پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - اوهام دروغين در حاشيه سالگرد حوادث ١١ سپتامبر
اوهام دروغين در حاشيه سالگرد حوادث ١١ سپتامبر
محمد تقى صادقى
بن لادن و آنچه به نام او در جهان رخ داد، سخن در خصوص يك فرد مشخص نيست كه بتوان تاريخ جامع و نكته به نكته آن را بيان كرد. آنچه با عنوان واقعه يازدهم سپتامبر به وقوع پيوست، چنان عجيب بود كه راه را براى در آميختن حقيقت و افسانه باز كرد و اين امر ناشى از وجود ابهام در لايههاى زيرين اين رويداد تاريخى است. اين حادثه بستر مناسبى براى طرح آراء و نظرات گوناگون فراهم آورد. نگاهى گذرا به كتابهايى كه پيرامون آن نگاشته شد، نشان داد كه اين واقعه تا چه حد دنيا را به تامل واداشته است. امروزه با توجه به كار مشابهى كه صدام حسين در تحقق سياستهاى امپرياليستى امريكا و صهيونيسم انجام داد و زمينههاى تصرف قلب خاورميانه را توسط آمريكا فراهم ساخت، نقش بن لادن را در اشغال افغانستان توسط آمريكا روشنتر مىكند. بسيارى از نويسندگان بزرگ جهان شواهد و قرائن كافى براى آشكار نمودن جايگاه بن لادن و صدام حسين در به انجام رسيدن مقاصد توسعهطلبانه امريكا ارائه كردهاند و شايد براى بسيارى مردم دنيا هم روشن شده باشد كه اين دو همكار و دوستسازمانهاى اطلاعاتى امريكا، اين بهاى گزاف را از مردم عراق و افغانستان، به عنوان بخشى از ماموريت و خدمات خود ستاندهاند.
حمله ١١ سپتامبر و به كارگيرى هواپيماى مسافربرى براى حمله به ساختمان وزارت دفاع آمريكا و مركز تجارت جهانى، به معناى به چالش كشاندن قدرت نظامى و اقتصادى آمريكا بود و شكست امنيتى، سياسى و اقتصادى آمريكا در تامين امنيتشهروندان خود را آشكار ساخت. بعد از بالا گرفتن مشكلات اجتماعى در آمريكا و همچنين بلند پروازىهاى جهانى اين دولت، لازم بود كه راهحلهايى براى درمان اين مشكلات مطرح شود، و از آنجا كه دگرگونى و پيشرفت از ويژگىهاى جوامع انسانى است، لازم بود جامعه آمريكا هم به يك تحول تن دهد. سياستگذران امريكايى به دنبال عمليات تغييرى كه جزئى از آن با توجه به عوامل داخلى و جزئى ديگر در جهت پاسخگويى به تحولات و جو بين الملل انجام شد، تحقيقات خود را براى به دست آوردن راههاى جديد آغاز كردند. پژوهشگران اجتماعى نيز براى گذار از بحران فردگرايى، ايجاد يك شوك مانند سقوط مالى يا خطر بزرگ خارجى را مطرح كردهاند. بىترديد آمريكا تنها هنگامى مىتواند به يك شوك، به طور سنجيده پاسخ دهد كه رهبرى سياسى، چالشهاى روياروى كشور را درك كند و در غير اين صورت، شجاعت و قدرت كافى را براى بسيج افكار عمومى نخواهد داشت. بنابراين شايد بتوان باور كرد كه حوادث ١١ سپتامبر يك حركتبرنامهريزى شده از درون آمريكا بوده و شايد اين واقعه همان شوكى باشد كه مردم آمريكا براى ايجاد و سلطه جهانى به آن نيازمند بوده است. دولت كنونى امريكا سعى دارد به جامعه آمريكايى بفهماند كه براى دور كردن هيولاى فروپاشى امپراطورى آمريكا، شهروندان از برخى امتيازهاى دوران رفاه بايد چشمپوشى كنند. در همين جهت دولت آمريكا و شخص رئيس جمهور مىكوشند كه ساخت جديدى از همگرايى ملى را ارائه كنند.
