و افكار عمومى اين كشور را به اين ضعف حضور نسبت داد. علاوه بر اين، مسلمانان در عرصه قضايى ايالات متحده نيز حضور فعالى ندارند: جدول ذيل توزيع مشاغل در جامعه مسلمان ايالات متحده را نشان مى‌دهد:
جدول شماره ٣ - توزيع مشاغل در جامعه مسلمان ايالات متحده
شغل‌درصد پراكندگى
مديريت ١٢
پزشكى ١٠
فنى / مهندسى ٢٢
فروش ٥
ساخت و ساز مسكن ١٠
معلم / آموزش ٦
خدمات ٤
روحانى ٣
توليد ٣
دانشجو ٨
باز نشسته ٥
خبرنگار ١
وكيل / قاضى ١
ديگر مشاغل ٩
نامعلوم ١

٤) هويت
در بررسى هويت مسلمانان جامعه امريكا، بايد به چهار عامل اساسى و تاثيرات متقابل آنها بر همديگر توجه داشت. اين چهار عامل عبارت است از: مذهب، محيط كشور ميزبان، مليت و زمان. در حدود ٣٠ تا ٤٠ درصد مسلمانان دنيا، در كشورهايى زندگى مى‌كنند كه در آنها مسلمانان اقليت به حساب مى‌آيند و بقيه مسلمانان به جوامعى تعلق دارند كه اسلام در آنها در اكثريت است. بر اين اساس نخستين گروه مهاجران مسلمان، با مهاجرت به امريكا و قرار گرفتن به عنوان يك اقليت و برخورد با يك جامعه پلوراليستى، با معضلات عديده عملى و مفهومى مواجه بودند كه تطابق با جامعه ميزبان را براى آنان مشكل مى‌ساخت؛ حال آنكه مسلمانان بومى امريكا، مهاجران نسل دوم و مسلمانان برخاسته از جوامع چند مذهبى، نظير لبنان و هند، نسبت به گروه اول با مشكلات هويتى به مراتب كمترى مواجه بوده‌اند.
به طور كلى مسلمانان مهاجر، همانند ديگر گروه‌هاى قومى - مذهبى، معضلات متعددى را براى تطابق با جامعه امريكا تجربه كرده‌اند. اگر روند همگرايى مهاجران با جامعه ميزان را شامل پنج مرحله كسب درآمد و ايجاد محل عبادت ايجاد موسسات آموزشى و انتقال ارزش‌ها به نسل دوم، توجه به روند توسعه كشورهاى اسلامى و احساس مسئوليت در قبال آنها، مبارزه براى كسب حقوق مساوى در جامعه ميزبان مشاركت كامل در تمام مسائل جامعه ميزبان بدانيم. در حال حاضر و به خصوص پس از حوادث ١١ سپتامبر، مسلمانان در مرحله ٤ و ٥ به سر مى‌برند. اين حوادث به شكل غير منتظره‌اى به جاى اينكه موجب انزواى جامعه مسلمانان و كم تحركى اجتماعى آنان شود، به بسيج گروه‌ها و سازمان‌هاى فرهنگى، اجتماعى، آموزشى و سياسى مسلمانان انجاميده و بر فعاليت و تحرك آنها در حوزه‌هاى رسانه‌اى و انتخاباتى افزوده است.
نظر سنجى انجام شده توسط پروژه MAPS دانشگاه جورج تاون، در سال ٢٠٠١ مؤيد اين امر است. در اين نظرسنجى سوالات مختلفى درباره فعاليت‌هاى سياسى و اجتماعى مسلمانان امريكا از آنها پرسيده شده است. حدود ٧٧ درصد پرسش شوندگان اظهار داشته‌اند كه با سازمان‌هاى خيريه براى كمك به افراد پير، فقير و بيمار در ارتباط هستند. ٧١ درصد ارتباط خود را با مساجد يا سازمان‌هاى مذهبى اظهار داشته و ٦٩ درصد در برنامه‌هاى جوانان و مدارس شركت كرده‌اند. ٥١ درصد پرسش شنوندگان نيز تمايل خود را براى فعاليت بيشتر در عرصه مطبوعاتى و اطلاع رسانى اعلام داشته و به فعاليت در اين زمينه مشغول شده‌اند. جداول ٤ و ٥ به ترتيب بيانگر درصد فعاليت‌هاى اجتماعى و سياسى مسلمانان ايالات متحده است. ٢٢
بررسى موجود نشان مى‌دهد كه جامعه مسلمانان امريكا، در حال پشت سر گذاشتن بحران هويتى خود به شكل عملگرايانه است. اين جامعه در حال گذار از ترديد، انزوا، بحران، هويت و ترس بوده و به مرحله مشاركت مدنى، تعامل با رسانه‌ها و ديگر وسايل افكار ساز و از همه مهم‌تر به مرحله سازمانى سازى گام نهاده است. امروزه نقش مسلمانان در نظام آموزشى، تجارى، موسسات مدنى و عرصه سياسى - به خصوص بعد از ١١ سپتامبر - به شكل چشمگيرى افزايش يافته و مسلمانان با استفاده از تجارب ديگر اديان، براى انطباق هر چه بيشتر خود و با نظام آبرهاميك بهره جسته‌اند.

