پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٢ - زن، المپيك و پوشش شرقى - محسنی فرد فرزانه

زن، المپيك و پوشش شرقى
محسنی فرد فرزانه

حضور زنان ايرانى در مسابقات تيراندازى المپيك آتن، مباحث گوناگونى را در محافل مختلف فرهنگى و اجتماعى در پى داشت؛ حضور زنانى چون خانم نسيم حسن‌پور با پوشش اسلامى در المپيك، در برخى از نشريات و رسانه‌ها به چالش كشيده شد و اين مسئله كه زن ايرانى در بسيارى از مسابقات، نمى‌تواند همچون زنان كشورهاى ديگر حضور داشته باشد، مورد توجه قرار گرفت.
بدون هيچ مقدمه، به يك نظرسنجى كه توسط يك بنگاه خبرى(كه در اينترنت به چند زبان فعاليت دارد) انجام شده، توجه كنيد؛ نظرات پاسخ‌دهندگان به اين نظرسنجى در پى مى‌آيد:
حيدر (سيدنى استراليا): خانم حسن‌پور حتماً داراى شخصيتى قوى است كه مى‌تواند تنها با پوششى منحصر به فرد، در ميان دختران شركت‌كننده در بازى‌ها حضور پيدا كند. به نظر من همان طور كه ديگران حق دارند پوشش دلخواه خود را (كه بعضى مواقع غير اخلاقى هم مى‌باشد) انتخاب كنند، يك مسلمان نيز بايد حق انتخاب پوشش مناسب خود را داشته باشد؛ از ياد نبريم كه مقصود و منظور اصلى در بازى‌هاى المپيك فقط و فقط ورزش است؛ نه چيز ديگر.
محمد (شارجه امارات): اميدوارم كه در دور آينده مسابقات المپيك، حجاب ممنوع شود، زيرا به نظر مى‌رسد كه حجاب با آزادى مورد نظر كشورهاى اروپايى، به ويژه جمهورى فرانسه در تعارض است.
قرشى فوزيه (دار البيضاء مغرب): حضور زن ايرانى با حجاب در اين مسابقات هيچ مشكل و مانعى ايجاد نمى‌كند؛ زيرا زنان و مردان شركت‌كننده در اين مسابقات؛ با هدف پيروزى و بالا رفتن پرچم كشورشان به المپيك مى‌روند؛ بنابراين، حضور زن ايرانى با حجاب فقط گوياى اين مسئله است كه اين زن ايرانى مى‌خواهد، وجود خود را به عنوان يك زن مسلمان به اثبات برساند، زيرا اين نوع پوشش او را از ديگران متمايز مى‌كند.
نكته اساسى ديگر اين است كه اين زن با كسب پيروزى، مدال طلاى مسابقات را كسب كند تا به جهان بگويد زن مسلمان مى‌تواند حتى با پوشش حجاب، جايگاه والايى براى كشورش كسب كند و اين حجاب مانع نيست.
محمد رمضان (اسكندريه): اين بزرگ‌ترين دليل در برابر كسانى است كه حجاب را بر پايه عقل خود ارزيابى كرده و آن را رد مى‌كنند؛ در حالى كه حجاب عفت و پاكدامنى است؛ نه پوشاننده عقل زنان. هيچ كس نمى‌تواند حجاب را رد كند، زيرا خداوند حجاب را واجب كرده است.
عبدالقادر (طرابلس): نمى‌دانم چرا به اين موضوع مى‌پردازيد؟ يك زن مى‌خواهد پوششى بر سر داشته باشد. اين يك مسئله كاملاً شخصى و آزاد است؛ آيا ما و تمام جهان به دنبال تحكيم آزادى‌هاى فردى نيستيم؟ واقعيت اين است كه اگر ما بپذيريم هر كسى آزاد است كه چه بپوشد، نسيم حسن‌پور هم در پوشش خود آزاد است.