تيرى ميسان، نويسنده و رئيس شبكه اينترنتى «ولتر» كه به شهرت رسيد، در دو كتاب مستند به مدارك و ادله، اين بحث را طرح كرد كه دولت آمريكا در طراحى حادثه ١١ سپتامبر، نقش داشته است. او مدتى قبل نيز به ايران آمده و در چند جلسه دلايل خود را بر شمرده است و در مقالهاى مىنويسد: بوش با تصويب ايجاد يك كميسيون ملى و مستقل تحقيقاتى در مورد حوادث ١١ سپتامبر، شگفتى همگان را برانگيخت; زيرا تا آن زمان به شدت با چنين تحقيقاتى مخالف بوده است، ولى نهايتا بر اثر فشارهاى خانوادههاى قربانيان و انتشار كتاب من، يعنى «نيرنگ هولناك» تسليم شد; ولى بوش دكتر هنرى كسينجر را كه رئيس هيات مديره شركت «كسينجر و شركاء» و مشاور حدود ٣٠ شركت چند مليتى است و مديريت چندين شركت را بر عهده دارد، به رياست كميسيون ملى تحقيق در مورد حوادث ١١ سپتامبر برگزيد. در حالى كه اين مسئله ممكن استباعثبروز نزاع بر سر منافع شود; مخصوصا وقتى صحبت از شركتهاى اسلحه سازى يا اكتشاف و بهرهبردارى از مولد اوليه در ميان است و او يك جنايتكار جنگى و ضد بشرى است و اولين كسى بود كه پيشنهاد كرد كه از اين حوادث در دراز مدت و در جهت گسترش سلطه آمريكا، استفاده ابزارى شود. او مىگويد با اينكه عمليات به گونهاى انجام شده كه مىتواند كار بنلادن باشد، ولى هنوز به طور قطع نمىدانيم. با اين حال هر دولتى كه به گروههايى پناه مىدهد كه قادرند دستبه چنين حملاتى بزنند، حتى اگر اين گروهها در واقع در عمليات ١١ سپتامبر هم نقشى نداشته باشند، بايد بهاى سنگين آن را بپردازند.
بهر حال اصلا لازم نيست كه كميسيون تحقيق، نتيجهاى در اين مورد ارايه دهد، چرا كه نتيجهگيرى اصلى را بوش، حتى قبل از آنكه تمام اعضاى كميسيون، مشخص شده باشند، ارايه داد. بوش قبل از امضاى دستور تشكيل كميسيون تحقيق اظهار داشت: عاملان اين حوادث، افراد «القاعده» هستند كه آمريكا يكى از پس ديگرى آنها را از بين مىبرد. پس از واقعه ١١ سپتامبر ٢٠٠١ و قبل از حمله آمريكا به افغانستان، «نوام چامسكى» استاد دانشگاههاى آمريكا، برخلاف جو غالب حاكم بر اين كشور، هم عامليت «بن لادن» را در اين واقعه مورد ترديد قرار داد و هم سياستهاى واشنگتن را در قبال كشورهاى ضعيف، علت اصل اين واقعه دانست. او مىگويد كسانى كه كاملا بر شرايط واقفند، در اين زمينه نيز ترديد دارند كه بن لادن بتواند نقشه چنين عمليات شگفت و پيچيدهاى را از يك غار، در جايى واقع در افغانستان، طراحى كند، اما اينكه شبكه او در اين حادثه دست داشته و نيز اينكه از منبع الهام آنها بوده، كاملا پذيرفتنى است. اگر آمريكا موفق به كشتن او گردد، ممكن استبه عنوان يك شهيد، نفوذ بيشترى بيابد و مردم همواره از طريق نوارهاى منتشر شده و روشهاى ديگر، به شنيدن صداى او ادامه دهند.
