پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٦ - نگاهى به پرونده سياسى معمر قذافى

نگاهى به پرونده سياسى معمر قذافى


حامد عسگرزاده

ليبى در اقدامى كه بسيارى از كارشناسان امور سياسى در تاريخ روابط بين‌الملل، آن را كم‌سابقه توصيف كردند، اعلام كرد: برنامه‌هاى توليد جنگ‌افزارهاى كشتار جمعى خود را متوقف مى‌كند و بدون هيچ پيش شرطى، به بازرسان تسليحاتى سازمان ملل اجازه مى‌دهد كه از مراكز اتمى اين كشور بازديد كنند.
رهبر ليبى با صدور بيانيه‌اى غير منتظره، تاييد كرد كه دولت وى، در صدد دستيابى به تسليحات كشتار جمعى بوده، اما به منظور مشاركت در جهانى عارى از اين گونه جنگ‌افزارها، تصميم‌گرفته است كه نسبت‌به معاهدات بين‌المللى، در كنترل اين نوع تسليحات، پايبندى نشان دهد. اما سرهنگ قذافى كه با اتخاذ اين تصميم، دنياى سياست را غافلگير كرد، كيست؟

كودتاى افسر ارشد مخابرات

معمر قذافى، در سال ١٩٤٢ در يك خانواده باديه نشين و در يك چادر به دنيا آمد; پس از گذراندن آموزش‌هاى مذهبى اوليه، از سال ١٩٥١ تا سال ١٩٥٦ در مدرسه ابتدايى به تحصيل مشغول شد.
پدر بزرگ قذافى، در سال ١٩١١م، توسط يك ايتاليايى مستعمره‌نشين كشته شد، از اين رو او از همان كودكى، مطالبى را در خصوص استعمار فرا گرفت و در دوران تحصيل با جمعى از دوستان خود، گروه كوچكى را تشكيل داد كه هسته اوليه رهبران انقلاب را در برمى‌گرفت.
اگر چه او دانش‌آموز خوبى بود، اما در سال ١٩٦١ به علت فعاليت‌هاى سياسى از مدرسه اخراج شد. معمر قذافى مانند بسيارى ديگر از جوانان عرب، آن روزها تحت تاثير «جمال عبدالناصر» قرار داشت; رهبرى كه طى يك سخنرانى معروف، ضمن حمله به غرب، از كشورهاى عرب خواست‌با يك ديگر متحد شوند. قذافى در باره ناصر مى‌گويد: «وقتى من جوان بودم، جمال عبدالناصر مبارزه عليه امپرياليسم را رهبرى مى‌كرد; آزادى افريقا و اتحاد آن، اتحاد جهان عرب در برابر صهيونيسم و مبارزه عليه آن، از جمله مهمترين دغدغه او بودكه بر من بسيار تاثير گذاشت‌». براساس اين علاقه شديد، قذافى در سال ١٩٦٣ تصميم گرفت كه الگوى ناصر را دنبال كند و به همين علت، وارد آكادمى نظامى بن قاضى شد; جايى كه او و دوستانش، يك گروه مخفى را با هدف سرنگونى حكومت پادشاهى در ليبى تشيكل دادند.
پس از فارغ‌التحصيلى از آكادمى، در سال ١٩٦٥ به انگلستان رفت تا تحصيلات خود را كامل كند. سال بعد او به عنوان افسر ارشد مخابرات به كشورش بازگشت. در اول سپتامبر سال ١٩٦٩ كلنل قذافى و گروهش، كودتايى ارام و بدون خونريزى را در پايتخت صورت دادند و توانستند ادريس سنوسى اول را بركنار و تبعيد كنند.

كتاب سبز

در سال ١٩٧٠ قذافى نظام جديد را جمهورى عربى ليبى ناميد; وى چهارچوبى را در اين كشور بنا نهاد كه خود آن را سوسياليسم اسلامى خوانده و براساس آن، بر رفاه عمومى و دموكراسى تاكيد شده بود. قذافى، پايگاه‌هاى امريكا، انگلستان و حتى ايتاليا و اسرائيل را برچيد.
از نظر منابع غربى، قذافى در داخل و خارج از كشور، پاسخ مخالفان خود را با خشونت مى‌دهد. در سال ١٩٨٠ كميته انقلاب، حذف فيزيكى مخالفان ليبى در خارج از كشور را خواستار شد. قذافى كه عقيده داشت، كشورى سوسياليست را رهبرى مى‌كند، در سال ١٩٧٦ خطوط كلى اين نگرش را در كتابى به نام «كتاب سبز» ترسيم كرد.
اين كتاب، راه ديگرى به غير از سوسياليسم و سرمايه‌دارى را معرفى مى‌كرد; در سيستم مورد نظرقذافى، شركت‌هاى كوچك به شكل خصوصى اداره مى‌شد و در مقابل دولت‌بر كمپانى‌هاى بزرگ نظارت مى‌كند.
در سال ١٩٧٧ قذافى نام كشور را «جمهورى سوسياليستى خلق عربى ليبى‌» تغيير داد.
وى عناوين مختلفى را در دوران حكمرانى براى خود برگزيده است; از جمله رئيس شوراى انقلاب (١٩٧٧ - ١٩٦٩) و رييس كنگره عمومى مردم (١٩٧٩ - ١٩٧٧). در سال ٧٩ وى تمام القاب و عناوين خود را حذف كرد، اما همچنان بركشور حكمرانى مى‌كند.
قذافى با پيروى از الگوى ناصر، بر اتحاد كشورهاى عربى، به عنوان ملت واحد عرب، پيوسته تاكيد كرده است. او حتى طرفدار اسلامى شدن و يكپارچگى مردم كشورهاى اسلامى و ايجاد يك امت واحد مسلمان بود. پس از آنكه جمال عبدالناصر در ٢٨ سپتامبر ١٩٧٠ در گذشت، قذافى رداى ايده امت واحد عربى را بر تن كرد. وى متعاقب آن، مصرف مشروبات الكلى و قمار را در ليبى غيرقانونى اعلام نمود.