بهتر است اين موضوع را مطرح كنيم كه چرا كميته المپيك، براى تعيين يك نوع لباس رسمى براى آنها كه نمى‌خواهندبدن خود را برهنه بگذارند، تصميم‌گيرى نمى‌كند. اين موضوع مقبول عده‌اى خاص واقع مى‌شود و عده‌اى آن را نمى‌پسندند؛ و مقبول‌تر اين است كه هر دو را بدون تعصب و انگيزه‌هاى نژادى كه مانع طرح آزادى‌هاى فردى و همزيستى نوع بشر، با وجود اختلاف اديان، اعتقادات و فرهنگ‌هاى آنان است، بپذيريم؛ چرا كه جز اين اتفاق ديگرى نخواهد افتاد.
خالد مصطفى (مصر): اين پذيرفتنى نيست كه فقط بر لباس مردم تكيه شود، اما اسلام به حجب و حيا فرا خوانده است؛ با اين حال، من معتقدم زن مسلمانى كه موى خود را نمى‌پوشاند، اما داراى اخلاق نيكوست از ده زن با حجابى كه اخلاق نيكو ندارند، بهتر و برتر است.
حسن محمود (قاهره): اين تصويرى زيبا از زن مسلمانى است كه به ورزش مى‌پردازد و ظاهر خود را به نمايش نمى‌گذارد. اين الگوى زيبايى است كه اميدواريم در همه كشورهاى اسلامى رعايت شود.
اسامه المغربى (عمان - اردن): همان طور كه به يك دختر اجازه داده مى‌شود، با پوشيدن يك شورت به هر نوع ورزش بپردازد، به نظر من بايد به فرد مسلمان هم اين فرصت داده شود كه با حجاب خود، به هر ورزشى كه مى‌خواهد بپردازد؛ اين همان برابرى‌اى است كه غرب مدعى آن است.
ابو اسامه (اردن): اين حق هر دختر شركت‌كننده در مسابقات المپيك است كه با لباسى كه مناسب و موافق عقيده خود در مسابقات ظاهر گردد؛ حجاب ورزشى و غيرورزشى وجود ندارد؛ به اعتقاد من اين لباس مشكلى براى پرداختن به بازى‌ها است، اما مشكل و سئوالى كه در اينجا مطرح مى‌شود اين است: آيا اسلام به زن اجازه مى‌دهد كه در شرايط معين و در مكان‌هاى مشخص به اين گونه ورزش‌ها بپردازد؛ علاوه بر اين مسئله، اختلاط ميان زن و مرد نيز مطرح است و همه مى‌دانند كه نظر اسلام در اين باره چيست؟!
بهاء سامى (مصر): اگر ميان بازى و ورزش در دنيا، و رستگارى و رضاى الهى در آخرت مقايسه‌اى صورت بگيرد، ديگر نياز به هيچ گفته‌اى نيست.
محمد (سوريه): اين حق زن ايرانى است كه در اين مسابقات با پوشش دلخواه خود شركت كند.
عمر سيد سالم (اسكندريه مصر): حجاب اسلامى فقط به ظاهر و جسم نيست؛ اين فقط بخشى از حجاب است. خداوند حجاب را واجب كرده است تا از زن در برابر هر چيز حمايت كند؛ چه از نظر بدن و چه از نظر روح، از اين رو به نظر من، اين دختر ايرانى خود عقيده خود را نقض كرده است، زيرا اگر حجاب را برگزيده است تا از او حمايت كند و برايش مصونيت ايجاد كند؛ پس بهتر است كه به اين مسابقات نيايد؛ اما اگر براساس رسم و سنت ايرانى آن را برگزيده است؛ حق انتخاب با خود او است؛ نظر من هم اين است كه شايسته نيست با حجاب در مسابقات شركت كند.
حمدان حسن (قاهره - مصر): من از اين دخترى كه سزاوار تشويق است، شگفت‌زده شدم، زيرا اسلام انسان را به ورزش ترغيب كرده است.
شودد (بغداد - عراق): حجاب، خانم حسن‌پور را از شركت در مسابقات باز نداشته است؛ اميدوارم كه وى الگوى ديگران و موفق و پيروز باشد.
