پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - نيم قرن با فلسطين - شیرودی مرتضی
نيم قرن با فلسطين
شیرودی مرتضی
مقدمه
با تأسيس رژيم صهيونيستى، دور جديدى از توطئه غرب عليه اسلام آغاز شد كه بيش از نيم قرن كشيده،ولى برخى از رؤساى كشورهاى اسلامى،عمدا يا سهوا از اين توطئه،غفلت كردهاند كه ايران،مصداق بارز آن به شمار مىرود.
به بيان ديگر،از همان آغاز شكلگيرى اسرائيل، محمدرضا پهلوى روابط گستردهاى با آن بر قرار كرد، در حالى كه يكى از پايههاى نهضت امام خمينى (ره) ضديت با اسرائيل بود. از اين رو، امام خمينى (ره) يكى از دلايل پيروزى انقلاب اسلامى را روابط رو به گسترش شاه و اسرائيل معرفى كرد.
جمهورى اسلامى، به پيروى از امام خمينى (ره) شعار »اسرائيل بايد از بين برود« را مطرح كرد. بنابراين، مسئله فلسطين تأثير فراوان بر سياست خارجى ايران داشته و دارد و شناخت آن، به مفهومبخشى و شفافسازى سياست خارجى ايران كمك مىكند.
چيستى انتفاضه
انتفاضه در لغت به معناى جنبش، لرزش، غبارروبى، انقلاب، قيام، مرحله قبل از انقلاب، قيام عليه رخوت و ركورد و حركت توأم با نيرو و شتاب است و در اصطلاح، به مفهوم جنبش ضد صهيونيستى مردم فلسطين است كه با بهرهگيرى از امكانات كم، ولى با ايمانى قوى درصدد نيل به آزادى فلسطين است.
در واقع،انتفاضه نامى است كه براى خيزش خود جوش، مردمى، مستقل، مستمر، همگانى و اسلامى مردم فلسطين عليه اشغالگران صهيونيست به كار مىرود.برخى بر آناند كه انتفاضه به معناى انقلاب نيست، بلكه به مرحله قبل از انقلاب اشاره دارد.
شهيد دكتر فتحى شقاقى در اين باره مىگويد:»از نظر معنايى انتفاضه بر قيام عليه رخوت و ركود دلالت مىكند. انتفاضه، مرحله قبل انقلاب است. براى مثال قيام مدرسه فيضيه قم را انتفاضه مىناميم و قيام سال ١٣٥٧ ايران را انقلاب مىگوييم...البته گاهى هم، اين دو به يك معنا و براى تبيين يك چيز به كار مىرود. به اين جهت، جنبش جهاد اسلامى، قيام فعلى فلسطين را انتفاضه - انقلاب مىنامد.«
اگر چه در دهه اخير، كلمه انتفاضه بيشتر مورد استفاده و استعمال قرار گرفته، اما كاربرد انتفاضه پيشينهاى طولانى دارد؛ از جمله قيام فلسطينيان عليه سلطه انگليس و گسترش صهيونيسم در ١٣٠٠ و حركت ضد انگليسى و ضد يهودى شيخ عزالدين قسام و حاج امين حسينى به ترتيب در سالهاى ١٣١١ و ١٣١٨،انتفاضه ناميده شدهاند، ولى انتفاضهاى كه از سال ١٣٦٦ آغاز و در سال ١٣٧٩ شدت يافت، انتفاضه بزرگ ناميده مىشود، نسبت به انتفاضههاى گذشته، گستردهتر و عميقتر است.
انتفاضه جديد مردم فلسطين راانقلاب سنگ هم مىنامند. زيرا مردم فلسطين به جاى سلاح گرم از سنگ براى دفاع از خود و تهجم عليه دشمن استفاده مىكنند. استفاده از سنگ، نگرانى عميقى در اسرائيلىها ايجاد كرده است؛ چون ممكن است فلسطينىها نيز، همانند حضرت داود(ع)، پيامبر بزرگ بنىاسرائيل كه با سنگ بر جالوت ستمگر پيروز شد، بر اسرائيل پيروز شوند.
