پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - حزب الله و راهبرد رويارويى و آرام سازى - عتریسی طلال
حزب الله و راهبرد رويارويى و آرام سازى
عتریسی طلال
جنبش مقاومت اسلامى لبنان، در سال ١٩٨٢ م به عنوان سازمانى نظامى و سرّى، با هدف مقابله با رژيم اشغالگر قدس كه جنوب لبنان را اشغال كرده، به پايتخت اين كشور، يعنى بيروت رسيده بودند، شكل گرفت.
اين جنبش، براى نخستين بار در سال ١٩٨٤ م، عمليات مستقلى را در مقابل نيروهاى اشغالگر به راه انداخت؛ پيش از اين، فعاليتهاى اين جنبش، در قالب »جبهه مقاومت لبنان« شكل مىگرفت كه اين جبهه نيز پس از عقب نشينى ارتش اسرائيل در سال ١٩٨٦ م، از بيشتر مناطق اشغالى، تقريباً محو شد؛ پس از آن تا به امروز، مقاومت اسلامى تنها نيرويى است كه به صورت مداوم از طريق عملياتهاى مختلف، با نيروهاى اشغالگر و مزدورانشان در جنوب لبنان و بقاع غربى مبارزه مىكند و بيشترين خسارت را نيز به نيروهاى رژيم صهيونيستى وارد كرده است. در اينجا مهمترين دلايل پيروزى مقاومت اسلامى لبنان را بر مىشماريم:
١. استقلال و فعاليت سرى
بر خلاف مقاومتهاى پيشين، جنبش مقاومت اسلامى لبنان، از زمان پيدايش تاكنون، در حملات خود به نيروهاى اشغالگر، هيچ گروه يا سازمان ديگرى را مشاركت نداده است. علت اين استقلال، تمايل اين جنبش به يكپارچگى عقيدتى ميان نيروهاى خود نيست، بلكه اين جنبش بيم آن دارد كه در صورت حضور نيروهايى با گرايشها و رويكردهاى سياسى و عقيدتى مختلف، به دليل دشوارى كنترل و نظارت براين نيروها، دشمن در صفوف آنان رخنه كند؛ چنان كه اين تجربه تلخ براى گروههاى ديگر، به خصوص گروههاى فلسطينى اتفاق افتاده بود؛ آنان به دليل رخنه نيروهاى امنيتى دشمن در صفوف خود، ضربهها و ترورهاى سختى را شاهد بودند.
٢. گستردن دامنه مقاومت
تمايل جنبش مقاومت اسلامى لبنان، به انجام عمليات برضد اشغال، بدون هماهنگى و مشاركت ديگر گروههاى نظامى، اين جنبش را در معرض اتهام انحصارگرايى در مقاومت، با اهداف سياسى، و بى توجهى به ابعاد ديگر مقاومت و توسعه اجتماعى كه مكمل بعد نظامى مقاومت است، قرار داد. اين جنبش توانست، اين اتهامات را با گشودن باب مشاركت به روى نيروهاى غيراسلامگراى ديگر كه تمايل به مبارزه مسلحانه با نيروهاى اشغالگر داشتند، برطرف نمايد؛ بىآنكه از چارچوبهاى خاص تشكيلاتى، امنيتى و نظامى خود بيرون برود.
سيد حسن نصرالله دبيركل حزب الله، نوامبر سال ١٩٩٧م، تشكيل گروههاى مسلح لبنانى براى مقاومت در برابر رژيم اشغالگر اسرائيل را به عنوان چارچوبى جامع براى تمام علاقمندان به مشاركت در مبارزه مسلحانه با نيروهاى اشغالگر در جنوب لبنان اعلام كرد. وى همچنين تأكيد كرد كه اين تشكيلات در عين مستقل بودن از دستگاه مقاومت اسلامى، از هرگونه كمك اين جنبش براى انجام اقدامات نظامى و امنيتى در مناطق مختلف اشغالى لبنان برخوردار خواهد بود.
اعلام تشكيل هستههاى مقاومت در برابر نيروهاى اشغالگر، بدون هيچ محدوديت عقيدتى، نه تنها اقدامى براى رفع تهمت انحصارطلبى در مقاومت و نه تنها به عنوان علاقمندى به حفظ چارچوب سازمانى، امنيتى و نظامى نيروهاى مقاومت اسلامى، بلكه به معناى درك اهميت توسعه دامنه مبارزه با دشمن در جامعه لبنان است؛ جامعهاى كه به لحاظ طائفهاى، مذهبى و سياسى از تنوع و تكثر فراوانى برخوردار است. اين عامل اخير، مهمترين انگيزه اعلام شكلگيرى هستههاى مقاومت است كه پس از تشكيل، چندين عمليات را برضد نيروهاى اشغالگر به راه انداخت.
جنبش مقاومت اسلامى از اعلام تشكيل اين هستهها كه با محوريت رهبران اين جنبش فعاليت مىكردند، چندين هدف را دنبال مىنمودند كه مهمترين آنها از اين قرار است:
الف. نهادينه سازى مسئله مبارزه با دشمن و آزادسازى اراضى اشغال شده.
ب. مبارزه با روند سازش.
ج. ناكام گذاردن تلاشهاى دشمن براى تثبيت پايههاى اشغالگرى و موجوديت غاصبانهاش، به عنوان واقعيتى قانونى در قلب منطقه خاورميانه.
د. خلق يك نقطه اجماع بزرگ ملى، قومى و اسلامى كه شامل انواع نيروها، رهبران، گروههاى اجتماعى، مذاهب دينى و باورهاى سياسى، فرهنگى و فكرى مىشود.