زندگى نامه بن لادن
اسامه بن محمد بن عواد بن لادن، در سال ١٩٥٧ م در «الملز» نزديكىهاى رياض ديده به جهان گشود. اسامه هفدهمين پسر از ٥٤ فرزند شيخ محمد بن لادن است. پدرش كه اهل حضر موت يمن بود، در حكومت پادشاهى سورى توانستخود را از باربرى در بندر جده، به صاحب بزرگترين شركتساختمانى و راهسازى عربستان برساند. تمام فرزندان شيخ، موظف به رعايتبرنامه روزانهاى بودند كه پدر تنظيم كرده بود و گاهى بنا به درخواست پدر، عهده دار مديريتبرخى از پروژهها مىشدند. مادرش اهل سوريه و دهمين همسر شيخ بوده است و خود اسامه تنها پسر اين مادر، كوچكترين پسر خاندان بن لادن است.
اسامه را با اسامى مستعارى مانند بن لادن، شاهزاده، امير، عبدا... ، مجاهد، شيخ، حاج و رئيس مىشناسند و اين
علاوه بر القابى نظير اسامه قهرمان، اسامه قاتل، اسامه مسيح، اسامه ضد تمدن، اسامه متفكر، اسامه عقب مانده، اسامه پاك، اسامه جنايتكار و... است كه به او دادهاند. وى قدى در حدود ١٨٨ سانتى متر، موهاى قهوه رنگ و وزنى در حدود ٧٥ كيلوگرم دارد . او ظاهرى لاغر و پوستى گندمگون دارد; چپ دست است; از عصا استفاده مىكند و از بيمارى كليه رنج مىبرد.
دوران كودكى اسامه در مدينه سپرى شد، اما پس از مدتى خانوادهاش به جده رفتند و او تحصيلاتش را در آن شهر ادامه تا اينكه توانست در سال ١٩٧٩ در رشته اقتصاد و مديريت دولتى، از دانشگاه ملك عبدالعزيز فارغالتحصيل شود. تا اين زمان حادثه مهم و غير مترقبهاى در زندگى اسامه رخ نداده بود; حتى آثار اسلامگرايى نيز در وجود او هويدا نبود; چنانكه معلم انگليسىاش مىگويد: «اسامه در آن زمان بر خلاف الان، چندان متعصب نبود.» البته گفته مىشود پدر اسامه فرد ديندار و منظم بوده و سعى كرده فرزندان خود را بر مبناى اصول اسلامى پرورش دهد. با اين حال علاوه بر محيط دينى و خانواده پولدار وى، محافل دانشجويى تاثير بيشترى بر روح اسامه گذاشتهاند; اگر چه در اين دوران نيز او به صورت رسمى وارد هيچ يك از گروههاى اسلامى نشد.
اولين پيوند اسامه با گروههاى اصولگراى اسلامى به سال ١٩٧٣ بر مىگردد. اين گروهها را هم كلاسىها و هم دانشگاههاى وابسته به سازمان «اخوان المسلمين» تشكيل مىدادند. او در همين دوران با «جماعت اسلامى» آشنا مىشود. رابطه نزديك خاندان بن لادن با كاخ سلطنتى و نيز دوستى اسامه با بسيارى از شاهزادگان، از جمله عوامل اصلى شكل دهنده به شخصيت و كارهاى بن لادن است. اسامه مورد اعتماد ويژه مقامهاى عربستان و محرم شاهزاده تركى فيصل، رئيس سازمان اطلاعات بود. در سالهاى نخست دهه ١٩٩٠ پيوندهاى او با اين شاهزاده سعودى چنان محكم بود كه سازمانهاى اطلاعاتى خارجى، بهويژه سازمانهاى جاسوسى اسراييلى، او را از ماموران سعودى و حتى از مديران سازمان اطلاعات سعودى مىانگاشتند. از سوى ديگر، وفادارى خانواده بن لادن به پادشاهى آل سعود، ايجاب مىكرد كه اسامه در پيشبرد برنامهها و اهداف پنهان دولتسعودى، نقش بسزايى داشته باشد، اما كسانى پيدا شدند كه تمام اين احساسات و اطلاعات خام و بىجهت را ساماندهى كرده و به افكار، آمال