پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٧ - خلأها و ضرورتهاى امام شناسى - لک زایی شریف
خلأها و ضرورتهاى امام شناسى
لک زایی شریف
پرداختن به انديشه سياسى امام خمينى از آن رو اهميت دارد كه ايشان بنيان جامعه و نظامى سياسى را پى ريخت كه در آن دين و معنويت در صدر نشانده شد و از دل آن نظامى برآمد كه داعيه اصلى آن دين دارى و دين ورزى و به سعادت رساندن انسان معاصر در آشوب جهان كنونى است. ناآرامى جهان كنونى البته دلايل گوناگونى دارد كه يكى از آنها كنار نهادن دين و معنويت از سفره و حيات زيست آدمى و جامعه است. نگاه ژرف امام خمينى در ربع آخر قرن بيستم توانست بار ديگر چشمان آدميان را بر روى دين و معنويت بگشايد و انسان ها را به دين و معنويت و تأمل و توجه به تأثير ديانت و معنويت بر سياست ورزىو سياستمدارى فرا خواند. از اين رو خوانش آراى انديشه سياسى امام خمينى مى تواند براى بسيارى و به ويژه نسل نو، كه به درك حيات امام خمينى نائل نشده است جالب و آموزنده باشد.
از اين مهم كه بگذريم سوگمندانه بايد گفت در اين چند سالى كه از انقلاب اسلامى مى گذرد متأسفانه اثرى جامع، درخور و قوى در تحليل و تبيين انديشه سياسى امام خمينى نگاشته نشده است. دلايل زيادى مى توان براى اين مسأله بازگو كرد. يكى از آن دلايل، محدود ساختن محققان و نويسندگان در برخى مفاهيم كليشهاى و ساختارى است. به اين معنا كه هر محقق و نويسندهاى كه از امام سخن بگويد نبايد از ساختارهاى موجود فراتر رود و پا در نگاه انتقادى بگذارد. اين مسأله را نبايد دست كم گرفت؛ زيرا در فرا سوى آن مى توان به وضوح ديد كه اصحاب فكر و معرفت از تأمل در آراى ايشان مى گريزند و كم تر تن به پردازش مباحثى درباره شخصيت و انديشه و به ويژه انديشه سياسى ايشان مى سپارند.
دلايل ديگرى هم مى توان برشمرد. از جمله مى توان برگزارى همايش هاى تبليغاتى و تشريفاتى بى حاصل، اما پرهزينه، و به فراموشى سپردن عمق و غناى انديشه ايشان و پروردن و پيراستن آرا و انديشه ايشان را در شمار همين كم توجهى ها دانست. آنچه در اين گونه همايش ها عمدتاً مورد تأكيد قرار مى گيرد پرداختن به امور زايد تشريفاتى است و آنچه به عمد يا به جهل مورد غفلت قرار مى گيرد عدم توجه به نخبگان و محققانى است كه دست به نگارش مقاله زده و در باب انديشه امام خمينى قلم فرسايى كرده اند. شايد كم تر بتوان همايشى و نشستى علمى را سراغ گرفت كه در آن به صورت تخصصى و با حضور اصحاب فكر و انديشه و قلم مباحثاتى حول انديشه امام خمينى درگيرد و انديشه ايشان صيقل خورد و پرورش يابد تا همواره به روز و كارآمد و در معرض و كانون توجه انديشمندان باقى بماند.
افزون بر اين، بسيارى از مقالات نگارش شده در اين نوع همايش ها از عمق و غناى كافى برخوردار نيست و بسيارى از مقالات نيز از سر تفنن و نه تخصص به نگارش درآمده است. آنچه در اين گونه همايش ها كم تر يافت مى شود چهره هايى است كه به واقع امام شناس بوده و از عمق و غناى انديشه ايشان با اطلاع باشند و مشتاقان را از انديشه ايشان سيراب نمايند. در همين زمينه بايد از نهادهاى مسؤول پرسش شود كه آيا به تعداد انگشتان دست امام شناس تحويل جامعه داده اند تا نسل نو را با انديشه و مرام و نحوه حكومت دارى امام خمينى آشنا سازند؟ به طور قطع پاسخ منفى است و يا حداقل نگارنده از آن امام شناسان خبره به ويژه در خصوص انديشه سياسى اطلاعى ندارد.