انتفاضه و بسترها
انتفاضه جديد كه در پى شهادت چهار كارگر فلسطينى در ١٧ آذر ١٣٦٦ جلوه بيشترى يافت، معلول اين عوامل است:
١. انقلاب اسلامى ايران موجب احياى اسلام، بيدارى سياسى و تقويت خود باورى در مسلمانان، و اثبات پوشالى بودن قدرتهاى استعمارى شد؛ از اين رو، انقلاب اسلامى و شيوه پيروزى آن، او را به نمونه آرمانى براى مبارزه جنبشهاى اسلامى درآورد.
٢. به عقيده دكتر فتحى شقاقى،»انتفاضه ’’ پاسخى بود به اشغالگران و اعمال سركوب و طغيان و تكبر آنان و اقداماتشان در ويرانسازى منازل، مصادره زمينها، اسكان يهوديان و ساختن شهركها، شكنجه مبارزان، دستگيرى، تبعيد، ترور و شكستن استخوانهاى آنان، نابود كردن اقتصاد فلسطين و ’’ تحميل ماليات و جرايم سنگين، تعطيلى مدارس و دانشگاهها، جلوگيرى از كار و كسب، ناديده گرفتن حقوق انسانى و سياسى و’’«
٣. شقاقى، هم چنين معتقد بود:»انتفاضه پاسخى بود به واقعيت اسفانگيز و يأسآور اعراب كه وابستگى، ضعف و سستى خود را آشكار كرده بودند. آنها فلسطين و آزادسازى فلسطين را توجهى براى بقاى خود مىديدند، تا جايى كه مسئله فلسطين را در آخر ليست اولويتهاى خود قرار دادند و همگان اين امر را ’’ حتى در كنفرانسهايى مثل كنفرانس سران در نوامبر ١٩٨٧ [بهمن ١٣٦٦ ] مشاهده كردند«.
٤. با شكست اعراب از اسرائيل در ١٣٤٦ / ١٩٦٧ گروههاى فلسطينى به سوى مبارزه مسلحانه و حضور مستقيم و مستقل در مبارزه نظامى عليه اسرائيل گرايش پيدا كردند. ولى از اواخر دهه ٥٠ به ناتوانى خود و مبارزه عليه اسرائيل پى بردند. در نتيجه، مبارزه سياسى را جايگزين مبارزه نظامى كردند، ولى به زودى در اين شيوه هم شكست خوردند. بنابراين، انتفاضه پاسخى به عدم توانايى شيوههاى گذشته براى آزادسازى فلسطين به شمار مىرود.
به عوامل گذشته بايد زمينههاى شتاب زا و تسريع بخش زير را هم اضافه كرد:
الف. فرار شش تن از اعضاى جنبش جهاد اسلامى از زندان مركزى غزه در ارديبهشت ١٣٦٦ كه هسته اوليه انتفاضه جديد را تشكيل دادند.
ب. عمليات جنبش جهاد اسلامى عليه گروه گشتى صهيونيستى و مرگ فرمانده پليس نظامى اسرائيل در غزه در مرداد ١٣٦٦،محاكمه عاملان عمليات نافرجام انتحارى به رهبرى سليمان زهيرى در شهريور ١٣٦٦ و شهادت سه نفر از اعضاى هستههاى مقاومت اسلامى در مهر ١٣٦٦كه آغازى عملى بر جنبش انتفاضه بود.
گفتوگوها و اقدامهاى بىحاصل
يكى از علل طولانى شدن بحران فلسطين، طرحهاى به اصطلاح صلحى است كه بدون توجه به خواستههاى واقعى مردم فلسطين از سوى دولتهاى عربى، گروههاى فلسطينى و قدرتهاى جهانى ارائه شده است.
به بيان مفصلتر، ماده سوم قطعنامه ٣٣٨ شوراى امنيت سازمان ملل متحد طرفهاى درگير در مسئله فلسطين را به آتش بس فورى و انجام مذاكره براى دستيابى به صلح عادلانه و با ثبات در خاورميانه فرا مىخواند، كنفرانس صلح خاورميانه در ١٣٢٥ / ١٩٧٣ با نظارت سازمان ملل متحد و رياست آمريكا و شوروى سابق و طرفهاى درگير در ژنو تشكيل شد، و جلسات آن طى چند سال متوالى و متمادى ادامه يافت، ولى هيچيك از آنها، نتايج قابل قبولى را براى مردم فلسطين به ارمغان نياورد.