امير ابراهيم (مصر): دو ميدانى، شنا، اسب‌سوارى و تيراندازى از ورزش‌هاى اسلامى است كه زن مسلمان فقط در يكى از آنها، يعنى تيراندازى، مى‌تواند شركت كند؛ پس چگونه است كه در گذشته، زنان مسلمان درجنگ‌ها شركت مى‌كردند؟ به نظر من حجاب در غفلت از زمان، به ويژه پس از انقلاب نفت، به يك واجب تبديل شده است؛ در حالى كه امكان ندارد يك فريضه و واجب دينى، ميان لباس آزادى و لباس بندگى فرق بگذارد و پوشش مردم قديم، فقط به خاطر آنكه معاصر با رسول الله بوده‌اند، مقدس باشد.
به نظر من، دين گوهر اخلاقيات انسان را در هر عصر و زمان و در تمام جوامع مخاطب قرار داده و اين معيارى ثابت است؛ با اين توصيف، چرا قاطعانه مى‌گوييم كه هر زن با حجاب، پاك و پسنديده و هر زن بى‌حجاب بدنام است؟ اين نيز خلاف عقل است؛ هر چند حجاب معيارى اخلاقى براى يك زن است.
محمد الحاج (يمن): عجيب است! يكصد سال پيش، حجاب و موضوع آن از بديهيات و جزئى از جسم زن بود و هيچ كس نمى‌توانست درباره آن سخن بگويد؛ اما اكنون اگر دخترى سر خود را بپوشاند، گويى از آسمان افتاده يا معجزه‌اى رخ داده است.
على السلمى (رياض - عربستان): من معتقدم كه اين موضوع يك آزادى مطلق براى فرد است و زن مسلمان بايد از ديگر زنان دنيا متمايز باشد؛ اميدوارم همه زنان مسلمان پا جاى پاى اين زن مسلمان ايرانى بگذارند؛ چه آنها كه ورزشكار هستند (به ويژه المپيكى‌ها) و چه آنها كه ورزشكار نيستند.
شيف ابوزيد (قاهره): من مشكلى نمى‌بينم. ما شاهد تغييرات زيادى در لباس، مو و حتى ناخن شركت‌كنندگان در المپيك هستيم؛ حال چرا با پوشش (به صورت اسلامى) مثل بقيه پوشش‌ها برخورد نمى‌شود؟ كشورهاى اسلامى بايد يك پوشش فاخر و مناسب براى زنان مسلمان شركت‌كننده در المپياد ابداع كنند؛اگر بپذيريم كه لباس شناى جديد كه تمام بدن را مى‌پوشاند، يك پوشش اسلامى است. به اعتقاد من به مجرد بيان اين نكته صداى همه در خواهد آمد؛ از اين‌رو بايد براساس اين مسئله به پوشش نگاه شود كه آيا با قواعد بازى سازگار است يا خير؟
سلامة (العين - امارات): حجاب زن مسلمان هويت و تمايز يافتگى است و نه سنت و اجبار، به همين دليل ما زنان مسلمان به اين هويت اسلامى خود افتخار مى‌كنيم.
حكمت احمد (عراق): اسلام دين رحمت است و زن را محترم شمرده، او را در همه شئون زندگى تحت كفالت خود قرار داده است. زن مسلمان جوياى شهرت و كسب مدال طلا نيست؛ به نظر من، امت اسلامى با كسب طلاى يك زن مسلمان چيزى به دست نياورد، بلكه نام و آبروى خود را از دست داده است، زيرا زنان مسلمان همانند زنان ديگر (غير مسلمان) با همان لباس و به صورت مختلط در مسابقات حضور مى‌يابند. نظر من اين است كه زن بايد در خانه‌اش باشد و نسلى را تربيت كند تا از اسلام دفاع كنند نه خانه‌اش را ترك كند و به المپيك برود.