جاى خوشحالى است كه اخيراً با توجه به تحولاتى كه در دروس معارف اسلامى در سطح دانشگاه ها به وقوع پيوسته است انديشه سياسى امام خمينى نيز در شمار دروس معارف مطرح و مصوب شده است. لابد انتظار اين بوده و هست كه براى اين درس اساتيد و كارشناسان خبره اى تدارك و به كار گرفته شوند كه با انديشه سياسى امام آشنا بوده و از زوايا و لايه هاى مختلف بحث در باب انديشه سياسى و تحولات آن به خوبى مطلع باشند. سوگمندانه بايد تأسف خورد كه اين امر محقق نشده است و اگر هم در عمل چنين اتفاقى افتاده باشد نگارنده از آن بى اطلاع است.
در ادامه به تأمل درباره مكتوبى پرداخته مى شود كه براى تدريس در همين درس در نظر گرفته شده و مى خواهد دانشجويان را - كه نسل امام نديده و ناآشنا با انديشه ايشان هستند - با انديشه سياسى امام خمينى آشنا سازد.
كتاب انديشه سياسى امام خمينى، كه در پاييز ١٣٨٤ منتشر و روانه بازار دانش شده،١ در شش فصل و يك پيش گفتار سامان يافته است. فصل نخست اين اثر به تحولات سياسى - اجتماعى دوران حيات امام خمينى و تأثير آنها در انديشه سياسى ايشان اشاره دارد كه در آن افزون بر ارائه شرح حال مختصر از امام خمينى، تحولات زمانه ايشان را گزارش كرده است. البته تأثير اين تحولات بر انديشه سياسى امام خمينى، به جز آنچه در همين بخش و در ذيل تحولات از آن سخن به ميان آمده، در جاىديگرى از كتاب مورد اشاره و تأكيد قرار نگرفته است. اين فصل، از نگارش روان و مناسبى برخوردار است.
فصل دوم، كه منابع و متون انديشه اى امام خمينى معرفى شده، واجد هر گونه جذابيتى براى خواننده دانشجو است و خواننده دليلى براى ذكر آثار امام خمينى نمى يابد. نويسنده محترم اثر مى توانست آثار را به صورت فهرست گونه ذكر كرده و آن گاه به مباحثى در باب زمينه هاى نگارش آثار مهم و تأثيرگذار بپردازد. در وضعيت فعلى شايد نيازى به ذكر برخى مباحث از قبيل تاريخ نگارش اين آثار نيست مگر اين كه تحليلى در ذكر تاريخ نگارش آورده شود و به تأثير و تأثرات متن و زمانه و انديشه اشاره گردد كه متن در وضعيت فعلى فاقد چنان مختصاتى است.
فصل سوم، بنيادهاى نظرى انديشه سياسى امام خمينى را مورد بحث و بررسى قرار داده است. در اين بخش به مباحث مهم و بنيادينى اشاره شده، اما در پاره اى از موارد بيشتر به نقل آراى امام اكتفا شده است و چه بسا كه در غيبت تببين و تحليل قوى، پرسش هاى مهم و بزرگى براى دانشجويان پديد آيد كه متن مذكور از پاسخ به آنها عاجز است. مبانى معرفت شناسى، هستىشناسى و انسان شناسى، مبانى عرفانى، مبانى كلامى و مبانى فقهى و اصولى از جمله مباحث اين بخش است.
فصل چهارم، كه مبسوط ترين فصل از كتاب حاضر نيز مى باشد، عهده دار بررسى مباحث مهم انديشه سياسى امام خمينىاست كه در آن به بحث از دين و سياست، ضرورت حكومت، حكومت مطلوب، ويژگى هاى حاكم اسلامى، شرايط ولىفقيه، امام خمينى و انديشه جمهورى اسلامى، نقش مردم در مشروعيت حاكم و حكومت اسلامى، محدوده اختيارات حكومت اسلامى و وظايف و جهت گيرى هاى حكومت اسلامى پرداخته شده است. با مطالعه اين بخش، كه به گمان نويسنده مهم ترين بخش از مباحث انديشه سياسى امام خمينى است هيچ ابتكار و ابداعى مشاهده نمى شود و نسبت به آثار منتشره پيش از خود عملاً فاقد هر گونه ويژگى و برجستگى خاصى است. به ويژه اين كه در برخى موارد به ذكر نقل قول هاى مستقيم و غير مستقيم اكتفا و متن فاقد تبيين و تحليل قوى و جذابى از مباحث مهم انديشه سياسى امام خمينى است.