و خواستههاى اسامه سمت و سويى بخشند; آنان محمد قطب و عبد الله عزام از استادان وقت دانشگاه هستند. محمد قطب با آنكه هنوز زنده مىباشد و در ادامه افكار و انديشههاى سابق خود كه بيشتر تفسير و تبيين آراى برادرش، سيد قطب است كار مىكند، هرگز نتوانست همانند دكتر عبدالله عزام روح و عملكرد اسامه را تحت تاثير قرار دهد. محمد عتوب نيز از جمله نويسندگان مسلمانى است كه بر افكار اسامه تاثيرگذار بوده است. از عوامل مؤثر ديگر در شكلگيرى افكار و انديشههاى اسامه، مهمانان مختلفى بودند كه در ايام حجبه خانه وى دعوت مىشدند. اين ديد و بازديدها بستر مناسبى را براى آشنايى با افكار و عقايد شخصيتهاى سرشناس پديد آورد. دوستان زيادى كه او در اين گونه مجالس پيدا كرد، از جمله عوامل مهم نفوذ افكار اسامه در مناطق مختلف جهان و دنياى اسلاماند; به ويژه آنكه بسيارى از اين مهمانان، طلاب، علماى دينى و اعضاى جنبش اسلامى بودند. همه اين موارد، شخصيت اسامه را به نحو خاصى شكل داد و باعث گرديد كه او گامى فراتر از كارها و مشغوليتهاى خانوادگى خود بردارد. اگر چه بن لادن بايد راه خانوادگى خود را ادامه مىداد و مانند آنها در اداره شركتها، كارخانهها و بازارهاى بورس و... فعاليت مىكرد، اما وى راه ديگرى را در پيش گرفت و يا شايد اسامه را براى كار ديگر در نظر گرفته بودند.
در ٢٧ دسامبر سال ١٩٧٩ نيروهاى شوروى به افغانستان حمله كردند. اين امر موجب مهاجرت تعداد زيادى از اعضاى گروههاى مسلح افغانى به پاكستان شد. دولت پاكستان اجازه ادامه فعاليت را به آنان داد و همين امر باعث گرديد.
اعراب بسيارى بر مبناى اين عقيده كه جنگ با روسيه به مثابه جهاد با كمونيسم است، جذب اين حركتشدند. اسامه بنلادن دو هفته پس از اشغال افغانستان به پاكستان رفت. او در اين سفر ميهمان دو تن از رهبران افغانى به نامهاى برهانالدين ربانى و سياف بود كه در همان ميهمانىهاى ايام حج، با يكديگر دوست و آشنا شده بودند.
برخورد دوباره اسامه با عبدالله عزام، توانست زمينه دوستى با اسامه را فراهم كرده، او را به عضويتيكى از گروههاى مسلح افغانى درآورد. دوستى آنها بعدها پايههاى اصلى القاعده را به وجود آورد و اين دو از بنيانگذاران اصلى «بريگارد عرب در افغانستان» شدند. اسامه پس از اين سفر به عربستان بازگشت و توانست توجه و حمايتخانواده و بسيارى از دوستان خود را براى كمك به مبارزان افغانى جلب نمايد. البته خود آنها نيز اقدامات افغانىها را نوعى جهاد مقدس عليه كفر و الحاد مىدانستند و سخاوتمندانه كمك مىكردند. اسامه به همراه چند تن از افغانىها و پاكستانىهايى كه در شركتهاى بنلادن كار مىكردند، به پاكستان رفت و اين بار حدود يك ماه در مرز افغانستان و پاكستان اقامت گزيد.
او در سال ١٩٨٢ وارد خاك افغانستان گرديد و با تجهيزات عظيم ساختمانى و راهسازى كه سفير عربستان در پاكستان در اختيارش گذاشته بود، مشغول راهسازى، سنگرسازى، احداث تونل و بيمارستانهاى صحرايى در افغانستان شد. شايد به همين خاطر بود كه عدهاى بنلادن را فارغالتحصيل مهندسى عمران مىدانستند.
