پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - اعراب و اسرائيل در ترازوى آمار - شیرودی مرتضی
اعراب و اسرائيل در ترازوى آمار
شیرودی مرتضی
مقايسه آمارى اعراب و اسرائيل، مىتواند علتشكستهاى پى در پى نظامى و سياسى اعراب را در مقابله با اسرائيل مشخص كند و راههاى درمان آن را نشان دهد.
١. جمعيت. جمعيت اعراب در اواسط دهه ٩٠/٧٠ از مرز ٢٥٠ ميليون نفر گذشت كه اين رقم در مجموع ٥/٤ درصد جمعيت جهان را تشكيل مىدهد، و احتمال مىرود، در اوايل قرن ٢١، جمعيت آنها از ٣٠٠ ميليون نفر فراتر رود. اعراب در منطقهاى وسيع كه بيش از ١٣ ميليون كيلومتر است، زندگى مىكنند. اين منطقه ٩ درصد مساحتخشكىهاى زمين را تشكيل مىدهد، ولى جمعيت رژيم اشغالگر قدس در اواسط دهه ٩٠ تا ٧٠ به ٥/٥ ميليون نفر رسيد كه يك پنجم آن را اعراب تشكيل مىداد. ساحتسرزمينهاى اشغالى اندكى بيش از ٢٠ هزار كيلومتر مربع است. بنابراين، اعراب از لحاظ جمعيتى ٥٠ برابر اسرائيل هستند، و قلمرو آنها ٦٠٠ برابر بيشتر است. به علاوه، هم اعراب و هم اسرائيلىها، جمعيتى را نيز در خارج از قلمرو ارضى خود دارند. البته جمعيتيهوديان نسبتبه جمعيت اعراب كمترند، ولى به مراتب مؤثرتر، قدرتمندتر و ثروتمندترند.
٢. آموزش. علىرغم آن كه در قرن بيستم در كشورهاى عربى، تلاشهاى گستردهاى براى گسترش آموزش در بين بىسوادان انجام شده است، ولى بىسوادى همچنان در اين كشورها، يك معضل است و احتمال مىرود در اواسط دهه ٩٠/٧٠ ميزان آن ٤٥ درصد باشد كه از متوسط جهان و حتى از متوسط كشورهاى در حال توسعه نيز بيشتر است; در حالى كه رقم بىسوادى در بين يهوديان، تقريبا صفر و در بين اعراب فلسطينى بسيار كمتر از اعراب غير فلسطينى است. ميزان بالاى باسوادان در اسرائيل، اثر خود را در بخش تحقيقات توليدات نشان مىدهد.
٣. تحقيقات. در دهه ٩٠/٧٠ سهم هر فرد از بودجه اختصاص يافته به وسيله كشورهاى عربى به تحقيقات و فناورى، كمتر از يك دهم ديگر افراد جهان است، در حالى كه سهم هر اسرائيلى از بودجه تحقيقات ٣ برابر متوسط جهانى بوده است; يعنى سهم هر اسرائيلى ٣٠ برابر يك عرب است. در كشورهاى عربى دو دهم درصد از توليد ناخالص ملى به تحقيقات اختصاص يافته، حال آن كه متوسط جهانى ٤/١ درصد است، و در اسرائيل اين رقم به ٢ درصد توليد ناخالص ملى مىرسد; يعنى ١٠ برابر اعراب.
از سال ١٩٨٩ تا پايان ١٩٩٨/١٣٦٨ تا ١٣٧٧، ٧٠٠ هزار نفر از جمهورىهاى سابق اتحاد جماهير شوروى به اسرائيل مهاجرت كردهاند كه ٧٠ هزار نفر آنها مهندس، ٢٠ هزار نفر پزشك، پيراپزشك و هنرمند و ٤٠ هزار نفر استاد و معلم بودهاند. اين مهاجرت تعداد دانشمندان و مهندسين اسرائيل را نسبتبه اعراب، ٢ برابر كرده است.
٤. توليدات. در زمينه توليدات علمى نيز اعراب در وضعيت نامناسبى به سر مىبرند. به عنوان مثال، در سال ١٩٩٥/١٣٧٤ سهم اعراب در نشر مقالات و آثار علمى در مجلههاى معتبر بينالمللى، ٧ دهم درصد بود كه كمتر از يك ششم سهم جهانى است، اما سهم اسرائيل به ١٠ برابر جمعيت اين كشور در مقايسه با كل جهان مىرسد. بنابراين، برترى اسرائيل بر اعراب در اين زمينه به ٧٠ درصد مىرسد. طبق آمار سازمان ثبت اختراعات و علائم تجارى در سال ١٩٩٨/١٣٧٧ كشورهاى عربى، مجموعا ٢٤ اختراع و علامت تجارى را در اين مركز به ثبت رساندهاند. به عبارت ديگر، به ازاى هر يك ميليون نفر جمعيت از كشورهاى عربى، يك دهم اختراع به ثبت رسيده است، اما در همين سال، اسرائيل ٥٧٧ اختراع به ثبت رسانده كه به معنى ١٠٢ اختراع براى هر ميليون نفر است. به اين معنا كه متوسط اختراعات در اسرائيل در مقايسه با جمعيت اعراب، ١٠٠٠ برابر كل كشورهاى عربى است، در حالى كه تعداد دانشمندان اسرائيل به نسبت جمعيت، ١٠ برابر دانشمندان عرب است.
نتيجه اينكه شايد مؤثرترين راه پيروزى بر اسرائيل غاصب، نه خريد تسليحات بيشتر بلكه ارتقاى كيفى جمعيت و بالا بردن سطح آموزش و افزايش ميزان تحقيقات و افزودن بر مقدار توليدات است. در واقع، قدرت واقعى نه در افزايش بودجه نظامى، بلكه در افزايش قدرت ملى است.