ناكامى و شكست كنفرانس بين المللى صلح ژنو، اختلاف در جبهه عرب، كاهش روابط مصر و شوروى سابق و اوضاع نامساعد سياسى و اقتصادى مصر، زمينههاى انعقاد قرار داد صلح كمپ ديويد را در سال ١٣٥٧ / ١٩٨٧ بين مصر، اسرائيل و آمريكا فراهم آورد كه طى آن صحراى سينا از نيروهاى اسرائيلى تخليه شد و اسرائيل از سوى مصر به رسميت شناخته شد.
بنابراين، مصر به عنوان يكى از مقتدرترين و با نفوذترين كشورهاى عربى حامى آرمان فلسطين، از جرگه مخالفان موجوديت اسرائيل خارج گرديد.طرح هشت مادهاى فهد - وليعهد وقت عربستان سعودى - در ١٣٦٠ / ١٩٨١،مشروعيت اسرائيل را مىپذيرفت. زيرا براساس يكى از مواد اين طرح، اسرائيل بايد تنها از سرزمينهاى تصرف كرده پس از ١٣٦٤ / ١٩٨١ خارج مىشد.
طرح اجلاس فاس در ١٩٨١/١٣٦٠ نيز،با پذيرش مشروعيت اسرئيل، خواستار ايجاد يك دولت مستقل فلسطينى به مركزيت قدس گرديد. طرح صلحى كه از سوى شاه حسين و ياسر عرفات (طرح اقدام مشترك) در ١٣٦٥/ ١٩٨٦ ارائه شد، بر خروج اسرائيل از اراضى اشغالى عرب در ١٣٤٦ / ١٩٦٧ و بر حق تعيين سرنوشت مردم فلسطين در چارچوب تشكيل دولتهاى متحد اردن و فلسطين تأكيد داشت.
آمريكايىها هم طرحهايى را براى بر قرارى صلح خاورميانه پيشنهاد كردهاند كه از جمله آن.
١. طرح رونالد ريگان در ١٣٦١ / ١٩٨٢ خواهان به رسميت شناخته شدن اسرائيل از سوى دولتهاى عربى و ايجاد يك دولت خود گردان فلسطينى با مشاركت دولت اردن در كرانه غربى و نوار غزه بود.
٢. جورج شورلتز، وزير امور خارجه وقت آمريكا، در سال ١٣٦٧ / ١٩٨٨ طرفهاى ذىنفع يعنى هيأتهاى فلسطينى، اسرائيل، اردن، مصر و سوريه را به مذاكره رو در رو فرا خواند.جيمز بيكر، وزير امور خارجه بعدى آمريكا - در ١٣٦٧ / ١٩٨٨،پيشنهادى مشابه ارائه كرد. اما همه طرحهاى فوق بر اثر مخالفت برخى از طرفهاى ذىنفع، بى اثر ماند.
ساف در مقابل انتفاضه
ساف يكى از طرفهاى درگير در مسئله فلسطين و نيز يكى از عوامل طولانى شدن بحران فلسطين تلقى مىگردد. ساف از ١٣٤٣ تا ١٣٤٨ / ١٩٦٤ تا ١٩٦٩،يعنى تا پايان رياست احمد شقيرى بر سازمان، تحت نفوذ دولتهاى عربى قرار داشت.
اتحاديه عرب، ساف را از آن جهت پديد آورد كه فعاليت سياسى و نظامى فلسطينىها را تحت نظارت نگاه دارد، و از هر گونه توسعه فعاليتهاى نظامى و گسترش سازمانهاى چريكى و اجراى عمليات ضد اسرائيلى جلوگيرى كند. شقيرى كه در پى بروز اختلاف در دورن ساف استعفا داد، به عمر مسالمتجويان و حاميان مبارزه مسالمتجويانه با اسرائيل در ساف نيز خاتمه داد.