آزاد اسكند (عمان - اردن): من پوشش اسلامى براى زن مسلمان را به شدت تأييد مى‌كنم. آنچه لازم است به آن فكر كنيم اين است كه برخى از ورزش‌ها را براى جايگاه زن مسلمان آماده كنيم؛ نه اينكه به خاطر ورزش زن از حجاب خود دست بكشد.
حيدر الخرسان (استراليا): من در ايران زندگى كرده‌ام و زنان ايرانى را خوب مى‌شناسم؛ به نظر من اين دختر ايرانى مجبور است حجاب خود را رعايت كند و اگر مجبور نباشد اولين زنى است كه به حجاب گرايش يافته است.
ديمه (دمشق): جهان در قرن ٢١ به سر مى‌برد و ما همچنان به دنبال اين هستيم كه زن چه بپوشد و به عقل او كارى نداريم؛ شعار بس است؛ ما بايد بتوانيم شكاف‌هاى علمى را در اين جهان بپوشانيم.
سمير حسين (بغداد): آزادى به مفهوم غربى آن يعنى اين كه هر كس هر چه مى‌خواهد انجام دهد؛ با اين حال كسى نمى‌تواند حجاب را انتخاب كند؛ عريانى كامل آزادى است، اما حجاب نشانه عقب‌ماندگى است. اين نظر غرب درباره حجاب و آزادى است.
لميس (قاهره): مى‌خواهم اين نكته را اضافه كنم كه خانم حسن‌پور تنها زن محجبه شركت‌كننده در المپيك نيست؛ بلكه خانم سماح رمضان جودوكار مصرى هم داراى حجاب است.
احمد (الجزاير): اگر زنان مسلمان در تمام حالات چه مسابقات و چه غير آن، ملتزم به حجاب باشند، معقول و پذيرفتنى است؛ اما اگر پس از يكصد سال كه از حضور مسلمانان در مسابقات بين‌المللى مى‌گذرد، يك دختر ايرانى با پوشش اسلامى در سال ٢٠٠٤ ظاهر شود، اين به نظر من يك نوع نمايش است كه غرب نمى‌تواند بفهمد كه اين التزام به تعاليم و آموزه‌هاى دينى است، زيرا دين در قرن ٢١ از ايران نيامده، بلكه در قرن ششم از كشورهاى عربى آمده است.
×××××
نگرش ضديّت اسلام به زن يا مخالفت با حق زن كه در جوامع غربى مطرح است يكى از مسائلى است كه برخى پژوهشگران درباره آن به تحقيق پرداخته‌اند.
مؤلف كتاب »زنان در اسلام... تجربه غربى« كه اولين بار در سال ٢٠٠١ در لندن به چاپ رسيد، پديد آمدن اين نگرش را در جوامع اروپايى و شيوع و گسترش آن را در آميختگى مسلمانان و اروپائيان و تأثيرپذيرى آن قسمى از مسلمانان مقيم اروپا مى‌داند كه در اتخاذ مواضع و نگرش‌هاى خود، الگوى همزيستى با جامعه جديد خود را انتخاب كرده‌اند.
خانم آن صوفى رولد در اين كتاب مى‌نويسد: »افزايش نسبت آموزش، بين فرزندان نسل دوم ونسل سوم مسلمان گرويده به فرهنگ غربى از فارغ‌التحصيلان مدارس و دانشگاه‌هاى اروپايى، منجر به پيدايش مسلمانان جديدى مى‌شود كه سئوال‌هاى جديد و متفاوت با سئوال‌هاى نسل گذشته دارند و نيازمند پاسخ‌هاى جديد و متفاوت است و فرهنگى غربى در آن نقش دارد«.
نويسنده كتاب با اين مقدمه، تصورات غرب درباره زن مسلمان را بررسى مى‌كند و با اشاره به برخى اصول و افكار موجود درباره زن كه آن را فتنه و فرودست‌تر از مرد و مرد را برتر نسبت به زن مى‌داند و ارث بردن و شهادت زن در مقابل با مرد زمينه‌ساز سئوالات جديدى مى‌داند و مى‌نويسد: »با اينكه برخى معتقد هستند كه زن مساوى و برابر ارث نمى‌برد، اما تأكيد دارند كه در شرايط ديگرى مرد و زن از ميزان برابر ارث برخوردار مى‌گردند«.