سفر اسامه و دوستى او با رئيس سازمان اطلاعات عربستان، راه را براى سرازير شدن پولهاى هنگفت عربستان به روى جهاد افغانستان باز كرد. امريكا كه از مدتها قبل به وسيله سازمان سيا با گروههاى مسلح افغانى، رابطه داشت، مسئوليت تدارك را بر عهده گرفت. سازمان اطلاعات پاكستان، تمام كارهاى ارتباطى C.I.A را با افغانستان انجام مىداد و حتى اسلحه و مهمات را نيز در اختيار مجاهدان افغانى مىگذاشت. اگرچه در اوايل، اسامه وارد جنگ نشد و تنها به ارائه كمكهاى خود از طريق حزب جماعت اسلامى اكتفا مىكرد، اما بعدها توسط عبدالله عزام از اين حال و هوا خارج شد و به افغانستان رفت و در آنجا به يك مبارز و فرمانده جسور مبدل گرديد. در سال ١٩٨٤ «بيتالانصار» را به عنوان نخستين قرارگاه مجاهدان عرب در پيشاور تاسيس كرد و تا سال ١٩٨٦ توانست قرارگاه ديگرى را هم بسازد. با توجه به وجود نظاميان ارشد سورى و مصرى كه تحت امر اسامه بودند، او تمايل داشت عمليات نظامى با فرماندهى كامل وى انجام شود. البته بنلادن، از همان آغاز ورود به افغانستان توجه خاصى به تشكيلات نشان مىداد و آنچه اين روحيه را در او به شكوفايى رساند، تحصيلات دانشگاهى، شخصيت اقتصادى، خانوادگى و نظام فعاليتهاى آنها بود. همين مسئله در سازماندهى به فعاليتهاى گسترده و متنوع اقتصادى ياران بنلادن در سطح جهانى نيز به وضوح ديده مىشود. بنلادن به منظور ايجاد اشتياق در داوطلبان عرب و نيز براى جلوگيرى از نفوذ اين روحيه در افراد ديگر، براى آنها اردوگاه جداگانهاى ساخت و نام آن را «ماسدةالانصار» يا «خانه شير» گذاشت.
سازمان القاعده
تمام اين حوادث پيشدرآمد تشكيل پروژه اصلى بنلادن، يعنى تاسيس سازمان «القاعده» در سال ١٩٨٨ بود. اين انديشه كه جنگ با شوروى تمام نمىشود، اندكى دور از ذهن مىنمود، اما اينكه آيا تجربهاى مانند اين جنگ در جايى ديگر از جهان اسلام رخ خواهد داد، آنان را وادار به تاسيس سازمانى با افرادى زبده و مجرب كرد. شايد كلمه «القاعده» كه به معنى پايه، اساس، بنيان، اصل، زيرساخت، زيربنا و كلماتى نظير اين واژگان است، بيانگر اين ديدگاه رو به آيندهعبدالله عزام و همرزم جوانش باشد. توانمندىهاى منحصر به فرد بنلادن به ويژه در جذب پيروانش، ارتباط با نظام پادشاهى سعودى، علماى دينى و بازارهاى اقتصادى و نيز ثروت سرشار او كه دست كم در زمينه همسو كردن ماموران برخى كشورها به كار مىرفت و يا امكان تجهيز شدن به برخى امكانات مدرن را فراهم مىساخت، همه و همه از زمينههاى تقويت القاعده بودند. القاعده، اين سازمان چندمليتى با در اختيار داشتن يك تيم رهبرى با استعداد و مؤثر كه دستهاى از آنها علاوه بر حضور در اين سازمان، رهبرى گروههاى ديگر را نيز در دست داشتند، جايگاه و اعتبار خاصى پيدا كرد.