پس از استعفاى شقيرى، مجلس ملى جديدى كه تشكيل گرديد، بر آزادى فعاليتهاى چريكى در سرزمينهاى عربى براى انجام عمليات ضد اسرائيلى، تشكيل فرماندهى مشترك نظامى ميان گروههاى چريكى،يگانه سازى نبردهاى مسلحانه و شعار »مبارزه مسلحانه تنها راه آزادى فلسطين است« تأكيد ورزيد.با انتخاب ياسر عرفات به رياست كميته اجرايى ساف، گرايش به مبارزه مسلحانه عليه اسرائيل شدت گرفت.
در پى وقوع سپتامبر سياه (كشتار فلسطينىها توسط دولت اردن)، ساف دريافت كه نمىتواند از هيچيك از كشورهاى عربى براى ايجاد پايگاهى مطمئن براى سازماندهى عمليات عليه اسرائيل استفاده كند. اين تحول به كاهش برخوردهاى مرزى عربهاى فلسطينى با شهروندان و سربازان اسرائيلى انجاميد. در مقابل، عمليات نظامى فلسطينىها عليه اسرائيل در درون مرزهاى آن كشور تشديد شد.گرايش ساف به تفاهم سياسى به جاى مبارزه نظامى ضد صهيونيستى از ١٣٥٢ / ١٩٧٣ و در پى گرايش مصر به تجديد نظر در روابط با اسرائيل روى داد.
بنابراين، دور از انتظار نبود كه در ١٣٥٣ / ١٩٧٤ كنگره ملى فلسطين با استقرار دولت مستقل فلسطينى در هر نقطه آزاد شده (نه همه خاك فلسطين) موافقت كند، و نيز، در سال ١٣٥٦ / ١٩٧٧ ساف آمادگى خود را در به رسميت شناختن اسرائيل اعلام كرد و در ١٣٦٠ / ١٩٨١ توقف عمليات عليه اسرائيل را پذيرفت.
شوراى فلسطين هم با پذيرش با پذيرش قطعنامههاى ٢٤٢ و ٣٣٨ سازمان ملل متحد،موافقت نمود. بر پايه قطعنامه ٢٤٢ همه نواحى تحت اشغال اسرائيل تا ١٣٤٦ / ١٩٦٧ به رسميت شناخته شده، در قطعنامه ٣٣٨ از طرفهاى ذىنفع خواسته شده است، براى استقرار صلحى پايدار و عادلانه در خاورميانه به مذاكره بپردازنند.
يكى از دلايل شكلگيرى انتفاضه،سازشكارى دولتهاى عربى و گروههاى فلسطينى به ويژه ساف است؛ انتفاضه با روش مسالمتآميز مبارزه مخالفت ورزيد، شعار فلسطين بدون اسلام را كنار گذاشت،مبارزه در بيرون مرزهاى فلسطين را به دور انداخت، آميختگى دين و سياست را در پيش گرفت و تكيه بر مردم، به جاى تكيه بر نخبگان را پيشه خود كرد.
بنابراين، هيچگونه شباهتى بين انتفاضه و ساف وجود ندارد، و به همين دليل، ساف در كنترل حركت انتفاضه ناكام و ناموفق بوده است.انتفاضه در مقابل سازشكارىهاى جديد هم سر فرود نياورده است.
در آذر ١٣٧٢ قرار داد صلح غزه - اريحا بين ساف و اسرائيل به امضا رسيد. بر اساس اين قرار داد، ساف بار ديگر اسرائيل را به رسميت شناخت و اسرائيل براى از ميدان راندن گروههاى فلسطينى راديكال، اين سازمان را براى اولين بار به عنوان نماينده مردم فلسطين پذيرفت و به آن اجازه داد يك دولت خود مختار فلسطينى كه تنها به اداره مسائل پست، امور شهرى، منابع آبى و مانند آن بپردازد، تشكيل دهد؛ اين امر، با وجود گذشت بيش از يك دهه هنوز به صورت كامل اجرا نشده است.
