پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨
سینما بر لبه شکستگی
میراحسان احمد
توليد آثارى جهان گير، مقتضيات و ضرورتها و شروطى لازم و كافى مىخواهد كه اراده و تصميم ما، تنها جزئى از آن است؛ البته آرمانهاى بشرى، هر چند دور و دراز، بالاخره با كار و تلاش محقق مىشوند؛ اما بسته به آنكه چه نسبتى با موضوع آرمان وجود دارد و هم اكنون در چه مرتبهاى هستيم و چه موانعى بر سر راه ما براى دستيابى به آرزوى بزرگ هست و مىخواهيم آن خواست، با چه كيفيتى تحقق يابد، به صورت يك پديده نمايشى و يكباره كه سپس براى هميشه مجدداً دسترسى به آن نامقدور مىشود يا به گونهاى پيوسته و ريشه دار و به صورت يك وضعيت واقعى و مولد و ممتد؟ و... همه اينها در طول زمان دستيابى به آرمان، آن هم در صورت برنامه ريزى و كار مدام نقش ايفا مىكنند.
خوب صفحات زيادى درباره پسزمينهها و شرايط لازم و كافى براى داشتن يك سينما و توليد فيلم و صنعت موفق در سطح جهان، مىتوان فرض كرد.
در وهله نخست بايد ژرف ساختها و اولترا ساختهاى حاكم بر وضعيت سينما، وضعيت اجتماعى خودمان و وضعيت صنعت سينماى ايران را شناخت، بحران مزمن آن، علل بنيادى اين بحران و سپس تغيير آن طى صد سال اخير را مورد پژوهش قرار داد و به انقلاب اسلامى و مسائل نظرى حكومت دينى، جمهورى اسلامى با سينما از آغاز تا امروز و تجربههاى عملى همه اين بيست و هشت سال در خصوص چالشهاى سينما در ايران، چالش افقهاى دين با افقهاى سينماى جهان و سينما در ايران، چالش سنتهاى ما و سينماى ما، چالش نظام حكومتى با سينما، چالش بوروكراسى مسئول اداره سينما با سينما، چالش... رسيد و در كنار اين چالشها، بررسى انواع بحرانهاى سياسى و اقتصادى، فنى، هنرى، فرهنگى، اخلاقى و تشكيلاتى كه به صنعت سينما مربوط است و بحرانهاى عمومى و ملى و نيز فرا بحرانهاى ملى، يعنى كلاً وضعيت سينما در جهان در عصر ماهواره و اينترنت و D.V و e.D و سينماى ديجيتالى خانگى و... را تجربه كرد.
مسايل بحرانى ما و جهان غرب، و تحريمها و فقدان انتقال تكنولوژى و بايكوت و... و فضاى ديدن فيلم و بحران سينما در ايران، تعطيلى سينما، ويرانى سالنهاى سينما و توقف سالنهاى ما در قرن بيستم، همه اينها نه نكاتى فرعى و لفاظى، بلكه مسايل مهم و جدى است كه بايد بررسى شود زمانى بود كه وقتى وارد سالن سينما مىشدى - پنجاه سال پيش - بهترين معمارىها و فضاى داخلى سر بسته را در ايران تجربه مىكردى و نور و نئون و مبلمان و پرده مخملى و فرش سرخ به زير پاى مشتريان فيلم و تزئينات و... دست كمى از فضاى شيكترين خانههاى طبقه متوسط مدون نداشت. امروز هر خانه معمولى در ايران فضايى زيباتر، راحتتر و مطبوعتر از سالنهاى سينماى ما دارد. چه كسى عقل باخته است كه چند ساعت وقت و پول صرف كند تا در محيط سالنهاى نامطلوب بنشيند و فيلمهايى را ببيند كه پشيزى نمىارزند؟ بگذريم از تعطيلى همه سينماهاى برخى شهرها چون لاهيجان كه هشتاد سال پيش سينما و پنجاه سال پيش چند سينما داشت و امروز پروژكتور شكسته و صداى نامفهوم و محيط ناامن اخلاقى فيلم ديدن را، حتى پيش از تعطيلى سينماها ناممكن مىكرد. در حالى كه سينماى آمىمكس غرب امروز اصلاً با اين اوضاع و احوال به صورت ماهوى تضاد دارد، زيرا نشان بازتاب مهمترين دستامدهاى تكنولوژيك در ساختن سالنهايى است كه وقتى شما در آن فيلم مىبينيد، عيناً درون فضاى فيلم، با قهرمان فيلم حضور مىيابيد و حس مىكنيد با كوسهها مىجنگيد و درون گله كوسهها قرار داريد يا در كهكشانها و ميان ستارگان يا همراه پليس در تعقيب شتابناك قاتلان در اتومبيلهايى با سرعت دويست و پنجاه كيلومتر در حركتايد. زمانى سالن سينما آزادى و شهر فرنگ، با بهترين سالنهاى زمان خود در خارج كشور رقابت مىكرد. امروز سالنهاى ما فرسنگها دور از كيفيت راحتى و دستامدهاى تكنولوژيك جديد نمايش فيلم است. اينها چشمهاى از مشكلات است. بعد در اين حال گفتن از ساختن فيلمهاى پرهزينه براى پخش خارجى بدون بررسى مشكلات اساسى و حل آنها، بيشتر يك خود فريبى است تا قدم جدى براى پيشرفت و توسعه صنعت سينما و نجات آن از مديريت پيش از مدرن!