در مورد هرم تشكيلاتى القاعده، بايد گفت كه اسامه در صدر گروه و رهبر آن به شمار مىرود. پس از او مجلسالشورا قرار دارد كه تمامى دستورات و نقشههاى عملياتى در اين قسمت طراحى مىشوند. اسامه و محمد عاطف - معاون او - از اعضاى ثابت اين مجلس هستند. كميتههاى چهارگانه نظامى، عقيدتى، حقوقى، مالى و تبليغاتى، فعاليتهاى خود را به اين مجلس گزارش مىدهند. اعضاى اين كميتهها و به ويژه كميته نظامى، متعهد شدهاند كه فعاليتهايشان به صورت مخفى و در كمال رازدارى باشد. ساختار نظامى القاعده «خوشه انگورى» است; يعنى گروهها به موازات هم و به طور مستقل عمل مىكنند; به گونهاى كه هرگز يكديگر را نمىشناسند و اگر يكى از آنها شناسايى شود، ديگران در امان خواهند بود. القاعده از طريق ثروت بنلادن و كمك سرمايهداران برخى كشورها تامين مالى مىشود. هر فردى كه پس از گزينش به القاعده مىپيوست، علاوه بر مسكن، ماهيانه ١٥٠ دلار نيز دريافت مىكرد; زيرا بنلادن معتقد بود: «مسلمانانى كه به ما مراجعه مىكنند، بايد تحتحمايت قرار بگيرند و بهتر است از ما كمك بگيرند تا اينكه به سراغ كفار بروند.»
گزينش افراد در القاعده، به سختى صورت مىگرفت. آنها پس از انتخاب توسط نمايندگان بنلادن، به پيشاور پاكستان مىرفتند و در آنجا پاسپورت، پول نقد و ديگر مدارك مورد نياز خود را دريافت مىكردند. سپس به منظور بررسى سوابق و پيشينه به مدت دو هفته در پاكستان مىماندند و پس از گزينش براى يادگيرى مهارتها و استراتژى نظامى، در يك اردوگاه آموزشى در افغانستان حاضر شدند. از آن به بعد آموزشها شروع مىشد. با اتمام دورههاى آموزش نظامى، به يك سلول چهار يا پنج چريكى ملحق شده و منتظر دستور مىماندند.
دكتر ايمن ربيع الظواهرى، ٤٧ ساله و يك پزشك مصرى است. او كسى است كه هنوز هم بر روح و رفتار بنلادن تاثيرگذار است. ظواهرى در ماجراى ترور انورسادات متهم گرديد، اما بعدها به دليل حاشيهاى بودن نقش او تنها به جرم حمل غيرقانونى سلاح به سه سال زندان محكوم شد. پس از آزادى از زندان، ابتدا به عربستان و سپس به پيشاور رفت. او به زبان انگليسى تسلط دارد. در امور تشكيلاتى رشد سريعى داشته و پس از كسب مقام سخنگويى سازمان جهاد اسلامى مصر، خيلى زود به رهبرى آن رسيد. ظواهرى ضمن دوستى و رفاقتبا اسامه، او را از سيستم تشكيلاتى سازمانهاى مصرى آگاه كرد و اين امر علاوه بر تاثيرى كه عبدالله عزام از طريق تعاليم و تحصيلات خود مىگذاشت، زمينه گسترش قدرت اسامه را فراهم مىنمود.