رؤياى نشدنى

قذافى در سال ١٩٧٢ تشكيل فدراسيون جمهورى‌هاى عربى شامل ليبى، مصر و سوريه را با هدف ايجاد امت واحد عربى اعلام كرد . اما سه كشور نتوانستند به توافق لازم در اين زمينه دست‌يابند. حتى در سال ٧٤ توافقنامه‌اى با تونس به امضا رساند كه هيچ‌گاه به آن عمل نشد.
قذافى در عين حال مى‌كوشيد، ليبى را از حضور و سلطه غربى‌ها رها كند و منافع غرب، به ويژه امريكا را در منطقه كمرنگ نمايد.
عده‌اى براين باورند كه قذافى يكى از حاميان سازمان آزاديبخش فلسطين است و معمولا از كشورهاى عربى به علت عدم تعهد در مورد موضوع فلسطين انتقاد مى‌كند.
در سال ٧٩ كه مصر قرارداد صلح با اسرائيل با نام «كمپ ديويد» را به امضا رساند، قذافى كليه روابط اقتصادى و سياسى خود با اين كشور را قطع كرد.
هرچه مصر به سمت غرب پيش رفت، قذافى خود را به اتحاد جماهير شوروى نزديك‌تر كرد تا آنجا كه اولين خريدار هواپيماهاى جنگنده ميگ ٢٥ در خارج از بلوك شوروى گرديد. در اواسط دهه ٩٠، قذافى از نگاه كشورهاى غربى به عنوان يكى از اصلى‌ترين حاميان تروريسم بين‌المللى شناخته شد. از سوى ديگر، گزارش‌هاى منفى فراوانى نيز در خصوص مسائل حقوق بشر در ليبى منتشر شده; براى مثال، در سال ١٩٨٤ يك ديپلمات ليبيايى، يك پليس زن انگلستان را در داخل سفارت ليبى در لندن مورد اصابت گلوله قرار داد. اين حادثه روابط دو كشور را به شدت تيره كرد.
همچنين گفته شد كه يك قايقران نروژى در مقر پليس ليبى شكنجه شده و در اثر آن كشته شد.

تراژدى اصلى

تنش ميان امريكا و ليبى در دوران رياست جمهورى ريگان كه تلاش مى‌كرد كه قذافى را سرنگون كند، به بالاترين حد خود رسيد. امريكا كه مدعى حمله قذافى به منافع غرب بود، اين كشور را بمباران كرد كه طى آن دختر نوزاد قذافى و ٢٠ نفر ديگر كشته شدند . در دهه ٩٠، ليبى كه از استرداد دو تن از متهمان بمبگذارى در هواپيماى پان امريكن به ايالات متحده و بريتانيا سرباز مى‌زد، مورد تحريم‌هاى اقتصادى قرارگرفت و از لحاظ ديپلماتيك منزوى شد.
قذافى در سال ٩٣ از يك ترور كه توسط ٢٠٠٠ نفر از افراد ارتش ليبى طراحى شد، جان سالم به در برد. در آگوست‌سال ٩٥ نيز خبرگزارى فرانسه خبر ترور ناموفق ديگرى را منتشر كرد كه قذافى طى آن مجروح شد.

رسانه‌هاى امريكا

قذافى معتقد است مردم امريكا، در سياست‌هاى اتخاذ شده از سوى دولت امريكا نقشى ندارند، زيرا سيستم آن كشور ديكتاتورى است و آگاهى مردم اين كشور، ناشى از اطلاعاتى است كه از طريق روزنامه‌ها به دست مى‌آورند.

برگى تازه در كتابى كهنه

در ديدگاه كشورهاى غربى، قذافى غيرقابل پيش بينى و خيال‌پرداز است و جدى تلقى نمى‌شود، و شايد به همين دليل، آمادگى ابراز همدردى با ليبى (به علت تحريم‌هاى اعمال شده) و كمك به ژنرال انقلابى را ندارند. انقلاب كهن ليبى را به كتاب‌هاى تاريخ بسپارند. او خواهان آغاز فصل جديدى است.