او در تحقيقات خود درمى‌يابد كه مسلمانان گرايش يافته به جنبش‌هاى اسلامى، معمولاً به تكرار انديشه‌هاى اين گروه‌ها با همان ادبيات بخصوص آنان روى مى‌آورند و تمايلى به ارائه نظريات جديد نشان نمى‌دهند.
در همين حال، رويكرد ديگرى نيز وجود دارد كه به ارائه قاعده تازه‌اى در انديشه اسلامى مى‌پردازد. برخى‌ها نيز از اين نگرش حمايت مى‌كنند كه وضعيت طبيعى زنان همان وضعيت واقعى زنان در كشورهاى اروپايى است كه غالباً مسئول امور منزل و كودكان خود هستند.
مؤلف به اين واقعيت اشاره‌اى لطيف دارد كه جنبه‌ها و ابعاد بسيارى از نظام خانواده در اسلام همان استانداردهاى نمونه‌اى هستند كه كشورهاى اروپايى مردم را به آن ترغيب و تشويق مى‌كنند؛ بنابراين مسلمانان به اين مسئله پى برده‌اند كه اروپايى‌ها بدون آگاهى واقعى، شكاف ميان افكار اسلامى و پياده كردن آنها در زندگى روزمره را مطرح مى‌كنند. وى سپس به برخى مباحث ديگر از قبيل مشاركت سياسى زنان در اسلام و مسئله تعدد زوجات در انديشه‌ها و فرهنگ غربى و اسلامى پرداخته در بخش ديگرى از كتاب خود به پوشش اسلامى مى‌رسد.
»صوفى رولد« در اين باره با اشاره به اينكه حجاب زن مسلمان، از بارزترين پديده‌هاى دينى است كه بازتاب‌هاى فراوانى در غرب داشته و در فرهنگ غربى به دين به عنوان يك موضوع فردى وشخصى نگاه مى‌شود كه در قلب و باطن استقرار دارد، نه در مقابل حجاب كه ظاهرى و عيان است، موضوعى مستهجن به شمار مى‌آيد، مى‌نويسد:
»يك زن مسلمان كه خود برچسب‌هاى مثبت و منفى حجاب را پذيرا شده، حق دارد بپرسد كه چرا حجاب يك زن راهبه مسيحى مستهجن به شمار نمى‌آيد، در حالى كه هر دو شبيه به هم و در هر دو حالت جسم و سر زن پوشيده است«.
وى سپس به اين اشكال چنين پاسخ مى‌دهد كه زن راهبه در تصور اروپايى‌ها، نماد پاكى و تديّن است؛ در حالى كه حجاب زن مسلمان نماد خشم عليه زن است. نويسنده همچنين خاطر نشان مى‌كند كه با وجود اختلاف مذاهب اسلامى درباره چگونگى حجاب، مسلمان اروپايى ترجيح مى‌دهد، به جز صورت، تن و سر خود را بپوشانند. در همين حال سلفى‌گرايان پوشاندن صورت را هم لازم مى‌دانند؛ هر چند اقرار مى‌كنند كه اين كار در جوامع اروپايى دشوار و سخت است.
به هر حال »صوفى رولد« برخورد دو ديدگاه غرب و اسلام در خصوص مسئله حجاب را مورد بررسى قرار داده، تحول در افكار سنتى درباره اين مسئله را يادآور شده، عواملى همچون ارتقاى سطح آموزش، جهانى شدن، گسترش اينترنت را در اين خصوص مؤثر مى‌داند. او مى‌گويد: ارتباط مسلمانان با جهان غرب، به منبعى براى تجديد نظر تبديل شده است.