اسامه در ايامى ديگر
بعد از جنگ افغانستان، خود بنلادن هم كه به عربستان برگشته بود، به حمايت از گروههاى مخالف در عربستان و يمن ادامه داد و با تشكيل «انجمن جهاد» به پشتيبانى از گروههايى مانند جماعت اسلامى مصر، جهاد يمن و... پرداخت. در آن زمان كه اسامه در افغانستان به سر مىبرد، رفتهرفته افراد و گروههاى محدود و وفادارى در اطراف او پديد آمد كه آماده هر نوع از خودگذشتگى در راه عملى كردن اهداف و مقاصد اسامه بودند. بعدها تعدادى از اين ياران در خارج از افغانستان دستبه فعاليت زدند. بعد از حمله عراق به كويت، اسامه درباره ايجاد سپر دفاعى لازم در برابر حمله احتمالى صدام، طرحهايى به مقامات سعودى ارائه كرد، اما طرح و برنامههاى او ناديده گرفته شد. اسامه به ايراد خطبه و سخنرانى پرداخت. اين كار خشم آل سعود را برانگيخت. بنابراين اسامه تصميم گرفت مخاطبان خود را در ميان طلاب و علماى دينى بيابد. وى موفق گرديد فتوايى مبنى بر شرعى بودن فراگيرى آموزشهاى جنگى و نظامى از يكى از علماى بزرگ سعودى بگيرد. او بلافاصله فتوا را منتشر كرد و توانست در حدود ٤٠٠٠ نفر را براى يادگيرى فنون نظامى در افغانستان جمع كند. به دليل اين گونه فعاليتها، حكومتسعودى او را از جده ممنوعالخروج كرد. اسامه چندين بار مورد بازجويى قرار گرفت و مزرعهاش در حومه جده، به دست گارد ملى تخريب شد. اسامه كه از وضعيتخود خسته شده بود، تصميم به خروج از كشور گرفت. به همين منظور توانستبا متقاعد كردن يكى از برادرانش كه دوستى نزديكى با ملك فهد و شاهزاده احمد داشت، اجازه انجام يك سفر تجارى را به پاكستان بگيرد.
اسامه در آوريل سال ١٩٩١ به پاكستان رفت و در آنجا از طريق نامهاى به برادرش اطلاع داد كه ديگر به كشور خود بازنمىگردد و خيلى زود راهى افغانستان شد. در اين دوران نيز بارها سعى شد، اسامه ترور يا ربوده شود.
به دليل اوضاع نابسامان افغانستان، با ظاهرى مبدل و به وسيله هواپيماى شخصى خود به سودان رفت. در سودان به كارهاى عمرانى از جمله راهسازى و امور كشاورزى پرداخت و حتى در جواب يك خبرنگار غربى كه با او مصاحبه كرد، گفت: «من يك كشاورز ساده هستم». بنلادن توانست از طريق هزاران هكتار زمين حاصلخيزى كه دولت در اختيار او قرار داده بود و نيز با استفاده از امتياز معافيت گمركى، به صادرات ميوه، ذرت، آفتابگردان و صمغ بپردازد. او سودان را يك كشور كاملا اسلامى مىدانست.
بنلادن در يازدهم ژوئيه سال ١٩٩٤ در بيانيهاى كه در لندن منتشر شد، اعلام كرد براساس پيشنهاد «هيات نصيحت و اصلاح» و به منظور توسعه فعاليتها، تسهيل ارتباط با مردم و دريافت نامهها و شكايات، دفترى را در لندن تاسيس كرده است. با گذشت كمتر از يك سال از صدور اين بيانيه، گروههاى عربى، كنفرانسى را با حضور ٤٠٠ نماينده تشكيل دادند. نظير اين كنفرانس در سال ١٩٩١ و با عنوان «كنفرانس ملى عربى - اسلامى» برگزار شده بود كه ياسر عرفات و حواتمه - يكى از رهبران فلسطينى - نيز در آن شركت داشتند، اما كنفرانس يكم آوريل ١٩٩٥ در خارطوم، رنگ و بوى ديگرى داشت و در آن دكتر حسن ترابى و اسامه بنلادن نيز شركت كردند. حسن ترابى، چندى پيش از حادثه ١١ سپتامبر نيز حضورى مرموز در امريكا داشت. اهميت اين كنفرانس براى غرب به حدى بود كه راديو BBC در تفسيرى درباره آن گفت: «جهان مىتواند تا سه روز آسوده باشد; چون تمام تروريستها هم اكنون در خارطوم گرد آمدهاند.»
لغو تابعيتبنلادن
به دليل اينگونه فعاليتها و كارهاى ديگر، دولت عربستان در سال ١٩٩٤ و به دستور شخص ملك فهد، تابعيتسعودى اسامه را لغو كرد. دو سال قبل از اين تاريخ نيز اموال او در عربستان توقيف گرديد. اسامه نيز در پاسخ به اين اقدامات بيانيهاى صادر كرد و در آن آل سعود را خائن و سرسپرده امريكا خواند و گفت نيازى به تابعيتسعودى ندارد و براى تاييد يا رد افراد توسط آل سعود، ارزشى قائل نيست.