در فصل پنجم شاهد بحث درباره ديدگاه هاى امام خمينى درباره برخى اهداف مهم حكومت اسلامى از قبيل عدالت، آزادى، استقلال و احياى هويت اسلامى - ايرانى هستيم. مباحث اين بخش گرچه در اينجا به صورت مستقل مورد اشاره قرار گرفتهاند اما در مواردى نيز تكرارى است و پيش از آن پاره اى از نقل قول هاى مستقيم ذكر شده در اين فصل مورد استناد قرار گرفتهاند. از سويى مباحثى كه در برخى بخش ها، همانند مبحث آزادى، آمده است عيناً برگرفته از منابعى است كه نويسنده به منبع آنها در پاورقى و كتاب نامه اشاره نكرده است.
و در نهايت آخرين فصل به گزارش از مبانى نگرش امام خمينى به سياست خارجى و نظام بين الملل اختصاص يافته است. در اين بخش به برخى اصول و بنيادهاى اعتقادى و فقهى امام كه به گمان نويسنده جهت گيرى هاى امام خمينى را در سياست خارجى شكل داده اند مورد اشاره قرار گرفته است.
اين، تمام آن چيزى است كه در كتاب مذكور آمده است. تأمل در عبارات و فهرست مباحث نشان مى دهد كه كتاب مذكور فاقد طرحى جديد، بديع و ابتكارى است؛ چنان كه مطالعه تفصيلى مباحث نيز نشان گر اين مسأله است. همين طور نگارش آن نيز بر دل نمى نشيند و در آشفته بازار كتاب هاى منتشره در حوزه انديشه و معرفت سياسى در جايگاه بسيار نازلى قرار نمىگيرد. غالب آثار منتشر شده در گذشته از اين اثر قوى تر و غنى ترند و روشن نيست كه چگونه اين اثر با سطح نگارش و محتواى بسيار ضعيف و آن هم براى دانشجويان اجازه انتشار پيدا كرده است.
به نظر مى رسد پردازش انديشه سياسى امام خمينى و تدريس آن در قالب دو واحد درسى براى دانشجويان مى بايست به گونهاى صورت گيرد كه نسل نو را مشتاق و راغب نمايد تا از عمق و غناى انديشه امام خمينى مطلع شوند و انديشه ايشان را در فرصت هاى مناسبى پى بگيرند. در وضعيت كنونى، با توجه به اين كه اثر مذكور فاقد هر گونه جذابيت علمى و زيبا نويسى است، نسل تازه دانشجو را، كه امام خمينى را درك نكرده است، به مطالعه انديشه سياسى امام خمينى راغب نمى كند؛ بلكه حتىممكن است دانشجو را از انديشه ايشان دورتر و دورتر سازد.
در ادامه نكاتى جهت بهبود متن حاضر يادآورى مى شود تا بلكه با اصلاح آن بتوان انديشه سياسى امام خمينى را در فضايى مناسب تر به نسل نو عرضه نمود:
يكم. با توجه به اين كه نوشته حاضر فاقد روش و چارچوب مشخصى است، مباحث فصول شش گانه از نظم منطقى برخوردار نيست. از اين رو فصل هاى شش گانه هيچ ارتباطى با يكديگر ندارند. در فرض مذكور، حذف برخى از فصل ها به ديگر بحث ها و بخش ها لطمهاى نمى زند. زيرا ارتباط و هماهنگى ميان بخش ها برقرار نيست و متن فاقد انسجام روشى و چارچوب مشخصى است. ظاهراً صرف آگاهى دادن و اطلاعات دادن آن هم به صورت گزارشى و توصيفى تنها هدف نگارش اثر بوده است كه در همين فرض نيز مى بايست چفت و بست فصل ها منطقى و قابل دفاع مى بود. استفاده از بحث تحولات سياسى - اجتاعىدر فصل يكم و بنيادهاى نظرى در فصل سوم، مشهود و مشخص نيست و هيچ ارتباطى ميان آنها برقرار نشده است. وجود برخى مباحث به صورت مكرر در لابلاى بحث ها به خاطر فقدان چنين ارتباطى است. لازم بود تأثير تحولات و نيز مبانىبر انديشه سياسى امام خمينى در فصول ديگر و به ويژه فصل چهارم نشان داده شود.
دوم. شايد بتوان گفت عمده ضعف اثر، فقدان بهره گيرى از روش هاى تحليل انديشه سياسى است. در اين زمينه با توجه به اين كه انديشه سياسى مورد بحث قرار مى گيرد مى توان به تناسب از روش هاى فهم انديشه سياسى متن محور و زمينه محور به صورت جدا و يا تلفيقى بهره گرفت. متن حاضر البته بيش از همه به متن پرداخته است، اما با اين وصف، اين پردازش فاقد تحليل منسجم و تئوريك و كارآمد است. فقدان انسجام و منطق ميان مباحث فصل ها بيشتر به سبب فقدان اتخاذ روش تحليل انديشه سياسى امام خمينى است. به نظر مى رسد نويسنده نتوانسته و يا نخواسته است روش منسجمى براى تحليل و تبيين انديشه سياسى امام خمينى وام بگيرد.