در تازه‌ترين كتابى كه در واشنگتن به چاپ رسيده است، ايده وجود حريم خاص براى زنان در غرب، نقطه مقابل حريم او در شرق را مطرح كرده و مى‌گويد: حريم شرق پديده‌اى مربوط به گذشته است كه با عنصر مكان شناخته مى‌شد؛ يعنى وجود مكانى خاص به عنوان حريمى كه اعضاى خانواده آن را در اختيار دارند و آن مكانى خاص ملحق به خانه يا كاخ كه وقتى زن وارد اين حريم مى‌شود، بايد بين ديوارهاى آن تا آخر زندگى‌اش بماند و تا زمانى كه داخل آن باشد، بنده حريم و تا زمانى كه خارج آن باشد، آزاد است.
خانم »فاطمه مرنينسى« محقق مسائل اجتماعى و نويسنده معروف مراكشى، در اين كتاب تحت عنوان »شهرزاد به غرب مى‌رود...، فرهنگ‌هاى مختلف، حريم‌هاى متفاوت« به چاپ رسيده است، چنين مى‌نويسد:
»اما داخل اين حريم، جهانى بزرگ وجود دارد كه فقط جنسيت آن را محصور نكرده و زنان شاعر، هنرمند، خواننده، سوار كار و اهل سياست و كليه مادران شمار زيادى از خلفا از داخل اين حريم بيرون آمده و رشد كرده‌اند و اين به معناى آن است كه آن تصوير منفى از حريم واقعى نيست.
مرنينسى در بخشى از اين كتاب، در مقابل حريم مكانى شرق، يك حريم زمانى و معاصر را در غرب مطرح مى‌كند كه پديده‌اى نو است كه با عنصر زمان (نه مكان مشخص و چهار ديوارى) شناخته مى‌شود.
وى در اين باره مى‌نويسد: »اينجا زمان، نقش مشخص زمانى براى آزادى زن و ايجاد زمينه‌اى براى شناخت و اعتراف به اين آزادى را بازى مى‌كند و تا هنگامى كه زن جوان و با نشاط است، آزاد؛ ليكن به محض پا گذاشتن به ميانسالى، كم‌كم به حريم غرب وارد شده و تا آخر عمرش در آن زندانى مى‌شود«.
او خاطر نشان مى‌كند كه اين حريم غرب، همانند حريم شرق نيست، بلكه حريمى پنهانى و ناشناخته است كه مشاهده عينى آن به عنوان يك مكان، امكان‌پذير نيست؛ بلكه در فضاى زمانى و مخصوص همگان است....
به اعتقاد او، مرددر حريم غرب بر صنايع مربوط به زمان حاكم است و در يك فضاى استبدادى آنچه بخواهد براى زن ابداع مى‌كند و اين مرد است كه معيارهاى زيبايى را تعيين و مشخص مى‌كند كه زن بلند، لاغر و يا با لبخند دائمى و صورت گشاده باشد؛ مهم هم نيست كه در پس اين چهره تواضع نهفته باشد يا غرور؛ معناى آن اين است كه هر كه بخواهد از زندان حريم در غرب فرار كند، بايد به استانداردهاى زيبايى توجه داشته باشد و اگر از زيبايى طبيعى بهره‌اى نداشته باشد، بايد به زيبايى مصنوعى رو بياورد و با هزاران وسيله در برابر عوامل طبيعى زمان كه او را به دروازه حريم زندان مى‌كشاند، مقاومت مى‌كند. زيرا هر چه مسن‌تر مى‌شود، به همان اندازه گام‌هايى را به سوى اين زندان برداشته است....
نويسنده كتاب در خصوص معيارها و ارزش‌هاى مقبول و پذيرفته شده در حريم غرب مى‌گويد: در اين حريم، ارزش‌هاى عشق، عاطفه و دوست داشتن حاكم نيست؛ چراكه زن در اين نوع تفكر، تا جوان و جذاب است و نيرو و نشاط دارد، به عنوان انسان شناخته مى‌شود، اما وقتى توان و انرژى خود را از دست مى‌دهد، فقط موجودى ترحم‌برانگيز است. مرنينسى سپس به حريم شرق پرداخته و آن را به بهشت زنانه‌اى ياد مى‌كند كه شايسته دفاع است.