به دليل فشارهاى بينالمللى بر سودان، اين دولت از اسامه خواست كه سودان را ترك كند و او به ناچار در اوايل سال ١٩٩٦، آن كشور را به قصد جلالآباد افغانستان ترك كرد. در افغانستان اوضاع به گونه ديگرى بود. در اين زمان جنبش طالبان با حمايت قاطع امريكا توانستبه صورت چشمگيرى ائتلاف مسعود - ربانى - حكمتيار را به عقب براند. اين حوادث مقارن ورود دوباره بنلادن به افغانستان بود. بنلادن با طالبان وارد مذاكره گرديد و حمايتخود را از آنان اعلام كرد. طالبان نيز از اين امر استقبال كرد و اين سرآغاز ارتباط ميان بنلادن، ملاعمر و جنبش طالبان بود.
خانه بنلادن
غربىها خانه بنلادن را در افغانستان «غار خفاش» مىنامند. اين خانه سنگى كه به دست طرفدارانش در دل كوهها ساخته شده، محل برنامهريزىهاى بنلادن عليه غرب است. غربىها اين خانه را پناهگاه مىنامند. خانه بنلادن سه اتاق دارد: در يكى از آنها كامپيوترها، دورنگارهاى فعال و تلفنهاى ماهوارهاى به چشم مىخورد. دومى دفتر كار و ديگرى اتاق خواب است. او از طريق شبكههاى ارتباطى و پست الكترونيك دستوراتش را براى طرفداران خود در خاورميانه، آسيا، افريقا و امريكا ارسال مىكند. او در اين غار كه كمى بالاتر از شهر جلالآباد در شرق افغانستان است، با يك تيربار كلاشينكف روسى ديده مىشود. در غار بنلادن، يك كتابخانه نيز وجود دارد.
بنلادن و القاعده فاقد تئورى و انديشه منسجم و قابل ارائه هستند و از هيچگونه عقبه فكرى متقن برخوردار و لذا همه فعاليتهاى بنلادن عمدتا بر يك مبناى فكرى سطحى و بىعمق استوار شده است. شايد در اينجا نيز تجارب اقتصادى و ايدههاى مديريتى بنلادن اين احساس را پديد آورده باشد كه كارگاههاى كوچك و پرهزينه را حذف كند و به جاى آن در كارخانههاى عظيم و سودآور سرمايهگذارى كند. او به شدت رهبران الجهاد و جماعةالاسلاميه را مورد انتقاد و فشار قرار داد تا از اينگونه كارها دستبردارند. رهبران اين دو جماعت نيز كه در آن زمان خارج از مصر فعاليت داشتند، توافق كردند كه رهبرى اين دو جماعت را به اسامه واگذار كنند. همين امر باعث گرديد تشكيلات كلى در كنار القاعده به وجود بيايد كه را سامه آن را «جبهه مشاركت اسلامگرايان عليه يهوديان و صليبيان» ناميد. آنچه در اين توافق از اهميتبسيارى برخوردار است، صعود ايمن الظواهرى به رهبرى سازمان الجهاد بود كه پس از تحولاتى انجام پذيرفت و به صورت يكى از دوستان نزديك اسامه درآمد.
در سال ١٩٩٨ رهبرى سازمان و تاكتيك گروههاى جهاد، دستخوش تغييراتى گرديد; از جمله اينكه به جاى «انتخاب موضوع» فهرستبلندبالايى از «اهداف مفيد براى ترور» تهيه شد و همين مسئله، در كنار اتحاد افراد و تاكتيك آنها موجب افزايش قابل توجه ترورها گرديده و به صورت ريشهاى شدن مسئله ترور بينالمللى جهادگرايان درآمد. اتحاد اين دو سازمان با القاعده، بستر مناسبى را براى جلب حمايت دوستان فراوان اين سازمانها و به ويژه مصرىها، فراهم آورد كه اين امر نيز در توسعه و گسترش چشمگير آن مؤثر بود.