سوم. متأسفانه از منابع پيرامونى انديشه سياسى امام خمينى يا اصلاً استفاده نشده و يا اين كه به ندرت بهره گرفته شده است. در پاره اى از موارد نيز مباحثى از ساير متون مورد استفاده واقع شده اند كه متأسفانه هيچ نام و نشانى از منبع اصلى نه در پاورقى و نه در كتاب نامه نيست. نگارنده در عين اين كه توجه نكردن به مباحث پيرامونى انديشه سياسى امام خمينى را غفلتى بزرگ به شمار مى آورد از سوى ديگر استناد نكردن به منابع استفاده شده در متنى كه به توصيف انديشه سياسى امام خمينى مى پردازد را گناهى نابخشوده مى داند.
چهارم. در مباحث مختلف فصول شش گانه، ديدگاه هاى رقيب انديشه سياسى امام خمينى ارائه نشده و مهم تر اين كه نويسنده در مجموعه حاضر فاقد نگاه انتقادى است و جنبه توصيفى و گزارشى بر اثر منتشر شده غالب است. از اين رو مناسب بود ديدگاه امام خمينى در سنجش و مقايسه با ديدگاه ساير انديشمندان صيقل مى خورد و با پردازش ديدگاه انتقادى، متن از ركود و سكون فعلى رها مى شد. البته اين مسأله نيز بيشتر به سبب فقدان روش باز مى گردد كه مؤلف خود را در محدوده گردآورى و گزارش صرف محدود ساخته و از پرداختن به مباحث ديگر باز مانده است و نتوانسته حق مطلب را ادا كند.
پنجم. به نظر مى رسد چنان چه متن مورد بازنگرى مجدد قرار گيرد افزون بر تأمل در مباحث پيش گفته و به ويژه بحث روش و اتخاذ روش مناسب براى تحليل انديشه سياسى امام خمينى، بتوان مباحث ديگرى را براى ارائه متنى دل رباتر مورد توجه قرار داد. از جمله كاهش نقل قول هاى مستقيم و پردازش متن با قلمى فاخر و روان؛ ويرايش نقل قول هاى مستقيم با قلمى مطلوب كه فاقد لحن گفتارى صاحب سخن باشد؛ حذف مباحث تكرارى؛ جايگزينى واژه هاى مناسب در جاىاصطلاحات حوزوى و فقهى؛ ارائه نمايه در پايان كتاب، ذكر جمع بندى و ارائه نتيجه در پايان فصل ها و نيز در پايان اثر، نقل خاطراتى كه با مباحث ذكر شده در فصل هاى مختلف در ارتباط است و... . اميد است با بازنگرى و بازنويسى و ويرايش اين اثر بتوان شاهد ارتقاى مباحث انديشه سياسى امام خمينى بود.
به نظر مى رسد در راستاى پرورش محقق و صاحب نظر پيرامون انديشه سياسى امام خمينى بتوان با تأسيس حلقه ها و گروه هايى كه به طور مداوم در باب انديشه ايشان مطالعه و تحقيق كنند به اين مسأله مساعدت كرد. به ويژه اين مسأله در نهادهايىكه به طور ويژه به انديشه امام خمينى مى پردازند مى بايست مورد توجه و تأمل بيشتر قرار گيرد و در هر رشته و گرايشى با تأسيس دوره ها و حلقه ها و گروه هايى به پرورش متخصصانى همت گماشته شود كه از عمق و غناى لازم برخوردار و با عمق انديشه امام خمينى آشنا باشند. اين مسأله مى تواند انجام مباحثى كه از باب تفنن به انديشه سياسى امام خمينى مىپردازند را با مشكل مواجه ساخته و اشتباهات استنادات به امام خمينى در موارد مختلف را كاهش مى دهد و از سوى ديگر انديشه ايشان را به صورت شفاف و هر روز براى نسل هاى نو بيان كند. افزون بر اين كه شاهد انتشار متون ضعيف درباره انديشه امام خمينى نيز نخواهيم بود.
پىنوشت
١ . مشخصات كتاب شناختى اين اثر از اين قرار است: يحيى فوزى، انديشه سياسى امام خمينى، چاپ نخست، قم: نهاد نمايندگى مقام معظم رهبرى در دانشگاه ها، مركز برنامه ريزى و تدوين متون درسى، ١٣٨٤، ٢٤٠ صفحه.