وى مى‌نويسد: زن شرقى در جامعه خود داراى رفتار و نظرات متعدد است و تك بعدى نيست؛ بلكه او با وظيفه اجتماعى خود پيوند خورده و در زيبايى جسم و تن محصور نيست؛ به اعتقاد او، روندى كه زن شرقى طى مى‌كند درست به عكس روندى است كه زن غربى طى مى‌كند، زيرا زن شرقى ممكن است در جوانى از لحاظ جايگاه اجتماعى در ابتداى مراحل باشد، ولى در ميانسالى و پيرى به مراحلى تكامل‌يافته‌تر از لحاظ جايگاه اجتماعى مى‌رسد، اما زن غربى بمب ساعتى خود را تا زمانى كه به پيرى برسد، در دست خود حمل مى‌كندو دائماً كابوس پيرى را با خود دارد؛ در حالى كه زن شرقى در پيرى از حريم خود آزاد مى‌شود....
بنابراين، مجموعه‌اى از نگرش‌هاى به وجود آمده در غرب و شرق، نشانگر اعتبارى است كه اين جوامع نسبت به جايگاه نقش وى قائل هستند، بر همين اساس مشاهده مى‌شود كه بعضاً از جايگاه وى در شرق دفاع يا درباره جايگاهى كه در غرب به دست آمده، انتقاد مى‌شود.
به طور كلى تضاد نگرش‌ها نسبت به جنس زن، به پيدايش حركت‌هاى فمينيستى انجاميده و مباحث مختلفى همچون نابرابرى جنسى و فرودستى زنان و ستم به آنها مطرح شده است.
ايولين ريد يكى از زنانى است كه آثار بسيارى درباره زنان منتشر كرده است و عنصر فعال جنبش آزادى زنان در غرب و يكى از پايه‌گذاران ائتلاف ملى قانون سقط جنين، ريشه‌هاى اقتصادى و اجتماعى آنچه به عنوان ستم به زنان مطرح مى‌شود را از اجتماع پيش از تاريخ تا سرمايه‌دارى دوره نوين بررسى كرده و در يكى از نوشته‌هايش آورده است:
»يكى از ويژگى‌هاى آشكار سرمايه‌دارى در جوامع طبقاتى، نابرابرى جنسى بين زن و مرد است، مردها در اقتصاد، فرهنگ سياست و زندگى روشنفكرى برترند و زنان نقش زيردست و فرمانبردارى را بازى مى‌كنند.... اين نابرابرى جنسى، نشانه آشكار جامعه طبقاتى از همان آغاز، يعنى چند هزار سال پيش است و در تمام سه مرحله اصلى آن ادامه داشته است؛ بردگى، فئوداليسم و سرمايه‌دارى«.
ايولين ريد همچنين با اشاره به اينكه »اين جامعه طبقاتى بود كه زنان را به رده پايين‌تر و مردان را به رده بالاتر كشانيد« مى‌نويسد: »فرودستى زنان ثمره يك سيستم اجتماعى است كه نابرابرى‌ها، فرودستى‌ها و فروداشت‌هاى بى‌شمار ديگرى را نيز به وجود آورده و پرورانده است. اما اين تاريخ اجتماعى را پشت اين انسان كه زنان به طور طبيعى از مردان پست‌ترند، پنهان كرده‌اند«.
به اعتقاد او، گذشته تاريخى همان چيزى است كه مى‌تواند نادرستى افسانه فرودستى هميشگى زنان را ثابت كند، چون اگر تئورى مادرسالارى برى فلت (Robert Brifalt در اثر پژوهشى خود به نام مادران - ١٩٢٧) را با نظريه كار بنيادى خاستگاه‌هاى اجتماعى انگلس (Labor theory of social origins) روى هم بگذاريم، در مى‌يابيم كه نه تنها زنان موجود خانگى نبودند، بلكه سازنده و نگهبان نخستين سازمان اجتماعى نوع بشر نيز بوده‌اند.