٣. استفاده از روشهاى پيشرفته جنگى
مقاومت اسلامى از شيوههاى معروف در جنگهاى چريكى، يعنى تشكيل مجموعههاى كوچك كه به صورت ناگهانى به مواضع و استحكامات دشمن هجوم مىبرند، استفاده كرده است. كاشتن مين يا كمين نهادن در راههاى ارتباطى دشمن، از ديگر شيوههاى جنگى اين جنبش است.
اين جنبش گذشته از موارد ياد شده، توانسته است، در سطوح امنيتى، تبليغاتى و سياسى، تجربه برجسته و متفاوتى را در كارنامه خود برجاى گذارد كه مهمترين نشانههاى آن عبارت است از:
الف. تعدد و تنوع تاكتيكى و عملياتى؛ مقاومت اسلامى به اتخاذ تاكتيكى واحد در رويارويى با دشمن اكتفا نكرده است، بلكه با به راه انداختن عملياتهاى گسترده و گاه به صورت همزمان، در يك زمان به مواضع مختلف دشمن آسيب رسانده است. اين جنبش در طى چنين حملاتى در بسيارى از موارد توانسته است، مواضع دشمن را براى ساعتهاى طولانى تصرف نموده، نيروهاى دشمن را اسير كند.
ب. ارتقاى توان اطلاعاتى؛ مقاومت اسلامى لبنان در ارتقاى توان اطلاعاتى خود تا حد عالى موفق بوده است. ارتقاى توان اطلاعاتى اين جنبش، امكان زيرنظر گرفتن تحركات نيروهاى اشغالگر و مزدورانشان و وارد ساختن خسارتهاى مستقيم و عمده به آنان را از راه كمين يا انفجار در داخل محدوده اشغالى جنوب و حتى در نواحى مرزى اسرائيل فراهم ساخت؛ اين امر موجب برانگيختن شك و ترديد مقامات نظامى و امنيتى اسرائيل و اقدام آنان در تشكيل گروههاى تحقيق و تفحص براى شناخت ميزان نفوذ حزب الله در ميان نظاميان يا مزدوران اين رژيم شد؛ به ويژه پس از شكست چتربازان اسرائيلى براى فرود در شهر انصاريه در جنوب لبنان، در سال ١٩٩٧ كه نيروهاى مقاومت اسلامى لبنان همه پانزده سرباز اسرائيلى شركت كننده در اين عمليات را به هلاكت رساند و جنازههايشان را در سال ١٩٩٨ با جنازه چهل شهيد مقاومت كه سى نفر آنان از شهداى مقاومت اسلامى بودند، مبادله كردند.
ج. جنگ روانى و تبليغاتى جنگى؛ مقاومت اسلامى از شيوههاى روحى و روانى جديد در فرايند تأثيرگذارى برافكار عمومى مردم و نظاميان اسرائيلى استفاده مىكند. واحد »تبليغات جنگى« مقاومت اسلامى كه واحدى سرى است و افراد آن دورههاى ويژه نظامى، عقيدتى و فنى را گذراندهاند، به صورت مستقيم از بيشتر حملات اين جنبش برضد نيروهاى اشغالگر تصويربردارى كرده، با پخش تصاوير تصرف مواضع نيروهاى اشغالگر توسط نيروهاى مقاومت، ضربههاى روانى مهلكى را بر دشمن وارد ساخته است.
٤. مقابله با دشمن و آرامسازى اوضاع در داخل
جنبش مقاومت اسلامى لبنان، از برخوردها و زد و خوردهاى حاشيهاى باسازمانها و حركتهاى سياسى و نظامى كه پيش از اشغال اين كشور به وسيله اسرائيل (در سال ١٩٨٢م) رواج داشت، به شدت پرهيز كرد، واحد سياسى مقاومت، يعنى حزب الله نيز از هرگونه مقابله و برخورد با نظام سياسى لبنان پرهيز كرد و تمام توجه خود را به رويارويى با دشمن معطوف نمود و راهبرد آرامسازى اوضاع در داخل را پيش گرفت.
رابطه جنبش با ارتش در سالهاى اخير، به تعميق همكارىها و هماهنگىهاى بيشتر انجاميده است كه اين خود موجب كشف بسيارى از جاسوسان و شبكههاى مرتبط با دشمن و محاكمه آنان در دستگاه قضايى لبنان شده است. كشف اين شبكههاى جاسوسى، انتقادهاى شديد يكى از اعضاى كنيست اسرائيل را برانگيخت كه در مصاحبه با راديو ارتش اسرائيل تصريح كرد: »به دشوارى مىتوان كشف شبكههاى اسرائيلى را تا اين اندازه باور كرد؛ اين به معناى شكست ما در برنامهريزى و نفوذ است«.
برخوردهايى كه ميان جنبش مقاومت و برخى تشكلهاى ديگر، مانند جنبش امل در مقطعى خاص رخ داد، به عنوان نقطههايى استثنايى در كارنامه اين جنبش برشمرده مىشود.
٥. تصفيه مزدوران
جنبش مقاومت اسلامى در سركوب ميليشياهاى مزدور (ارتش مزدور جنوب لبنان« و فروپاشى روحيه آنان تلاش گستردهاى نمود و از سال ١٩٩٨م، مجموعهاى از عملياتهاى موفق و ممتاز را عليه اين نيروها ترتيب داد؛ همچنين پس از عقب نشينى ارتش اشغالگر صهيونيست از مناطق اشغالى جنوب، مقاومت اسلامى به سرعت نيروهاى مزدور آنتوان لحد را به طور كامل سركوب كرد.