ايران و مسئله فلسطين
يك سال پس از تاسيس اسرائيل، شاه آن را به شكل دو فاكتوبه رسميت شناخت. در سال ١٣٣٣، محمد رضا پهلوى دستور بر قرارى روابط و انعقاد نخستين قرار داد نفت با اسرائيل را صادر كرد. در ١٣٣٧ اولين نماينده سياسى اسرائيل وارد تهران شد، و يك سال بعد، دفتر سياسى ايران در تل آويو گشايش يافت. شاه در ١٣٤٨ آشكارا اسرائيل را به رسميت شناخت و با آغاز نخست وزيرى هويدا، روابط ايران با اسرائيل رشد فزايندهاى يافت.نزديكى و همكارى شاه با اسرائيل، با اعتراض مردم، روحانيت (مانند آيت اللَّه بروجردى و كاشانى) و برخى گروههاى سياسى (چون فداييان اسلام) مواجه شد.
با ورود امام خمينى (ره) به عرصه مبارزه سياسى عليه شاه، مخالفت با اسرائيل به يكى از اساسىترين خواستههاى نهضت و سپس انقلاب اسلامى تبديل شد. در همين راستا، امام طى سخنرانى خود در عصر عاشوراى سال ١٣٤٢ به شاه و اسرائيل حمله كرد و در سال ١٣٤٣ جواز مصرف بخشى از حقوق شرعيه را براى تسليح و تجهيز مبارزان فلسطينى صادر كرد، و در ١٣٥٢ از كشورهاى درگير با اسرائيل خواست، به مبارزه عليه اسرائيل ادامه دهند.
پس از پيروزى انقلاب اسلامى، اسرائيل در نزد ايرانيان، به عنوان صهيونيسم تبهكار، دولت غاصب، جرثومه فساد و غده سرطانى و يك دولت نا مشروع شمرده شد. از اين رو، ايران، حمايت از استقلال و يا شناسايى اسرائيل را براى مسلمانان فاجعه دانسته و با طرح شعار »اسرائيل بايد از صحنه روزگار محو شود«، به همه كسانى كه در پى شناسايى اسرائيلاند، هشدار داد.
به همين جهت، رابطه جمهورى اسلامى با گروههاى فلسطينى بر پايه مواضع آنها در قبال موجوديت اسرائيل پايهريزى شده است. براى مثال، هنگامى كه ساف از موضع نامشروع دانستن اسرائيل دست برداشت، ايران، ديگر آن سازمان را به عنوان تنها نماينده فلسطين به رسميت نشناخت و در عوض، از انتفاضه كه بر پايه نفى موجوديت اسرائيل قرار گرفته است، حمايت كرد.
در مجموع، مسئله فلسطين به شكل شگفتانگيزى به انقلاب اسلامى گره خورده است. زيرا در روزهاى آغازين انقلاب اسلامى، كنسولگرى اسرائيل به سفارت فلسطين تبديل شد. ايران، به نماينده ساف لقب سفير داد، آخرين جمعه ماه مبارك رمضان را روز جهانى قدس اعلام كرد، صندوق حمايت از مردم فلسطين را افتتاح نمود، كمك مالى و انسان دوستانه و حمايتهاى ديپلماتيك و سياسى، از فلسطين را در پيش گرفت و به مخالفت با طرحهاى ضد فلسطينى سازش و صلح خاورميانه پرداخت.
پشتيبانى جدى مردم ايران و نظام جمهورى اسلامى از مسئله فلسطين، تأثيرات زير را بر جاى گذاشت:
١. مسئله فلسطين را از يك مسئله ناسيوناليستى به مسئله اسلامى تبديل كرد. از اين رو، مردم فلسطين تنها اسلام را راهگشاى آزادى فلسطين مىدانند. يكى از رهبران سازمان جهاد اسلامى در اين باره مىگويد: »انقلاب ايران بود كه عصر جديدى را پيش روى ما گذاشت و باعث شد كه به مسئله فلسطين تنها از زاويه خاص اسلام نگاه كنيم«.
٢. فلسطينيان به اين نتيجه رسيدند كه دولتهاى عرب و گروههاى فلسطينى قادر نيستند، آزادى فلسطين را به ارمغان آوردند. به اين جهت، انتفاضه با كنار زدن دولتهاى عربى و گروههاى فلسطينى، براى آزادسازى فلسطين به پا شد. ياسر عرفات در اين باره مىگويد:»به نظر مىرسد كه سرنوشت، چنين حتم[حكم] كرده كه بيت المقدس به دست مردم غير آزاد شود.«
٣. انتفاضه مردم فلسطين از همان شيوههاى انقلاب اسلامى پيروى مىكند، و به همين جهت، مساجد سنگر اصلى مبارزهاند، شمار زنان با حجاب در انتفاضه افزايش يافته و روشهاى قبلى جاى خود را به روشهاى سياسى، نظامى و فرهنگى داده است.