در اين سالها يك پژوهش علمى و يك گردهمايى متخصصانى كه به طور تئوريك و نظرى در مورد ريشهها و واقعيتهاى بحران صنعت سينماى ما احاطه دارند، براى درك و شناخت مشكلات واقعى و حل آنها صورت نگرفته است. سينماهاى پرزرق و برق و پرخرج و بى نتيجه كارساز نيست. اگر قصد حل عملى مشكل حداقل شناخت درست براى برداشتن گامى به پيش وجود دارد، تا به آرمان سينماى جهانى دست يابيم، نخست بايد ببينيم، ماجرا چيست؟ آيادچار خيالبافى هستيم يا واقع بينى؟!
مسلماً ايران از ده كشور جهان است كه صنعت سينما و توليد فيلمهاى سينمايى قابل اعتنايى دارد. در همان حال اين صنعت بيمار است. مانند همه صنايع ما كه از پيشينه بحران زدهاى برخوردار است. اين بحران از نظر ماهيتى به آن دليل است كه صنعتى موزون نداريم. در غرب سينما محصول پيشرفت موزون همه سويه تكنولوژيك، علمى، اقتصادى، سياسى و فرهنگى است؛ يعنى ساخت ابزار توليد فيلم به مرور و مستقلاً تحقق يافت. علم و تكنولوژى توليد دوربين، نوار سلولوئيد (يا ديجيتال)، مواد ظاهر كننده فيلم، مهارتهاى گوناگون توليد فيلم بر بستر شكلگيرى جامعه مدرن توسعه يافت. صنايع سينمايى كه در توليد فيلم دخالت داشتند، با صنايع ديگر هم پا بودند و اين همه موجب شد كه وقتى صنعت سينما پديدار شد، شرايط تكامل، پيشرفت، بهبود و توسعه قدم به قدم همه وجوه فنى، تكنولوژيك، سرمايههاى، هنرى و توليد و پخش را نيز در درون خود بارور سازد. در حالى كه ما همه چيز را وارد مىكرديم.
هزار و يك دليل ريشهاى در مورد ضعف صنعت سينماى ما وجود دارد كه بدون برنامه ريزى براى حل آن، چون هر صنعت ديگرى كه نيازمند تحول بنيادين و توان توليد مستقل و بهبود كيفيت است، قدمى بر جلو نمىتوان برداشت.
اكنون معلوم شد كه اگر در غرب، سينمايى نيرومند وجود دارد و امريكا بر سينماى جهان سيطره دارد، اين پديده محصول نيروى واقعى توليد مستقل و مهارتها و قدرت جذب و شرايط اقتصادى و يك صنعت عظيم، در كنار صنعت جنگ افزارها، تسليحات، اتومبيل، هستهاى، نفت و... بدل مىكند.
صنعت ما بايد از بُن توسعه بيابد و نقش مصرف كننده و مونتاژ كننده را به نقش توليد كننده تبديل سازد. البته اگر برنامه بيست و پنج ساله به درستى به اجرا در آيد مقدور خواهد بود.
سپس درك ملزومات و نقش و معنا و وضع خود سينما و شرايط معنوى رشد سينما، بايد مورد بررسى واقع شود. با افكارى شبيه افكار بلوك شرق و دركى دولتى يا توتاليتر و صرفاً تبليغى نمىتوان فيلم جذاب ساخت.