وى مى‌افزايد: پستى چنين زنان را در يك اسطوره سرمايه‌دارى و غير علمى قلمداد مى‌كند و معتقد است، همين كه توليد اجتماعى به دست مردان افتاد، دست زنان از زندگى توليدى كوتاه شد و جامعه طبقاتى موجود بر خرابه‌هاى مادرسالارى بنا شد. در اينجا يك نقطه اشتراك ميان تفكر ايولين ريد و نوع نگرش فاطمه مرنينسى وجود دارد كه اين مردان هستند كه جايگاه زنان را مشخص مى‌كنند؛ مردانى كه نقش و كليد توليد را به دست گرفته و استانداردهاى زن را در جامعه صنعتى و سرمايه‌دارى تعيين مى‌كنند؛ بنابراين زن براى آزادى خود از روزهايى كه زندگى سرمايه‌دارى او را محصور كرده، چه بايد بكند و نقش حجاب در اين بين چگونه ارزيابى مى‌شود؟
زن شرقى امروز مى‌خواهد از جامعه پيرامونى خود پوسته شكافى و پرده‌بردارى كند تا واقعيت موجود را ببيند ودريابد كه آيا حجاب او را از آنچه زن غربى به آن رسيده، باز داشته و از رسيدن به آن ممانعت كرده است؟ آيا حجاب تحقير است؟
ويل دورانت مى‌گويد: »حيا امر غريزى نيست، بلكه اكتسابى است. زنان دريافتند كه دست و دل‌بازى مايه طعن و تحقير است و اين امر را به دختران خود ياد دادند«.
استاد مطهرى با آن نكته‌سنجى خاص خود مى‌گويد: »بهتر است به جاى حجاب از واژه پوشش استفاده شود، چون حجاب به معنى پرده است و در آيات مربوط به پوشش و روابط زن و مرد در قرآن كريم واژه حجاب به كار نرفته و آيه‌اى كه حجاب در آن به كار رفته، مربوط به زنان پيغمبر است«.
شهيد مطهرى مى‌گويد: وظيفه پوشش كه اسلام براى زنان مقرر كرده است، بدين معنى نيست كه از خانه بيرون نروند، زندانى كردن و حبس كردن زن در اسلام مطرح نيست.... پوشش زن در اسلام اين است كه زن در معاشرت خود با مردان، بدن خود را بپوشاند و به جلوه‌گرى و خودنمايى نپردازد و اسلام با فعاليت واقعى اجتماعى و اقتصادى و فرهنگى هرگز مخالف نيست. متون اسلام و تاريخ اسلام گواه اين مطلب است. در نتيجه اگر به زن به عنوان نيمى از سرمايه اجتماعى و نيمى از منابع انسانى خود نگاه كنيم بايد براى استفاده بهنگام و بهينه از اين سرمايه اجتماعى استراتژى داشته باشيم. استراتژى استفاده از اين سرمايه اجتماعى در انفعال نيست؛ بلكه مى‌بايست با تمام اشكالاتى كه متوجه اين قضيه است، منطقى و علمى برخورد كرد.
در خصوص حضور زنان در المپيك هم راهكار حذف حضور مسئله نيست. كشورهاى اسلامى و نه فقط ايران، مى‌توانند به عنوان يك مسئله مشترك اين موضوع را بررسى كرده و در اندازه يك موضوع منطقه‌اى و بين فرهنگى براى آن راه حل‌هايى علمى ارائه كنند. يكى از راهكارها انتخاب رشته‌هاى مناسب مشترك و مهم‌تر از آن انتخاب لباس و پوشش ورزشى مشترك و رسمى براى حضور زنان مسلمان در مسابقات المپيك است.
چرا بايد مدال را به آنهايى بدهيم كه به خاطر حفظ پوشش خود از جدال در مسابقات پرهيز مى‌كنند، بلكه اجازه دهيم زنان ما به مدال‌هايى كه با حفظ پوشش و صيانت نفس خود لايق آن هستند، دست پيدا كنند و با حضور در مسابقات، شايستگى‌هاى يك زن مسلمان را در عرصه ورزش به اثبات برسانند.