هانى الحسن، اولين سفير ساف در ايران گفته است: »ما فرزندان يك انقلاب هستيم و رهبرمان يكى است؛ او امام خمينى است.«
٤. مردم و مبارزان فلسطينى، تأثيرات ديگرى نيز از انقلاب اسلامى گرفتهاند. آنها در پى استقرار حكومت اسلامى و يا اجراى شريعت اسلامى همانند ايران هستند، حركتهاى ضد اسرائيلى خود را از مسجد آغاز و به آنجا ختم مىكنند، به اختلافاتى كه ممكن است در بين آنها بروز كند، دامن نمىزنند. گروههاى سياسى جديد و هماهنگ با خواستههاى خود چون جنبش جهاد اسلامى و حماس را پديد آوردند و كلمه »جهاد« را جايگزين واژههاى مبارزه و پيكار كردهاند.
بنابراين، انقلاب اسلامى برداشتى نوين از اسلام و قرآن در جامعه سنى مذهب فلسطين پديد آورد، و به عقيده شيخ اسعد تميمى از رهبران جنبش فلسطين تا زمان انقلاب اسلامى، اسلام از عرصه نبرد فلسطين غايب بود، و انقلاب اسلامى ايران اين حقيقت را كه اسلام تنها راه حل، و جهاد تنها وسيله اصلى براى مبارزه عليه صهيونيسم است را به قيام مردم فلسطين ارزانى كرد.
نتيجه(بازتابهاى انتفاضه)
انتفاضه، آثار گوناگون ذيل را در عملكرد دولت غاصب اسرائيل به وجود آورده است:
١. صلحخواهى را در بخشى از مردم و در بخشى از بدنه دولت اسرائيل تقويت كرده، تا حدى كه مجلس صلح و امنيت در اسرائيل تشكيل شده است. اين مجلس مىكوشد، ثابت كند چشمپوشى تدريجى از مناطق اشغالى (غزه و نوار غربى) به افزايش امنيت اسرائيل مىانجامد.
٢. دولت اسرائيل براى كنترل و سركوب انتفاضه به روشهاى خشونتآميز پرداخته است. اين موضوع ،مخالفت افكار عمومى جهانى و انتقادهاى ظاهرى اروپا و سرانجام كاهش اعتبار و موقيعيت بينالمللى را به دنبال داشته است.
٣. هزينه مقابله با انتفاضه براى اسرائيل تكان دهنده است. به علاوه، انتفاضه به كاهش درآمدهاى صنعت توريسم، تنزل سه درصدى توليد ناخالص ملى، كم شدن صادرات در اراضى اشغالى، افزايش تورم، افزايش آمار بيكارى، كاهش ارزش پول ملى، پايين آمدن دستمزدها،كسرى تراز بازرگانى و نيز،افزايش هزينههاى نظامى و كاهش روحيه ارتش منجر شده است.
٤. انتفاضه، ابتكار عمل در مبارزه ضد اسرائيلى را از دست ياسر عرفات خارج كرد، و به موقعيت اين سازمان به عنوان تنها نماينده مردم فلسطين آسيب رسانيد. به بيان ديگر، انتفاضه اعتراضى است عليه شيوه مسالمتآميز ساف و رهبرى آن. از اين رو، مردم فلسطين ديگر عرفات و ساف را نماينده ،سخنگو و نمادى از مبارزه خود نمىدانند.
البته اسرائيل با تضعيف يا حذف ساف زيان مىبيند، زيرا در اين صورت، ناچار است با اصول گرايان اسلامى چون حماس و جنبش جهاد اسلامى كه معتقد به روش مسلحانه در مبارزه با اسرائيلاند، مواجه شود.يك مقام اسرائيلى در اين باره مىگويد:»ساف در برابر حماس، با اسرائيل متحد خواهد شد... اين سازمان اصلىترين متحد ما در برابر جنبش حماس است.«