هاليوود آموخته است كه چگونه ديدگاه ايدئولوژيك ليبرالى و امريكايى را به گونهاى ظريف، غير مستقيم، به زبان داستان گويى، ظاهراً بىارتباط به ايدئولوژى و سياست و تبليغ حكومتى، در ژرفساخت روابط داستانى فيلم بگنجاند. ما سهل الوصولترين راه داراى دافعه، تبليغ مستقيم را مىپسنديم و اين زبان به سينما ربطى ندارد. زبان وعظ و منبر است و اصرار بر سينماى صورى ايدوئولوژى و سياست در فيلم، سينماى ما را به سرنوشت سينماى شوروى بدل خواهد كرد كه به ورشكستگى كشيده شد و در زمان رونق نظام ديكتاتورى كمونيستى نيز، نه براى روسها و نه براى جهان، جذابيتى نداشت.
×××
بياييد كمى درباره وضع سينماى خود تأمل كنيم، چرا در حالى كه اهل سينما، مقام ارجمند رهبرى، دولت جمهورى اسلامى و مردم از سينمايى سالم، جذاب، هنرمندانه و آموزنده و مفيد حمايت مىكنند و همه خواهان چنين سينمايى هستند كه حتى در سطح جهان بدرخشد، سينماى ما در داخل با مسايل متعددى روبروست كه كسى حوصله فكر كردن درباره آنها را هم ندارد. همه دوست دارند، با كلى بافى و خيالپردازى و آرزوهاى دور و داز، فضايى ذهنى و مجازى براى آن فراهم آورند و واقيعت آن را نديده بگيرند. آرمان و اراده از سويى و واقع بينى و واقع گرايى از يك سوى ديگر، براى هر پيشرفتى لازم است تا در رأس تلاش و برنامه ريزى و كار مستمر و پيگير و نقد مدام و سعى خستگىناپذير، راه توسعه را روشن كند و اين براى سينماى ما هم ضرورى است.
پس چرا شرايط تأمل جدى و نه نمايشى فراهم نمىآيد. چرا از همه اهل تخصص و نه صرفاً كارمندان و مسئولان دولتى، بلكه از پژوهشگران، جامعه شناسان، اقتصاددانان، كارگردانان سينما، تهيه كنندگان، صاحب نظران و منتقدان و نيز مديران با هوش دولت و گردهمايىاى جدى تشكيل نمىشود تا يكايك مسايل سينما، بحرانهاى مزمن، بحرانهاى ادوارى، مسايل قابل حل كوتاه مدت، مسايل موكول به توسعه اجتماعى - اقتصادى و جامع، مسايل ويژه و مسائل جهانى مؤثر بر سينما و مسايل بخش اقتصادى، تكنولوژى و هنرى و مهارتها و عدم مهارت و برنامهريزى براى كسب مهارتها و راه كارهاى عملى بررسى شود؟ و پاسخى و راه حلى فكر شده و تأملآميز فراهم آيد و هر روز سازى نو نواخته نشود؟! چرا تكليف ما به انواع فيلمهاى هنرى و عامه پسند و برخورد درست با هر يك روشن نمىشود تا ساختن يك فيلم موفق در دنيا، از نظر هنرى گناه محسوب نشود؟
چرا پژوهش نمىكنيم تا باور كنيم نگرش انتقادى در سينما و سوژههاى نو، جزئى از موفقيت سينماى جهان است و حتى در امريكا هم، فيلمهايى ساخته مىشود كه از رؤساى جمهور، ارتش، سيستم اطلاعاتى، زندانها و نظام اجتماعى و سياسى و اقتصادىشان انتقاد مىكنند و در بسيارى مواقع، با زيركى در پشت اين انتقاد، نشان مىدهند و وانمود مىكنند كه به به! چه جامعه آزادى داريم! اما در ايران، به محض آن كه موضوع فيلم به يك پليس يا معلم و دكتر برخورد مىكند، منع و سانسور سر مىرسد آيا مىتوان با اين شرايط فيلم جذاب ساخت!
تأمل درباره بحران سينما در ايران، تنها راه پيشرفت سينماى ما و داشتن توليدى پويا و در نتيجه به طور منطقى توليد آثارى براى پخش جهانى است. جز اين، راه حلهاى تزريقى، ادوارى، صورى و نمايشى، نه تنها ما را به پيش نمىبرد، بلكه با فريب خود، منجر به شكست تلختر از هر زمان خواهد شد.