٥. پراكندگى جغرافيايى
امروزه به ندرت مكانى در ايالات متحده پيدا مى‌شود كه مسلمانان در آنجا حضور نداشته باشند و به زندگى، كار و تحصيل مشغول نباشند. بررسى تاريخچه و نحوه اسكان مسلمانان آمريكا نشان مى‌دهد كه نخستين جمعيت‌هاى مسلمان اين كشور در غرب ميانه آن تشكيل شدند: در داكوتاى شمالى مسلمانان در سال‌هاى آغازين قرن بيستم مركزى را براى سازماندهى نماز گزاران به وجود آوردند، در اينديانا در سال ١٩١٤ يك مركز اسلامى تاسيس گرديد و در سدار پيرى درآيوا نخستين مسجد كه هنوز هم در حال فعاليت است، ساخته شد. ٢٣
دير بورن در ايالات ميشيگان و حومه ديترويت، از مناطقى هستند كه از دير باز محل سكونت مسلمانان مهاجر از خاور ميانه (چه شيعه و چه سنى) به شمار مى‌آيند. بسيارى از اين مسلمانان امكان كار كردن در كارخانه فورد را يافته و جمعيت خاص خود را به وجود آورده‌اند و مى‌توان به جرأت گفت كه مسلمانان ميشيگان، به همراه مسيحيان مهاجر از خاور ميانه، بزرگ‌ترين جمعيت عرب - آمريكايى اين كشور را تشكيل مى‌دهند.
مسلمانان در ديگر شهرهاى ايالات متحده نيز پراكنده شده‌اند؛ براى مثال شيپ ياردس دركوئينى ماساچوست و حومه بوستون، از اواخر دهه اول قرن نوزدهم، همواره محل جذب مهاجران مسلمان بوده‌اند. مركز اسلامى نيوانگلند در اين منطقه كه زمانى محل تجمع گروه كوچكى از مسلمانان در اوايل قرن بيستم بود، امروزه به مجموعه‌اى بزرگ تبديل شده كه علاوه بر مسجد، امكانات زيادى را براى استفاده دانشجويان، تجار، معلمان و غيره در خود جاى داده است.
سابقه حضور اسلام در نيويورك از يك قرن نيز فراتر مى‌رود. مسلمانان نيويورك طيف وسيعى از مليت‌هاى مختلف هستند و تقريباً از تمام كشورها نماينده‌اى در جامعه مسلمانان اين شهر وجود دارد. نيويورك تعداد زيادى از مراكز و سازمان‌هاى اسلامى را در خود جاى داده و در تمام شهر مدارس مقدماتى يا پيشرفتى اسلامى، مغازه‌ها و مراكز اسلامى به چشم مى‌خورد.
از ديگر شهرهاى مسلمان نشين ايالات متحده، شهر شيكاگو است. امروزه در اين شهر، مسلمانانى از خاور ميانه، هند، آسياى مركزى، جنوب آسيا و ديگر نقاط دنيا حضور دارند و بيش از ٤٠ گروه اسلامى در آن تشكيل شده است. مسلمانان در شهرهاى ايالت كاليفرنيا از جمله لس آنجلس و سانفرانسيسكو نيز حضور گسترده‌اى دارند. اگر چه به طور كلى مسلمانانى با مليت‌هاى مختلف در اين دو شهر زندگى مى‌كنند، اما حضور ايرانيان، افغانيان و مسلمانان افريقايى از همه بيشتر است. مركز اسلامى جنوب كاليفرنيا يكى از بزرگ‌ترين مراكز اسلامى ايالات متحده است كه نقشى راهبردى دارد و تقريباً تمام خدمات مورد نياز جامعه مسلمانان مهاجر را ارائه مى‌دهد. ٢٤
جدول ذيل جمعيت مسلمانان را در ايالات مختلف آمريكا نشان مى‌دهد.

....ادامه دارد